چهارشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۵

اقتصادی

آتش در رامات ‌دیوید

آتش در رامات ‌دیوید
پیام سپاهان - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست به نظر می‌رسد حمله اخیر ایران به سرزمین‌ اشغالی و موج درگیری‌های متعاقب ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - وطن امروز /متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
به نظر می‌رسد حمله اخیر ایران به سرزمین‌ اشغالی و موج درگیری‌های متعاقب آن، به قدری برای صهیونیست‌ها خسارت‌بار بوده که حتی ساختار چندلایه و سخت‌گیرانه سانسور نظامی رژیم نیز در مهار کامل پیامدهای رسانه‌ای آن با دشواری جدی مواجه شده است. رژیم صهیونی در طول دهه‌های گذشته همواره تلاش کرده تصویری کنترل‌شده از میزان خسارات وارده در درگیری‌ها ارائه دهد؛ تصویری که بر کارآمدی سامانه‌های دفاعی و حداقل‌سازی آسیب‌ها تأکید دارد. با این حال، در جریان تبادل آتش اخیر میان ایران و رژیم، انتشار برخی داده‌های ماهواره‌ای و بازتاب آن در رسانه‌های صهیونیستی، نشان می‌دهد این بار کنترل روایت با چالش‌های جدی‌تری مواجه شده است.
بازار
شامگاه یکشنبه ۱۷ خرداد، جمهوری اسلامی ایران در چارچوب هشدارهای قبلی خود و در واکنش به تداوم حملات رژیم صهیونیستی به جنوب لبنان، سرزمین‌ اشغالی را با موشک‌های بالستیک هدف قرار داد. در مقابل، همانند الگوهای پیشین، دستگاه تبلیغاتی و رسانه‌ای رژیم تلاش کرد اینگونه القا کند که تمام موشک‌های شلیک‌شده رهگیری و منهدم شده و خسارت قابل توجهی به زیرساخت‌های نظامی اشغالگران وارد نشده است. با این حال، تجربه درگیری‌های قبلی نشان می‌دهد روایت اولیه رژیم تل‌آویو، با انتشار داده‌های تکمیلی، دچار تعدیل یا تغییر می‌شود. در مورد اخیر نیز همزمان با تأکید رسمی بر عملکرد موفق سامانه‌های دفاع موشکی، نشانه‌هایی از آسیب‌پذیری نقاط حساس نظامی در گزارش‌های غیررسمی و رسانه‌ای ظاهر شده است؛ موضوعی که روایت رسمی را به چالش می‌کشد. بر اساس برخی ارزیابی‌های انجام‌شده، در جریان حملات شامگاه یکشنبه و روز دوشنبه ایران، چندین نقطه مهم در شمال و مرکز فلسطین اشغالی هدف قرار گرفته‌اند. در میان این نقاط، نام مناطقی مانند نهاریا به‌ عنوان یکی از مراکز پشتیبانی عملیاتی در شمال، طبریا به‌ عنوان محور پشتیبانی لجستیکی و پایگاه‌های راهبردی رامات دیوید در شمال، تل‌ نوف در مرکز و نواتیم در جنوب سرزمین‌ اشغالی مطرح شده است. این مجموعه اهداف، نشان‌دهنده تمرکز حملات سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بر زیرساخت‌های هوایی و پشتیبانی عملیاتی ارتش صهیونیستی است؛ زیرساخت‌هایی که نقش حیاتی در عملیات هوایی و زمینی رژیم دارند.
تنها یک روز پس از این حملات، در شرایطی که محدودیت‌های شدید رسانه‌ای در اسرائیل برای انتشار جزئیات خسارات همچنان برقرار است، روزنامه صهیونی یدیعوت آحارونوت با استناد به تصاویر ماهواره‌ای منتشرشده اعلام کرد در پایگاه هوایی رامات دیوید، یک نقطه مشخص هدف قرار گرفته است. این گزارش بر اساس مقایسه تصاویر جدید با تصاویر ثبت‌شده در روزهای پیشین، به وجود یک لکه تیره در محل یکی از سازه‌های پایگاه اشاره می‌کند؛ نشانه‌ای که به ‌عنوان وارد شدن آسیب به یک بخش عملیاتی مورد تحلیل قرار گرفته است. نکته مهم آن است که این گزارش به ‌سرعت توسط دیگر رسانه‌های صهیونیستی از جمله اورشلیم‌پست و تایمز اسرائیل نیز بازتاب یافت.
ارزیابی تصویر ماهواره‌ای مورد استناد رسانه‌های رژیم نشان می‌دهد مکانی که مورد اصابت موشک ایرانی قرار گرفته، احتمالاً یک آشیانه جنگنده‌های صهیونیستی بوده است. با این حال، نه ارتش اشغالگر و نه رسانه‌های رسمی رژیم تاکنون به ‌طور دقیق توضیح نداده‌اند ماهیت هدف مورد اصابت، چه بوده یا میزان خسارات تا چه حد است. در بسیاری از موارد مشابه، تجربه نشان داده ارتش رژیم معمولاً در صورت محدود بودن خسارات، به‌سرعت اقدام به تکذیب یا ارائه روایت جایگزین می‌کند اما در این مورد خاص، چنین واکنشی به شکل روشن مشاهده نشده است.
اگر به الگوی رفتاری رژیم در مواجهه با درگیری‌ها و آسیب‌های نظامی نگاه شود، یک الگوی نسبتاً پایدار دیده می‌شود: نخست، تلاش برای کنترل کامل اطلاعات در ساعات اولیه؛ دوم، ارائه یک روایت حداقلی از خسارات یا انکار کامل آن و سوم، در صورت افزایش فشار رسانه‌ای یا افشای داده‌های مستقل مثل تصاویر ماهواره‌ای، پذیرش محدود و انتخابی بخشی از واقعیت. این «پذیرش انتخابی» دقیقاً نقطه‌ای است که مفهوم مدیریت ادراک وارد عمل می‌شود. در این چارچوب، انتشار یک تصویر محدود از خسارات، مثلاً نشان دادن یک نقطه آسیب‌دیده در یک پایگاه بزرگ نظامی، کارکردی فراتر از اطلاع‌رسانی دارد. این نوع انتشار گزینشی معمولاً ۲ هدف همزمان را دنبال می‌کند: نخست، ایجاد این تصور که ما چیزی را پنهان نمی‌کنیم و شفاف هستیم و دوم، کنترل نگاه افکار عمومی به یک بخش کوچک و قابل مدیریت از خسارات، در حالی که سایر بخش‌های احتمالی آسیب‌دیده همچنان در سایه می‌مانند.
در واقع، این تکنیک را می‌توان نوعی تمرکز هدایت‌شده ادراک دانست. در چنین وضعیتی، به جای اینکه افکار عمومی با یک تصویر کلی از میزان واقعی خسارات مواجه شود، تمرکز به یک نقطه محدود و قابل روایت منحرف می‌شود. این نقطه می‌تواند یک ساختمان خاص، یک آشیانه مشخص یا یک بخش کم‌اهمیت‌ از یک پایگاه بزرگ باشد. نتیجه این فرآیند این است که حجم واقعی خسارات -حتی اگر گسترده باشد- در پس یک روایت کنترل‌شده پنهان می‌ماند یا حداقل اهمیت آن کاهش می‌یابد. این الگو زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که پایگاه‌های حساس نظامی در میان باشند. در چنین مواردی، رژیم با یک تعارض دوگانه روبه‌رو است: از یک سو نیاز دارد بازدارندگی خود را حفظ و ادعا کند آسیب‌پذیر نیست و از سوی دیگر، نمی‌تواند در عصر اطلاعات به ‌طور کامل واقعیت‌های قابل ردیابی مثل تصاویر ماهواره‌ای را پنهان کند. نتیجه این تعارض، حرکت به سمت نیمه‌شفاف‌سازی کنترل‌‌شده است؛ یعنی پذیرش بخشی از واقعیت اما در قالبی کاملاً مدیریت‌شده.
در گزارش‌های مربوط به پایگاه رامات دیوید نیز اگر این چارچوب را اعمال کنیم، انتشار تصویر یک لکه آسیب‌دیده می‌تواند در همین منطق تحلیل شود؛ یعنی به جای اینکه کل ساختار آسیب‌دیده مورد بحث قرار گیرد، تمرکز رسانه‌ای بر یک نقطه خاص قرار می‌گیرد؛ نقطه‌ای که هم قابل نمایش است و هم در حدی محدود هست که کل تصویر را زیر سؤال نبرد.
در چنین شرایطی، حتی سکوت یا عدم شفاف‌سازی رژیم صهیونیستی نیز بخشی از همین استراتژی محسوب می‌شود، نه صرفاً یک واکنش منفعلانه. سکوت در اینجا به معنای خرید زمان برای تثبیت روایت رسانه‌ای است. به عبارت دیگر، تا زمانی که یک روایت حداقلی در رسانه‌ها جا بیفتد، مثلاً اینکه فقط یک نقطه محدود آسیب دیده، سایر ابعاد احتمالی خسارات، وارد چرخه افکار عمومی نمی‌شود یا با تأخیر وارد می‌شود؛ زمانی که اثرگذاری اولیه خود را دیگر از دست داده است.
برای درک اهمیت این موضوع، باید به جایگاه پایگاه رامات دیوید توجه کرد. پایگاه هوایی رامات دیوید یکی از مهم‌ترین مراکز هوایی رژیم صهیونیستی در شمال سرزمین‌ اشغالی محسوب می‌شود و نقش کلیدی در پوشش هوایی جبهه شمال، بویژه در قبال لبنان دارد. این پایگاه به ‌عنوان یکی از مراکز پشتیبانی و عملیاتی نیروی هوایی ارتش صهیونی، میزبان جنگنده‌های چندمنظوره و اسکادران‌هایی است که در عملیات‌های تجاوزکارانه نقش مستقیم دارند. موقعیت جغرافیایی آن نیز باعث شده به‌ عنوان یک گره مهم در شبکه دفاع هوایی و تهاجمی ارتش اشغالگر شناخته شود. بنابراین هرگونه اختلال در عملکرد آن، حتی در سطح محدود، می‌تواند بر توان واکنش سریع نیروی هوایی رژیم در جبهه شمال اثرگذار باشد. با وجود این اهمیت، نه ارتش صهیونیستی و نه رسانه‌های رژیم به ‌طور دقیق اعلام نکرده‌اند چه نوع تجهیزاتی در محل آسیب‌دیده قرار داشته است. با این حال، با توجه به ماهیت ساختاری پایگاه‌های هوایی، این احتمال مطرح می‌شود که نقطه هدف ‌قرارگرفته یک آشیانه جنگنده‌ها یا حداقل زیرساخت مرتبط با آماده‌سازی پرواز بوده است. اگر چنین فرضی درست باشد، اهمیت موضوع از یک آسیب سازه‌ای ساده فراتر رفته و به حوزه اختلال در چرخه عملیاتی هوایی ارتش صهیونی وارد می‌شود.
جدا از میزان دقیق خساراتی که به پایگاه رامات دیوید وارد شده، یک نکته مهم در این میان نباید مورد غفلت قرار گیرد و آن، مساله دقت اطلاعاتی و نقطه‌زنی ایران در انتخاب اهداف است. حتی اگر روایت رسانه‌های صهیونیستی را مبنا قرار دهیم و تنها اصابت به همان نقطه‌ای را که در تصاویر ماهواره‌ای منتشر شده بپذیریم، باز هم پرسش اصلی این است: چرا موشک‌های ایرانی دقیقاً چنین نقطه‌ای را هدف قرار داده‌اند؟ واقعیت آن است که در یک پایگاه هوایی، ده‌ها ساختمان، انبار، تأسیسات فنی، جاده دسترسی، مراکز پشتیبانی و سازه‌های مختلف وجود دارد. در چنین شرایطی، اصابت به بخشی که به احتمال زیاد محل استقرار، نگهداری یا پشتیبانی جنگنده‌ها بوده، نمی‌تواند یک اتفاق تصادفی باشد. این موضوع نشان می‌دهد تهران پیش از اجرای حمله، شناخت دقیق و قابل توجهی از ساختار داخلی پایگاه و کارکرد بخش‌های مختلف آن داشته‌ است.
از سوی دیگر، مجموعه اهدافی که در حملات اخیر مورد اصابت گرفت نیز همین گزاره را تقویت می‌کند. وقتی نام پایگاه‌هایی مانند رامات دیوید، تل نوف و نواتیم در کنار مراکز پشتیبانی عملیاتی در شمال فلسطین اشغالی مطرح می‌شود، نشان می‌دهد یک بانک از پیش شناسایی ‌شده و مبتنی بر ارزیابی دقیق اطلاعاتی، هدف این حملات قرار گرفته است.


نظرات شما