دوشنبه ۱۵ دي ۱۴۰۴

سیاسی

نارکوتروریسم، بهانه یا استراتژی

نارکوتروریسم، بهانه یا استراتژی
پیام سپاهان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست عبدالرحمن فتح الهی| ۷۲ ساعت از آغاز سال جدید میلادی نگذشت که معادلات بین‌الملل، ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
عبدالرحمن فتح الهی| ۷۲ ساعت از آغاز سال جدید میلادی نگذشت که معادلات بین‌الملل، تغییرات شگرفی را به خود دید و در سال ۲۰۲۶، فضای ژئوپلیتیک جهانی با آغاز اقدامات نظامی و دخالت مستقیم آمریکا در ونزوئلا وارد مرحله‌ای از پوست‌اندازی معنادار شد. حمله نظامی آمریکا به ونزوئلا و برکناری نیکلاس مادورو در سوم ژانویه ۲۰۲۶، مؤیدی بر «تهاجمی‌تر» شدن سیاست خارجی دولت دونالد ترامپ برای این سال است. چراکه این اقدام که در چارچوب بازتعریف حوزه نفوذ آمریکا در آمریکای لاتین انجام شد، علاوه بر ایجاد تغییرات فوری در کاراکاس، پیام واضحی به سایر دولت‌های مستقل و مخالف واشنگتن ارسال کرد؛ اینکه ایالات متحده برای حفظ منافع و نفوذ خود آماده اعمال قاطع و یک‌جانبه است.
هم‌زمان، در ایران اعتراضات معیشتی که از دوشنبه هفته گذشته آغاز شد، با توییت دوم ژانویه وارد مرحله دیگری شده است. زیرا رئیس‌جمهور آمریکا ادعای حمایت از معترضان را مطرح کرد. این اقدام، در کنار تجربه ونزوئلا، می‌تواند به‌عنوان الگویی برای فشارهای منطقه‌ای آمریکا و تلاش برای افزایش تأثیرگذاری بر تحولات داخلی کشورها تلقی شود. چنین اقدامات مستقیمی، حتی اگر با بهانه و ژست‌های حقوق‌بشری توجیه شوند، می‌تواند فضای سیاسی داخلی کشورها را متشنج کند و امنیت ملی را به چالش بکشد.
آنچه طی ۲۴ ساعت گذشته در ونزوئلا به وقوع پیوست، نشان داد که اقدامات یک‌جانبه آمریکا، حتی علیه دولت‌های ضعیف‌تر، می‌تواند سرعت انتقال قدرت و تغییرات سیاسی گسترده را به همراه داشته باشد و فضای بین‌المللی را به سمت قطبی‌شدن سوق دهد. به طور خلاصه، سال ۲۰۲۶ با نشانه‌های آشکار تغییر موازنه‌های منطقه‌ای آغاز شده است. ترکیب فشارهای خارجی، اقدام مستقیم آمریکا و اعتراضات داخلی ایران، لزوم بازنگری در سیاست‌های امنیت ملی و دیپلماسی کشور را پررنگ‌تر کرده و هشدار می‌دهد که عدم آمادگی برای مدیریت هم‌زمان بحران‌های داخلی و خارجی می‌تواند تبعاتی گسترده و غیرقابل پیش‌بینی در پی داشته باشد.
یک توییت و معادلات پیش ‌رو
پیرو آنچه گفته شد، دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا جمعه ۱۲ دی در شبکه اجتماعی «تروث‌سوشال» مدعی شد که «اگر ایران به معترضان مسالمت‌آمیز شلیک کند و آنها را به‌طور خشونت‌آمیز بکشد، کاری که معمولا انجام می‌دهند، ایالات متحده به کمک آنها خواهد آمد. ما کاملا آماده اقدام هستیم». مایک پمپئو، وزیر خارجه دولت اول ترامپ هم در یک لفاظی مدعی شده که «این بار مثل سال ۸۸ نیست و واشنگتن اعتراضات ایران را فرصتی برای اقدام می‌بیند!». البته برخلاف این ادعاها، یک مقام آمریکایی به الجزیره خبر داده که نیروهای آمریکایی هیچ دستوری درمورد ایران دریافت نکرده‌اند و هیچ تغییری در ماهیت و نحوه استقرار نیروهای آمریکایی در خاورمیانه ایجاد نشده است. سی‌ان‌ان هم به نقل از مقامات آمریکایی گزارش داد که «در پی توییت ترامپ در مورد ایران، تغییر عمده‌ای در سطح نیرو‌های نظامی آمریکا در منطقه ایجاد نشده؛ هیچ اقدام مستقیمی نیز انجام نگرفته است».
با این حال نوشته کوتاه ترامپ در فضای مجازی در حمایت از معترضان کافی بود تا واکنش تند مقامات کشور را شاهد باشیم. کمااینکه در همین راستا مسعود پزشکیان، رئیس‌جمهور کشورمان، در واکنش به نوشته ترامپ در مراسم گرامیداشت سالروز شهادت سرداران مقاومت در مصلای تهران گفت که «با قدرت از تمام دولتمردان خود دفاع خواهیم کرد و تلاش خواهیم کرد. آماده هرگونه فداکاری برای انقلاب و کشورمان هستیم. دشمنان ستمگر ما را از شهادت نترسانند. با وحدت و همدلی این راه را می‌توانیم به پایان برسانیم».
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس نیز روز جمعه در واکنش به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در شبکه ایکس نوشت که «فریاد شیطان بلند شد چراکه تلاش عوامل میدانی مسلح سرویس‌های جاسوسی برای تبدیل اعتراضات بحق بازاریان و اصناف و تبدیل آن به نبرد‌های شهری خشن و مسلح با آگاهی تاریخی ملت ایران با شکست رو‌به‌رو شد. همچنین رئیس‌جمهور نامحترم آمریکا هم بداند با این اعتراف رسمی تمام مراکز و نیرو‌های آمریکایی در کل منطقه هدف مشروع ما در پاسخ به هر ماجراجویی احتمالی خواهد بود. بدانید که ایرانیان در برابر دشمن خارجی متحد و مصمم به اقدام هستند». علی لاریجانی هم در شبکه اجتماعی ایکس واکنش نشان داد. به نوشته دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران، «با موضع‌گیری مقامات اسرائیلی و ترامپ، پشت صحنه ماجرا روشن شد. ما مواضع کسبه معترض را از عوامل تخریب‌گر جدا می‌دانیم و ترامپ بداند دخالت آمریکا در این مسئله داخلی برابر است با به‌هم‌ریختگی کل منطقه و هدم منافع آمریکا. مردم آمریکا بدانند ماجراجویی را ترامپ شروع کرد. مراقب سربازان خود باشند». عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران هم در شبکه اجتماعی ایکس دست به قلم شد و نوشت: «آنهایی که در ایران تحت تأثیر نوسانات گذرای نرخ ارز قرار گرفته‌اند، در چند روز گذشته به طور مسالمت‌آمیزی اعتراض کرده‌اند، همان‌طورکه حق آنهاست. جدای از آن، ما شاهد مواردی از شورش‌های خشونت‌آمیز نیز بوده‌ایم، از جمله حمله به ایستگاه پلیس و پرتاب کوکتل‌مولوتف به سمت افسران پلیس. رئیس‌جمهور ترامپ که اخیرا گارد ملی را در داخل مرزهای ایالات متحده مستقر کرد، بهتر از همه می‌داند که حملات مجرمانه به اموال عمومی قابل تحمل نیست».
اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت امور خارجه، در واکنش توییتری خود نوشت که «کافی است کارنامه طولانی اقدامات سیاست‌مداران آمریکایی برای «نجات مردم ایران» مرور شود تا به عمق «همدلی» آمریکا با ملت ایران پی ببریم؛ از سازمان‌دهی کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ علیه دولت منتخب دکتر محمد مصدق با تأمین مالی و تجهیز اغتشاشگران، تا شلیک به هواپیمای مسافربری ایران در سال ۱۳۶۷ و کشتار زنان و کودکان بی‌گناه بر فراز خلیج فارس، تا حمایت همه‌جانبه از صدام در جنگ هشت‌ساله علیه ایرانیان، تا همدستی با رژیم اسرائیل در ترور و کشتار ایرانیان و حمله به زیرساخت‌های ایران در خرداد ۱۴۰۴، و البته تحریم‌هایی که شدیدترین تحریم‌های تاریخ نام گرفته است؛ و امروز نیز تهدید به حمله به ایران به بهانه دلسوزی برای ایرانیان با نقض فاحش مهم‌ترین اصل حقوق بین‌الملل! ایرانیان در گفت‌وگو و تعامل با یکدیگر برای حل مشکلات، اجازه هیچ‌گونه مداخله خارجی را نخواهند داد».
دستگاه دیپلماسی کشورمان نیز طی بیانیه‌ای اعلام کرد که «وزارت امور خارجه اظهارات تهدیدآمیز مقام‌های آمریکایی علیه ایران را در راستای سیاست تنش‌‌افزایی رژیم صهیونیستی در منطقه ارزیابی می‌کند و تأکید دارد که واکنش جمهوری اسلامی ایران به هر تعرضی، سریع، قاطع و همه‌جانبه خواهد بود. بدیهی است مسئولیت پیامدهای چنین وضعیتی که می‌تواند کل منطقه را بیش از پیش دچار بحران و بی‌ثباتی کند، به‌طور کامل بر عهده رژیم آمریکا خواهد بود». امیرسعید ایروانی، سفیر و نماینده ایران در سازمان ملل نیز در نامه‌ای به دبیرکل و رئیس شورای امنیت ضمن محکوم‌کردن اظهارات ترامپ، بر حق ذاتی ایران در دفاع از حاکمیت، تمامیت ارضی، امنیت ملی خویش و نیز حفاظت از مردم خود در برابر هرگونه مداخله خارجی تأکید کرد. در نامه ایران به شورای امنیت پیرامون اظهارات ترامپ آمده که «مایه بسی نگرانی است که این اظهارات بی‌پروایانه، در خلأ ایراد نشده و تهران در این خصوص، حقوق خود را به گونه‌ای متناسب اعمال خواهد کرد».
اعلام «دستگیری و خروج» نیکلاس مادورو توسط دونالد ترامپ، به‌ویژه در شرایطی که اعتراضات معیشتی در ایران در جریان است، فراتر از یک رویداد دوردست در آمریکای لاتین ارزیابی می‌شود. این اقدام نشان‌دهنده رویکرد تهاجمی و یک‌جانبه آمریکا برای حفظ حوزه نفوذ و اعمال فشار بر دولت‌های مستقل است. ترکیب این تحولات با تجربه جنگ 12 روزه، فضایی از بی‌ثباتی و عدم قطعیت را ایجاد کرده که به تبع آن باید ضرورت بازنگری فوری در سیاست‌های داخلی و خارجی ایران، افزایش هوشیاری امنیتی و تحلیل دقیق تهدیدات احتمالی خارجی را جدی‌تر از هر زمان دیگری در دستور کار قرار داد. لذا پیرو مباحث مطرح‌شده و به‌منظور تحلیل دقیق‌تر معادلات سال ۲۰۲۶ و رخدادهای شکل‌گرفته در روزهای آغازین این سال میلادی، همچنین برای تبیین شفاف‌تر روندهای سیاست خارجی و داخلی ایران، از دیدگاه‌ها و تحلیل‌های جمعی از کارشناسان بهره گرفته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:
قاسم محبعلی: معادلات پیچیده در سایه سقوط مادورو به موازات ادامه اعتراضات در ایران
سیاست خارجی دونالد ترامپ در آغاز سال ۲۰۲۶ با جنگ و حمله به ونزوئلا و خروج نیکلاس مادورو از قدرت آغاز شد؛ اقدامی که در چارچوب «استراتژی امنیت ملی» جدید آمریکا قابل تحلیل است. در این سند، ایالات متحده آمریکا، به‌ویژه حوزه کارائیب و آمریکای لاتین، را به‌عنوان «حیاط‌خلوت» خود تعریف کرده و با احیای دکترین مونرو، صراحتا اعلام کرده است که اجازه نخواهد داد هیچ قدرت یا دولت مخالف آمریکا در این منطقه حاکم شود. از این منظر، تداوم حکومت مادورو بدون توافق و رضایت واشنگتن عملا ناممکن بود و این تحول از پیش قابل پیش‌بینی به‌شمار می‌رفت. حتی می‌توان تصور کرد که سایر دولت‌های آمریکای لاتین نیز یا ناچار به تطبیق با سیاست‌های آمریکا شوند یا در معرض فشار برای تغییر قرار گیرند. در همین چارچوب، جایگاه ایران نیز باید در اولویت‌بندی جدید سیاست خارجی آمریکا دیده شود. بر اساس استراتژی امنیت ملی ترامپ، پس از آمریکای شمالی و جنوبی، حوزه پاسیفیک و مهار چین در صدر اولویت‌ها قرار دارد. اروپا در مرحله بعدی تعریف شده و حتی بحران اوکراین بیشتر به‌عنوان تهدیدی برای امنیت اروپا تلقی می‌شود تا تهدیدی مستقیم علیه آمریکا. در مورد خاورمیانه، سیاست آمریکا از دوره اوباما بر کاهش حضور مستقیم و «بومی‌سازی» امنیت منطقه استوار بوده است؛ به‌گونه‌ای که اسرائیل به‌عنوان محور اصلی، در کنار عربستان سعودی، مصر و احتمالا ترکیه، نقش‌های کلیدی در مدیریت امنیت منطقه ایفا کنند. در این الگو، ایران به‌عنوان «مسئله» یا «دردسر» تعریف شده که برای اجرای این سیاست باید یا از مسیر توافق و مذاکره مهار شود یا در صورت عدم توافق، با الگوهایی مشابه ونزوئلا تحت فشار قرار گیرد.
 بحران اقتصادی ایران ریشه در تحریم‌ها دارد و رفع تحریم‌ها نیز بدون توافق با آمریکا امکان‌پذیر نیست. روند تحولات از سال ۱۳۸۳ نشان می‌دهد که قدرت چانه‌زنی و موقعیت ایران به‌تدریج تضعیف شده و اکنون کشور نه‌تنها بخشی از نفوذ منطقه‌ای خود را از دست داده، بلکه با بحران اقتصادی و اجتماعی عمیقی مواجه است. گسترش اعتراضات به لایه‌های اقتصادی و بازار، خود گواهی بر آن است که ارزیابی‌های رسمی از وضعیت داخلی و خارجی کشور، با واقعیت‌های موجود فاصله معناداری دارد.
علی بیگدلی: سقوط مادورو، زنگ خطر برای جهان است
آغاز سال ۲۰۲۶ با جنگ و مداخله مستقیم آمریکا نشان‌دهنده ورود نظام بین‌الملل به مرحله‌ای تازه از آشفتگی و دگرگونی است؛ وضعیتی که حتی در مقایسه با دوره پس از جنگ جهانی دوم نیز کم‌سابقه به نظر می‌رسد. نظم بین‌المللی در حال فروپاشی تدریجی است و ساده‌سازی خطرناکی در قواعد آن شکل گرفته که آثارش در خاورمیانه با شدت بیشتری بروز یافته است. در نتیجه این تحولات، موازنه قدرت در منطقه تغییر کرده و این تغییر به زیان ایران تمام شده، در حالی که همچنان از همان الگوها و استراتژی‌های دهه‌های گذشته استفاده می‌شود و توجه کافی به تحولات بنیادین نظام جهانی وجود ندارد. حمله آمریکا به ونزوئلا، سقوط دولت مادورو و خروج او از کشور، نشان داد که ایالات متحده آمادگی دارد فراتر از قواعد متعارف بین‌المللی عمل کند. این اقدام، که با استناد به منطق تاریخی دکترین مونرو و تلقی آمریکای لاتین به‌عنوان حیاط خلوت واشنگتن انجام شد، حامل پیامی روشن برای سایر مناطق از جمله خاورمیانه است. ونزوئلا طی سال‌های گذشته به کانون نفوذ بازیگرانی چون ایران، روسیه و چین تبدیل شده بود و آمریکا اجازه شکل‌گیری چنین کانونی را در مجاورت خود نداد. این عملیات که با اطلاعات دقیق و آماده‌سازی قبلی انجام شد، برای دولت آمریکا دستاوردی راهبردی و برای رئیس‌جمهور آن مشروعیت داخلی و بین‌المللی به همراه آورد و موجب شد تهدیدات او جدی‌تر تلقی شود. هم‌زمانی این تحولات با آغاز اعتراضات معیشتی در ایران و حمایت علنی رئیس‌جمهور آمریکا از معترضان، نشانه‌ای هشداردهنده است و این پیام را منتقل می‌کند که سناریوی ونزوئلا می‌تواند به‌عنوان یک الگو در ذهن سیاست‌گذاران آمریکایی وجود داشته باشد. اگرچه حمله مستقیم به ایران نیازمند مجوز کنگره آمریکاست، اما تجربه ونزوئلا نشان می‌دهد که امکان اقدامات پنهان یا استفاده از بهانه‌های امنیتی نیز وجود دارد. در چنین شرایطی، سفر مقامات اسرائیلی به واشنگتن و تحرکات اخیر منطقه‌ای حاکی از آن است که تحولات پرریسکی در پیش است. در نهایت، منطقه خاورمیانه برای آمریکا و اروپا به‌عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های جذب سرمایه و کالا اهمیت دارد و از نگاه غرب، این منطقه باید عاری از تنش باشد. بدون بازنگری جدی در سیاست خارجی و انطباق آن با شرایط جدید جهانی، ادامه مسیر گذشته نه‌تنها پاسخ‌گو نخواهد بود، بلکه هزینه‌های بیشتری را نیز تحمیل خواهد کرد.
بازار
فریدون مجلسی: ایران با ونزوئلا متفاوت است
تحولات ونزوئلا و سقوط نیکلاس مادورو حامل این پیام روشن است که منطق حاکم بر رفتار ایالات متحده در دوره جدید، مبتنی بر نمایش حداکثری قدرت و ارسال این سیگنال است که اگر طرف مقابل رفتاری غیرقابل پیش‌بینی دارد، آمریکا می‌تواند رفتاری رادیکال‌تر و بی‌پرواتر از آن نشان دهد. از این منظر، دستگیری مادورو نه‌تنها یک اقدام سیاسی، بلکه یک پیام بازدارنده برای دیگر بازیگران محسوب می‌شود. مادورو سال‌ها مردم کشور خود را در وضعیت فشار، فقر و انسداد سیاسی نگه داشت و به همین دلیل نیز بعید است بخش بزرگی از جامعه ونزوئلا از کنار‌رفتن او احساس تأسف عمیقی داشته باشد. اکنون باید دید جامعه‌ای که میلیون‌ها نفر از آن آواره شده و به سمت مرزها گریخته‌اند و مردمی که در داخل باقی مانده‌اند، در برابر تحولات جدید چه واکنشی نشان خواهند داد. از نگاه آمریکا، این اقدام دارای پوشش حقوقی نیز هست؛ چراکه واشنگتن، رئیس‌جمهور منتخب مخالف مادورو را که پیش‌تر به رسمیت شناخته بود، رئیس‌جمهور قانونی می‌داند و مادورو را غاصب قدرت تلقی می‌کند. به همین دلیل، احتمالا با کسب رضایت و همراهی آن دولت جایگزین، نوعی مشروعیت حقوقی برای اقدام خود ایجاد خواهد کرد. در عین حال، بعید به نظر می‌رسد آمریکا به‌ دنبال اشغال مستقیم ونزوئلا باشد؛ چراکه نیازی به چنین اقدامی ندارد و می‌تواند با ابزارهای سیاسی، اقتصادی و حمایتی، دولت جدید را مستقر و فعال کند. ونزوئلا کشوری با ظرفیت‌های عظیم است؛ از حیث منابع نفتی، بالقوه ثروتمندترین کشور جهان به‌شمار می‌رود و از نظر طبیعی نیز دارای یکی از غنی‌ترین و زیباترین اقلیم‌هاست.
 این کشور پیش‌تر تجربه رفاه و توسعه را داشته و مشکلاتی نظیر شکاف طبقاتی، با چنین سطحی از ثروت، می‌توانست از مسیر تولید، توسعه زیرساخت و افزایش ظرفیت‌های صنعتی حل شود، نه با ملی‌سازی‌های شتاب‌زده، درگیری‌های ایدئولوژیک و تشدید تنش با جهان. آنچه بر ونزوئلا گذشت، بیشتر حاصل تندروی، شعارزدگی و سوءمدیریت بود؛ کابوسی که ‌مانند نمونه‌های تاریخی در اروپای شرقی، سرانجام پایان یافت و این کشور به‌ احتمال زیاد بار دیگر به جایگاه پیشین خود بازخواهد گشت. درباره ایران، اگرچه برخی این تحولات را نشانه احتمال مداخله جدی‌تر آمریکا تلقی می‌کنند، اما تفاوت‌های مهمی وجود دارد. در ونزوئلا، آمریکا از ابتدا یک جایگزین سیاسی به رسمیت‌ شناخته‌شده داشت و فضای منطقه‌ای و نظامی برای اقدام فراهم بود. در مورد ایران، میزان حمایت داخلی، واکنش همسایگان که تمایلی به بی‌ثباتی و جنگ در منطقه ندارند‌ و میزان مقبولیت هر گزینه جایگزین در جامعه ایران، متغیرهایی تعیین‌کننده‌اند که نمی‌توان آنها را نادیده گرفت.


نظرات شما