پیام سپاهان - اکو ایران / متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
گروه بینالمللی بحران، به سنت هر ساله، در آغاز سال نو میلادی گزارش سالانه خود از 10 مناقشه بزرگ در سال جدید میلادی را که باید رصد کرد، منتشر کرده است. بخش مربوط به تحولات ایران این گزارش ارائه میشود.
بازار ![]()
حملات اسرائیل به ایران در ماه ژوئن به نزدیک دو هفته درگیری انجامید و سرانجام آمریکا نیز با بمباران تأسیسات هستهای ایران وارد جنگ شد. اکنون دسترسی بازرسان بینالمللی به این سایتها محدود شده، وضعیت ذخایر مواد شکافتپذیر با خلوص بالای ایران نامعلوم است و پیشرفتی در مسیر گفتوگو میان تهران و واشنگتن دیده نمیشود. مقامهای ارشد غربی و منطقهای نگران دور تازهای از نبرد هستند. در اواخر دسامبر، نتانیاهو کاخ سفید را در جریان طرحهایی برای حملات جدید قرار داد و به تلاشهای اعلامشده ایران برای بازسازی برنامه موشکهای بالستیک خود استناد کرد. ترامپ نیز اظهار داشت که فعالیتهای موشکی و هستهای ایران میتواند بار دیگر به حملات جدید منجر شود.
اوایل سال ۲۰۲۵، ترامپ گفتوگوها با تهران را آغاز کرده بود: همزمان با تشدید تحریمها، با مقامات ایران تماس گرفت. چند گفتوگوی نخست امیدوارکننده به نظر میرسید، تا اینکه فرستاده آمریکا، استیو ویتکاف، بهدلیل اعتراض اسرائیل و سناتورهای جمهوریخواه، از موضع اولیه خود مبنی بر پذیرش غنیسازی محدود اورانیوم ایران عقبنشینی کرد. ایران که دههها بر غنیسازی داخلی پافشاری کرده، تولید مواد شکافتپذیر را افزایش داد تا در مذاکراتی که انتظار داشت طولانی شود، اهرم فشار به دست آورد. تهران انتظار داشت ترامپ، با وجود ضربالاجل ۶۰روزهای که از آوریل تعیین کرده بود، تا زمانی که مسیر دیپلماسی باز است در برابر فشار اسرائیل برای اقدام نظامی مقاومت کند. اما اسرائیل یک روز پس از پایان آن ضربالاجل حمله کرد.
این حملهای غافلگیرکننده بود. در سال ۲۰۲۴، اسرائیل به قدرتمندترین متحد ایران، یعنی حزبالله، آسیب وارد کرد و آنچه جمهوری اسلامی آن را دفاع پیشرو حیاتی میدانست، تضعیف کرده بود. چند تبادل آتش در همان سال نفوذپذیری پدافند هوایی ایران را نشان داد. موج نخست حملات اسرائیل نهتنها تأسیسات هستهای و پایگاههای پرتاب موشک، بلکه فرماندهان ارشد و دانشمندان باتجربه هستهای ایران را هدف گرفت. ایران با موشکباران تلافی کرد و بسیاری از اسرائیلیها را روزها به پناهگاهها کشاند و خسارت بیسابقهای وارد کرد.
جنگ، دوازدهروزه نزدیک به ۷۰۰ غیرنظامی ایرانی و ۲۵ اسرائیلی را کشت و صدها نفر دیگر زخمی شدند. ترامپ مدتی کنار ایستاد. سپس دستور حملات سنگین با مهمات نفوذگر به سایتهای هستهای عمیقاً زیرزمینی را صادر کرد. ایران با حمله به یک پایگاه هوایی آمریکا در قطر پاسخ داد؛ ترامپ سپس به درگیریها پایان داد و نتانیاهو را واداشت آخرین حمله را لغو کند.
در مورد برنامه هستهای، از ژوئن تاکنون هیچ بازرس خارجی از سایتهای ایران بازدید نکرده است،هر چند بعید است تهران بتواند به این زودیها حتی بهطور مخفیانه، غنیسازی را از سر بگیرد. اما توان هستهای کشور از بین نرفته است. گزارشها حاکی از آن است که بیش از ۴۰۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا یا زیر آوار مدفون شده یا پنهان گردیده است.
ترامپ همچنان از مذاکره سخن میگوید، اما ظاهراً کسی دیگر علاقه چندانی ندارد. بیشتر مقامهای آمریکایی یا این پرونده را به حاشیه راندهاند یا همچنان انتظار تسلیم کامل تهران را دارند. برخی مقامات ایرانی، تماسهای پیشین ترامپ را فریبی میدانند که برای فراهمکردن پوشش دیپلماتیک جهت آمادهسازی اسرائیل برای جنگ انجام شد. جناح عملگرا معتقد است جلوگیری از حملهای دیگر مستلزم سازش است، بهویژه با توجه به مشکلات اقتصادی ایران، اما آنها از نشاندادن ضعف اکراه دارند. برای اسرائیل، جنگ ژوئن و مشارکت ترامپ این باور را تقویت کرده که تهران باید از برنامه هستهای خود دست بکشد یا با تحریمهای بیشتر و حملات تازه روبهرو شود.
تا حدودی، وقفه پس از جنگ برای همه رضایتبخش است: فعلا غنیسازی متوقف شده، و دولت ایران نیز باور دارد که آتش آنها را تاب آورده و همچنان پابرجاست. اما به نظر میرسد اسرائیل بیش از پیش آماده اقدام است و دور بعدی میتواند بدتر از قبلی باشد. اسرائیل ممکن است از همانجا که در ژوئن متوقف شد ادامه دهد و ارزیابیها در تهران این است که میتوان با رگبارهای بزرگتر نسبت به گذشته، تلفات بیشتری وارد کرد.
اگر «محور مقاومت» ایران با حملات سنگین اسرائیل آسیب دیده، حوثیها همچنان قدرتمند باقی ماندهاند. در یمن، حوثیها در طول حملات ۲۰۲۳ تا ۲۰۲۵ اسرائیل به غزه، با پهپادها، موشکهای بالستیک و حتی موشکهای حامل مهمات خوشهای اسرائیل را هدف قرار دادند و کشتیرانی تجاری در دریای سرخ را بهشدت مختل کردند. حملات اسرائیل به بنادر یمن و نیروگاهها تنها تا حدی این گروه را تضعیف کرده است. به نظر میرسد ارسال سلاح به سوی آنها افزایش یافته و حوثیها نیز روابط خود را در آنسوی دریای سرخ، از جمله با الشباب در سومالی، عمیقتر کردهاند. اگر اسرائیل دوباره در غزه تشدید تنش کند، به ایران حمله کند یا مستقیماً یمن را هدف بگیرد، حوثیها میتوانند با حملات بیشتر پاسخ دهند.
در حالت ایدهآل، آمریکا و ایران باید آنچه عملاً نوعی آتشبس پرتنش است را تقویت کنند. نقطه آغاز ممکن است توافقی باشد که تعلیق ناخواسته غنیسازی اورانیوم را به وقفهای طولانیتر تبدیل کند، همراه با بازگشت بازرسان و شفافیت درباره ذخایر مواد شکافتپذیر. آمریکا میتواند با کاهش جزئی تحریمها پاسخ دهد و زمان بخرد تا دو طرف بر سر ترتیبات بلندمدتتر گفتوگو کنند. جاهطلبانهتر آنکه دیپلماتهای آمریکایی ممکن است به تفاهمهای غیرعلنی بیندیشند که طی آن ایران از حمایت بیشتر از شرکای غیردولتی خود صرفنظر کند و در مقابل، آمریکا اسرائیل را از حملات دوباره بازدارد.
رسیدن به هر توافق پایداری در حال حاضر دشوار به نظر میرسد. با این حال، در نهایت شاید نوعی کنسرسیوم که به ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس، احتمالاً تحت نظارت آمریکا دسترسی به مواد چرخه سوخت بدهد و بتواند راهی برای مدیریت برنامه هستهای ایران و دستیابی به آرامشی پایدارتر در خلیج فارس فراهم کند.