پیام سپاهان - وطن امروز / متن پیش رو در وطن امروز منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حسین مهدیتبار| در روزهای اخیر، دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، در یک پست در شبکه اجتماعی تروث سوشال، تهدیدی علیه دولت ایران اعلام کرد. او اعلام کرد اگر ایران شروع به کشتن معترضان صلحجو کند، آمریکا آماده مداخله است.
این اظهارات که به نظر میرسد پاسخی به اعتراضات اخیر در ایران ناشی از مشکلات اقتصادی است، بلافاصله موجی از واکنشها را در داخل آمریکا برانگیخت اما برخلاف آنچه ممکن است انتظار برود، این واکنشها نهتنها از سوی دموکراتها و مخالفان ترامپ، بلکه در درون حزب جمهوریخواه و حتی پایگاه وفادار ماگا نیز سرچشمه گرفته است.
بازار ![]()
این انتقادات نشاندهنده شکاف عمیقی در اردوگاه ترامپ است که میتواند چالشهای جدی برای سیاست خارجی او ایجاد کند. در این گزارش، به بررسی تحلیلی این انتقادات میپردازیم که چگونه این موضع ترامپ با شعارهای اصلی کمپین انتخاباتیاش در تعارض است و وی چگونه منافع شخصی را بر اولویتهای داخلی آمریکا ترجیح میدهد.
ابتدا باید به زمینه این اظهارات ترامپ اشاره کرد. اعتراضات در ایران که عمدتاً بر مسائل اقتصادی تمرکز دارد، فرصتی برای ترامپ فراهم کرده تا خود را مدافع حقوق بشر و آزادی اعتراض نشان دهد. او در پست خود تأکید کرد آمریکا آماده نجات معترضان صلحجو است و حتی از ایران خواست از خشونت پرهیز کند اما این ادعا بلافاصله با انتقادات داخلی مواجه شد، زیرا بسیاری از آمریکاییها آن را ریاکارانه میدانند. منتقدان اشاره میکنند که ترامپ خودش سابقهای طولانی در سرکوب اعتراضات داخلی دارد. برای مثال، در جریان اعتراضات سال ۲۰۲۰ در پورتلند، جایی که معترضان صلحجو با لباسهای کارتونی حضور داشتند، ترامپ نیروهای فدرال را برای مقابله با آنها اعزام کرد و این اقدام منجر به خشونتهای غیرضروری شد. در واقع او نیروهای ملی را برای مبارز با صلحطلبان فرستاد و حالا ادعای حمایت از اعتراضات در ایران را دارد.
این تناقض، یکی از محورهای اصلی انتقادات است. چگونه کسی که آزادی بیان را در کشور خود نقض میکند، میتواند مدعی حمایت از آن در کشوری دیگر باشد؟ این ریاکاری نهتنها از سوی لیبرالها، بلکه از سوی برخی جمهوریخواهان نیز مورد حمله قرار گرفته است و بسیاری از جمهوریخواهان آن را مغایر اصول آزادیخواهی میدانند.
اما انتقادات فراتر از مساله آزادی بیان میرود و به اولویتهای سیاست خارجی ترامپ میرسد. یکی از نکات کلیدی که منتقدان برجسته کردهاند، این است که ترامپ با این تهدید، منافع اسرائیل را بر منافع آمریکا ترجیح میدهد. این ادعا ریشه در روابط نزدیک ترامپ با بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، دارد.
در سالهای اخیر، ترامپ بارها سیاستهایی اتخاذ کرده که به نفع اسرائیل بوده، مانند انتقال سفارت آمریکا به بیتالمقدس یا حمایت از حملات اسرائیل به تأسیسات هستهای ایران. حالا، با تهدید مداخله در ایران، بسیاری باور دارند ترامپ در حال خدمت به منافع اسرائیل است، نه آمریکا.
این مساله بویژه در میان پایگاه ماگا حساسیتبرانگیز است، زیرا شعار اصلی این جنبش «اول آمریکا» بوده که بر اولویت دادن به مسائل داخلی مانند اقتصاد، مهاجرت و امنیت مرزها تأکید دارد.
رسانه گاردین در گزارشی تحلیلی نوشت حامیان «اول آمریکا» مانند استیو بنن، ترامپ را به خویشتنداری دعوت کردهاند، در حالی که تندروهای جمهوریخواه برای مداخله فشار میآورند. این شکاف نشاندهنده آن است که ترامپ در حال از دست دادن حمایت بخشی از پایگاه خود است که جنگهای خارجی را مانعی برای تمرکز بر مشکلات داخلی میدانند.
یکی از برجستهترین منتقدان این موضع، مارجری تیلور گرین، نماینده جمهوریخواه مجلس است. گرین که زمانی یکی از وفادارترین حامیان ترامپ بود، حالا علناً علیه او موضع گرفته. او در واکنش به تهدید ترامپ علیه ایران گفت: «این دقیقاً چیزی است که ما در سال ۲۰۲۴ علیهاش رأی دادیم». او تأکید کرد: آمریکاییها علیه اولویت دادن به منافع اسرائیل بر آمریکا رأی دادهاند و ترامپ با این اقدامات، از مسیر «اول آمریکا» منحرف شده. این اظهارات گرین در رسانههایی مانند هیل بازتاب گستردهای داشت. او حتی ترامپ را متهم کرد تحت تاثیر کمپینهای لابی اسرائیلی قرار دارد و این روابط، سیاست خارجی آمریکا را به سمت جنگهای غیرضروری سوق میدهد. گرین در مصاحبهای گفت ترامپ دیگر به دنبال «اول آمریکا» نیست و به منافع اسرائیل خدمت میکند.
این انتقادات از سوی دیگر جمهوریخواهان مانند توماس مسی نیز تکرار شده که گفتهاند آمریکا با مشکلات داخلی مانند بدهیهای عظیم روبهرو است و نباید درگیر جنگهای خارجی شود.
علاوه بر این، بخش قابل توجهی از انتقادات بر عدم صداقت ترامپ تمرکز دارد، بویژه در ارتباط با منابع نفتی ایران. منتقدان میگویند ادعای حمایت از معترضان، تنها پوششی برای اهداف اقتصادی است. ترامپ سابقهای طولانی در تمرکز بر نفت دارد؛ در دوره اول ریاستجمهوریاش، او تحریمهای شدیدی علیه ایران اعمال کرد تا صادرات نفت را به صفر برساند و ایران را از درآمد محروم کند. حالا، با تهدید مداخله، بسیاری باور دارند هدف واقعی، کنترل منابع نفتی ایران است. برای مثال، در گزارشی از بلومبرگ، اشاره شده ترامپ در سیاستهایش نسبت به ایران، کنترل تجارت نفت بین تهران و پکن را در نظر دارد.
این عدم صداقت، حتی در میان حامیان ماگا خشم ایجاد کرده. توماس مسی، نماینده جمهوریخواه، به این مساله اشاره کرده و گفته ترامپ به نفت ایران چشم دوخته. سالهاست ترامپ کشورها را تهدید کرده که اگر با ایران تجارت کنند، با آمریکا تجارت نخواهند کرد که مستقیماً به نفت مربوط میشود.
این تمرکز بر نفت، بخشی از الگوی بزرگتری است که ترامپ را به عنوان کسی نشان میدهد که حقوق بشر را ابزار سیاست اقتصادی میکند. در گزارش آتلانتیک کانسیل، اشاره شده تهدیدهای ترامپ علیه ایران، اغلب با ظاهر پیشنهاد مذاکره همراه است اما هدف واقعی، منافع اقتصادی است.
در نهایت، این تهدید ترامپ نهتنها در پایگاه ماگا شکاف ایجاد کرده، بلکه سؤالاتی جدی درباره جهتگیری سیاست خارجی آمریکا مطرح کرده است. رسانههایی مانند هیل گزارش دادهاند «آمریکا اول»یها خشمگین هستند و حتی مخالفان تهران نیز از این تهدید حمایت نمیکنند.
لامونیکا مکآیور، از دموکراتها، این اقدام را خطرناک و بدون مشورت با کنگره خواند اما مهمتر، حتی از درون جمهوریخواهان، صداهایی مانند مسی بلند شده که میگویند این جنگی نیست که ما میخواهیم. اگر ترامپ به این مسیر ادامه دهد، ممکن است حمایت داخلیاش را از دست بدهد و آمریکا را درگیر بحرانی کند که اولویتهای واقعی مانند اقتصاد داخلی را تحتالشعاع قرار دهد. این مساله نشان میدهد شعارهای انتخاباتی در آمریکا، اغلب با واقعیتهای قدرت در تعارض است و منافع شخصی یا خارجی، میتواند بر تعهدات داخلی غالب شود.