پیام سپاهان - خراسان / «پاسخ یکپارچه ایران به ترامپ» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
اظهارات مداخلهجویانه ترامپ درباره اعتراضات در ایران، نه تازه است و نه هوشمندانه؛ تکرار همان خطای آزمودهای است که بارها هزینهاش را خود آمریکا پرداخته است. در قاموس حقوق بینالملل، اصل منع مداخله در امور داخلی کشورها نه یک توصیه اخلاقی، که قاعدهای آمره است؛ قاعدهای که منشور ملل متحد، از ماده ۲ تا رویههای قضایی بینالمللی، بر آن مُهر تأکید زدهاند. دولتها حق ندارند با گفتار، فشار یا تحریک، مسیر تحولات داخلی کشور دیگری را دستکاری کنند؛ چه رسد به آنکه اعتراضات اجتماعی را دستاویز اهداف ژئوپلیتیک خود سازند.
ترامپ، اما، گویی از تاریخ چیزی نیاموخته است. هر بار که دهان به «دلسوزی» برای مردم ایران میگشاید، همزمان پروندهای قطور از تحریم، تهدید و حمایت از خشونت علیه ایرانیان را پشت سر خود میکشد. این تناقض آشکار، دقیقاً همان چیزی است که هر ادعای خیرخواهانه را به ضد خودش بدل میکند. دلسوزیِ کسی که تحریم را «فشار حداکثری» مینامد، از اساس بیاعتبار است. ادعای کسی که حرف هایش را با B-۵۲ بیان و با بمب تبیین می کند، دعوی باطلی است. باطل هم هیچ گاه نتوانسته است حقی را ایجاد کند.
واقعیت اجتماعی ایران نیز برای آنان که از دور نسخه میپیچند، روشن است: ایرانی ممکن است معترض باشد، ممکن است با هم دست در یقه داشته باشد، ممکن است نقد کند، فریاد بزند و مطالبهگر باشد. این حق جامعه است و نشانه زندهبودن آن. اما همین جامعه، در برابر دشمن خارجی، قاعدهای نانوشته دارد: اختلافات را کنار میگذارد و کنار هم میایستد. اگر دست در یقهای هست، در برابر دشمن، دستها در یقه او میرود، نه در خدمت روایت او.
این همان تجربه تاریخی است که یانکیها بارها نادیده گرفتهاند. از کودتای ۲۸ مرداد تا تحریمهای امروز، از تهدید نظامی تا جنگ روایتها، نتیجه یکی بوده است: ملت ایران در بزنگاهها یکپارچه میشود. آزموده را آزمودن خطاست؛ اما گویا این قاعده ساده هنوز به درس ثابت سیاست آمریکا تبدیل نشده است. فراموشکاران سیاه کردار کاخ سفید حتی همین چند ماه پیش و جنگ ۱۲ روزه را هم از یاد برده اند. می خواستند با آغاز جنگ، مردم را به طرفداری خود به خیابان بکشند اما ملت رشید ایران با هر ذائقه و سلیقه و حتی دین و مذهب، به خیابان آمدند اما« سنگ »ها را به سوی « سگ» های هاری پرتاب کردند که به این خاک هجوم آورده بودند. این بار اما انگار طرح شان را جوری نوشته اند که اول خیابان را از ما بگیرند و بعد بمب افکن های خود را پرواز دهند اما این را هم کور خوانده اند. جوابش را تا همین جا هم عکس مقصود خود گرفته اند. معترض، حرف خود را می زند اما به اغتشاشگر فرصت نمی دهد مشق صهیون را بر زمین بنویسد. این را باید چندین و چند باره برای رئیس جمهور مرگ طلب و زندگی ستیز آمریکا، کلمه شمار کرد که ایران را نمیتوان با توئیت و تهدید مهندسی کرد. جامعهای با نزدیک به ۹۰ میلیون جمعیت، اگر احساس کند پای استقلال و تمامیتش در میان است، ۹۰ میلیون اراده میشود؛ ۹۰ میلیون ایستادگی. این تعبیر نه دعوت به خشونت است و نه شعار توخالی؛ توصیف واقعیتی اجتماعی است که بارها خود را نشان داده است. دشمن بیرونی، ناخواسته همان چیزی را میسازد که از آن میترسد: انسجام ملی.
بازار ![]()
پیام روشن است: اعتراض در ایران، مسئلهای ایرانی است و راهحلش نیز ایرانی. حقوق بینالملل، اخلاق سیاسی و تجربه تاریخی همگی بر یک نکته متفقاند: دخالت نکنید. اگر ترامپ و همفکرانش واقعاً نگران ثبات و صلحاند، نخستین گامشان سکوت و احترام به حاکمیت ملتهاست. در غیر این صورت، تاریخ بار دیگر تکرار خواهد شد؛ به زیان آنان که خیال میکنند با فشار بیرونی میتوانند سرنوشت یک ملت را تغییر دهند.