دوشنبه ۲۷ بهمن ۱۴۰۴

سیاسی

سرمقاله فرهیختگان/ لحظه‌های یک انقلاب واقعی

سرمقاله فرهیختگان/ لحظه‌های یک انقلاب واقعی
پیام سپاهان - فرهیختگان / «لحظه‌های یک انقلاب واقعی» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم مهدی رمضانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: انقلاب اسلامی ایران، ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - فرهیختگان / «لحظه‌های یک انقلاب واقعی» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم مهدی رمضانی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
انقلاب اسلامی ایران، از جمله بزرگ‌ترین رویداد‌های قرن حاضر است؛ واقعه‌ای که امروز پس از گذشت 47 سال از پیروزی آن، هنوز نظریه‌پردازان در بررسی ابعاد مختلف آن به نکاتی تازه و بدیع دست می‌یابند. انقلاب اسلامی ایران با رهبری بی‌نظیر حضرت امام خمینی(ره) توانست رژیم مستبد و وابسته پهلوی را ساقط کرده و نظامی اسلامی با ماهیت جمهوری جایگزین آن کند. در وقایع دی‌ماه گذشته، به واسطه اغتشاشات یا به تعبیر رهبر معظم انقلاب اسلامی «کودتا»ی اخیر، رسانه‌های جریان رقیب بر آن شدند تا با مقایسه انقلاب اسلامی 1357 و وقایع دی‌ماه 1404، مدعی وجود خشونت در انقلاب اسلامی شوند. هدف این نوشتار مقایسه این دو رویداد با یکدیگر نیست؛ چراکه اساساً قیاس دو مقوله که از نظر ماهیت کاملاً با هم تفاوت دارند، اشتباه است. در یک‌سو جریانی اصیل و مردمی تحت هدایت رهبری خردمند وجود دارد که توانسته است همه مردم ایران را علیه رژیم استبدادی و حامیان خارجی‌اش هم‌صدا کند و در سوی دیگر کودتایی که از سوی دولت‌های خارجی مدیریت می‌شود و قصد دارد با خشونت، به استقبال تغییر نظام برود. این نوشته به دنبال آن است تا نشان دهد - علی‌رغم تاریخ‌پردازی‌ها و داستان‌سرایی‌های جریان رقیب - رهبران انقلاب اسلامی با هرگونه خشونت در جریان مبارزه مخالف بودند و راهکار‌های مبارزاتی ایشان نیز به دور از خشونت بود. 
قیام مسلحانه را تأیید نمی‌کنم!
روایت‌های مختلفی وجود دارد که نشان می‌دهد حضرت امام خمینی با مبارزه مسلحانه برای تغییر رژیم صریحاً مخالف بودند. مهم‌ترین این روایت‌ها مربوط به دیدار سران سازمان مجاهدین خلق با امام در بهمن 1350 در نجف است. به روایت مرحوم حجت‌الاسلام سیدمحمود دعایی که در آن ایام در نجف حضور داشت، اعضای مجاهدین خلق چندین جلسه با امام ملاقات و نظراتشان را بیان کردند.
بازار
آن‌ها در پی آن بودند تا امام مهر تأیید بر فعالیت‌های مسلحانه ایشان بزند، اما پاسخ رهبر نهضت اسلامی روشن بود: «شما معتقد به مبارزه مسلحانه هستید... من تأیید نمی‌توانم بکنم...» باید توجه کرد که در این برهه هنوز ایدئولوژی مارکسیستی سازمان عیان نشده بود و حتی جریان‌های مذهبی و روحانیون نیز نگاه مثبتی به این گروه داشتند. امام خمینی(ره) بعد‌ها در سخنرانی خود به تاریخ 23 خرداد ۱۳۵8 به این ماجرا اشاره کردند و فرمودند: «من نجف که بودم، یک نفر از همین افراد آمد پیش من... آمده بود که تأیید بگیرد از من... گفت ما می‌خواهیم قیام مسلحانه بکنیم. من گفتم: نه، قیام مسلحانه حالا وقتش نیست و شما نیروی خودتان را از دست می‌دهید و کاری هم ازتان نمی‌آید.» نه اینکه حضرت امام فقط در این ایام با عملیات مسلحانه و خشونت‌بار مخالف باشند، تاریخ نشان داد که ایشان در ایام حساس منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز با اقدامات خشن مخالف بودند. 
تظاهرات آرام
یکی از راهبرد‌های مبارزاتی در انقلاب اسلامی، تظاهرات بود؛ البته این تظاهرات آرام بود و دستوری برای تخریب اموال عمومی و حمله به نظامیان صادر نشده بود. ویلیام سولیوان، آخرین سفیر آمریکا در ایران با اشاره به راهپیمایی مسالمت‌آمیز مردم در تاسوعا و عاشورای 57 می‌نویسد: «عظمت تظاهرات بار دیگر قدرت مخالفان را نشان داد... طبق برآورد سفارت، تعداد شرکت‌کنندگان در این تظاهرات در هر روز به حدود یک میلیون نفر بالغ می‌شد. در مجموع علی‌رغم فرصت مغتنم عزاداری برای انقلابیون، راهپیمایی‌ها و تظاهرات به آرامش گرایش داشت. نظم راهپیمایی در هر دو روز هم جالب‌توجه بود و از سازمان نیرومندی که آن را اداره می‌نمود حکایت می‌کرد.»
آنتونی پارسونز، سفیر وقت انگلیس در تهران نیز درباره تظاهرات آرام مردم در محرم 57 نوشته است: «راهپیمایی تاسوعا و عاشورا از نظر عظمت و انضباط و یکپارچگی نمونه و بی‌سابقه بود... من ارقام یک میلیون تا یک میلیون و پانصد هزار نفر جمعیت را که درباره تعداد شرکت‌کنندگان در این راهپیمایی منتشر شد، اغراق‌آمیز نمی‌دانم. بیشتر راهپیمایان کسبه و بازاریان و افراد متوسط و بسیاری از آن‌ها از زن و مرد خوش لباس و مرتب بودند...» به روایت سفیر انگلیس «نظم جمعیت فوق‌العاده و بی‌نظیر بود.» 
فریاد‌های «الله‌اکبر»
سر دادن ندای «الله‌اکبر» در ایام انقلاب، راهکاری بود که سران رژیم شاه را گیج کرده بود. این اقدام حرکتی نمادین و به دور از خشونت بود که به برخورد خشن رژیم شاه با مردم ختم گردید. آنتونی پارسونز، سفیر انگلیس در تهران در خاطراتش با اشاره به اولین شب محرم سال 57 می‌نویسد: «... درست رأس ساعت 9 که دولت مقررات حکومت نظامی و منع رفت‌وآمد را اعلام کرده بود، جمعیت به خیابان‌ها ریختند و مردم در پشت‌بام خانه‌های خود فریاد «الله‌اکبر» سر دادند. نظامیان به مقابله برخاستند و صدای شلیک مسلسل‌ها و تفنگ‌ها و حتی صدای توپ که ظاهراً به‌وسیله تانک شلیک می‌شد، طوفانی به پا کرد. در این ساعت برق شهر هم قطع شده بود و ما در تاریکی در مقابل درب سفارت ایستاده و به صدای گیج‌کننده شلیک تیر و توپ که با فریاد‌های الله‌اکبر به هم آمیخته بود، گوش می‌کردیم...»
نه به قتل و غارت
در روز‌های پرتنش دی و بهمن 1357، در سرتاسر ایران، برخی گروه‌های خودسر یا وابسته به گروهک‌های انحرافی درصدد ایجاد التهاب در جامعه بودند. آن‌ها می‌خواستند تظاهرات آرام مردم را به خشونت بکشانند. اسنادی نیز در دست است که نشان می‌دهد برخی از این خرابکاری‌ها از سوی خود رژیم پهلوی مدیریت می‌شد. در یکی از گزارش‌های منابع امنیتی رژیم شاه از قزوین در تاریخ 13 دی 1357، به «تخریب بعضی از اماکن و خودرو‌های کنار خیابان‌ها به‌وسیله افراد لشکر 16 زرهی قزوین» اشاره شده است. سند دیگری نیز به تاریخ 12 دی به «ورود نظامیان به شهر و انجام تخریب و آتش‌سوزی مغازه و منازل و اتومبیل‌های مردم توسط آن‌ها» در قزوین اعتراف کرده است. گروه‌های موسوم به «چماق به‌دستان» نیز در این ایام از سوی دستگاه پهلوی اجیر شده بودند تا با غارت و تخریب اموال مردم، مسیر انقلاب را به سمت خشونت بکشانند. رژیم پهلوی که در وقایعی چون کودتای 28 مرداد 1332 و حمله به مدرسه فیضیه در فروردین 1342 از اوباش بهره برده بود گمان می‌کرد می‌تواند از این افراد در راستای مقابله با انقلاب اسلامی نیز استفاده کند. روزنامه اطلاعات در 9 بهمن 57 درباره تحرکات چماقداران گزارش داد: «عده‌ای چماق به دست درحالی‌که شعار جاوید شاه و شاه باید برگردد می‌دادند، در طول خیابان آیزنهاور به راهپیمایی پرداختند. این گروه که به چوب‌دستی و قمه مجهز بودند فریادکنان وارد دانشگاه صنعتی شدند و به گروهی از دانشجویان حمله کردند. دانشجویان با دیدن چماق به دست‌ها متفرق شدند و چماق به دست‌ها بعد از شکستن شیشه اتومبیل‌ها و مینی‌بوس‌های داخل دانشگاه به دفتر دانشگاه حمله کردند و در و پنجره آن را شکستند. تظاهرکنندگان آنگاه در خیابان آیزنهاور کیوسک‌های فروش روزنامه اطلاعات و کیهان را به آتش کشیدند و خساراتی به کیوسک‌های تلفن و ساختمان‌های سر راه خود در خیابان آیزنهاور وارد کردند.»
امام خمینی در 19 دی 57 در پیامی خطاب به مردم خواستند در برابر این خرابکاری‌ها ایستادگی کرده و مانع از هرج‌ومرج شوند. ایشان فرمودند: «مطالبی از ایران می‌رسد که از توطئه‌ای خطرناک حکایت می‌کند. گفته می‌شود اعلامیه‌هایی بدون امضا در تهران و شهرستان‌ها منتشر می‌شود و اشخاص بسیاری را به اسم ساواکی و یا عمال شاه تهدید به قتل می‌کنند و خانه‌هایی را با همین بهانه‌ها سوزانده و به زن و فرزندان آنان اهانت نموده و آزار داده‌اند. به‌طوری‌که از ایران اطلاع داده‌اند اعمالی برخلاف اسلام و انصاف بدون رعایت حقوق شرعی انجام می‌گیرد که شاهد بر آن است که دست‌های ناپاکی در کار است که با هرج‌ومرج و ایجاد رعب و وحشت نهضت مقدس اسلامی را متهم نموده و خدای نکرده به شکست بکشند. ملت محترم ایران باید بداند که دیانت مقدس اسلام، جان و مال انسان‌ها را محترم شمرده و تجاوز به آن را از محرّمات عظیمه می‌داند و کسانی که دست به این نحو جنایات‌ زده و موجب ارعاب مردم می‌شوند، به نظر می‌رسد از جناح‌های منحرفی باشند که می‌خواهند در پناه هرج‌ومرج، یا شاه را حفظ کنند و یا کشور را با ایجاد کودتای نظامی به تباهی بکشند. مردم مسلمان ایران، در مبارزات بحق خود، از این روش‌های غیرانسانی استفاده نمی‌کنند و موظف شرعی هستند که به اعلامیه‌های مشتمل بر قتل و غارت و اعلامیه‌های بی‌امضا به‌هیچ‌وجه ترتیب اثر ندهند و از اشخاصی که می‌خواهند به خانه‌های مردم تجاوز کنند و آتش‌سوزی نمایند جلوگیری کنند که به نظر می‌رسد توطئه‌ای در دست اجراست که باید از آن جلوگیری کرد.»
ارتش برادر ماست
در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، سران ارتش از شاه دستور گرفته بودند مردم را سر بکوبند و ژنرال هایزر آمریکایی به سران ارتش دستور داده بود تا به‌جای شلیک هوایی، «لوله تفنگ‌ها را پایین بیاورند» و مستقیم به مردم شلیک کنند؛ اما در چنین شرایطی، رهبران انقلاب همچنان معتقد بودند بدنه ارتش با مردم است و نباید با آنان جنگید. شعار «ارتش برادر ماست» در آن ایام در تظاهرات مردمی طنین‌انداز می‌شد. 
امام خمینی هم از درگیری مردم با ارتش جلوگیری می‌کردند و آن را یکی از توطئه‌های دشمن می‌دانستند. ایشان در 23 دی 57 در این باره به مردم هشدار دادند: «توطئه‌ای از خارج کشور و به دست نفع‌جویان در دست اجراست که باید ملت ایران با کمال هوشیاری و شجاعت آن را خنثی کنند. می‌خواهند به مجرد رفتن شاه دسته‌هایی از مزدوران و اشرار را وادار کنند که به اسم ملت مسلمان حمله به ارتش و سرباز‌ها و شهربانی‌ها و دیگر مؤسسات دولتی و نظامی‌کنند و با تبلیغاتی که برای نیرو‌های نظامی و انتظامی کرده‌اند، به‌عنوان دفاع، آنان را به قتل‌عام مردم بی‌دفاع وادار نمایند. بدخواهان که می‌خواهند برای چپاول بیشتر مال ملت، شاه خائن را حفظ و یا برگردانند، از یک‌سو در بین سربازان و نظامیان و سایر قوای انتظامی دست به اشاعه دروغ می‌زنند که ملت می‌خواهد همه شما را از بین ببرد و از سوی دیگر اشرار و اجیرانی را به اسم ملت وادار به هجوم به دستگاه‌های نظامی و انتظامی می‌کنند تا ملت را در مقابل نیروی ارتش و انتظامی قرار داده و نتیجه مطلوب خود را بگیرند. من به ملت شریف و جمیع جناح‌های قوای نظامی و انتظامی، به حکم تکلیف الهی و ملی، هشدار می‌دهم که با بیداری و شجاعت اخلاقی، یکی دیگر از آخرین توطئه‌ها را خنثی کنید. مردم موظفند به نیرو‌های انتظامی و ارتش با برادری و مهربانی رفتار کنند و اگر اشراری قصد حمله به آنان را داشتند از برادران خود دفاع کنند.»
گل به‌جای گلوله
در ایام منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی، تقدیم گل به نیرو‌های نظامی در خیابان‌ها جزئی از تظاهرات گردید. مردم در راهپیمایی‌ها به سربازان گل می‌دادند و جلوه‌هایی تازه از پیوند مردم با ارتش را خلق می‌کردند. ژنرال هایزر آمریکایی که در آن ایام به ایران آمده بود تا رژیم پهلوی را از سقوط نجات دهد، درباره این سیاست می‌نویسد: «به دستور خمینی حمله جدیدی به ارتش انجام شده بود که سلاح به کار گرفته در آن‌، عشق و مهربانی بود‌. راهپیمایان با خود شاخه‌های گل حمل کرده بودند که آن‌ها را در داخل لوله تفنگ سربازان گذاشته و بر لوله توپ و تانک‌ها حلقه گل می‌آویختند... این شیوه دوستی و برادری‌، تهدید جدیدی بود.»
لازم نیست ژنرال‌های ارتش را بکشید!
یکی دیگر از شواهد برخورد انسانی رهبران انقلاب با نظامیان در آن ایام، در خاطرات علی‌محمد بشارتی منعکس شده است. او به یاد می‌آورد: «بدنه ارتش به‌تدریج به انقلاب پیوست و خود در صف مخالفان امرای خودفروخته ارتش قرار گرفت... بعضی از افراد درجه دوم ارتش که با آن‌ها در تماس بودیم... از داخل ارتش برای ما اطلاعات می‌فرستادند و اعلام آمادگی نمودند که در فرصت مناسب ژنرال‌های ارتش را بکشند. ما برای این کار از امام خمینی کسب تکلیف کردیم، ولی امام خمینی اجازه ندادند و گفتند لازم نیست کسی را بکشند و فقط اگر اطلاعات درون ارتش را گزارش دهند، کافی است.»
غارت، آتش‌سوزی و اتلاف اموال عمومی ممنوع!
امام خمینی با تخریب اموال عمومی در ایام انقلاب به‌شدت مخالف بودند. مبارزان بار‌ها به نقل از امام شنیده بودند که «ایشان ایجاد خسارت به اموال عمومی را جایز نمی‌دانند.» در روز‌هایی که شاه از کشور فرار کرده بود و بیم هرج‌ومرج و ازبین‌رفتن اموال عمومی وجود داشت، یاران امام مردم را به خویشتن‌داری فرامی‌خواندند. در ۲۷ دی ۱۳۵۷، جامعه روحانیت تهران طی اطلاعیه‌ای اعلام کرد: «ملت مسلمان و مبارز ایران، در این لحظه حساس که به نخستین پیروزی مبارزات خود رسیده‌اید، با تأکید فراوان از همه شما درخواست می‌کنیم که اطاعت کامل خود را از دستور رهبر عالی‌قدر، امام خمینی نشان دهید و جلوی حمله به کلانتری‌ها و پاسگاه‌ها و مؤسسات دولتی و ملّی و مأموران را بگیرید و توطئه‌هایی را که علیه نهضت ارزنده شماست، نقش‌برآب کنید.»
روز 22 بهمن 1357 که مبارزه به اوج خود رسیده بود و مردم با شکستن حکومت نظامی، موفق به ساقط کردن رژیم پهلوی شده بودند، احتمال بروز هرج‌ومرج در کشور وجود داشت و در این ایام، سودجویانی به دنبال بهره‌برداری شخصی از این شرایط بودند. در چنین شرایطی، حضرت امام خمینی با صدور پیامی از مردم خواستند «مانع آشوب و هرج‌ومرج» شوند و اجازه ندهند «آشوبگران مغرض به عملیاتی از قبیل غارت، آتش‌سوزی، مجازات متهمان و از بین بردن آثار علمی و فنی و صنعتی و هنری و اتلاف اموال عمومی و خصوصی دست بزنند.» امام هشدار دادند: «دشمن برای خراب کردن چهره نهضت از طریق نفوذ دادن افراد مفسد و مغرض در میان توده مسلمان دست به چنین کار‌ها می‌زند تا نهضت ما را ارتجاعی و وحشیانه قلمداد نماید. من اکیداً اعلام می‌کنم که هرکس دست به چنین عملیاتی بزند، از جامعه انقلابی ملت مطرود و در پیشگاه خداوند متعال مسئول است.» ایشان در 23 بهمن بار دیگر تأکید کردند: «باید از هر نوع خرابکاری و چپاول و آتش‌سوزی و ظلم احتراز شود و بر عموم است که از این‌گونه اعمال غیراسلامی و غیرانسانی به‌شدت جلوگیری نمایند. آنان که دست به این اعمال وحشیانه می‌زنند خائن به مملکت و مخالف نهضت اسلامی هستند.»
محبت به اسیران
با ورود امام خمینی به ایران و تشکیل دولت موقت، تشکیلات اداری، سیاسی و نظامی رژیم پهلوی در آستانه اضمحلال قرار گرفت. در این ایام برخی از سران رژیم شاه به تبعیت از سرکرده خود از کشور فرار کردند و برخی دیگر به دست انقلابیون اسیر شدند. مردم در کوچه و خیابان، برخی عوامل ساواک را نیز به اسارت گرفتند. در اوضاعی اینچنین، حضرت امام خطاب به مردم فرمودند: «افرادی از دشمن که به‌عنوان اسیر در اختیار شما قرار می‌گیرند، هرگز مورد خشونت و آزار قرار ندهید. همچنان که سنت اسلامی است به اسیران محبت و مهربانی کنید و البته دولت اسلامی به‌موقع آن‌ها را محاکمه و عدالت را در مورد آن‌ها اجرا خواهد کرد.»
سخن پایانی
امروز بعد از گذشت 47 سال از پیروزی انقلاب اسلامی، هنوز جریان «تاریخ‌پردازی» رقیب به دنبال وارونه‌سازی واقعیت است. متأسفانه به واسطه این وارونه‌سازی، برخی رویداد‌های تاریخ انقلاب با تحریف جدی مواجه شده‌اند. این جریان نه تنها حقیقت را قلب کرده است، بلکه اجازه نشر و عرض‌اندام جریان حقیقی تاریخ را نیز نمی‌دهد. در چنین شرایطی باید با تولید روایت درست منطبق با اسناد در برابر این تاریخ‌پردازی ایستاد. مراکز تاریخ‌نگاری موظفند با انتشار اسناد جدید، حقیقت را آشکار کنند. صداوسیما، آموزش‌وپرورش و سایر مراکز فرهنگی نیز به نوبه خود در این امر مسئول‌ هستند و باید برای مقابله در این جنگ روایت‌ها خود را بیش از پیش تجهیز کنند. 


نظرات شما