سه شنبه ۱۲ آبان ۱۴۰۵

اقتصادی

سرمقاله روزنامه خراسان: طلوع حکمرانی شبکه‌ای میان‌ملت‌ها

سرمقاله روزنامه خراسان: طلوع حکمرانی شبکه‌ای میان‌ملت‌ها
پیام سپاهان - خراسان/ «طلوع حکمرانی شبکه‌ای میان‌ملت‌ها» عنوان سرمقاله در روزنامه خراسان به قلم «سید عباسعلی وهاب‌زاده موسوی» است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: در ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - خراسان / «طلوع حکمرانی شبکه‌ای میان‌ملت‌ها» عنوان سرمقاله در روزنامه خراسان به قلم «سید عباسعلی وهاب‌زاده موسوی» است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
در روزهای اخیر، آستان قدس رضوی میزبان جمعی از مهمانان ویژه بود که حضورشان در مشهدالرضا(علیه السلام)، پیام‌هایی فراتر از یک زیارت مرسوم داشت. مهمانان ویژه این سرای ملکوتی شیوخ و بزرگان قبایل عراق بودند؛ همان مردان میدان‌داری که در بزنگاه‌های تاریخی، از جمله در حماسه تشییع باشکوه پیکر فرماندهان مقاومت و به‌ویژه تشییع بی‌نظیر رهبر شهید در عراق، نشان دادند که پیوندهای خونی و عقیدتی دو ملت، بسیار عمیق‌تر از خط‌‌کشی‌های سیاسی روی نقشه‌هاست. تکریم و میزبانی شایسته آستان قدس رضوی و استقبال شخص تولیت معزز از این شیوخ، در نگاه اول یک رویداد فرهنگی-مذهبی معمول به نظر می‌رسد، اما از منظر دانش حکمرانی، ما با یک پدیده ویژه در عرصه دیپلماسی عمومی و طلوع مجدد ارتباطات شبکه‌ای میان‌ملت‌ها روبه‌رو هستیم.
در ادبیات مدرن حکمرانی، دوران انحصار دولت‌ها در پیشبرد دیپلماسی (دیپلماسی رسمی) به سر آمده است. جهان امروز، جهان حکمرانی شبکه‌ای و قدرت‌نمایی بازیگران غیردولتی است. در این میان، نهادهای قدسی و ریشه‌دار، به دلیل برخورداری از عظیم‌ترین سرمایه نمادین، قادرند کارهایی را پیش ببرند که گاه از توان ده‌ها سفارتخانه و پروتکل رسمی وزارتخانه‌ها خارج است. آنچه امروز حول حریم حضرت رضا(علیه السلام) در حال شکل‌گیری است، کپی‌برداری از مدل‌های غربی حکمرانی شبکه‌ای نیست. در جهان غرب، شبکه‌ها حول منافع اقتصادی، سمن‌ها یا ائتلاف‌های سیاسی شکل می‌گیرند که غالباً ماهیتی سیال، معامله‌گرانه و ناپایدار دارند. اما ما این‎جا با ظهور حکمرانی شبکه‌ای قدسی مواجهیم؛ شبکه‌ای که نقطه ثقل و گره‌گاه مرکزی آن، نه منفعت، بلکه ارادت و سرمایه نمادین بی‌بدیل امر قدسی است.
نگاهی به سوابق تاریخی نشان می‌دهد که نهاد دین و حریم‌های مقدسه، همواره نقطه ثقل دیپلماسی ملت‌ها بوده‌اند. در جریان ثوره العشرین(انقلاب ۱۹۲۰ عراق علیه استعمار بریتانیا)، این مرجعیت شیعه در نجف و کربلا و پیوند ارگانیک آن‌ها با علمای ایران و عشایر غیور عراقی بود که بدون نیاز به هیچ دولت مرکزی مقتدری، ماشین جنگی بریتانیا را زمین‌گیر کرد. در نهضت تنباکو نیز، امواج هماهنگی مردمی از حریم مقدسات آغاز شد و مرزهای جغرافیایی را درنوردید. امروز نیز، پدیده شگرف اربعین، بارزترین تجلی این دیپلماسی مردمی است.در این امتداد تاریخی، اقدام اخیر آستان قدس رضوی، پرده‌برداری از یک ظرفیت عظیم و راهبردی است. آستان قدس صرفاً یک نهاد زیارتی در شمال شرق ایران نیست؛ بلکه در هندسه حکمرانی جهان اسلام، همچون خورشیدی عالم‌تاب است که مدار جاذبه‌اش، قلب‌ها را بدون در نظر گرفتن تابعیت‌ها و دولت‌ها به دور خود جمع می‌کند.
وقتی شیوخ قبایل عراق - که هر یک نماینده هزاران نفر از بدنه اجتماعی کشور همسایه هستند - در حریم رضوی با عالی‌ترین درجات (استقبال تولیت در بدو ورود به حرم مطهر)تکریم می‌شوند، در واقع یک گره‌گاه استراتژیک در شبکه روابط دو ملت تقویت می‌شود. این شیوخ، پس از بازگشت به قبایل خود، نه تنها زائران بازگشته از یک سفر، بلکه سفیران فرهنگی و اجتماعی جبهه مقاومت و پیونددهنده قلوب دو ملت خواهند بود. این دقیقاً همان نقطه جوش انسجام اجتماعی در عرصه بین‌الملل است.
دولت‌ها با ابزارهای سخت، پروتکل‌ها، ویزاها و معاهدات کار می‌کنند؛ ابزارهایی که با تغییر دولت‌ها یا فشارهای بین‌المللی ممکن است دستخوش تغییر شوند. اما دیپلماسی برآمده از حریم قدس رضوی، دیپلماسی برخاسته از فطرت، ارادت و مودت است. در این مدل از حکمرانی، آستان قدس رضوی به عنوان یک سکوی فراملی، ظرفیت آن را دارد که ملت‌ها را برای اهداف کلان دینی، سیاسی و تمدنی در کنار یکدیگر قرار دهد.
با این حال، برای آنکه این ظرفیت عظیم از یک رویداد مقطعی به یک روند پایدار نهادی تبدیل شود و این پارادایم نوین در آستان قدس فراگیر گردد، چند گام اجرایی و راهبردی پیشنهاد می‌شود:
۱. توسعه نهاد وقف فراملی و اشتراکی و دیپلماسی فضا: باید از مدل‌های سنتی تأمین مالی عبور کرد و سکو‌های وقف اشتراکی را برای ایجاد زیرساخت‌های تمدنی از قبیل دانشگاه‌ها و اندیشکده‌های بین المللی و حتی ساخت ابنیه و رواق‌های جدید در حرم مطهر توسعه داد. یکی از هوشمندانه‌ترین اقدامات در این راستا، نام‌گذاری نمادین برخی از بنیادهای تمدنی یا ابنیه، صحن‌ها و رواق‌ها به نام بزرگان مؤثر در تاریخ شیعی ملت‌های غیرایرانی است. این اقدام، حس تعلق مکانی و هویتی بی‌نظیری در فرامرزها خلق خواهد کرد. در امتداد همین پیوند، پایه‌گذاری مواکب مشترک میان دو ملت در مناسبت‌های مذهبی، گره‌خوردگی اجتماعی و اقتصادی را به پیوندهای عقیدتی ضمیمه می‌کند.
۲. تأسیس آزمایشگاه بین‌المللی خط‌مشی‌گذاری زیارت: برای عبور از نگاه یک‌طرفه در عرصه بین‌الملل، باید نقش این رهبران اجتماعی در نظام تصمیم‌سازی آستان قدس ارتقا یابد. این آزمایشگاه بستری است تا نخبگان و شیوخ جهان اسلام، مستقیماً در طراحی خدمات، حل مسائل زائران غیرایرانی و تدوین خط‌مشی‌های بین‌المللی آستان، مشارکت نهادینه داشته باشند.
۳. ایجاد بستر خدمت و شکل‌گیری شبکه مبلغان مقاومت: آستان قدس باید سازوکاری ویژه برای حضور و خدمت‌رسانی افتخاری و مستقیم این شیوخ و نخبگان غیرایرانی در حریم رضوی فراهم آورد. در بستر این خدمت میدانی و معنوی، شکل‌گیری شبکه مبلغان اندیشه رهبری شهید (و شهدای محور مقاومت) می‌تواند این رهبران اجتماعی را به سفیران ارشد و تبیین‌گران فعال گفتمان مقاومت در کشورهای مبدأ تبدیل کند.
۴. امتداد بین‌نسلی (دیپلماسی جوانان): در کنار تکریم شیوخ و بزرگان، شبکه‌سازی میان نخبگان جوان و فرزندان این قبایل با جوانان ایرانی حول محور نوآوری‌های اجتماعی و استارت‌آپ‌های زیست‌بوم زیارت، تضمین‌کننده بقای این شبکه دیپلماسی در دهه‌های آینده است.
تکریم شیوخ عراقی در مشهد، یک پیام روشن برای اندیشکده‌های غربی و تفرقه‌افکنان منطقه‌ای و برخی از دولتمردان دارد: پیوند میان ملت‌های منطقه، بر مدار خورشید هشتم می‌چرخد و سرمایه اجتماعی تولید شده در این حریم، چنان درهم‌تنیده و زوال‌ناپذیر است که هیچ اراده سیاسی و دولتی نمی‌تواند خللی در آن ایجاد کند. آستان قدس رضوی، امروز نه فقط پناهگاه زائران، که لنگرگاه دیپلماسی ملت‌ها و قلب تپنده حکمرانی نرم در جهان اسلام است.


نظرات شما