پیام سپاهان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
پیشنهاد امریکا اکنون در اختیار تهران است؛ پس از انتقال پاسخ واشنگتن از مسیر میانجیها، تصمیمگیری وارد مرحله تازهای شده است. «اعتماد» احتمالات درباره این پیشنهاد را بررسی میکند
«پیشنهاد جدید امریکا حالا به تهران رسیده است.» خبری که فاطمه مهاجرانی، سخنگوی دولت، روز چهارشنبه هشتم مهر آن را تایید و در نشست خبری خود با خبرنگاران درباره آن صحبت کرده است. براساس توضیحی که سخنگوی دولت پزشکیان داده، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پس از بازگشت از نیویورک، در جلسه هیات دولت گزارشی از رایزنیهای انجام شده ارایه کرد و پیشنهاد امریکا برای ادامه مذاکرات نیز به مسعود پزشکیان ارایه شد.
با این حال محتوای کامل پیشنهاد یا پاسخ واشنگتن به صورت رسمی منتشر نشده و بنابراین نمیتوان درباره جزییات آن فراتر از اطلاعات اعلام شده سخن گفت. خبرگزاری آناتولی نیز به نقل از سخنگوی دولت ایران گزارش کرده که عراقچی پاسخ امریکا به پیشنهادی را که از طریق میانجیگری قطر منتقل شده بود، دریافت کرده است.
پیشنهاد واشنگتن در شرایطی به تهران رسیده که دوطرف پیشتر درباره چارچوبی برای کاهش تنش و وضعیت تنگه هرمز به تفاهم رسیده بودند، اما اجرای آن با اختلافهایی مواجه شده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، پیشتر گفته بود مذاکرات غیرمستقیم از طریق قطر دنبال شده و تهران شروط خود را برای بازگشایی تنگه هرمز مطرح کرده است. براساس گزارش خبرگزاری آناتولی، این شروط شامل پایان فشارهای نظامی و اقتصادی امریکا، آزادسازی داراییهای محدود شده ایران و توافق درباره یک مسیر امن کشتیرانی بوده است. همین گزارش میگوید این شروط در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل از طریق قطر به طرف امریکایی منتقل شده است. در سوی دیگر، مسعود پزشکیان در مواضع اخیر خود بر تفاهمنامه اسلامآباد تاکید کرده است. او گفته تهران برای بهسرانجام رساندن این تفاهمنامه تلاش میکند و تاکید کرده که ایران در هیچیک از بندهای این تفاهم از اصول خود عقبنشینی نکرده است. پزشکیان پیشتر نیز در گفتوگویی با شبکه CBS گفته بود ایران به تفاهمنامه اسلامآباد متعهد و خواهان اجرای آن است. این موضع، در کنار اظهارات مقامهای امریکایی و روند رایزنیهای غیرمستقیم، اکنون پرونده مذاکره را وارد مرحلهای تازه کرده است؛ مرحلهای که در آن موضوع اصلی، نه صرفا اصل گفتوگو، بلکه محتوای پیشنهاد جدید، نسبت آن با تعهدات قبلی و پاسخ تهران به آن خواهد بود. در همین حال، چین نیز بر بازگشت تهران و واشنگتن به تفاهمنامه اسلامآباد تاکید کرده است. طبق گزارش منتشرشده از سخنان مقامهای ایرانی، پکن خواستار آن شده که دوطرف بار دیگر به این تفاهم متعهد شوند و مذاکرات را ازسر بگیرند. اکنون در تهران یک پیشنهاد امریکایی روی میز قرار دارد؛ اما هنوز پاسخ نهایی ایران به آن اعلام نشده است. آنچه از مواضع رسمی منتشر شده میتوان دریافت، تاکید تهران بر اجرای تعهدات پیشین، حفظ اصول موردنظر ایران و ادامه رایزنیهای دیپلماتیک است.
تفاهمنامه اسلامآباد بسترساز توافق جدید میشود؟
برای فهم پیشنهاد تازه امریکا و پاسخ تهران به آن، باید به تفاهمنامه اسلامآباد بازگشت؛ سندی که در خرداد ماه ۱۴۰۵ میان ایران و امریکا شکل گرفت و در آن مجموعهای از تعهدات درباره پایان درگیریها، وضعیت منطقه، تردد کشتیهای تجاری در خلیجفارس و تنگه هرمز و ادامه گفتوگوها پیشبینی شده بود. متن منتشر شده تفاهمنامه نشان میدهد دوطرف بر پایان عملیات نظامی و احترام به حاکمیت و تمامیت ارضی یکدیگر تاکید کرده بودند. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس و رییس هیات مذاکرهکننده ایران نیز در توضیح این تفاهمنامه گفته بود که «تهران باوجود بیاعتمادی به امریکا، با «حسننیت» پای میز مذاکره حاضر شده و وظیفه هیات مذاکرهکننده، پیگیری مفاد توافق بوده است.» یکی از بخشهای مهم تفاهمنامه به تنگه هرمز مربوط میشد. براساس متن منتشر شده، ایران متعهد شده بود برای مدت ۶۰ روز، حداکثر تلاش خود را برای فراهم کردن عبور ایمن کشتیهای تجاری از خلیجفارس به دریای عمان و بالعکس انجام دهد. در همین چارچوب قرار بود درباره آینده مدیریت و خدمات دریایی تنگه هرمز با عمان و دیگر کشورهای ساحلی گفتوگو شود. در روزهای بعد، موضوع اجرای تفاهمنامه به یکی از محورهای اصلی اظهارات مقامهای ایرانی تبدیل شد. قالیباف در توضیح دیگری درباره وضعیت توافق گفت تهران در حال پیگیری اجرای مفاد آن بوده و بهویژه درباره بندهای مربوط به هرمز و شرایط منطقه گفتوگوها ادامه داشته است. او همچنین تاکید کرد که پس از امضای تفاهمنامه، موضوع اصلی برای ایران پیگیری تعهداتی بوده که باید ازسوی طرف مقابل اجرا میشد. به این ترتیب، روایت رسمی تهران از همان ابتدا این نبود که با امضای سند، همه مسائل حل شده است، بلکه اجرای تعهدات طرفین به عنوان مرحله بعدی تفاهمنامه مطرح شد. مسعود پزشکیان نیز در دیدار با عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، در مردادماه بر ضرورت اجرای اهداف تفاهمنامه تاکید کرد و گفت ایران آماده همکاری اقتصادی، سیاسی و امنیتی با کشورهای اسلامی و همسایگان است. در همان دیدار، محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، اجرای شروط تفاهمنامه را منوط به اقدامات عملی امریکا دانست. قالیباف نیز در دیدار با مقام پاکستانی، از آنچه «بدعهدی امریکا» در اجرای تفاهمنامه خواند، انتقاد کرد و گفت تعهدات طرفین در سند روشن است و تهران پیگیر اجرای آنهاست. در مجلس نیز تفاهمنامه اسلامآباد بهخصوص از زاویه تنگه هرمز دنبال شد. علی نیکزاد، نایبرییس مجلس، در گفتوگویی با ایسنا در شهریور ماه، درباره نسبت هرمز با تفاهمنامه گفت «زلف تفاهمنامه به تنگه هرمز بسته شده است.» نیکزاد همچنین اعلام کرد ایران درباره ترتیبات مربوط به تنگه با عمان گفتوگو کرده است. اهمیت این اظهارنظر از آن جهت است که در روایت یکی از مقامهای ارشد مجلس، مساله هرمز نه موضوعی جدا از تفاهمنامه، بلکه یکی از اجزای اصلی اجرای آن تلقی شده است. محمد رشیدی، عضو هیاترییسه مجلس نیز در همان زمان درباره همین موضوع موضعگیری کرد و گفت تنگه هرمز تا زمان تحقق شروط هفتگانه ایران در تفاهمنامه اسلامآباد باز نخواهد شد. او لغو تحریمها، برداشته شدن محاصره و پایان جنگ را ازجمله این شروط عنوان کرد و گفت مسائل مربوط به تنگه باید توسط کشورهای منطقه حل و فصل شود. این اظهارنظر در واقع نشان میدهد که در ادبیات بخشی از مجلس، بازگشایی کامل هرمز به اجرای مجموعهای از تعهدات متقابل گره خورده است، نه صرفا یک تصمیم مستقل درباره کشتیرانی.
همزمان با این مواضع، تفاهمنامه اسلامآباد در سطح دولت نیز دوباره مورد تاکید قرار گرفت. مسعود پزشکیان در روزهای اخیر، پس از موضعگیری چین درباره این تفاهمنامه، اعلام کرد از حمایت پکن برای بازگشت ایران و امریکا به تفاهمنامه اسلامآباد استقبال میکند و بر پایبندی به تعهدات توافق شده قبلی و ایجاد شرایط لازم برای مذاکرات جدی و نتیجهمحور تاکید دارد. این موضعگیری در شرایطی انجام شد که تهران و واشنگتن بار دیگر از مسیر میانجیها در حال تبادل پیام بودند. در سوی دیگر، چین نیز در روزهای اخیر بر بازگشت دوطرف به همین چارچوب تاکید کرده است. سخنگوی وزارت خارجه چین اعلام کرد پکن امیدوار است ایران و امریکا بار دیگر به تفاهمنامه اسلامآباد متعهد شوند و مذاکرات را ازسر بگیرند، بنابراین در مقطع فعلی، نام این تفاهمنامه نه به عنوان سندی که اجرای کامل آن بدون اختلاف ادامه داشته باشد، بلکه به عنوان یکی از چارچوبهای مورد استناد در تلاشهای جدید برای بازگشت به مذاکره مطرح است. در همین فاصله، عباس عراقچی نیز از طرح تازه ایران درباره تنگه هرمز سخن گفت. او پس از بازگشت از نیویورک اعلام کرد طرح هفت مادهای تهران درباره شرایط بازگشایی تنگه از طریق میانجی قطری به امریکا منتقل شده و ایران منتظر پاسخ رسمی واشنگتن است. عراقچی پیشتر نیز گفته بود این طرح یک چارچوب هفت روزه دارد و در صورت انجام تعهدات موردنظر ایران، روند بازگشایی هرمز و سپس گفتوگوها آغاز خواهد شد. رویترز در ۳۰ سپتامبر گزارش داد پاسخ امریکا درباره این پیشنهاد از طریق میانجیهای قطری به عراقچی منتقل شده و اختلاف اصلی، براساس اطلاعات یک مقام مطلع از مذاکرات، بیشتر بر سر «ترتیب اجرای اقدامات» است تا اصل اجزای طرح. به گفته همین منبع، سند مورد بحث دورهای هفت روزه برای اعتمادسازی و بازگشت به نسخه تقویت شدهای از تفاهمنامه ژوئن را دربر میگیرد و موضوعات هستهای و دریایی را نیز شامل میشود. از این منظر، تفاهمنامه اسلامآباد برای مذاکرات فعلی صرفا یک سند مربوط به ماههای گذشته نیست. در اظهارات پزشکیان، قالیباف، نیکزاد و عراقچی، این تفاهمنامه همچنان به عنوان یکی از مبانی بحث درباره هرمز، تعهدات متقابل و بازگشت به مذاکره مطرح است. در عین حال، اختلاف بر سر اجرای تعهدات و ترتیب اقدامات باعث شده چارچوب جدیدی نیز در کنار آن شکل بگیرد؛ چارچوبی که اکنون با طرح هفت روزه ایران و پاسخ امریکا وارد مرحله تازهای شده است. آنچه در این مرحله اهمیت دارد، نه صرفا بازگشت نام «اسلامآباد» به ادبیات دیپلماتیک، بلکه نحوه تبدیل تعهدات کلی آن به اقداماتی است که هر دو طرف اجرای آنها را بپذیرند.
پیشنهاد امریکا برای تهران چه باید داشته باشد؟
متن کامل پیشنهاد امریکا هنوز منتشر نشده است، بنابراین نمیتوان با قطعیت گفت واشنگتن در پیام اخیر خود چه مفادی را روی میز گذاشته است. با این حال، مجموعه اظهارات مقامهای ایرانی در روزهای گذشته، تصویری از خطوطی به دست میدهد که هر پیشنهاد امریکایی برای اینکه بتواند ازسوی تهران بررسی شود، ناگزیر باید به آنها پاسخ دهد. محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، ۲۸ شهریور اعلام کرد ایران «هفت شرط» را برای آغاز مذاکره به امریکا منتقل کرده است. او در توضیح این شروط، سه مورد را به عنوان شروط اصلی مطرح کرد: پایان جنگ در همه جبههها، آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران و پایان محاصره دریایی جزایر ایران. رضایی همچنین توقف دخالت امریکا در امور داخلی ایران را از دیگر شروط تهران اعلام کرد، بنابراین اولین و شاید مهمترین بخش این پیشنهاد باید «پایان جنگ و تضمین توقف حملات» باشد. برای تهران، صرف اعلام آتشبس ظاهرا کافی نیست و اظهارات مقامهای ایرانی بر ایجاد اطمینان از تکرار نشدن حملات تاکید دارد. مسعود پزشکیان در مصاحبه با شبکه سیبیاس، وقتی درباره امکان ازسرگیری مذاکره با امریکا از او پرسیده شد، گفت نخستین مساله، برطرف کردن بیاعتمادی ایجاد شده در جریان جنگ است و امریکا باید نشان دهد قصد براندازی دولت ایران را ندارد. رییسجمهور همچنین تاکید کرد ایران پیشتر توافقهایی را امضا کرده و انتظار دارد طرف مقابل به تعهدات مکتوب خود عمل کند.
موضوع دوم، «تنگه هرمز» است؛ پروندهای که اکنون مستقیما به مذاکرات تهران و واشنگتن متصل شده است. ایران در طرح هفت روزه خود، بازگشایی هرمز را به اجرای شروطی ازسوی امریکا مرتبط کرده است. عباس عراقچی، وزیر امور خارجه اعلام کرده بود در صورت پذیرش طرح ایران، اقدامات لازم طی چند روز انجام میشود و در روز هفتم مذاکرات برای توافق نهایی آغاز خواهد شد. در همین چارچوب، گزارش رویترز در ۳۰ سپتامبر حاکی از آن است که پاسخ امریکا نیز اکنون به تهران منتقل شده و یکی از اختلافات اصلی، نه لزوما بر سر اجزای طرح، بلکه بر سر «ترتیب اجرای اقدامات» است. به این معنا که مساله مورداختلاف میتواند این باشد که امریکا چه اقدامی را ابتدا انجام دهد و ایران در مقابل چه اقدامی را انجام بدهد.
در مجلس نیز همین ارتباط میان هرمز و اجرای تعهدات امریکا مورد تاکید قرار گرفته است. محمدباقر قالیباف، رییس مجلس، گفته است امریکا باید تعهدات خود را اجرا کند تا امکان بازگشایی تنگه هرمز فراهم شود. او در اظهارات خود تاکید کرده بود که ایران مذاکرات را رد نمیکند، اما بازگشایی هرمز را به اجرای تعهدات طرف مقابل مرتبط دانسته است. از این زاویه، اگر واشنگتن بخواهد پیشنهادی ارایه کند که تهران آن را مبنای مذاکره قرار دهد، «سازوکار مشخص برای بازگشت عبور و مرور در هرمز» یکی از موضوعات کلیدی خواهد بود؛ موضوعی که میتواند شامل نحوه رفع محدودیتهای دریایی، زمانبندی بازگشایی و تعهدات متقابل دو طرف باشد.
سومین مولفه، مساله تحریمها و آزادسازی داراییهای ایران است. محسن رضایی آزادسازی داراییهای مسدود شده ایران را در میان شروط اصلی اعلام کرده است. در طرح هفت روزهای که عراقچی درباره آن توضیح داده نیز رفع تحریمهای مربوط به فروش نفت و رفع محاصره دریایی ازجمله موضوعاتی بوده که در مقابل بازگشایی هرمز مطرح شده است. این موضوع اهمیت اقتصادی مستقیمی برای تهران دارد، زیرا از نگاه مقامهای ایرانی، توافق صرفا نباید به توقف حملات محدود شود، بلکه باید بخشی از فشارهای اقتصادی ناشی از جنگ و تحریم نیز کاهش پیدا کند. بنابراین «آزادسازی بخشی از داراییهای مسدودشده، امکان فروش نفت و ایجاد مسیر مشخص برای بازگشت درآمدهای نفتی» ازجمله مواردی است که میتواند در پیشنهاد امریکا موردتوجه تهران قرار گیرد؛ البته اینکه واشنگتن تا چه اندازه حاضر به پذیرش چنین تعهداتی شده، از متن منتشرنشده پاسخ امریکا مشخص نیست.
چهارمین موضوع، «پرونده هستهای و به رسمیت شناختن ادامه فعالیت صلحآمیز هستهای ایران در چارچوب حقوق بینالملل» است. اینجا یکی از مهمترین شکافهای دوطرف دیده میشود. پزشکیان در مصاحبه اخیر خود با سیبیاس گفت ایران حاضر است درباره محدودیتهای مربوط به برنامه هستهای گفتوگو کند، اما این گفتوگو را در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای و حقوقی که این چارچوب برای کشورهای عضو ایجاد میکند، تعریف کرد. او همچنین گفت ایران با داشتن سلاح هستهای مخالف است، اما حقوق هستهای خود را نیز قابل مذاکره به معنای کنار گذاشتن کامل آن نمیداند.
عراقچی نیز در مواضع خود همین مرزبندی را دنبال کرده است. وزیر امور خارجه پیشتر گفته بود توافق قابل قبول از نگاه ایران توافقی است که تضمین کند ایران به سمت سلاح هستهای نمیرود، اما همزمان حقوق هستهای ایران در چارچوب معاهده منع گسترش سلاحهای هستهای حفظ شود، بنابراین اگر پیشنهاد امریکا بخواهد به نقطهای برسد که تهران آن را قابل مذاکره بداند، «اصل ادامه برنامه هستهای صلحآمیز و حق غنیسازی در چارچوب توافق» را قبول کند. پنجمین مولفه میتواند «تضمین در برابر حمله دوباره به تاسیسات هستهای ایران» باشد. این مساله از آن جهت اهمیت دارد که پزشکیان در همان مصاحبه تلویزیونی تاکید کرد تاسیسات هستهای ایران پیشتر تحت نظارت آژانس بودهاند و از نگاه تهران، حمله به این مراکز در شرایطی که مذاکرات جریان داشته، بیاعتمادی را تشدید کرده است. عراقچی نیز در مواضع خود پس از جنگ گفته است هر مذاکره جدید باید با اقدامات واقعی اعتمادساز همراه باشد و مشخصا از تضمینهایی برای عدم حمله به ایران در دوره مذاکرات سخن گفته است. علاوه بر این نباید از اصل «ترتیب اجرای تعهدات» غافل شد. رویترز گزارش داده پاسخ امریکا به طرح هفت روزه ایران از طریق قطر به عراقچی منتقل شده و یک مقام مطلع، اختلاف اصلی را در «ترتیب» اقدامات دانسته است. بنابراین پرسش اصلی این است که واشنگتن برای هر یک از این حوزهها چه امتیاز یا تضمینی پیشنهاد کرده است. اکنون مساله اصلی در پرونده تهران و واشنگتن، نه صرفا تبادل پیام، بلکه تبدیل مجموعهای از خواستهها و تعهدات کلی به یک چارچوب قابل اجراست. پاسخ امریکا به پیشنهاد ایران منتقل شده، اما تا زمانی که متن کامل آن منتشر نشود، ارزیابی دقیق درباره میزان فاصله دوطرف ممکن نیست. آنچه از گزارشهای منتشر شده برمیآید این است که مذاکرات وارد مرحلهای شده که جزییات اجرایی اهمیت بیشتری از مواضع کلی پیدا کرده است. در این مرحله، یکی از پرسشهای اصلی این خواهد بود که هر اقدام ازسوی یکطرف، در چه زمانی با اقدام متقابل طرف دیگر همراه میشود. تجربه تفاهمنامه اسلامآباد نشان داده است که حتی دستیابی به یک چارچوب سیاسی، لزوما به معنای حل اختلاف درباره نحوه اجرای آن نیست. به همین دلیل، زمانبندی اقدامات، سازوکار راستیآزمایی و مشخص بودن تعهدات هر طرف میتواند بخش مهمی از مذاکرات پیشرو را تشکیل دهد.
موضوع دیگر، تعدد بازیگران میانجی است. قطر در انتقال پیامهای اخیر نقش داشته و عمان نیز پیشتر در پرونده مذاکرات ایران و امریکا حضور داشته است. چین نیز از بازگشت دو طرف به مسیر دیپلماتیک حمایت کرده است. در نتیجه، مسیر پیشرو صرفا به گفتوگوی مستقیم تهران و واشنگتن محدود نیست و کشورهای واسطه نیز در انتقال پیام و ایجاد زمینه برای ادامه مذاکرات نقش دارند.
تصمیم تهران درباره پاسخ امریکا باید در ساختار داخلی ایران نیز مورد بررسی قرار گیرد. پزشکیان، عراقچی، شورای عالی امنیت ملی و مجلس هر کدام در ماههای گذشته از زوایای مختلف درباره مذاکره، تعهدات امریکا و شرایط توافق اظهارنظر کردهاند. بنابراین مرحله بعد، بیش از آنکه به یک اعلام موضع فوری شبیه باشد، میتواند دوره بررسی جزییات پاسخ و تعیین نحوه ادامه مسیر باشد.