يکشنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۵

سیاسی

گره توافق اسلام‌آباد

گره توافق اسلام‌آباد
پیام سپاهان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست حدیث روشنی| روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی سناریوهای احتمالی پیش ‌روی تهران و ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - اعتماد /متن پیش رو در اعتماد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
حدیث روشنی| روزنامه اعتماد با هدف ارزیابی سناریوهای احتمالی پیش ‌روی تهران و واشنگتن پس از امضای یادداشت تفاهم با لحاظ کردن ماجراجویی‌های جدید تل‌آویو با نادر انتصار، استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی و مقیم این ایالت گفت وگو کرده است.
نادر انتصار، استاد برجسته و بازنشسته دانشگاه آلابامای جنوبی در پاسخ به پرسش «اعتماد» در ارتباط با ارزیابی‌اش از مفاد تفاهمنامه چهارده‌بندی میان تهران و واشنگتن گفت: اگر بخواهیم به‌ صورت کلی به آن نگاه کنیم، دارای نکات مثبتی است. اما به باور من اشکال عمده این تفاهمنامه کوتاه این است که درمورد رویکرد و تعهدات دولت ترامپ و به ‌طور کلی دولت امریکا نمی‌توان خیلی با اطمینان صحبت کرد و جلو رفت؛ چه در بازه زمانی ۶۰ روزه که معین شده است چه بیشتر یا کمتر. مساله اصلی این است که مشخص نیست آیا این توافق به ‌صورت دقیق اجرا خواهد شد یا خیر و آیا طرف امریکایی اساسا توان و اراده اجرای کامل چنین تفاهمی را دارد یا خیر. 
بازار
به باور انتصار اما اگر این توافق صددرصد اجرا شود، به نظر من یک قدم بسیار بزرگ و یک تحول اساسی خواهد بود؛ تحولی که در ۴۷ سال گذشته میان ایران و امریکا سابقه نداشته و می‌تواند یک نقطه عطف بسیار مهم باشد. اما در عین حال، اشکال اصلی همچنان پابرجاست. مساله مهم‌تر این است که در داخل امریکا، به‌ ویژه در کنگره، مخالفت‌های شدیدی وجود دارد و جریان‌های قدرتمندی در آن فعال هستند، به گونه‌ای که برخی دموکرات‌ها نیز نسبت به مفاد این تفاهم واکنش نشان داده‌اند. برای مثال، یکی از سناتورهای بسیار معتدل و محتاط امریکا گفته بود «ترامپ تسلیم ایران شده است.» در واقع برخلاف تصور گذشته که ترامپ فقط باید با جمهوری‌خواهان درگیر باشد، اکنون حتی بخش‌هایی از دموکرات‌ها و جمهوری‌خواهان تندرو نیز در یک نقطه علیه این روند به هم نزدیک شده‌اند.
 این استاد دانشگاه در ادامه خاطرنشان کرد: در ماه‌های اخیر من چنین سطحی از انتقاد هماهنگ علیه ترامپ را ندیده بودم. به همین دلیل امیدوارم اشتباه کنم، اما نسبت به موفقیت این بازه ۶۰ روزه خوشبین نیستم. برجام دو سال زمان برد تا به نتیجه برسد، اما اینجا درباره ۶۰ روز صحبت می‌کنیم؛ زمان بسیار محدودی است. از طرف دیگر، ترامپ برای عبور از کنگره نیاز دارد بسیاری از تحریم‌ها، ازجمله موضوع آزادسازی پول‌های ایران، اجرایی شود. اما کنگره به‌صراحت اعلام کرده که اجازه چنین اختیاراتی را به ترامپ نخواهد داد. در بهترین حالت، او تنها می‌تواند از طریق اختیارات اجرایی خود، بخش محدودی از دارایی‌های بلوکه‌شده ایران را آزاد کند.
انتصار در ادامه و در رابطه با رفع محاصره دریایی درقبال بازگشایی تنگه هرمز توسط ایران به عنوان یکی از بندهای مهم این تفاهمنامه و آثار آن بر بازار انرژی خاطرنشان کرد: به اعتقاد من به نظر می‌رسد این موضوع در امریکا تا حدی اثرات روانی و کوتاه‌مدت داشته است. بازار بیمه‌ای «لویدز لندن» اعلام کرده است تا زمانی که وضعیت به‌ طور رسمی تثبیت نشود و تضمین‌های لازم ارایه نگردد، شرکت‌های بیمه‌ای قادر به تضمین کامل عبور و فعالیت کشتی‌های نفتی از تنگه هرمز نخواهند بود. 
به عبارت دیگر، حتی اگر فرض کنیم خلیج‌فارس کاملا باز باشد و هیچ کشتی نظامی در آن حضور نداشته باشد، بدون وجود بیمه و ضمانت‌های رسمی، شرکت‌های کشتیرانی و نفتی حاضر به افزایش گسترده تردد نخواهند بود.
به گفته این استاد دانشگاه در همین چارچوب، ایران نیز اعلام کرده که در صورت اجرای تعهدات و انجام اقدامات مثبت در بازه ۶۰ روزه، سازوکارهای جدیدی را فعال خواهد کرد. براساس برخی گزارش‌های ادعایی، یکی از این سازوکارها دریافت هزینه از کشتی‌ها به‌ازای عبور از تنگه هرمز است؛ ازجمله هزینه‌های خدمات دریایی یا تضمین‌های زیست‌محیطی. همچنین مطرح شده که ایران ممکن است به ازای هر بشکه نفت یا خدمات مرتبط، مبلغی در حدود یک دلار دریافت کند؛ موضوعی که در صورت تحقق، می‌تواند درآمد قابل‌توجهی برای کشور ایجاد کند، حتی فراتر از برخی درآمدهای نفتی فعلی. البته این ایده همچنان در حد بحث و بررسی است و به لحاظ اجرایی قطعیت ندارد. در مجموع، این بخش از توافق همچنان با ابهامات جدی روبه‌رو است و آینده آن به میزان اجرای واقعی تعهدات و شکل‌گیری سازوکارهای حقوقی و بیمه‌ای بین‌المللی بستگی دارد.
این تحلیلگر ارشد مسائل خاورمیانه در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در رابطه با ارزیابی‌اش از سازوکار حل مساله هسته‌ای میان تهران و واشنگتن در بازه زمانی شصت روزه گفت: درباره این موضوع فاصله میان ایران و امریکا چندان زیاد نیست. ایران در مواضع خود به‌ صورت مستقیم و غیرمستقیم همواره اعلام کرده که حتی در صورت توافق، سطح غنی‌سازی در حد بسیار محدود خواهد بود . توسل به این رویکرد نیز بیشتر جنبه نمادین و سیاسی دارد . از طرفی دیگر بخش عمده‌ای از زیرساخت‌های صنعتی مرتبط نیز پیش‌تر آسیب دیده یا عملا غیرفعال شده است. در همین چارچوب، ایران در گفت‌وگوهای مختلف، چه در دوره‌های پایانی دولت بایدن و چه در مذاکرات غیرمستقیم با تیم ترامپ، این پیام را منتقل کرده که مساله هسته‌ای را می‌توان در قالب یک موضوع کاملا محدود و سمبولیک مدیریت کرد.
 به گفته انتصار ازسوی دیگر، این احتمال وجود دارد که امریکا نیز در چارچوب یک توافق، چنین سطحی از محدودیت را بپذیرد، چراکه در این صورت می‌تواند آن را به عنوان دستاورد سیاسی برای خود و به ‌ویژه برای ترامپ در داخل امریکا عرضه کند و مدعی شود مانع هسته‌ای شدن ایران شده است. با این حال، به نظر می‌رسد تیم مذاکره‌کننده ایران و مجموعه تصمیم‌گیران به این جمع‌بندی رسیده‌اند که موضوع هسته‌ای در شرایط فعلی دیگر آن نقش محوری گذشته را ندارد، هرچند ممکن است در آینده درباره آن تصمیمات متفاوتی اتخاذ شود، بنابراین به اعتقاد من در کوتاه‌مدت و میان‌مدت، احتمال دستیابی به یک جمع‌بندی وجود دارد، هر چند نمی‌توان آینده بلندمدت را پیش‌بینی کرد. انتصار در ادامه و در رابطه با بحث آزادسازی اموال بلوکه شده و نیز موضوع صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری که ادعا شده توسط اعراب تامین خواهد شد به «اعتماد» گفت: به‌زعم من این موضوع به‌درستی در افکار عمومی منعکس نشده است و نوعی بزرگ‌نمایی یا برداشت نادرست از آن شکل گرفته است. در متن، بیشتر بحث بر سر ایجاد یک سازوکار سرمایه‌گذاری با مشارکت برخی کشورهای منطقه، از جمله کشورهای خلیج‌فارس است، نه اینکه امریکا مستقیما چنین مبلغی را از خزانه خود به ایران پرداخت کند. اساسا چنین چیزی نه پشتوانه اجرایی دارد و نه ضمانت عملی. در واقع، به لحاظ منطقی نیز روشن نیست چرا کشورهایی مانند عربستان یا امارات باید چنین سرمایه‌گذاری عظیمی را به ‌سادگی بپردازند. به همین دلیل، این بخش از توافق بیشتر جنبه نمادین دارد تا اجرایی. به نظر من، در امریکا نیز نوعی تصویرسازی نادرست درباره این توافق شکل گرفته، به‌گونه‌ای که گویا واشنگتن در حال پرداخت مستقیم صدها میلیارد دلار به ایران است، در‌حالی‌که چنین برداشتی واقعیت ندارد. 
به گفته این استاد دانشگاه فضای فعلی در امریکا بسیار پیچیده است. برخلاف ایران که به نظر می‌رسد صداهای مخالف تا حدی کنترل شده‌اند، در امریکا این صداها به ‌دنبال بهره‌برداری سیاسی هستند و هر روز بلندتر می‌شوند، به همین دلیل من نگرانم که این فضای داخلی بتواند روند اجرای توافق را به‌ شدت تحت‌تاثیر قرار دهد، بنابراین درخصوص بحث صندوق سرمایه‌گذاری ۳۰۰ میلیارد دلاری که مطرح شده، به نظر می‌رسد باید با نگاه واقع‌بینانه‌تری به آن نگریست. در موضوع غزه نیز شاهد بودیم که اعلام شد صندوق یا بنیادی برای بازسازی ایجاد خواهد شد و کشورهای عربی مبالغ قابل‌توجهی بدان تزریق می‌کنند، اما در عمل امروز می‌بینیم که آن منابع عملا به نتیجه ملموسی نرسیده و آن صندوق در واقع کارکرد موثری نداشته است. درمورد این تفاهمنامه نیز به نظر من چنین ‌بندی بیشتر جنبه امیدآفرینی دارد تا یک سازوکار اجرایی واقعی. هیچ‌گونه ضمانت یا گارانتی مشخصی برای آن وجود ندارد و در عمل نمی‌توان یک کشور یا مجموعه‌ای از کشورها را مجبور کرد که صدها میلیارد دلار در یک صندوق مشخص سرمایه‌گذاری کنند. 
انتصار همچنین یادآور شد: از طرف دیگر، در شرایطی که طی سال‌های اخیر، روابط برخی کشورهای عرب خلیج‌فارس با ایران دچار تغییرات جدی و حتی چرخش ۱۸۰ درجه‌ای شده، طبیعی است که تمایل آنها برای چنین سرمایه‌گذاری عظیمی با تردید جدی روبه‌رو باشد، ضمن اینکه رقم ۳۰۰ میلیارد دلار نیز رقم کوچکی نیست و عمدتا به عنوان برآورد خسارت‌های وارد شده به اقتصاد ایران در دو جنگ اخیر مطرح می‌شود.
این استاد دانشگاه در ادامه و در پاسخ به دیگر پرسش «اعتماد» در ارتباط با چالش رفع تحریم‌ها باتوجه به رویکرد سخت‌گیرانه کنگره و محدودیت اختیارات ترامپ گفت: درخصوص رفع تحریم‌ها باید این نکته را درنظر داشت که هر چند ترامپ از حمایت بخشی از بدنه رای و جریان سیاسی خود در کنگره برخوردار است، اما با مخالفت‌هایی نیز روبه‌رو است که در سطح کنگره امریکا ریشه‌دار و ساختاری است. به نظر می‌رسد این مخالفت‌ها صرفا مقطعی یا جناحی نیست و به مجموعه‌ای از قوانین قدیمی بازمی‌گردد که براساس آنها هرگونه تغییر جدی در رابطه ایران و امریکا نیازمند تایید کنگره است. همین مساله باعث شده حتی در صورت اراده کاخ سفید، مسیر رفع تحریم‌ها با محدودیت‌های جدی مواجه باشد. به گفته انتصار در چنین فضایی، ترامپ تلاش می‌کند در سطح سیاسی و رسانه‌ای این‌گونه القا کند که دستاوردی تاریخی در مهار بحران‌ها و جلوگیری از جنگ به دست آورده و آن را در چارچوب رقابت‌های داخلی، به ‌ویژه در آستانه انتخابات کنگره و سنا، به عنوان یک موفقیت بزرگ معرفی کند. ازسوی دیگر، فضای سیاسی در واشنگتن به ‌شدت چندقطبی است و دموکرات‌ها نیز در بسیاری موارد رویکردی انتقادی نسبت به این روند اتخاذ کرده‌اند، بنابراین بخشی از رفتار دولت امریکا را می‌توان در چارچوب ملاحظات انتخاباتی و تلاش برای حفظ یا بازپس‌گیری اکثریت در کنگره تحلیل کرد، بنابراین همزمان این احتمال وجود دارد که آنچه امروز به عنوان «تفاهم» مطرح می‌شود، بیش از آنکه یک مسیر قطعی به سمت توافق جامع باشد، ابزاری برای مدیریت بحران و عبور موقت از تنش‌های سیاسی و میدانی تلقی شود؛ با این امید که پس از انتخابات، شرایط برای تصمیم‌گیری‌های سخت‌تر علیه ایران فراهم‌تر شود.
این تحلیلگر ارشد مسائل منطقه در رابطه با رویکرد اسراییل درقبال هر نوع تفاهم یا توافقی میان تهران و واشنگتن به «اعتماد» گفت: واقعیت این است که نقش اسراییل در این معادله اساسا تغییر نکرده و همچنان به عنوان یکی از بازیگران اثرگذار و معارض جدی این روند مطرح است. حتی در شرایطی که در برخی مقاطع، ازسوی جی‌دی ونس، معاون رییس‌جمهور امریکا یا خود دونالد ترامپ نیز انتقادهایی نسبت به سیاست‌های اسراییل مطرح می‌شود، در عمل به نظر می‌رسد این انتقادها تاثیر ساختاری بر مسیر کلان روابط دوطرف ندارد، چراکه اسراییل و شبکه حامیان آن در ساختار سیاسی امریکا، به ‌ویژه در کنگره، از وزن تاریخی و تثبیت ‌شده‌ای برخوردارند و در بسیاری از موارد توانسته‌اند بر جهت‌گیری سیاست خارجی امریکا در منطقه اثر بگذارند. از همین منظر، برخی تحلیلگران معتقدند اسراییل تلاش می‌کند این پیام را منتقل کند که در معادلات خاورمیانه، صرفا تابع سیاست‌های کاخ سفید نیست و خود نیز نقش تعیین‌کننده دارد. به باور انتصار با این حال، در سطح ابزارهای قدرت، همچنان این وابستگی امنیتی و نظامی اسراییل به امریکا یک واقعیت تعیین‌کننده است. بخش مهمی از توان نظامی و مالی اسراییل متکی به حمایت‌های مستقیم واشنگتن است و بدون این پشتوانه، امکان ادامه بسیاری از سیاست‌های منطقه‌ای برای آن به‌شدت محدود می‌شود. بنابراین، اگرچه در سطح نظری از «استقلال عمل» اسراییل سخن گفته می‌شود، در عمل این استقلال با محدودیت‌های جدی روبه‌رو است. درنهایت، به نظر می‌رسد اسراییل همچنان یکی از متغیرهای مهم و بعضا بازدارنده در هرگونه روند توافقی میان ایران و امریکا باقی خواهد ماند و نمی‌توان نقش آن را در شکل‌دهی به تصمیمات واشنگتن نادیده گرفت؛ موضوعی که می‌تواند بر سرنوشت هر توافق احتمالی نیز سایه بیندازد. ‌این استاد دانشگاه در پایان یادآور شد: با این حال این رژیم در صورت نهایی شدن هر توافقی میان ایران و ایالات‌متحده قادر به اقدامی ماجراجویانه به صورت انفرادی علیه ایران نخواهد بود.


نظرات شما