پیام سپاهان - دنیای اقتصاد / متن پیش رو در دنیای اقتصاد منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
با آغاز جنگ علیه ایران و تهدید به بسته شدن تنگه هرمز، بسیاری از تحلیلگران از احتمال جهش قیمت نفت به ۲۰۰دلار در هر بشکه سخن گفتند؛ اما این سناریو محقق نشد. برخلاف برآوردهای اولیه، صادرات نفت خلیجفارس هرگز بهطور کامل متوقف نشد و تولیدکنندگان منطقه با استفاده از مسیرهای جایگزین و خاموش نگه داشتن رادارنفتکشها، بخشی از عرضه را حفظ کردند. همزمان، افزایش صادرات نفت آمریکا، آزادسازی حدود ۴۰۰میلیون بشکه از ذخایر راهبردی، ادامه صادرات نفت روسیه، ورود بخشی از نفت ذخیرهشده در نفتکشها به بازار و کاهش رشد تقاضای چین شدت شوک عرضه را کاهش دادند. در نتیجه، کسری واقعی بازار بسیار کمتر از پیشبینیهای اولیه بود و قیمت نفت پس از صعود به حدود ۱۲۰دلار، از اوج خود فاصله گرفت و تا ۸۷دلار هم سقوط کرد. با این حال، کاهش مداوم ذخایر نفتی جهان نشان میدهد بازار همچنان در برابر هرگونه اختلال جدید در عرضه آسیبپذیر است.
حمید ملازاده| با آغاز جنگ علیه ایران و اعلام بسته شدن تنگه هرمز، بسیاری از تحلیلگران بازار انرژی معتقد بودند جهان در آستانه بزرگترین شوک عرضه نفت در چند دهه اخیر قرار گرفته است. در آن مقطع، برآوردهای اولیه نشان میداد که بین ۱۲ تا ۱۵میلیون بشکه در روز از صادرات نفت کشورهای حوزه خلیجفارس در معرض اختلال قرار گرفته؛ رقمی که معادل بخش قابلتوجهی از عرضه جهانی نفت بود.
همین نگرانیها باعث شد قیمت نفت برنت در هفتههای نخست بحران به نزدیکی ۱۲۰ دلار در هر بشکه صعود کند و برخی بانکها و موسسات مالی از احتمال جهش قیمتها به ۱۵۰ و حتی ۲۰۰ دلار سخن بگویند. با این حال، چند ماه پس از آغاز بحران، نه تنها سناریوی نفت ۲۰۰دلاری محقق نشد، بلکه قیمت نفت برنت به زیر ۹۰دلار در هر بشکه بازگشت. نفت برنت روز جمعه 12ژوئن به کف سهماهه و زیر ۸۷دلار در هر بشکه سقوط کرد و به پایینترین سطح خود از اوایل ماه مارس رسید. این پرسش اکنون بیش از هر زمان دیگری مطرح است که چه سپرهایی مانع تحقق یکی از بدبینانهترین پیشبینیهای تاریخ بازار نفت شدند؟
سپر اول؛ عدم توقف نفتکشها: مهمترین فرض اشتباه بازار در روزهای ابتدایی بحران این بود که بخش عمده صادرات نفت خلیجفارس متوقف خواهد شد. اما شواهد بعدی نشان داد جریان صادرات هرگز بهطور کامل قطع نشده است. دادههای شرکتهای ردیابی کشتی از جمله کپلر و ورتکسا نشان میدهد که از ابتدای آوریل تا دهم ژوئن حدود ۱۳۶میلیون بشکه (روزانه 3میلیون و 400هزار بشکه در روز) نفت خام غیرایرانی از مسیر هرمز و دریای عمان راهی بازارهای جهانی شده است. در هفتههای نخست جنگ، خاموش شدن سامانههای ردیابی کشتیها و محدودیتهای نظارتی باعث شده بود حجم واقعی صادرات مشخص نباشد، اما به مرور روشن شد که بخش قابلتوجهی از نفت منطقه همچنان در حال رسیدن به بازارهای مصرف است.
سپر دوم؛ مسیرهای جایگزین: تولیدکنندگان خلیجفارس به سرعت خود را با شرایط جدید تطبیق دادند. عراق، کویت و امارات بخشی از صادرات خود را از طریق نفتکشهایی با سامانههای ردیابی غیرفعال ادامه دادند و عربستان سعودی نیز حجم قابلتوجهی از نفت خود را از طریق بندر ینبع در ساحل دریای سرخ صادر کرد. این اقدام موجب شدمیلیونها بشکه نفت که در ابتدا از دسترفته تصور میشد، همچنان وارد بازار جهانی شود.
سپر سوم؛ بزرگنمایی برآوردهای اولیه: درحالیکه برخی برآوردهای اولیه از حذف بیش از ۱۴میلیون بشکه در روز از بازار حکایت داشت، محاسبات بعدی تصویر متفاوتی ارائه داد. بررسیهای شرکتهای بزرگ تجاری نشان میدهد میزان واقعی افت عرضه احتمالا بین ۵ تا ۶میلیون بشکه در روز بوده است. این فاصله قابلتوجه میان پیشبینیهای اولیه و واقعیت بازار، بخش مهمی از فشار روانی بر قیمتها را کاهش داد.
سپر چهارم؛ افزایش صادرات آمریکا: همزمان با اختلال در خاورمیانه، تولیدکنندگان آمریکایی صادرات خود را افزایش دادند. ایالات متحده که در سالهای اخیر به یکی از بازیگران اصلی بازار نفت تبدیل شده، بخشی از کمبود ایجادشده را جبران کرد. ورود بشکههای بیشتر نفت آمریکا به بازار جهانی نقش مهمی در جلوگیری از تشدید بحران ایفا کرد.
سپر پنجم؛ آزادسازی ذخایر راهبردی: کشورهای مصرفکننده نیز دست روی دست نگذاشتند. حدود ۴۰۰میلیون بشکه نفت از ذخایر اضطراری و راهبردی جهان وارد بازار شد. این اقدام که یکی از بزرگترین آزادسازیهای ذخایر استراتژیک در تاریخ صنعت نفت محسوب میشود، به عنوان یک ضربهگیر موثر عمل کرد و از شکلگیری موج خرید هیجانی جلوگیری کرد.
سپر ششم؛ کاهش رشد تقاضای چین: در سمت تقاضا نیز شرایط به نفع بازار تغییر کرد. واردات نفت چین و فعالیت پالایشگاههای این کشور کمتر از انتظارات رشد کرد و بخشی از فشار ناشی از کاهش عرضه را خنثی ساخت. بسیاری از معاملهگران معتقدند افت تقاضای چین یکی از عوامل کلیدی در جلوگیری از جهش شدید قیمتها بوده است.
سپر هفتم؛ نفت روی آب روسیه: عامل دیگری که کمتر مورد توجه قرار گرفت، ادامه صادرات نفت روسیه و ورود تدریجی نفت ذخیرهشده روی نفتکشها و مخازن شناور روی آب به بازار بود. بخشی از محمولههای روسی و حتی نفت ذخیرهشده در آبهای بینالمللی توانست به بازارهای مصرف برسد و از شدت نگرانیها درباره کمبود عرضه بکاهد. در عمل، این بشکهها به عنوان یک ذخیره پنهان عمل کردند و زمان لازم برای سازگاری بازار با شرایط جدید را فراهم آوردند. با وجود نگرانیهای گسترده درباره بسته شدن تنگه هرمز، نفت برنت هرگز به محدوده ۲۰۰ دلاری نزدیک نشد. حتی در اوج بحران، قیمت این شاخص به حدود ۱۲۰ دلار در هر بشکه رسید که همچنان پایینتر از رکوردهای ثبتشده در پی آغاز جنگ روسیه و اوکراین در سال ۲۰۲۲ بود؛ زمانی که برنت برای مدت کوتاهی به نزدیکی ۱۴۰ دلار در هر بشکه صعود کرد.
مدیریت شوک عرضه
این موضوع نشان میدهد که بازار نفت، برخلاف برآوردهای اولیه، با حذف کامل نفت خلیج فارس مواجه نشد و توانست بخش قابلتوجهی از شوک عرضه را مدیریت کند. علاوه بر تداوم صادرات نفت از مسیرهای جایگزین، افزایش صادرات نفت آمریکا، آزادسازی گسترده ذخایر راهبردی، کاهش رشد تقاضای چین و ادامه صادرات روسیه، مجموعه عواملی بودند که مانع جهش قیمتها به سطوح پیشبینیشده شدند. در نتیجه، بازار جهانی بیش از آنکه با یک بحران واقعی کمبود نفت روبهرو شود، شاهد بازآرایی جریانهای تجاری و استفاده از منابع ذخیرهای برای جبران بخشی از اختلالات عرضه بود.
با این حال، این به معنای پایان ریسک نیست. ذخایر نفتی جهان با سرعت در حال کاهش است و بسیاری از اقتصادهای بزرگ به پایینترین سطوح ذخیرهسازی خود در بیش از دو دهه اخیر نزدیک میشوند. در آمریکا نیز سطح ذخایر تجاری به محدودهای رسیده که تحلیلگران از آن با عنوان «منطقه خطر» یاد میکنند. به همین دلیل، اگر اختلال جدیدی در صادرات خاورمیانه رخ دهد یا مسیرهای جایگزین با مشکل مواجه شوند، بازار نفت ممکن است بار دیگر با جهش قیمتها روبهرو شود. نفت ۲۰۰ دلاری فعلا محقق نشده، اما بازار جهانی انرژی هنوز فاصله زیادی با آرامش کامل دارد.
بازار ![]()