پیام سپاهان - خراسان / «مسجد چه زمانی مسجد می شود؟» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
غبارروبی مساجد، فقط آن نیست که با «حکمیت جارو» مسئلهای را فیصلهیافته بدانیم و خیال کنیم کار به انجام رسیده است. جارو، خاک را از زمین میبرد؛ اما اگر غبار بر جان نشسته باشد، با کدام ابزار باید آن را برداشت؟ مسجد، پیش از آن که سقف و دیوار باشد، معناست؛ پیش از آن که فرش باشد، فرهنگ است. اگر این معنا غبار بگیرد، با هیچ آیین خدماتیِ موسمی، بهار در آن خانه نمیکند. طرحی نو باید درانداخت. شکوفایی جان و جهان تازگی می طلبد.
غبارروبی حقیقی، طهارت جان است. «طهارات» اگر در دلها اتفاق بیفتد، آنگاه برکت میآید. و برکت، پیامدِ پاکی است، نه محصولِ تشریفات. مسجد وقتی مسجد میشود که از درون جان بگیرد؛ که دلها در آن تازه شوند؛ که ذکر، به زیست بدل شود. چنین که شد، دیگر مسجد فقط محل اقامه نماز نیست؛ رازخوانی زندگی تازه است. مدرسهای است در تراز تربیت دینی، کارگاه انسانسازی، و میدان تمرین مسئولیت اجتماعی.
برای رسیدن به این نقطه، باید فصلی تازه گشود. فصلی که در آن، علاوه بر گردگیریِ طاق و رواق، به گردزدایی از ذهنها هم بیندیشیم. مسجد اگر قرار است کانون بالندگی باشد، باید زبان امروز را بفهمد و با افق فردا سخن بگوید. نسل جوان، جهان خود را دارد؛ پرسشهای تازه، دغدغههای نو، روایتهای متنوع. مسجدی که پیرِ مدیریت و ایستا در برنامه است، نمیتواند محور جهان جوان باشد. جوان شدن ساختار مدیریتی مساجد، یک انتخاب تزیینی نیست؛ ضرورتی راهبردی است. ایران و انقلاب اسلامی، به مساجدی زنده نیاز دارد؛ مساجدی که نه فقط حافظ سنت که مولّد معنا باشند. اگر ساختار مدیریت، برنامهریزی و میدان دادن به نسل نو را در دستور کار قرار دهد، مسجد میتواند به دانشگاه ایمان تبدیل شود. آنگاه جوان، آن را نه یک مکان رسمی، که کانون رشد خواهد یافت و خواهد آمد؛ با امید، با سؤال، با انگیزه. پیر نیز در کنار جوان، ادامه راه صالحان را نه در خاطره، که در واقعیت خواهد دید و دلگرم خواهد شد.
مسجد باید پاسخگوی نیاز معرفتی زمانه باشد. در روزگاری که روایتهای جعلی و فریبا در شبکههای پیچیده رسانهای تولید و تکثیر میشود، مسجد نمیتواند صرفاً مصرفکننده محتوای قدیمی و رسم پیشین باشد. باید روایت واقعی و هدایتگر تولید کند؛ روایتی ریشهدار در قرآن و سنت، و در عین حال آشنا با زبان امروز. اگر چنین نکند، میدان را واگذار کرده است.
بازار ![]()
اصلاح مسیر، از همینجا آغاز میشود: از بازاندیشی در کارکرد مسجد. از عبور از مناسکگرایی صرف به سوی معناگرایی عمیق. از مدیریت بسته به مدیریت مشارکتی. از برنامههای تکراری به افقهای خلاقانه. غبارتکانی حقیقی، یعنی بازگرداندن مسجد به جایگاه طبیعیاش در هندسه فرهنگی جامعه. وقتی جانها پاک شد، دیوارها هم نور میگیرند. وقتی دلها جوان شد، بنا هم جوان میشود. آنگاه مسجد، همان خواهد شد که باید باشد؛ چراغی در کوچههای ایمان، مدرسهای برای تربیت نسلها، و سنگری فرهنگی در برابر تحریف و فریب. چنین مساجدی است که میتواند نیاز امروز ایران را پاسخ گوید و فردای انقلاب اسلامی را روشنتر رقم بزند. چنین مساجدی است که می تواند هم عصر قبل از ظهور را چراغ گذاری کند و هم در صبح ظهور پایگاه موثر در دولت کریمه باشد.
ان شاءا... به این سو حرکت کنیم و حرکت ها بر مدار مسجد امیدآفرین شود....