پنجشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۴

اقتصادی

عصر ایران: چرا در میانه صدا و سیما / اینترنشنال به «روایت سوم» نیاز داریم؟

عصر ایران: چرا در میانه صدا و سیما / اینترنشنال به «روایت سوم» نیاز داریم؟
پیام سپاهان - عصر ایران /متن پیش رو در عصر ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست جست‌و‌جوی راهی در میانۀ صدا و سیمای جلیلی- جبلی و ایران‌اینترنشنال به ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - عصر ایران /متن پیش رو در عصر ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
جست‌و‌جوی راهی در میانۀ صدا و سیمای جلیلی- جبلی و ایران‌اینترنشنال به این معنی نیست که عین هم‌اند که مشخص است در دو قطب مخالف هستند
بازار
مهرداد خدیر| روزنامۀ کیهان از ماشاء‌الله شمس‌الواعظین -عضو تازۀ شورای اطلاع رسانی دولت- انتقاد کرده که چرا خواستار تأسیس رسانه‌ای فراگیر و مستقل به منظور بیان «روایت سوم» در میانۀ دو قطب متضاد (‌صدا و سیما از یک سو و ایران‌اینترنشنال از جانب دیگر) شده و نوشته است: «این که یک مقام دولتی خط مقدم دفاع و تهاجم رسانه‌ای کشور را با رسانۀ بدنام صهیونیست‌ها مقایسه کند (که توسط همکار و هم‌طیف سابق وی اداره می‌شود) معنایی جز رذالت ندارد و مثل این است که که یک ایرانی (جز امثال منافقین) در موضوع جنگ تحمیلی صدام علیه ایران ظالم و مظلوم را به یک چوب براند و ادای بی طرفی درآورد.»
به این بهانه می‌توان بر 7 نکتۀ کلیدی و مهم انگشت گذاشت:
 1. اعلام نیاز به «روایت سوم» از زبان افراد مختلف بیان شده و نکته‌ای نیست که تنها آقای شمس گفته باشد. بیشتر رسانه‌های مستقل داخلی از جمله خود ما به قدر وسع و ملاحظات و محظورات، می‌کوشند/می‌کوشیم به جای تکرار طابق‌النعل بالنعل گفتارهای صدا و سیما و با پرهیز از درغلتیدن به ادبیات ایران اینترنشنال، روایت سومی ارایه کنند که مخاطب داخلی بپذیرد و کافی است روزنامۀ کیهان به تیراژ روزنامۀ کاغذی خود و میزان اعضای کانال تلگرامی در قیاس با دیگر کانال‌ها نگاهی بیندازد تا دریابد تا چه اندازه به روایت سوم نیاز است و اصلا مگر جز این است که تجمعات 18 و 19 نشان داد ضریب نفوذ رسانه‌های فارسی زبان بیگانه تا چه حد است. آن هم بعضا در دورترین نقاط.
2. نفی هم‌زمان دو قطب به معنی مساوی دانستن هر دو نیست. کما این‌که شعار نه شرقی نه غربی به معنی برابر دانستن شرق و غرب نیست.
 جست‌و‌جوی راهی در میانۀ صدا و سیمای جلیلی- جبلی و ایران‌اینترنشنال هم به این معنی نیست که عین هم‌اند که مشخص است در دو قطب مخالف هستند. تشبیه از حیث مطلق‌انگاری است.
ضمن این که اگر مدیریت آن در دست گرایش جبهه پایداری نبود هم باز صدا و سیما یک رسانۀ رسمی است که نمی‌تواند از ادبیات غیر رسمی فاصله بگیرد والبته وضعیت خاصی هم دارد و آن هم این که تنها رسانۀ دولتی دنیاست که دست دولت از آن کوتاه است و این هم به خاطر ساختار سیاسی خاص ماست که دولت، رسانه دیداری و شنیداری ندارد!
 3. کیهان، جوری از آقای شمس به عنوان سردبیر نشریات توقیف شده یاد کرده که انگار توقیف آن روزنامه‌ها در 25 سال قبل به سود فضای رسانه‌ای بوده و ننوشته توقیف کننده و به حبس اندازندۀ او- سعید مرتضوی- اکنون کجاست و چه میزان اعتبار دارد و محمود شمس چه اندازه.
از سوی دیگر به گونه‌ای به خاطر نقش علی‌اصغر رمضان‌پور سردبیر اجرایی ایران‌اینترنشنال به شمس طعنه زده که انگار نه انگار مدیر مسؤول و سردبیر پیشین همین کیهان - مهدی نصیری- هم به آن طیف پیوسته است و با این منطق به او هم باید مهدی نصیری را یادآور شد، در حالی که نه محمود شمس مسؤول گفتار و رفتار امروز رمضان‌پور است نه حسین شریعتمداری در قبال گفتار و رفتار امروز مهدی نصیری چنین مسؤولیتی دارد.
 4. از کیهان می‌توان پرسید اگر بخش قابل توجهی از جامعه به هر دلیل از صدا و سیما و تبلیغات یک طرفۀ آن خسته و آزرده باشند به جانب تلویزیون‌های ماهواره‌ای فارسی زبان بگروند و بگرایند بهتر است یا به سوی رسانه‌های مستقل؟ چرا بر دو قطبی صدا و سیما / اینترنشنال اصرار دارند؟
5. تفاوت نگاه کیهان و شمس در این است که در دیدگاه کیهان، صدا و سیما یک رسانه نیست بلکه خط مقدم جبهۀ مقابله با تهاجم فرهنگی است ولی شمس بر صبغۀ رسانه‌ای اصرار دارد و از ادبیات نظامی برای کار رسانه استفاده نمی‌کند هر چند که از واقعیت به کار گیری آن در خدمت اهداف دشمن غافل نیست و خود در سال های جنگ به عنوان سردبیر همین کیهان در خط مقدم مشغول بوده است.
6. این که محمود شمس و محمد عطریان‌فر در وضعیت کنونی اعتبار رسانه‌ای خود را به میان آورده و آماج حملات براندازان هم قرار گرفته‌اند از شرافت آنان حکایت می کند و انگ رذالت زدن به آنها، فروغلتیدن در حضیض اخلاقی است.
 7. به یک نکته دیگر هم باید توجه کرد. آن هم این است که از توییت‌های علی اصغر شفیعیان از فعالان رسانه‌ای نزدیک به رییس جمهور و نیز پاسخ‌های یوسف پزشکیان به چند سؤال دربارۀ اعتراضات و اتفاقات اخیر چنین برمی آید که کمیتۀ حقیقت‌یاب در حال تهیۀ گزارش است و خود رییس جمهور هم اظهار نظر صریح و نهایی و قطعی خود را - جز محکومیت طبیعی خشونت‌ها - به آن گزارش منوط کرده و کیهان احتمالا نگران نقش اعضای شورای اطلاع رسانی در تهیۀ آن گزارش است که پیشاپیش جبهه گرفته است؛
 و می توانیم به یاد آوریم که گزارشی که دربارۀ 18 تیر 1378 به شکل حرفه‌ای و واقع بینانه در دولت اصلاح طلب خاتمی تهیه شد تا چه حد اصول گرایان را در 26 سال قبل خشم گین کرد در حالی که تماما مستند بود و جای هیچ شبهه نداشت.
به سبک خود کیهان می توان با حکایتی این قصه را به پایان برد که وقتی معلمی نمرۀ قرائت فارسی محصلی را در کارنامه پایین ثبت کرد دانش آموز خشم گین سراغ او رفت و گفت به کدام مَجوز؟! ( مُجوِز را مَجوز تلفظ کرده بود) و معلم هم با لبخندی گفت: به همین مَجوز!
واکنش کیهان می تواند تأییدی بر خواست و مدعای آقای شمس الواعظین باشد که تا چه اندازه به روایت سوم نیاز داریم تا انبوه مردمانی که از روایت های صدا و سیما و کیهان و دیگر رسانه های هم سو قانع و مجاب نمی شوند به جانب اینترنشنال نگروند و عین مدعای آن را باور نکنند. 
تلاش برای تولید روایت سوم به معنی نفی مطلق روایت اول (صدا و سیما) و هم سویی با روایت دوم ( ایران اینترنشنال) نیست، چه بسا بتواند به فهم و قبول روایت اول هم کمک کند. اگرچه در این جمله بهتر بود برای صداو سیما تعبیر روایت دوم را به کار می بردم چون شوربختانه در قضایای اخیر هم باز «روایت اول» را از دست داد و ناچار شد به تکذیب آمارهای روایت اول بپردازد.


نظرات شما