پیام سپاهان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
گروه بینالمللی بحران، به سنت هر ساله، در آغاز سال نو میلادی گزارش سالانه خود از 10 مناقشه بزرگ در سال جدید میلادی را که باید رصد کرد، منتشر کرده است. ترجمه بخش مربوط به غزه این گزارش ارائه میشود.
بازار ![]()
در ماه اکتبر، طولانیترین و خونینترین جنگ در یک قرن منازعه عربی–اسرائیلی بهطور شکنندهای متوقف شد. جنگی که نزدیک به دو سال پیش با حمله حماس به جنوب اسرائیل آغاز شده بود، با ویرانی تقریباً کامل غزه توسط اسرائیل پایان یافت؛ بهگونهای که بیش از یکدهم فلسطینیان این منطقه کشته یا زخمی شدند و اکثریت عظیم جمعیت خانههایشان را از دست دادند. آتشبس به ظاهر برقرار است، زیرا غزه همچنان در بلاتکلیفی بهسر میبرد: بازماندگان در کمتر از نیمی از این سرزمین که بخش عمدهاش به تلی از آوار تبدیل شده، حضور دارند.
ترامپ در آغاز ظاهرا رویکردی نسبتاً سازنده در قبال غزه داشت و حتی پیش از بازگشت به کاخ سفید، به پیشبرد توافق آتشبس ژانویه کمک کرد. اما این ایده به جای پافشاری بر پایان جنگ، پیشنهاد تخلیه فلسطینیها از غزه را مطرح کرد و جان تازهای به ایدهای دمید که اسرائیل تمایل زیادی به آن داشت. در ماه مارس، دولت ترامپ از حمله مجدد اسرائیل حمایت کرد. تهاجم اسرائیل هزاران نفر دیگر را در غزه به کام مرگ کشاند و شمار قربانیان از اکتبر ۲۰۲۳ را به دستکم ۷۰ هزار نفر و احتمالاً بسیار بیش از این رساند.
تنها زمانی که اسرائیل در سپتامبر به پایتخت قطر، دوحه، حمله کرد، رهبران خشمگین منطقه بهطور جمعی بسیج شدند تا ترامپ را به اقدام وادارند. اگر چه بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، ترجیح میداد جنگ ادامه یابد، توافقی که امضا کرد عمدتاً در خدمت منافع اسرائیل بود. واکنش حماس برای ترامپ، که در آن زمان مصمم به پایاندادن به جنگ بود، کافی تلقی شد تا آن را پذیرش بداند و آخرین پیشروی اسرائیل را که میتوانست آنچه از شهر غزه باقی مانده بود را نیز نابود کند، متوقف سازد.
مرحله نخست توافق اکتبر شاهد آزادی باقیمانده گروگانهای اسرائیلی از سوی حماس و آزادسازی حدود دو هزار زندانی و بازداشتی فلسطینی توسط اسرائیل بود. این توافق غزه را به دو بخش تقسیم کرد: منطقهای کوچکتر که تقریباً تمام ساکنان باقیمانده نوار را در خود جای میدهد و حماس بهسرعت کنترل آن را دوباره به دست گرفت، و منطقهای بزرگتر که تحت کنترل نیروهای اسرائیلی است. توافق پیشبینی میکند که اداره کلی نوار غزه، برای یک دوره انتقالی نامشخص، به «هیئت بینالمللی صلح» سپرده شود که ریاست آن را خود ترامپ بر عهده خواهد داشت، و یک بازوی اجرایی بینالمللی نیز مسئول بازسازی باشد. کمیتهای از تکنوکراتهای فلسطینی نیز قرار است دیگر جنبههای اداره روزمره را بر عهده گیرد.
این نهادها هنوز تشکیل نشدهاند و حدود اختیاراتشان نیز نامشخص است. مفاد امنیتی حتی مبهمتر است. قرار است همزمان با عقبنشینی ارتش اسرائیل، «نیروی تثبیت بینالمللی» مستقر شود و پلیس فلسطینی آموزشدیده توسط مصر و اردن مسئول تأمین امنیت مناطق فلسطینینشین باشند. اما تاکنون، کشورهای بالقوه مشارکتکننده از اعزام نیرو خودداری کردهاند؛ مأموریت و قواعد درگیری این نیروها روشن نیست، مشخص نیست چه کسی هزینهها را میپردازد، و هیچ کشوری نمیخواهد سربازانش را برای خلع سلاح حماس برخلاف خواست آن اعزام کند. قطعنامه سازمان ملل که برای اطمینانبخشی به مشارکتکنندگان و به ابتکار آمریکا طرح را تأیید کرد، هیچیک از این ابهامات را رفع نکرد.
اینکه توافق از پاسخ به دشوارترین پرسشها طفره میرود، احتمالاً برای جلب پذیرش اسرائیل ضروری بود؛ اما در نتیجه، هر پیشرفت دیگری نیازمند پیگیری مداوم تیم ترامپ است. تاکنون روشن نیست میانجیهای آمریکایی تا چه حد پیش رفتهاند. بیتردید، بنبست اصلی همچنان پابرجاست: اسرائیل انتظار دارد حماس پیش از عقبنشینی نیروها و اجازه بازسازی خلع سلاح شود؛ حماس خلع سلاح را امری برای مراحل بعدی میداند و انتقال تدریجی سلاحهای تهاجمی به یک نهاد فلسطینی را در آینده متصور است. در همین حال، کمکدهندگان خلیج فارس و اروپا حاضر به تأمین مالی بازسازی نیستند مگر با تضمینهایی که سرمایهگذاریشان حماس را تقویت نکند یا دوباره توسط اسرائیل ویران نشود. بهترین و شاید تنها امید به پیشرفت آن است که دولتهای عرب و دیگر کشورها بر سر چشماندازی مشترک به توافق برسند و راهی پیشِ پای ترامپ بگذارند تا او آن را بر نتانیاهو تحمیل کند. اما فعلاً نشانهای از این روند دیده نمیشود: ترامپ پس از دیدار با نخستوزیر اسرائیل در اواخر دسامبر، عمدتاً خواستههای او درباره غزه را تکرار کرد.
در همین حال، سرکوب و سلب مالکیت فلسطینیان در کرانه باختری رو به وخامت بیشتر است. اسرائیل در طول جنگ غزه محدودیتهای رفتوآمد، خفهسازی اقتصادی، مصادره زمین و گسترش شهرکها را تشدید کرد. از زمان آتشبس نیز هیچیک از این اقدامات را کاهش نداده و وزرا همچنان به طرحهایی برای الحاق رسمی بخشهایی از این سرزمین اشاره میکنند.
جنگها وابستگی اسرائیل به کمکهای نظامی آمریکا را تشدید کردهاند، در حالی که این رژیم همزمان بخش بزرگی از همدلی خود را در حزب دموکرات، بهویژه میان رأیدهندگان جوانتر که از کارزار بیرحمانه غزه و ائتلاف افراطی نتانیاهو وحشتزدهاند، از دست داده است. در میان جمهوریخواهان نیز حمایت از اسرائیل در حال شکاف است؛ نه چندان بهدلیل نگرانی برای فلسطینیان، بلکه بیشتر بهواسطه دستورکار «اول آمریکا» و تا حدی نیز احیای نوعی یهودستیزی واقعی. اینکه آیا تغییر بادهای سیاسی میتواند بهسرعتِ کافی حمایت تقریباً بیقیدوشرط آمریکا را که بدترین گرایشهای سیاسی اسرائیل را تغذیه کرده دگرگون کند تا هنوز امیدی برای حق تعیین سرنوشت فلسطینیان باقی بماند یا نه، نامشخص است. اما اگر جنگهای پس از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ نتانیاهو هزینهای هولناک بر فلسطینیان تحمیل کرده، برای اسرائیل نیز بهای سنگینی داشته است.
برای فلسطینیان، چشمانداز سال پیشِ رو تیره است. فلسطین همچنان از شناسایی بیش از ۱۵۰ کشور، کرسی در سازمان ملل و حقی برای تعیین سرنوشت که جهان پیوسته آن را تأیید میکند، برخوردار است. اما توان پیگیری این حق بهطور نظاممند در حال نابودی است. اهداف سیاسی جای خود را به بقا دادهاند. در غزه، پرسش این است که آیا فلسطینیان میتوانند بهعنوان افراد دوام بیاورند و بهعنوان جامعهای منسجم باقی بمانند یا نه. در کرانه باختری، مسئله این است که این سرزمین با چه سرعتی کوچکتر میشود، آوارگی شتاب میگیرد و اقتدار تشکیلات خودگردان فلسطین فرو میپاشد. اگر طرح ترامپ شکست بخورد، بیشتر جمعیت غزه در قلمرویی تقلیلیافته گرفتار خواهند ماند، در حالی که بیش از نیمی از نوار تحت کنترل اسرائیل خواهد بود. اگر طرح موفق شود، خطر آن وجود دارد که اسرائیل، دولتهای عرب و واشنگتن آن را بدون مشارکت واقعی فلسطینیان مذاکره کنند و حذف آنها از تصمیمگیری درباره آینده سیاسیشان را تثبیت نمایند.