يکشنبه ۹ شهريور ۱۴۰۴

سیاسی

مرگ پرماجرا در ارس

مرگ پرماجرا در ارس
پیام سپاهان - ایسنا / پنجاه‌وهفت سال پیش در چنین روزی پیکر بی‌جان صمد بهرنگی را از رود ارس گرفتند؛ مرگی که کم اما و اگر همراهش نبود. نهم شهریور ۱۳۴۷، رود ارس معلمی دلسوز و ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - ایسنا / پنجاه‌وهفت سال پیش در چنین روزی پیکر بی‌جان صمد بهرنگی را از رود ارس گرفتند؛ مرگی که کم اما و اگر همراهش نبود.
نهم شهریور 1347، رود ارس معلمی دلسوز و نویسنده‌ای را که سنش به 30 سال هم نمی‌رسید، به کام مرگ کشید. پیکر بی‌جانش را سه روز بعد از رود ارس گرفتند و مردم محلی هنوز هم ترانه «آراز_آراز» را بیاتی‌وار در سوگ صمد می‌خوانند.
صمد بهرنگی زاده دوم تیرماه سال 1318 در محله‌ چرنداب در جنوب بافت قدیمی تبریز، نامش با قصه و افسانه گره خورده است، چه قصه‌هایی که خودش خالق آن‌هاست و چه داستان‌هایی که درباره مرگش شکل گرفته و مرگش را چون قصه‌هایش پرراز و رمز کرده است.
بازار
او پس از گذراندن دورۀ اول دبیرستان به دانش‌سرای مقدماتی رفت و در 1336 خورشیدی آن را به پایان رساند و معلم روستاهای آذربایجان شد. هم‌زمان با معلمی، در رشتۀ زبان و ادبیات انگلیسی در دانشگاه تبریز به تحصیل پرداخت و در این رشته فارغ‌التحصیل شد.
بهرنگی کار نویسندگی را از زمان تحصیل در دانش‌سرا و با انتشار نشریه‌های دیواری «خنده» و «سوره باجی» آغاز کرد، اما نوشتن به‌صورت حرفه‌ای را در مجلۀ توفیق، با نوشتن مقالات فکاهی تجربه کرد. او مقالات خود را تا زمان مرگش با اسامی مستعار مختلف مانند ص. قارانقوش، صاد، چنگیز مرآتی، بابک بهرامی، داریوش، نواب مراغی و جز این‌ها در نشریۀ مهد آزادی که خود او و برخی از دوستانش به مدت یک سال در تبریز منتشر می‌کردند و برخی نشریات پایتخت مانند توفیق، بامشاد، خوشه، راهنمای کتاب، آرش و کتاب هفته چاپ می‌کرد.
اولین کتاب او با نام «پاره پاره» در 1342 منتشر شد. این کتاب گزیده‌ای از اشعار ترکی شاعران آذربایجانی مانند صابر، وورغون، فضولی، علی فطرت، اعتماد، حکیم لعلی، میرزا علی معجز شبستری و بیریا بود. علاوه‌براین، صمد نمونه‌هایی از «بایاتی‌های آذربایجانی را که از زبان مادرش شنیده» در این کتاب جای داده بود. به‌رغم آنکه کتاب از طرف سازمان امنیت، توقیف و جمع‌آوری شد، شماری از نسخه‌های آن در تهران و آذربایجان پخش شد. انتشار این کتاب باعث دوستی محمدعلی فرزانه، از روشن‌فکران قدیمی آذربایجانی، با بهرنگی شد. با تشویق فرزانه، بهرنگی به‌همراه دوست صمیمی و همکار خود، بهروز دهقانی، به‌طور جدی به گردآوری و نشر مواد فرهنگ مردم (فولکلور) و به‌ویژه ادبیات شفاهی آذربایجان اقدام کرد. آن‌ها برای این کار به پژوهش‌های میدانی گسترده‌ای دست زدند که به برخی از مشکلات آن در مقدمۀ متل‌ها و چیستان‌ها اشاره کرده‌اند. حاصل این پژوهش، کتاب‌ها و مقالاتی به این شرح است:
1. افسانه‌های آذربایجان، جلد اول این کتاب در 1344 ش و جلد دوم در 1347 ش منتشر شد. این کتاب که بعدها در یک جلد بارها تجدید چاپ شد، در مجموع شامل 37 افسانه است. بیشتر آن‌ها افسانه‌هایی‌اند که روایت‌های دیگری از آن‌ها در دیگر نقاط ایران نیز ثبت شده است. گردآورندگان سعی کرده‌اند در ترجمۀ فارسی افسانه‌ها به سبک و زبان شفاهی گویندگان آن‌ها پای‌بند باشند.
2. تاپماجالار، قوشماجالار یا متل‌ها و چیستان‌ها، که نخستین بار در 1345 ش منتشر شد. این دو کتاب حاصل کار مشترک بهرنگی و دهقانی بود.
گزارش‌هایی از پژوهش‌های میدانی این دو نفر توسط بهرنگی، با عنوان «دیدار از روستاها» منتشر شده که حاوی برخی مسائل مردم‌نگاری است. بهرنگی به‌همراه بهروز دهقانی، پژوهش‌های دیگری نیز در زمینۀ فرهنگ مردم آذربایجان انجام داده بود از جملۀ آن‌ها می‌توان به افسانه‌های آفرینش یا آنچه مردم دربارۀ چگونگی به‌وجود آمدن حیواناتی مانند میمون، لاک‌پشت، هدهد و مرغ انجیرخوار نقل می‌کنند، و نیز وردها و دعاهایی که زنان هنگام اسپند دود کردن می‌خوانند و همچنین برخی ترانه ـ بازی‌های کودکانه اشاره کرد.
بهرنگی علاوه بر تحقیقات میدانی، مقاله‌هایی نیز در زمینۀ تبیین برخی مسائل نظری ادبیات شفاهی و از جمله تعامل ادبیات شفاهی و کتبی نوشته است که از لحاظ تاریخی واجد اهمیت‌اند. این مقالات عبارت‌اند از: «ادبیات و فولکلور آذربایجان»، «مشخصات قهرمان در افسانه‌های آذربایجان»، «عاشیق شعری»، که بررسی‌ای تاریخی از هنر عاشیق‌های آذربایجان، برخی عاشیق‌های مشهور آن خطه، و زمینه‌های اجتماعی شکل‌گیری داستان کوراوغلو است، و مقالۀ «ساری عاشیق»، که به معرفی هنرمندی به همین نام اختصاص دارد.
بهرنگی با استفاده از بن‌مایه‌های افسانه‌های رایج در میان مردم، «قصه‌های اولدوز و عروسک سخنگو»، «اولدوز و کلاغ‌ها»، «پیرزن و جوجۀ طلایی‌اش»، «افسانۀ محبت»، «سرگذشت دومرول دیوانه‌سر»، و «کچل کفترباز» را نوشت. او همچنین افسانه‌های «کوراوغلو و کچل حمزه»، «آدی و بودی»، «بز ریش‌سفید»، «به دنبال فلک»، «قصۀ آه»، «گرگ و گوسفند» و «موش گرسنه» را برای کودکان بازنویسی کرد. مجموعۀ این کارها در کنار دیگر فعالیت‌های فرهنگی و ادبی او و «بنیادگذاری نقد شعر کودک در ایران» باعث ایجاد نقطۀ عطفی در ادبیات کودکان و نوجوانان ایران شد که از آن به‌عنوان «هویت‌بخشی و استقلال بخشیدن به ادبیات کودکان و نوجوانان ایران» یاد شده است.
آثار بهرنگی به زبان‌های ترکی استانبولی و ترکی آذربایجانی ترجمه و منتشر شده‌اند. مشهورترین اثر بهرنگی، «ماهی سیاه کوچولو» است. این کتاب در 1355 خورشیدی همراه مقاله‌ای دربارۀ زندگی و خلاقیت ادبی بهرنگی به قلم توماس ریکس، به زبان انگلیسی ترجمه، و در آمریکا منتشر شد. یک سال بعد، ترجمۀ فرانسوی آن نیز از طرف انجمن دانشجویان ایرانی مقیم اروپا انجام گرفت.
صمد بهرنگی در شهریور 1347 هنگام شنا در رودخانۀ ارس غرق شد. مرگ زودهنگام او باعث ایجاد شایعه‌ای مبنی بر دست داشتن عوامل حکومت در این ماجرا شد و مرگ او را با حرف و حدیث‌هایی روبه‌رو کرد.


نظرات شما