يکشنبه ۹ شهريور ۱۴۰۴

مقالات

سرمقاله خراسان/ غربت «ایران» در سپهر فرهنگی کشور

سرمقاله خراسان/ غربت «ایران» در سپهر فرهنگی کشور
پیام سپاهان - خراسان / «غربت «ایران» در سپهر فرهنگی کشور!» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم علیرضا حیدری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: بگذارید از ماجرای ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - خراسان / «غربت «ایران» در سپهر فرهنگی کشور!» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم علیرضا حیدری است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
بگذارید از ماجرای همین دلقکی آغاز کنم که دهان به زشتی گشود و ستون استوار فرهنگ و تاریخ و ادب ایران‌زمین را بهانۀ دلقکی و یاوه‌گویی خود کرد. این که این جوان خام (البته برای دیده شدن) چنین پلشت‌گویی می‌کند، یک نشانه است. نشانه‌ای که ریشه در ناکارآمدی سیاست گذاری‌های فرهنگی، به‌ویژه در نظام آموزشی دارد. نظام آموزشی ما در این سال‌ها کمتر به حوزۀ تمدنی ایرانِ تاریخی پرداخته است. کمرنگ شدن آن در کتاب‌های درسی، آثار زیانباری به دنبال دارد که مهم‌ترین آن به حاشیه رانده شدن پایه‌ای‌ترین عنصر هویتی است. آشنایی کودکان و نوجوانان و جوانان با تاریخی به گستردگی تاریخ ایران و وجود انبوهی از داشته‌های فرهنگی و فکری و علمی در دل این تاریخ، نوعی خودیابی در این نسل ایجاد می‌کند که سرمایه‌ای تمام‌نشدنی و مباهات‌‌آمیز برای اوست. این دارایی همواره در برابر هجوم هر فرهنگی، سپری پولادین برای دفاع از خود و هویتی تعریف‌شده و مستند است؛ هویتی واقعی با هزاران سند و مدرک که پشتوانۀ حال و آیندۀ کشور خواهد بود. جای تأسف است که دیگران با سندسازی در صدد خویشتن‌یابی‌های دروغین‌اند و ما با هزاران برهان آشکار، چونان آفتاب، در شناسایی آن‌ها به نسل امروز و آینده کوتاهی می‌کنیم! این کوتاهی در نظام آموزشی روشن است؛ چه در متن کتاب‌های درسی و چه در برنامه‌های پرورشی و تفریحی. در نظام آموزشی آن‌چه باری‌به‌هرجهتی بدان نگاه می‌شود «ایرانِ تاریخی» و سرمایه‌های فکری و علمی و هنری و ادبی این گسترۀ بزرگ جغرافیایی زمانی و مکانی است.
اگر سیاست‌های فرهنگی رویکردی جدی به «ایران» داشته باشد و در مهندسی فرهنگی همیشه از رستم و فردوسی و کوروش و آرش و حافظ و ابن‌سینا و مریم میرزاخانی‌ها یاد کند، بی‌گمان برچسب نگاه سیاسی و موقتی به ایران و میهن جایی برای طرح نخواهد داشت.
توجه به ایران پس از حملۀ وحشیانه رژیم صهیونیستی، می‌تواند سرآغاز این جنبش «بزرگداشت ایران» باشد. این درحالی است که متأسفانه شاهدیم فتیلۀ «ای ایران» چه در صداوسیما و چه دیگر سازمان‌هایی مانند شهرداری‌ها که در بحبوحۀ جنگ با قدرت وارد میدان شدند، پایین کشیده شده است و امیدوارم به خاموشی نگراید!
جای هیچ تردیدی نیست که توجه به «ایرانِ تاریخی» باورمندی می‌خواهد و استمرار آن هم کاملاً وابسته به این باورمندی است. به‌ویژه نگاه انحرافی تقابل تمدن ایرانی و تمدن اسلامی و اینکه پررنگ‌شدن یکی به‌معنای کم‌رنگ شدن دیگری است، راه به ترکستان می‌برد و نشان از نشناختن دقیق هیچ‌یک از این دو حوزۀ فرهنگی است.
بازار
حیات سیاسی و فرهنگی و اجتماعی امروز و آیندۀ ما جز با بستن گره‌های محکم به این زنجیرۀ تاریخی ممکن نیست. ایجاد گسست در این زنجیره چه عامدانه یا ناشیانه، به پیوستگی تاریخی با پیشینۀ چندهزارساله آسیب می‌زند و تجربه نشان داده است، انگشت گذاردن به یکی از این دو هویت، در درازمدت آفتی برای هر دو خواهد شد.
شورای عالی انقلاب فرهنگی و چندین و چند نهاد و شورای دیگر که به پسوند «فرهنگی» خود دلخوش‌اند، باید راه را برای بزرگداشت این سرمایه و ثروت گرانسگ هموار و با نگاه راهبردی و نه مقطعی آن را دنبال کنند.


نظرات شما