پیام سپاهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
“ژنرال عاصم منیر”، فرمانده ارتش پاکستان باز هم به تهران آمد. منابع خبری اعلام کردند: دو کشور قطر و پاکستان یک پیشنهاد واحد به ایران و آمریکا برای مصالحه ارائه کردند که مطالبات هر دو کشور را تأمین میکند. آیا این پیشنهاد مورد تأیید ایران خواهد بود؟ “سازندگی” به این موضوع را پرداخته است
ابوالفضل خدایی| فرمانده ارتش پاکستان به ایران آمد. در فاصلهای کوتاه، تهران میزبان دو چهره مهم دیپلماسی منطقهای و بینالمللی شده است؛ یک روز پیش سرگئی لاوروف، وزیر امور خارجه روسیه، به ایران آمد و اکنون عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان، با مأموریتی متفاوت اما در پیوند با یکی از مهمترین پروندههای پیش روی تهران وارد پایتخت شده است و با مسعود پزشکیان رئیسجمهور دیدار کرد. پس از این دیدار عاصم منیر با محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی نیز دیدار کرد. رضایی در این دیدار گفت: همه مواد هستهای غنیسازی شده در ایران باقی خواهد ماند و حتی ذرهای از آن از کشور خارج نخواهد شد و این مواد سرمایه بزرگ و ثروت ملی ایرانیان برای استفاده در داخل کشور است. همه مردم و مسئولان ایران یکپارچه و یکصدا به این نتیجه رسیدهاند که تا اعتمادسازی از سوی آمریکا صورت نگیرد، مذاکرهای در کار نخواهد بود و شروع این اعتمادسازی، تحقق شروط ایران است. در ادامه عاصم منیر، فرمانده ارتش پاکستان با تاکید بر بازگشایی مرز بین ایران و پاکستان اظهار کرد: به صراحت اعلام میکنیم که مشکل مرزهای ایران و پاکستان برطرف شده و از امروز صبح، مرز بازگشایی شده است.
وی با اشاره به دفاع و مقاومت جانانه نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در جنگ ۴۰ روزه، بر همکاریهای منطقهای بین دو کشور و بدون حضور بیگانگان تاکید کرد. منیر همچنین با محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز دیدار کرد. در این دیدار قالیباف با اشاره به مذاکراتی که بین ایران و ایالات متحده در اسلامآباد انجام شد، گفت: من در آنجا به صراحت خطاب به معاون رئیس آمریکا گفتم که سابقه طولانی اقدامات منفی آمریکا علیه ایران پیش و پس از انقلاب اسلامی ما را در وضعیت اوج بیاعتمادی نسبت به آمریکا قرار داده است و اکنون هم با نقض تفاهمنامه اسلامآباد توسط دولت ترامپ و تهدیدهای مکرر وی، بنای این بیاعتمادی بلندتر از قبل است. قالیباف تأکید کرد که ما حرف جدیدی نداریم و آمریکا جز با اجرای شروط هفتگانه ایران که در نیویورک ارائه شده نمیتواند، اعتماد ایران را کسب کند. قالیباف با بیان اینکه ما جنگطلب نیستیم اما برای دفاع از میهن و عزت ملیمان آمادگی کامل داریم، اظهار کرد: تهدیدها و تحرکات نظامی نمیتواند، تصمیمات راهبردی جمهوری اسلامی ایران را تحت تاثیر قرار دهد. این آمریکا بود که با محاسبات غلط و جنگ علیه ایران وارد باتلاق شد و اکنون هم آنها هستند که باید اقدامات لازم برای خروج را انجام دهند. این سفرها یک هدف واحد را دنبال میکنند که آن جلوگیری از بازگشت جنگ و گشودن دوباره مسیر مذاکره با واشنگتن است. این تحرکات در شرایطی انجام میشود که بنبست در گفتوگوهای تهران و واشنگتن، فشار اقتصادی در ایران و محدودیتهای ناشی از محاصره دریایی، وضعیت را دگرگون کرده است. همزمان لفاظیهای ترامپ برای احتمال از سرگیری حملات آغاز شده است. اسرائیل نیز همچون حیوانی وحشی چنگ و دندان نشان میدهد. با این حال ایران در این مدت نهتنها پاسخ لفاظیها را داده بلکه از پیشرفتهای نظامی سخن گفته و یادآوری کرده هم آماده جنگی جدید است و هم اهداف جدیدی را در نظر دارد.
در چنین وضعی، گزارش «العربی الجدید» از پیشنهاد مشترک قطر و پاکستان برای مصالحه، اهمیت سفر منیر را دوچندان میکند. طرحی که بنا بر این گزارش، پرداخت ۶ میلیارد دلار سود داراییهای مسدود شده ایران در قطر را با موافقت تهران با بازدیدی محرمانه از تأسیسات هستهای ایران از سوی آژانس بینالمللی انرژی اتمی پیوند میدهد و گفته میشود با واکنش مثبت آمریکا روبهرو شده است. که البته هنوز صحت این گزارش تایید رسمی نشده است. اگر این گزارش تأیید شود، تهران با پیشنهادی روبهروست که میکوشد، بخشی از مطالبات اقتصادی ایران را به نگرانیهای هستهای آمریکا گره بزند اما پرسش اصلی همچنان پابرجاست که آیا میانجیگری اسلامآباد و دوحه میتواند از سطح تبادل پیشنهادها فراتر برود و به توافقی برسد که هم فشار بر اقتصاد ایران را کاهش دهد و هم خطر بازگشت درگیری را مهار کند؟
میانجیگری در سایه آتش
اسلامآباد در خرداد ماه با همکاری قطر، تدوین تفاهمنامه اسلامآباد را تسهیل کرد؛ توافقی که دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا و مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، آن را بهصورت الکترونیکی امضا کردند.
براساس این تفاهمنامه، قرار بود تنگه هرمز بازگشایی شود، محاصره دریایی ایران پایان یابد و دو طرف وارد یک دوره مذاکره ۶۰ روزه برای دستیابی به توافقی پایدار شوند. اما این مسیر عمر چندانی نداشت. در تیرماه پس از شروع مجدد حملات آمریکا و ادامه محاصره دریایی ایران، تهران اعلام کرد که دیگر خود را به بخشهایی از توافق متعهد نمیداند. با وجود این شکست، پاکستان نشان داد که از ظرفیت لازم برای قرار گرفتن در مرکز تلاشهای دیپلماتیک برخوردار است. با این حال میانجیگری بهتنهایی برای تحمیل توافق کافی نیست. اسلامآباد نه ابزار لازم برای وادار کردن دو طرف به عقبنشینی را در اختیار دارد و نه میتواند بهتنهایی بیاعتمادی عمیق میان تهران و واشنگتن را برطرف کند. اختلاف بر سر تضمینهای امنیتی، شرایط پایان خصومتها و آینده برنامه هستهای ایران همچنان پابرجاست.
نقطه بنبست
سفر عاصم منیر در شرایطی انجام میشود که بحران تنگه هرمز از سطح اختلاف سیاسی فراتر رفته و به تهدیدی مستقیم برای امنیت کشتیرانی و بازار انرژی تبدیل شده است. قیمت نفت برنت از ۱۱۱ دلار عبور کرده و سپاه پاسداران از آتش گرفتن و توقف دو نفتکش خبر داده است. به گفته سپاه این دو کشتی که «متخلف» توصیف شدهاند با مینهایی برخورد کردهاند که نیروی دریایی سپاه در آنچه «معبر غیرقانونی» در جنوب تنگه هرمز خوانده، کار گذاشته است. نیروی دریایی سپاه نیز هشدار داده است: «عبور از مسیر مینگذاری شده، غیرقانونی و نتیجهای جز به آتش کشیده شدن سرمایههای متخلفان نخواهد داشت». همزمان گزارشهایی درباره هدف قرار گرفتن یک کشتی ایرانی در نزدیکی عمان به دست نیروهای آمریکایی منتشر شده است؛ تحولاتی که بر پیچیدگی مأموریت میانجیگران افزوده و فضای لازم برای مانور دیپلماتیک را محدودتر کرده است.
ایران پیشتر در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل پیشنهادی برای بازگشایی تنگه هرمز ظرف ۷ روز روی میز دولت ترامپ گذاشته بود اما واشنگتن آن را نپذیرفت. موضع تهران این است که پیش از آغاز مذاکرات هستهای باید شرایط پایان خصومتها و بازگشایی تنگه هرمز محقق شود. در مقابل، آمریکا خواهان ورود به مذاکرات هستهای با تعهدات قابل راستیآزمایی از سوی ایران است تا اطمینان حاصل کند، تهران هرگز به سمت ساخت سلاح هستهای نخواهد رفت و خواستار خروج اورانیوم ۶۰درصد از ایران است مطالبهای که مقامهای ایرانی آن را زیادهخواهی و اعمال فشار میدانند.
واشنگتن پیشتر نامهای برای اعلام مواضع خود به تهران ارسال کرده است اما هنوز پاسخ روشنی از سوی ایران اعلام نشده است. در این میان مسئله هرمز و پرونده هستهای به دو گره مرتبط تبدیل شدهاند که هیچیک از طرفین حاضر نیست بدون دریافت امتیاز در دیگری از موضع خود عقبنشینی کند.
تهدید نظامی یا پیشنهاد صلح؟
با وجود لحن تهدیدآمیز برخی مقامهای ارشد آمریکا در روزهای اخیر اظهارات تام باراک، سفیر ایالات متحده در ترکیه و فرستاده ویژه دونالد ترامپ در امور سوریه، تصویر دیگری از محاسبات واشنگتن ارائه میدهد. او روز سهشنبه گفت که آمریکا بهدنبال توافق صلح با تهران برای حل بحران تنگه هرمز است اما بیاعتمادی میان دو کشور همچنان مانع اصلی محسوب میشود. باراک تأکید کرده که ترامپ همچنان مایل به مذاکره با ایران است و واشنگتن بهجای تشدید بیشتر تنش نظامی، راهحل دیپلماتیک را دنبال میکند. به گفته او نسخه اصلاح شده تفاهمنامه اسلامآباد میتواند، مبنایی برای از سرگیری مذاکرات باشد؛ مذاکراتی که آتشبس، بازگشایی مسیرهای دریایی و اقداماتی برای کاهش فشار اقتصادی بر ایرانیان را در بر بگیرد.
باراک همچنین با اشاره به سابقه مداخلات نظامی آمریکا در خاورمیانه گفت: «هر بار ما سعی میکنیم مداخله کنیم و فرد یا رژیم را تغییر دهیم به نظر میرسد، اشتباه کردهایم». او مدعی شد، ایالات متحده در ۲۳ تغییر رژیم در سراسر خاورمیانه دخیل بوده که هیچکدام به نتایج مورد نظر منجر نشده است. این اظهارات درحالی مطرح میشود که احتمال حملات تازه آمریکا به ایران همچنان مطرح است و اسرائیل نیز با نزدیک شدن به انتخابات سراسری، نگرانیهای سیاسی خاص خود را دارد.
پنجرهای که هنوز بسته نشده است
زمان نیز برای میانجیگران اهمیت دارد. نزدیک شدن انتخابات میاندورهای کنگره آمریکا، محاسبات سیاسی دو طرف را پیچیدهتر کرده است. ترامپ میخواهد اکثریت جمهوریخواهان در کنگره حفظ شود و تهران نیز به این ملاحظات توجه دارد که در آستانه انتخابات، دستاورد سیاسی مهمی نصیب رئیسجمهور آمریکا و حزب او نشود. این ملاحظات میتواند هم انگیزهای برای توافق ایجاد کند و هم دستیابی به مصالحه را دشوارتر سازد.
سفر منیر را باید در همین چارچوب ارزیابی کرد: تلاشی برای جلوگیری از بسته شدن کامل مسیر دیپلماسی، درحالی که نشانههای میدانی از افزایش تنش حکایت دارند. اگر فرمانده ارتش پاکستان حامل پیشنهادی باشد که به نگرانیهای امنیتی ایران پاسخ و در عین حال خواستههای واشنگتن را نیز پوشش دهد شاید بتوان امیدی به احیای تفاهمنامه اسلامآباد داشت. اما اگر این سفر صرفاً به انتقال هشدارها و تکرار مواضع پیشین محدود شود، بعید است گره بحران باز شود. تا زمانی که تهران و واشنگتن بر سر ترتیب پایان خصومتها، بازگشایی هرمز و تضمینهای هستهای به تفاهم نرسند، پنجره دیپلماسی باز خواهد ماند اما سایه رویارویی نظامی همچنان بر آن سنگینی خواهد کرد.