پیام سپاهان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علیاصغر سیدآبادی| جورج بوش پسر، پس از حملات ۱۱ سپتامبر و پیش از حمله به افغانستان، در ۱۶ سپتامبر ۲۰۰۱، درباره «جنگ علیه تروریسم» گفت: «این جنگ صلیبی، این جنگ علیه تروریسم، مدتی طول خواهد کشید». او با استفاده از تعبیری مذهبی، خاطره جنگهای صلیبی را احضار کرد. حالا روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا نیز ریشه جنگ با ایران را به دوران باستان و جنگهای ایران و یونان برده است. اعتراف میکنم که این سخنرانی، برخلاف اغلب سخنرانیهایی که از او شنیدهام، بنیاد و بنیانی محکم دارد. اشارهاش به سلطه رازآمیز یونانیان باستان بر تخیل و حافظه جمعی غربیان، جذاب و البته مهم است.
آمریکا همزمان که پیشرفتهترین، ویرانگرترین و کشندهترین ابزارهای نظامی را در حمله به ایران به کار گرفته است، شهروندان یونان باستان را نیز برای جنگ با ایران احضار کرده و حافظه جمعی غربیان را به کمک طلبیده است تا نشان دهد که این جنگ، جنگی ساده نیست، بلکه جنگی تمدنی است: تمام تمدن غرب با تمدن پارس/ ایران در جنگ است و آمریکای امروز، نماینده یونان باستان و میراثدار تمام فضیلتها و شجاعتهای آنان است.
او در این سخنرانی همان کلیشه رایج را که دهههاست در مدارس به خورد دانشآموزان دادهاند، به شنوندگانش و افکار عمومی آمریکا و اروپا میفروشد: پارسیان بربر و ویرانگر در برابر یونانیان متمدن!
در این زمانپریشی تاریخی، برای کاربرد تاریخ باستان به نفع سیاست روز، جزئیات مهم قربانی روایت گزینشی و حذف شدهاند. یونانیان پارسیدوست، دولتشهرهای یونانی که برای نابودی یکدیگر با ایرانیان همپیمان میشدند، ستایش از کوروش و پارسیان در متون یونانی و واقعیتهای دیگر از روایت حذف شدهاند. دهههاست که پژوهندگان تاریخ در دانشگاههای مختلف اروپا و آمریکا این تصویرسازی از پارس/ایران را نقد کردهاند. نمونهاش مجموعه «تاریخ هخامنشیان» دانشگاه خرونینگن1 و پیش از آن، «یونانیان و بربرها» نوشته امیرمهدی بدیع2 است که هر دو، تاریخی انتقادی علیه این روایتهای قرن نوزدهمی و استعماریاند. خوشبختانه هر دو مجموعه با ترجمه فارسی در انتشارات توس منتشر شدهاند. نکته مهمتر برای ما ایرانیان، در این ماجرا، توجه به تصویر بزرگتر است. در تصویر بزرگتر، این جنگ بین کی و کی است؟
پیش از حمله ۱۲روزه، و تمام روزهای پس از آن تا دیماه سیاه و پسینتر جنگ ۴۰ روزه، یکی از اهداف کارزارهای رسانهای، تفکیک بین ایران و نظام حاکم و فروختن جنگ بهمثابه دفاع از ایران در برابر جمهوری اسلامی بود.
در این کارزار، دوره هخامنشیان تقدیس میشد. در حسابهای کاربری وابسته به اسرائیل و دوستدار اسرائیل، از کوروش بهعنوان شاهنشاهی رهاییبخش یاد میشد که یهودیان را از بند رهانیده بود و حالا نوبت اسرائیل و آمریکا بود که جبران کنند و ایرانیان را از بند جمهوری اسلامی برهانند.
حالا روبیو روایتی دیگر از جنگ میدهد که در آن، هخامنشیان و پارسیان نه نیرویی رهاییبخش، که نیروی تاریکی و شر و ویرانگر تمدناند. او تمدن غرب را به حضور در این جنگ، به رهبری آمریکا، فرامیخواند.
برخلاف هموطنان سادهدل ما، او تفکیکی بین نظام حاکم و ایران قائل نیست. مأموریت او نجات ما از دست نظام حاکم نیست. در نگاه او، ما پارسیان/ایرانیان ــ حاکم و شهروند ــ نماینده شر هستیم. در نگاه او، دورهای از تاریخ ایران بر دورهای دیگر برتری ندارد، بلکه پارسیان باستان و ایرانیان امروز، با همه تنوع زبانی و دینی، کلی یکپارچه و نماینده شر هستند. احتمالا در سخنان مقامات دیگر آمریکا، جستهوگریخته حرفهای دیگری شنیدهایم، اما آنچه به این سخنرانی جایگاهی برجسته میدهد، انسجام آن است. این سخنرانی خطابهای است که از اتاق فکر بیرون آمده است، نه مصاحبهای سرِدستی جلوی توالت هواپیما، سرِ پلکان آن یا هنگام خروج از جلسهای و رفتن به جلسهای دیگر. این سخنرانی تصویر بزرگتر را نشان میدهد؛ همان کلیشه یونانیان متمدن (غرب متمدن) در برابر پارسیان بربر و مدعی است که این جنگ هنوز پایان نیافته است.
منابع :
۱. «تاریخ هخامنشیان» (Achaemenid History)، مجموعه پژوهشهای هخامنشیشناسی دانشگاه خرونینگن؛ با ویراستاری هلن سانسیسی وردنبورخ، آملی کورت و دیگران در مجلدات مختلف؛ ترجمه مرتضی ثاقبفر؛ تهران: انتشارات توس؛ ۱۴ عنوان در ۱۵ مجلد فارسی.
۲. بدیع، امیرمهدی. «یونانیان و بربرها: روی دیگر تاریخ»؛ ترجمه مرتضی ثاقبفر، عبدالمحمد روحبخشان و قاسم صنعوی؛ تهران: انتشارات توس؛ ۱۵ مجلد فارسی.