پیام سپاهان - آخرین خبر / سخنرانی مارکو روبیو، وزیر خارجه آمریکا، در آتن در ۷ اکتبر ۲۰۲۶ را نمیتوان صرفاً بازخوانی روایتی تاریخی از جنگ ایران و یونان در دوران خشایارشا دانست. این سخنرانی در شرایطی ایراد شد که آمریکا درگیر جنگی پرهزینه با ایران است و دولت دونالد ترامپ همزمان بر ضرورت تقویت قدرت نظامی و احیای اتحاد غرب تأکید میکند. در چنین فضایی، انتخاب آتن و یادآوری جنگهای باستانی میان ایران و یونان، این پرسش را مطرح میکند که روبیو دقیقاً چه پیامی برای مخاطبان اروپایی داشت و آیا میخواست زمینه سیاسی و ذهنی همراهی بیشتر اروپا با آمریکا در تقابل با ایران را فراهم کند؟
فرضیهای که در این میان قابل بررسی است، آن است که روبیو با قراردادن تقابل کنونی با ایران در چارچوب روایتی تاریخی درباره دفاع از تمدن غرب، میکوشد اختلافات امروز واشنگتن و تهران را از سطح یک منازعه سیاسی و نظامی فراتر ببرد و آن را به مسئلهای مرتبط با هویت، امنیت و آینده غرب تبدیل کند. چنین روایتی میتواند در صورت تشدید دوباره درگیریها، توجیه سیاسی همکاری بیشتر کشورهای اروپایی با آمریکا را آسانتر کند؛ هرچند شواهد علنی موجود بهتنهایی ثابت نمیکند که هدف مشخص سخنرانی، جلب مشارکت اروپا در دور تازهای از حملات نظامی علیه ایران بوده است.
روبیو در آتن چه گفت؟
روبیو در سخنرانی خود در آتن به جنگهای ایران و یونان در دوران باستان اشاره کرد؛ جنگهایی که در حافظه تاریخی غرب، بهویژه در روایت مربوط به مقاومت دولتشهرهای یونانی در برابر سپاه هخامنشی، جایگاه برجستهای دارند. او با یادآوری رویدادهای مرتبط با حمله خشایارشا و آتشگرفتن آکروپولیس، تاریخ یونان باستان را به بحثی درباره هویت و آینده غرب پیوند زد.
پیام اصلی سخنان روبیو، فراتر از یادآوری یک نبرد تاریخی، تأکید بر ضرورت احیای قدرت و اراده سیاسی غرب بود. او از «پیگیری بیپروای قدرت ملی» دفاع کرد و خواستار تقویت اتحاد میان آمریکا و اروپا شد. در این چارچوب، او اروپا را به تقویت توان دفاعی و بازنگری در نقش خود در نظم امنیتی غرب فراخواند.
اهمیت این سخنان فقط در محتوای تاریخی آنها نیست؛ بلکه در زمان و مکانی است که روبیو برای بیانشان انتخاب کرد. او در آتن، شهری که نماد برجستهای از میراث سیاسی و فرهنگی اروپا محسوب میشود، از تهدیدهای معاصر و ضرورت بازسازی قدرت غرب سخن گفت؛ آن هم در شرایطی که آمریکا درگیر جنگ با ایران است و همکاری متحدان اروپایی میتواند در محاسبات امنیتی و نظامی واشنگتن اهمیت داشته باشد.
فراتر از تاریخ
یکی از فرضیههای قابل بررسی درباره سخنرانی روبیو این است که او در کنار دفاع از سیاست قدرتمحور دولت ترامپ، به دنبال فراهمکردن زمینه سیاسی و ذهنی برای همراهی بیشتر اروپا با تقابل آمریکا با ایران نیز بوده است. این فرضیه از آن جهت اهمیت دارد که همراهی متحدان اروپایی الزاماً به معنای اعزام نیروهای رزمی نیست؛ همکاری اطلاعاتی، پشتیبانی لجستیکی، هماهنگی امنیتی، مشارکت در ترتیبات منطقهای و حمایت دیپلماتیک نیز میتوانند در محاسبات یک جنگ نقش داشته باشند.
در شرایطی که جنگ با ایران هزینههای نظامی و اقتصادی به همراه داشته، واشنگتن برای تحقق اهداف اعلامشده خود ممکن است به همکاری گستردهتر متحدانش نیاز داشته باشد. از این منظر، تأکید روبیو بر میراث مشترک غرب، ضرورت تقویت توان دفاعی اروپا و مقابله با تهدیدهای معاصر را میتوان بخشی از تلاش برای تحکیم جبهه سیاسی و امنیتی متحدان آمریکا ارزیابی کرد. این سخنرانی در چنین خوانشی فقط خطاب به ایرانیان یا یونانیان نبود؛ بلکه پیامی برای مجموعه کشورهای اروپایی نیز داشت: غرب باید خود را یک مجموعه دارای منافع و تهدیدهای مشترک بداند و برای دفاع از آنها قدرت بیشتری به کار گیرد.
یادآوری جنگ خشایارشا و آتن نیز میتواند در همین چارچوب معنا پیدا کند. روبیو با احضار روایتی تاریخی که در آن یونانیان در برابر سپاه ایران قرار میگیرند، امکان قرار دادن تقابل امروز با جمهوری اسلامی در قالب داستانی گستردهتر درباره دفاع غرب از هویت و منافع خود را فراهم میکند. چنین چارچوبی میتواند پذیرش همکاریهای امنیتی بیشتر با واشنگتن را برای بخشی از افکار عمومی و نخبگان اروپایی توجیهپذیرتر کند؛ بهخصوص اگر دولت آمریکا در آینده خواهان حمایت بیشتر متحدانش در برابر ایران شود.
بااینحال، باید میان دو موضوع تفاوت گذاشت: تلاش برای تقویت اتحاد غرب و تلاش مشخص برای جلب مشارکت اروپا در دور تازهای از حملات علیه ایران. گزارشهای منتشرشده درباره سخنان روبیو، بر ضرورت احیای اتحاد غرب، تقویت توان نظامی اروپا و تقابل با تهدیدهای امنیتی، از جمله ایران، تأکید دارند؛ اما بهتنهایی نشان نمیدهند که او در این سخنرانی رسماً از کشورهای اروپایی خواسته است در حمله نظامی بعدی به ایران مشارکت کنند. بنابراین، آمادهسازی سیاسی و ذهنی متحدان برای تشدید تقابل، فرضیهای قابل بررسی است، نه واقعیتی اثباتشده.
نکته مهم این است که حتی اگر سخنرانی روبیو مستقیماً مقدمهای برای یک عملیات نظامی جدید نباشد، میتواند در ایجاد چارچوبی سیاسی برای تقابل طولانیتر با ایران نقش داشته باشد. وقتی یک منازعه معاصر به تقابل تاریخی میان «غرب» و «ایران» پیوند زده میشود، امکان دارد اختلافی که ریشه در تصمیمهای سیاسی، امنیتی و منطقهای دارد، بهصورت نزاعی تمدنی و هویتی بازنمایی شود. چنین روایتی میتواند فضای مانور دیپلماتیک را محدود و همراهی با سیاستهای سختگیرانهتر را برای متحدان آمریکا آسانتر کند.
چرا آتن؟
برای درک پیام سیاسی روبیو، باید به جایگاه جنگهای ایران و یونان در حافظه تاریخی غرب توجه کرد. حمله خشایارشا به یونان در قرن پنجم پیش از میلاد، یکی از رویدادهایی است که در روایتهای کلاسیک غربی، بهویژه در نوشتههای هرودوت، به نمادی از رویارویی میان قدرت امپراتوری و مقاومت دولتشهرهای یونانی تبدیل شده است. آتن نیز بهدلیل نقش خود در جنگهای آن دوره و جایگاهش در تاریخ اندیشه سیاسی غرب، مکانی معنادار برای بازگویی چنین روایتی است.
البته این تاریخ پیچیدهتر از یک داستان ساده درباره تقابل دو تمدن است. درگیریهای ایران و یونان مجموعهای از منازعات سیاسی و نظامی با زمینههای متفاوت بود. نقش برخی دولتشهرهای یونانی در شورش ایونی و مشارکت آتنیها در حمله به سارد در سال ۴۹۸ پیش از میلاد، از جمله رخدادهایی بود که در تشدید تنشها اثر گذاشت. در مقابل، لشکرکشی خشایارشا نیز بخشی از سیاست گسترش قدرت هخامنشی و پاسخ به تحولات پیشین بود. بنابراین، تبدیل این مجموعه پیچیده از رخدادها به روایتی یکسویه درباره دشمنی دیرینه ایران و غرب، بیش از آنکه بازتاب کامل تاریخ باشد، نوعی گزینش سیاسی از گذشته است.
روبیو با انتخاب این روایت، گذشته را صرفاً برای یادآوری یک نبرد احضار نکرد؛ او از آن برای طرح مسئلهای در زمان حال استفاده کرد: غرب چگونه باید قدرت خود را بازسازی کند و در برابر تهدیدهایی که برای خود تعریف میکند، چه واکنشی نشان دهد؟ در این معنا، تاریخ به ابزاری برای صورتبندی تهدیدهای امروز تبدیل میشود؛ ابزاری که میتواند به مخاطب القا کند تقابل کنونی، ادامه روایتی قدیمیتر از دفاع از تمدن غرب است.
واکنش مقامهای ایرانی؛ زانو بزن
سخنان روبیو با واکنش مقامهای ایرانی همراه شد. محمدباقر قالیباف نیز با ارجاع به تجربه تاریخی ایران در برابر قدرتهای مهاجم نوشت: «در طول تاریخ، ما ایرانیان با کسانی روبهرو شدهایم که خود را سروران جهان اعلام کردند و کوشیدند تمدنهای کهن را از صفحهٔ روزگار محو کنند. آنان با آتش و شعله آمدند، اما با گرد و خاک و خواری رفتند.» او در ادامه افزود: «کسانی که به دنبال میراث اسکندر هستند، سرنوشت والرین را خواهند داشت: زانو خواهید زد.»
محسن رضایی هم با یادآوری رویارویی شاپور اول ساسانی با امپراتور روم واکنش نشان داد: «وقتی پس از شکست و تحقیر در برابر ایران، به آتن میروند تا روایتی از جنگ تمدنی را شکل دهند، بهتر است بخش مهم دیگری از تاریخ را هم بخوانند: جاییکه امپراطور روم، در برابر شاپور اول ساسانی زانو زد. کسی که پای تاریخ را به میان میکشد، باید برای تکرارش هم آماده باشد!»
محمدجواد ظریف با اشاره به پیشینه تاریخی و فرهنگی ایران نوشت: «نمایشگاه روستایی و عشایری گوشهای از تمدنـدولت ایران با میراث فرهنگی و هنریِ ریشهدار در هزارهها را نشان داد.» او همچنین در واکنش به سخنان روبیو گفت: «نادانی و قدرتپرستی چنان روبیو را کور کرده تا نبیند ایران چگونه مهاجمان را در فرهنگ خود هضم کرده است؛ ما از همه ماناتر بودیم و از امپراتوری رو به افول او نیز ماندگارتریم.»
مخاطب واقعی پیام روبیو کیست؟
یکی از پرسشهای اساسی درباره سخنان روبیو این است که مرز میان مخالفت با سیاستهای جمهوری اسلامی و بازنمایی ایران بهعنوان یک دشمن تمدنی کجاست. دولت آمریکا میتواند برنامه هستهای ایران، سیاستهای منطقهای جمهوری اسلامی یا رفتارهای امنیتی تهران را تهدیدی علیه منافع خود معرفی کند و بر مبنای آن سیاستهایی سختگیرانه در پیش بگیرد. اما هنگامی که این اختلافها با روایتهای تاریخی درباره جنگ ایران و یونان پیوند میخورند، خطر آن وجود دارد که تفاوت میان یک حکومت معاصر و یک تمدن تاریخی کمرنگ شود.
ایران امروز همان امپراتوری هخامنشی نیست و کشورهای اروپایی نیز همان دولتشهرهای یونان باستان نیستند. میان این دو دوره تاریخی، هزاران سال تحولات سیاسی، فرهنگی و اجتماعی رخ داده است. بنابراین، استفاده از جنگ خشایارشا برای توضیح منازعه کنونی، اگر بدون توجه به این فاصله تاریخی انجام شود، میتواند پیچیدگی واقعیت امروز را زیر سایه یک روایت نمادین قرار دهد.
این تمایز از منظر سیاسی نیز اهمیت دارد. اگر هدف واشنگتن مهار برنامه هستهای یا تغییر رفتار جمهوری اسلامی باشد، مسئله در حوزه منافع و اختلافهای مشخص سیاسی و امنیتی قرار میگیرد؛ اما اگر ایران در قالب دشمنی تاریخی با تمدن غرب بازنمایی شود، تقابل میتواند به موضوعی هویتی تبدیل شود که مصالحه در آن دشوارتر است. البته صرف اشاره روبیو به تاریخ باستان برای نتیجهگیری قطعی درباره چنین هدفی کافی نیست؛ آنچه اهمیت دارد، چگونگی پیوند این ارجاعات با سایر بخشهای سخنان او درباره ایران، قدرت نظامی و اتحاد غرب است.
کارزار روایتسازی آمریکا
سخنرانی روبیو در آتن را میتوان نمونهای از استفاده سیاسی از حافظه تاریخی دانست. رهبران سیاسی معمولاً از گذشته برای توضیح حال و توجیه تصمیمهای آینده بهره میگیرند؛ اما انتخاب یک روایت تاریخی، خنثی و بیطرف نیست. برجستهکردن یک نبرد، انتخاب یک قهرمان یا معرفی یک دشمن تاریخی میتواند به شکلگیری برداشت خاصی از تهدیدهای امروز کمک کند.
در سخنان روبیو، جنگهای ایران و یونان در کنار تأکید بر قدرت ملی، ضرورت تقویت توان دفاعی اروپا و احیای اتحاد غرب قرار گرفت. این همنشینی نشان میدهد که ارجاع تاریخی او را باید در متن یک پیام سیاسی گستردهتر بررسی کرد. از این منظر، احتمال دارد هدف سخنرانی فقط یادآوری تاریخ نبوده باشد، بلکه ایجاد زبان مشترکی برای تعریف تهدیدها و تقویت همبستگی میان آمریکا و متحدان اروپایی را نیز دنبال کرده باشد.
پرسش مهمتر این است که این همبستگی در عمل به چه چیزی منجر خواهد شد. آیا به افزایش همکاریهای دفاعی و امنیتی محدود میماند؟ آیا به پشتیبانی سیاسی و لجستیکی از سیاستهای آمریکا در منطقه میانجامد؟ یا ممکن است در صورت تشدید درگیریها، به حمایت بیشتر برخی کشورهای اروپایی از اقدام نظامی علیه ایران تبدیل شود؟ پاسخ به این پرسشها به تصمیمهای رسمی، توافقهای امنیتی و تحولات میدانی آینده بستگی دارد؛ نه صرفاً به یک سخنرانی تاریخی.
بااینحال، طرح این پرسشها ضروری است؛ زیرا سیاست خارجی فقط در میدان جنگ و پشت میز مذاکره شکل نمیگیرد. روایتهایی که دولتها برای توضیح جنگ و صلح به کار میبرند نیز میتوانند بر افکار عمومی، محاسبات متحدان و فضای تصمیمگیری اثر بگذارند. اگر تقابل با ایران در قالب دفاع از تمدن غرب صورتبندی شود، ممکن است هزینه سیاسی همراهی با سیاستهای سختگیرانهتر آمریکا برای برخی متحدان کاهش یابد؛ حتی اگر این همراهی در ابتدا شکل نظامی مستقیم نداشته باشد.
آیا روبیو گذشته را برای جنگ آینده احضار کرد؟
سخنرانی روبیو در آتن، در میانه جنگ آمریکا با ایران، فراتر از یک یادآوری تاریخی ساده قابل بررسی است. او از جنگهای ایران و یونان باستان سخن گفت، بر ضرورت پیگیری قدرت ملی تأکید کرد و خواستار تقویت اتحاد غرب و توان دفاعی اروپا شد. کنار هم قرارگرفتن این مضامین، این احتمال را مطرح میکند که او میخواسته تقابل امروز با ایران را در روایتی بزرگتر از دفاع غرب از هویت و منافع خود جای دهد.
بر همین اساس، میتوان این فرضیه را مطرح کرد که سخنان روبیو علاوه بر مخاطب ایرانی، پیامی برای اروپا نیز داشته است: متحدان آمریکا باید تهدیدهای مورد ادعای واشنگتن را جدیتر بگیرند و برای ایفای نقش فعالتر در نظم امنیتی غرب آماده باشند. چنین پیامی میتواند در صورت تشدید دوباره جنگ، زمینه سیاسی همراهی بیشتر برخی کشورهای اروپایی با آمریکا را فراهم کند؛ اما هنوز نمیتوان از خود این سخنرانی نتیجه گرفت که تصمیمی مشخص برای دور تازهای از حملات به ایران گرفته شده یا روبیو رسماً خواستار مشارکت اروپا در چنین جنگی شده است.
نکته تعیینکننده، استفاده از تاریخ برای تعریف دشمن و متحد در زمان حال است. وقتی یک منازعه معاصر در قالب روایتی دیرپا از رویارویی تمدنها بازگو میشود، احتمال دارد گزینههای سیاسی و امنیتی امروز نیز تحت تأثیر آن قرار گیرند. از همین رو، پرسش اصلی فقط این نیست که روبیو چرا از خشایارشا و آتن سخن گفت؛ پرسش مهمتر این است که آیا او میکوشد از حافظه تاریخی غرب برای تقویت جبهه سیاسی و امنیتی آمریکا در برابر ایران استفاده کند و اگر چنین است، این چارچوبسازی تا چه اندازه میتواند بر رفتار آینده اروپا در قبال جنگ اثر بگذارد.
پاسخ قطعی به این پرسش هنوز به شواهد بیشتری نیاز دارد؛ اما زمانبندی سخنرانی، تأکید روبیو بر قدرت نظامی و اتحاد غرب و پیوندی که میان تهدیدهای معاصر و روایت تاریخی برقرار کرد، دلایلی هستند که بررسی این فرضیه را موجه میکنند.
خبرنگار: زینب مهدویفر