پیام سپاهان - فرهیختگان / «دفاع ملی سوم و دانشگاه ملی» عنوان یادداشت روز در روزنامه فرهیختگان به قلم حجت الاسلام والمسلمین مصطفی رستمی است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
برای فهم اهمیت دانشگاه در شرایط کنونی، ابتدا باید یکبار صحنه سیاسی و امنیتی ایران در مهرماه ۱۴۰۵ را با هم مرور کنیم. ایران اسلامی حدود هفت ماه است که تاریخیترین مقاومتهای یک ملت در برابر دشمنانی تا بندندان مسلح را رقم زده است. رئیس باند اپستین که رئیسجمهور آمریکا هم است، همراه با نوچه منطقهایاش که یک آدمکش حرفهای است، آمده بودند تا چهارروزه کار ایران را تمام کنند. کشتار وسیع، تغییر حکومت و در نهایت تضعیف و تجزیه ایران، پروژهای بود که رسماً اعلام شده بود. اما ملت ایران، مستظهر به قدرت درونی و تاریخی خود و همسو و پشتیبان نیروهای نظامی و امنیتی و دستگاه اداری کشور، کاری کارستان کرد و شکستی تاریخی به ترامپ تحمیل کرد.
ترامپ چنان در این باتلاق گرفتار شده است که امروز بسیاری از سیاستمداران و تحلیلگران معتقدند نتیجه انتخابات پیشروی کنگره و سنای آمریکا نه در صندوقهای رأی در واشنگتن، بلکه در تحولات منطقه و در تنگه هرمز تعیین خواهد شد؛ جایی که رادمردانی چون سردار پرافتخار اسلام حاج علی عظمایی، بخشی از معادلات قدرت را به دشمن تحمیل کردهاند.
مسیر مقاومت تاریخی ملت ایران به سمتی در حال حرکت است که انشاءالله یک بازدارندگی قطعی و چنددههای در متلاطمترین منطقه دنیا تولید خواهد کرد. حالا در نقطهعطف این نبرد تاریخی، تمام تلاش آمریکا این است که اجازه ندهد چنین صحنهای تثبیت شود.
تثبیت پیروزی ایران صرفاً یک پیروزی ملی یا منطقهای نیست؛ به معنای ظهور و صدور الگویی است که نشان میدهد یک ملت میتواند با اتکا به ظرفیتهای درونی، انسجام اجتماعی، قدرت نظامی، دانش، فناوری و اراده سیاسی در مقابل ساختار سلطه جهانی بایستد. چنین الگویی بالقوه میتواند زمینه شکلگیری جبههای گستردهتر از مقاومت در جهان و تغییر بخشی از مناسبات نظم موجود را فراهم کند و دقیقاً به همین دلیل است که جلوگیری از تثبیت این الگو برای آمریکا اهمیتی راهبردی دارد. در چنین شرایطی، دشمن به دنبال طراحی جدید و بازسازی اهداف خود در منازعه با ایران است. آنچه از این طراحی جدید میدانیم، این است که اجتماعیسازی آثار جنگ، ترکیب فشار اقتصادی و نبرد شناختی، تبدیل اعتراض به آشوب و همزمان کردن آن با ضربه نظامی، در زمره مهمترین تهدیدهایی است که باید نسبت به آنها هوشیار بود. در واقع، پروژه جدید دشمن یک خرابکاری ترکیبی در حوزههای روانی، اجتماعی، اقتصادی و نظامی علیه ملت ایران است؛ پروژهای که تفاوتش با سنوات قبل در تلاش برای همزمانسازی فشارهای گوناگون و ترکیبی از عملیات 18 دی و 9 اسفند به شکل همزمان است.
مقابله با چنین خرابکاری ترکیبی، نیازمند «بازدارندگی ترکیبی» و «قدرت ترکیبی» در داخل ایران است. آمادگی شناختی و رسانهای جامعه، تدارک ابتکارات و شگفتانههای نظامی، حفظ تابآوری اقتصادی، تقویت سرمایه اجتماعی، صیانت از انسجام ملی و افزایش توان علمی و فناورانه، اجزای یک منظومه واحدند. در جنگ ترکیبی، نمیتوان فقط با یک سلاح جنگید؛ همانگونه که دشمن قدرت نظامی، رسانه، اقتصاد، عملیات روانی و تحریک اجتماعی را به هم پیوند میزند، ایران نیز باید اجزای قدرت خود را در یک معماری واحد کنار هم قرار دهد.
آنچه از مجموعه پیامهای رهبر عزیز انقلاب، حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای میتوان فهمید، تلاش برای بازآفرینی ارکان مختلف مردمی و حاکمیتی در همین منظومه بازدارندگی ترکیبی است. اصرار بر حفظ مؤلفههای راهبردی قدرت همچون تنگه هرمز و توان هستهای، تأکید بر انسجام داخلی و جلوگیری از فرسایش سرمایه اجتماعی، تمرکز بر مقابله با دشمن بهجای نزاعهای سطحی و مبتذل جناحی و قبیلهای و البته پیام راهبردی آغاز سال تحصیلی به دانشگاه و دانشگاهیان را باید اجزای یک تصویر کلان دید.
پیام هفته دفاع مقدس نیز از همین منظر معنادار است. تصویر «ققنوسی» که از آتش جنگ تحمیلی نخست برخاست و در فشارهای بعدی بزرگتر شد، درحقیقت روایتی از تبدیل تهدید به قدرت است. پیام روشن است: ایران نباید صرفاً از این نبرد جان سالم بهدر ببرد؛ باید از دل آن قویتر بیرون بیاید. تفاوت «دفاع» با «بازدارندگی» نیز دقیقاً در همین نقطه است. دفاع، دفع خطر موجود است، اما بازدارندگی، تولید چنان قدرتی است که دشمن در محاسبات بعدی خود اساساً جرئت تکرار تجاوز را پیدا نکند. دانشگاه یکی از اصلیترین کارگاههای ساخت این قدرت است.
یکی از دالهای اصلی پیام رهبر انقلاب برای آغاز سال تحصیلی، پاسداری از ریشههای هویت ملی، عزت و استقلال فرهنگی کشور است. تأکید بر «درست فکر کردن و ابتکار ورزیدن»، صیانت از هویت ملی، زبان مادری، پرچم و نمادهای نظام اسلامی، در کنار دعوت به علمآموزی، کسب مهارت و فتح قلههای پیشرفت، نشان میدهد که در این نگاه، دانشگاه مطلوب نه دانشگاه منزوی است و نه دانشگاه سیاستزده. دانشگاه مطلوب، دانشگاهی است که هویت و علم را همزمان تولید میکند؛ انسانی میسازد که هم میداند برای چه کشوری و در چه تاریخی ایستاده است و هم توانایی علمی ساخت آینده آن کشور را دارد. این همان نقطهای است که پیام آغاز سال تحصیلی را مستقیماً به مسئله اقتدار ملی پیوند میدهد. وقتی قدرت برآمده از دانش همراه با تقوا و اخلاق، سلاح ملت در برابر نظام سلطه معرفی میشود، علم دیگر یک امر تزیینی، تشریفاتی یا صرفاً رتبهساز نیست. مقاله، آزمایشگاه، پایاننامه، شرکت دانشبنیان، نظریه علومانسانی، فناوری دفاعی، پزشکی، هوش مصنوعی، انرژی، کشاورزی و حل مسائل اقتصادی کشور، همگی میتوانند اجزای قدرت ملی باشند. از این منظر، میتوان گفت دانشگاه در میانه نبرد سوم ملی دو مأموریت بزرگ و بههمپیوسته دارد: نخست، تولید و بازتولید نرمافزار هویتی مقاومت؛ و دوم، تولید سختافزار علمی و فناورانه اقتدار.
دانشگاه باید از یکسو نسلی برخوردار از هویت، اعتمادبهنفس ملی، امید، اخلاق، تعلق به ایران و فهم درست از منازعه تاریخی ملت ایران تربیت کند و ازسویدیگر، همین نسل را به دانش، مهارت، خلاقیت، قدرت حل مسئله و توان عبور از مرزهای موجود علم مجهز سازد. یکی بدون دیگری ناقص است. هویت بدون توانایی، قدرت نمیسازد و توانایی علمی جداشده از هویت و مسئولیت اجتماعی نیز لزوماً در خدمت پیشرفت ایران قرار نمیگیرد. ازاینرو دانشگاه ملی ایرانیان که در آغازین روزهای ماه مهر دوباره با طراوت و شادابی بازگشایی شده و در آیینهای بازگشایی آن نیز شاهد کنشهای پررنگ ملی و انقلابی بودهایم، باید در مسیر همین دو کارویژه حرکت کند.
پاسداری از هویت ملی بهمثابه نرمافزار مقاومت در برابر دشمن و صیانت از ایران اسلامی و انقلابی، ورای همه کلیشهها و بحثهای فرعی، باید یکی از مبانی تعیینکننده سیاستهای فرهنگی و اجتماعی دانشگاه باشد. ازاینرو:
یکم؛ دانشگاه باید خانه ایران باشد. هر کنشی که آگاهانه در پازل جریان ایرانستیز، برانداز و تجزیهطلب قرار گیرد، باید پیش و بیش از هر چیز با واکنش جامعه دانشگاهی ایراندوست مواجه شود و در چهارچوب قانون و سازوکارهای دانشگاهی با آن برخورد شود. دانشگاه ایرانی و ملی دیگر به پیش از 9 اسفند 1404 باز نخواهد گشت. دانشگاه ایرانی و ملی دیگر نمیتواند نسبت به اقداماتی که عملاً به تضعیف امنیت، تمامیت ارضی و استقلال کشور میانجامد بیتفاوت باشد.
ملت ایران برای دفاع از خود هزینههای فراوانی داده است. خون شریف رهبر عزیز شهید انقلاب، فرشتگان میناب و لامرد و دیگر شهدای این نبرد بخشی از هزینههایی است که ملت ایران پرداخته است. آزادی دانشگاهی نمیتواند به معنای آزادی برای همکاری با پروژه دشمن علیه استقلال و تمامیت ارضی کشور تفسیر شود؛ همانگونه که صیانت از امنیت ملی نیز نباید بهانهای برای تعطیلی نقد علمی، گفتوگوی فکری و تضارب آرا شود. دانشگاه قدرتمند، هم وطندوست است و هم از گفتوگوی عالمانه نمیترسد.
دوم؛ دانشگاه باید کانون تقویت جبهه ایران باشد. دایره وفاداران به ایران، انقلاب و حامیان دفاع میهنی امروز از همیشه گستردهتر است و وظیفه هر کنشگر دانشگاهی دلسوز آن است که در چهارچوب شرع، اخلاق و قانون، این دایره را وسیعتر کند. ساخت دوقطبیهای واهی اجتماعی و فرهنگی و هدردادن انرژی جامعه، در همهجا خطاست و در دانشگاه خطایی به مراتب بزرگتر است. جهاد اکبر امروز شاید این باشد که بتوانیم یک نفر یک نفر به جبهه مقابل نتانیاهو و ترامپ اضافه کنیم. ممکن است یک دانشجو درباره دهها مسئله فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی با دیگری اختلاف داشته باشد، اما این اختلاف نباید مانع ایستادن آنان کنار یکدیگر در دفاع از ایران شود. موقعیت امروز، موقعیت اتخاذ راهبرد «انسجام بر سر مشترکات» و تشکیل جبهه حداکثری در برابر دشمن حداکثری است. از همین رو باید مراقب بود که مفهوم هویت ملی نیز کوچک و جناحی نشود. ایران بزرگتر از هر جناح سیاسی است و جبهه دفاع از ایران باید بتواند مؤمن و انقلابی، منتقد و معترض، استاد و دانشجو و اقوام و سلایق مختلف را حول اصولی روشن - استقلال، تمامیت ارضی، عزت ملی و مقابله با تجاوز خارجی - کنار یکدیگر قرار دهد.
سوم؛ دانشگاه باید کارخانه تولید اقتدار علمی ایران شود. مسئله مهم دانشگاه تولید پاسخ علمی، کاربردی، خلاقانه و فناورانه به مسائل اصلی کشور است. هر موضوعی که این مأموریت را به حاشیه ببرد باید در نظام اولویتگذاری دانشگاه بازنگری شود. پیام آغاز سال تحصیلی وقتی از شکستن مرزهای دانش و فتح قلههای پیشرفت سخن میگوید، دانشگاه را به عبور از مرزهای موجود دعوت میکند. دانشگاهی که فقط مقاله تولید کند، اما مسئله کشور را حل نکند کافی نیست؛ همانطور که دانشگاهی که به بهانه کاربردیشدن، پژوهش بنیادی و حرکت در مرزهای دانش را کنار بگذارد نیز آینده کشور را قربانی امروز کرده است. ایران به هر دو نیاز دارد: علم مرزشکن و علم مسئلهحلکن. در بعد ایجابی، اعتماد به دانشپژوهان، استادان، نخبگان و فناوران ایرانی، فراهمکردن امکانات در حد مقدورات، تعریف مسائل واقعی کشور برای دانشگاه، پیونددادن دستگاههای اجرایی با مراکز علمی، حمایت از پژوهشهای مأموریتگرا و میدان دادن به نسل جوان از الزامات این راهبرد است. در بعد سلبی نیز باید سیاستزدگی جناحی، بوروکراسی فلجکننده، نظامهای ارزیابی کمّی و هر سازوکاری که دانشگاه را از مسئله واقعی ایران دور میکند، مورد بازنگری قرار گیرد.
چهارم؛ دانشگاه باید یکی از مراکز اصلی بازدارندگی شناختی کشور باشد. اگر میدان آینده فقط میدان موشک و پهپاد نیست و بخش مهمی از آن در ذهن جامعه شکل میگیرد، دانشگاه نمیتواند نسبت به جنگ روایتها بیطرف باشد. البته پاسخ دانشگاه به نبرد شناختی، تبلیغات سطحی نیست؛ حقیقت، دانش و قدرت تحلیل است. دانشگاه باید به دانشجو قدرت تشخیص خبر از عملیات روانی، نقد از تخریب، اعتراض از آشوب و اختلاف داخلی از پروژه دشمن بدهد. جامعهای که قدرت تحلیل دارد، کمتر دستکاری میشود. در همینجاست که تعبیر «درست فکر کردن» در پیام آغاز سال تحصیلی اهمیت ویژهای پیدا میکند. درست فکر کردن یعنی دانشگاه نه محل تلقین، بلکه محل تربیت عقل نقاد، قدرت استدلال و توان تشخیص باشد. بازدارندگی شناختی با ساختن ذهنهای قدرتمند ساخته میشود.
پنجم؛ دانشگاه باید امید تولید کند. دشمن برای پیروزی الزاماً نیاز ندارد همه زیرساختهای یک کشور را نابود کند؛ گاهی کافی است یک ملت را نسبت به آینده خود مأیوس کند. دانشگاه، به دلیل حضور جوانترین و آیندهسازترین بخش جامعه، یکی از مهمترین میدانهای این نبرد است. امید، در وضعیت جنگی یک مؤلفه قدرت ملی است.
ششم؛ معلم و استاد دانشگاه نیز باید دوباره در مرکز این معماری قدرت قرار گیرند. نمیتوان از دانشگاه انتظار تولید اقتدار داشت، اما استاد را گرفتار فرسایش منزلتی و معیشتی کرد. استاد، عنصر مرکزی انتقال دانش، تجربه، هویت علمی و تربیت نسل آینده است. صیانت از منزلت استاد، حمایت از زندگی شرافتمندانه او و فراهمکردن امکان تمرکز بر آموزش و پژوهش، بخشی از سیاست امنیت و اقتدار ملی کشور است.
و سرانجام باید به یک نکته اساسی بازگشت؛ دانشگاه ملی در مهرماه امسال به شکل تازهای بازگشایی شده است. استمرار بعثت خیابان در دانشگاه، تجربه جنگ، شهادتها، مقاومت ملی و احساس مشترک دفاع از ایران، انرژی تازهای در محیط دانشگاه ایجاد کرده است. مسئله اصلی ازاینپس، حفظ و جهتدهی این انرژی است. این سرمایه نباید در نزاعهای کوچک جناحی مستهلک شود. نیز نباید اجازه داد فضای باز دانشگاه به بستری برای بازتولید پروژههایی تبدیل شود که نتیجه نهایی آنها تضعیف ایران است. اگر دشمن به دنبال جنگ ترکیبی است، پاسخ ایران نیز باید قدرت ترکیبی باشد و دانشگاه یکی از مهمترین مراکز تولید این قدرت است؛ قدرت علم، قدرت فناوری، قدرت هویت، قدرت روایت، قدرت امید، قدرت حل مسئله و قدرت انسجام اجتماعی.
پیام رهبر انقلاب به دانشآموزان و دانشجویان را باید در همین افق خواند. مأموریت دانشگاه تربیت نسلی است که بتواند ایران را قویتر از آنچه تحویل گرفته است، به نسل بعد تحویل دهد. اگر جنگ تحمیلی اول نسلی را ساخت که خاک ایران را حفظ کرد و جنگهای اخیر بار دیگر ظرفیت تاریخی مقاومت این ملت را آشکار ساخت، دانشگاه امروز باید نسلی را بسازد که نتیجه آن مقاومت را به پیشرفت پایدار تبدیل کند. نسلی که هم پاسدار هویت و استقلال ایران باشد و هم مرزهای دانش را درنوردد. «پاسداری از هویت» و «فتح قلههای پیشرفت» دو مأموریت جداگانه نیستند؛ دو ضلع یک راهبرد واحدند. ملتی که هویت خود را از دست بدهد، انگیزهای برای ساختن قدرت ندارد و ملتی که علم و قدرت تولید نکند، در حفظ استقلال و هویت خود نیز با دشواری روبهرو خواهد شد. ققنوسی که از آتش جنگ برخاسته است برای ماندن در آسمان، به دو بال نیاز دارد: هویت و پیشرفت. دانشگاه ایرانی از مهر ۱۴۰۵ باید کارگاه ساخت هر دو بال باشد.