پیام سپاهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمدجواد ظریف، وزیر امور خارجه پیشین ایران، در مقالهای با عنوان «معماری نوین روابط راهبردی با چین و روسیه؛ اصالت و توازن فراگیر» در دومین شماره فصلنامه تخصصی اندیشکده پایاب بر ضرورت بازتعریف مناسبات تهران با پکن و مسکو تأکید کرده است؛ بازتعریفی که به گفته او باید از روابط مبتنی بر نیاز و ناچاری فاصله بگیرد و بر پایه انتخاب آگاهانه، منافع بلندمدت و تنوعبخشی به سبد سیاست خارجی شکل بگیرد. ظریف تأکید میکند، زمانی روابط ایران با چین و روسیه به اوج کارآمدی و موازنه مادی میرسد که این کشورها بدانند تهران از گزینههای گوناگون برخوردار است.
ظریف در ابتدای مقاله خود، تحولات نظام جهانی را مورد توجه قرار میدهد و معتقد است، جهان از ساختارهای سنتی دوقطبی و تکقطبی فاصله گرفته و وارد دورهای پساقطبی شده است؛ دورهای که در آن قدرت تنها با توان نظامی و وسعت سرزمینی سنجیده نمیشود. فناوری، هوش مصنوعی، داده، اقتصاد، توانایی شکلدهی به روایتهای جهانی و ظرفیتهای نهادی نیز به عناصر مؤثر قدرت ملی تبدیل شدهاند. در چنین شرایطی، سیاست خارجی کشورها نیز باید از واکنشمداری فاصله بگیرد و به سمت راهبردمحوری و فرصتمداری حرکت کند.
از نگاه ظریف، استقلال راهبردی بهمعنای انزوا یا قطع وابستگیهای متقابل نیست بلکه به توانایی کشور برای مدیریت و توزیع این وابستگیها بازمیگردد. او هشدار میدهد، زمانی که سیاست خارجی کشوری، گزینههای محدودی در سبد روابط خود داشته باشد، استقلال راهبردی آن در معرض آسیب قرار میگیرد. به همین دلیل تقویت روابط با چین و روسیه باید همزمان با توسعه مناسبات همسایگی، فعالتر شدن ایران در جنوب جهانی و مدیریت اختلافات با غرب دنبال شود.
در این میان، چین یکی از مهمترین محورهای این راهبرد است. ظریف معتقد است، روابط تهران و پکن نباید به صادرات نفت و واردات کالا محدود بماند بلکه باید به سمت سرمایهگذاری مشترک، انتقال فناوری، توسعه زیرساخت و حضور در زنجیرههای ارزش حرکت کند. از نگاه او، نقشه همکاری ۲۵ ساله ایران و چین میتواند چارچوب این همکاری باشد اما برای تحقق ظرفیتهای آن باید سند موجود به پروژههای مشخص، قراردادهای اجرایی و برنامههای زمانبندی شده، تبدیل شود.
ظریف همچنین ظرفیتهای ترانزیتی ایران را در این همکاری مهم میداند و از توسعه چابهار، تکمیل کریدور شمال- جنوب و توسعه بنادر جنوبی بهعنوان زمینههایی برای پیوند ایران با شبکههای تجاری و ترانزیتی چین نام میبرد. او در کنار این موارد، حوزههایی مانند انرژیهای تجدیدپذیر، خودروهای برقی، زیرساختهای دیجیتال، هوش مصنوعی و نوسازی صنعتی را نیز از زمینههای بالقوه همکاری میداند.
در مورد روسیه، ظریف بر ضرورت شناخت منافع مستقل مسکو تأکید دارد. به باور او، رابطه ایران و روسیه به دلیل تفاوت جایگاه دو کشور در نظام بینالملل، رابطهای نامتقارن است و تهران نباید انتظار همراهی نامشروط روسیه در همه پروندهها را داشته باشد. او در همین زمینه به تجربه رأی روسیه و چین به قطعنامههای شورای امنیت علیه ایران اشاره میکند و مینویسد، قدرتهای بزرگ در نهایت منافع و الزامات خود را دنبال میکنند. ظریف در ادامه از ضرورت عبور از دوگانه روسستیزی و روسپرستی سخن میگوید و تأکید دارد که رابطه با مسکو باید براساس منافع مشترک، همسایگی و محاسبات واقعبینانه تنظیم شود.
در نهایت همه این بحثها به مفهوم «توازن فراگیر» بازمیگردد؛ اصلی که براساس آن ایران نباید تمام تخممرغهای خود را در یک سبد بگذارد. تقویت روابط با چین و روسیه بهمعنای کنار گذاشتن سایر مسیرهای سیاست خارجی نیست. از نگاه ظریف هرچه سبد روابط خارجی ایران متنوعتر باشد، قدرت چانهزنی تهران افزایش مییابد و شرکای شرقی نیز ایران را نه شریکی ناگزیر بلکه کنشگری برخوردار از گزینههای متعدد خواهند دید.