دوشنبه ۶ مهر ۱۴۰۵

سیاسی

نظم و آشفتگی در روابط بین‌الملل

نظم و آشفتگی در روابط بین‌الملل
پیام سپاهان - اطلاعات/متن پیش رو در اطلاعات منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست «بازسازی اعتماد، مدیریت تغییر: سازمان مللی مفید به حال همه» شعار اجلاس هشتاد ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - اطلاعات /متن پیش رو در اطلاعات منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
«بازسازی اعتماد، مدیریت تغییر: سازمان مللی مفید به حال همه» شعار اجلاس هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل متحد می‌باشد که در ۲۲ سپتامبر ۲۰۲۶ (۳۱ شهریور ۱۴۰۵) آغاز شد.
در اجلاس‌های مجمع عمومی، سران و نمایندگان ۱۹۳ عضو سازمان ملل متحد حاضر شده و دیدگاه‌های خود را بیان می‌کنند و در این میان، رئیس جمهور ما درخشید .
سخنان ترامپ، رئیس جمهور آمریکا که ایران را تهدید به نابودی کرد و سخنان نتانیاهو، نخست‌وزیر رژیم صهیونیستی در لزوم براندازی جمهوری اسلامی ایران، و دفاع هر دو از تجاوز مشترک به میهن عزیز ما، نه فقط در مغایرت با اهداف مصرّح و منشور سازمان ملل می‌باشد، بلکه نشانگر پدیده‌ای جدّی و مهم در روابط بین‌المللی است و آن، آشفتگی سازمان‌دهی شده و سازمان یافته در مجموعه و منظومه مناسبات بین‌المللی است و این در حالی است که هدف اصلی تأسیس سازمان ملل، به نوعی نظم بخشی به روابط بین‌المللی بعد از جنگ دوم جهانی است.
این پدیده‌های متناقض تلاش برای نظم دادن به مناسبات بین‌المللی از یک سو و ایجاد آشفتگی را چگونه می‌توان مورد تجزیه و تحلیل قرار داد؟ برای پاسخ به این پرسش ابتدا باید «نسبت سازمان ملل و نظم بین‌المللی» را مورد مداقه قرار داد. سپس باید «پدیده آشفتگی در روابط بین‌المللی» را مورد شناسایی قرار داد و سرانجام «دلایل و چگونگی شرایط نوین بین‌المللی در رابطه با نظم و آشفتگی در روابط بین‌المللی» را در کانون توجه قرار داد.
سازمان ملل متحد برای نظم بخشی به دنیای آشفته بعد از جنگ دوم جهانی در ۱۹۴۵، در کنفرانس سانفرانسیسکو بوجود آمد. در راه‌اندازی این کنفرانس و نظم پساجنگ دوم جهانی، البته نظر پیروزمندان جنگ نقش تعیین‌کننده‌ای داشت. به هرحال نظمی در روابط بین‌الملل تا حدودی برقرار شد. عناصر این نظم، ترکیبی از قدرت‌های جهانی، توسعه و ترویج هنجارهای مشخص و نهادهای بین‌المللی بودند و در رأس آن‌ها سازمان‌های بین‌المللی تخصصی و هنجارهای مشخص و معین قرار داشتند.
اما دنیای سیاست، دنیای تغییرات و تحولات است. به مرور با استقلال کشورهای مستعمره و افزایش اعضای سازمان ملل، دستور کار سازمان ملل فراتر رفت و نهادهای جدید، راه افتادند؛ سازمان‌های نوین بین‌المللی راه‌اندازی شد؛ استانداردها و قوانین بین‌المللی رشد کردند و تقاضا از پایین، یعنی از سطوح کشورهای در حال توسعه، برای ایجاد تغییرات در سازمان‌های بین‌المللی افزایش یافت و به مرور در درون این سازمان‌ها، برتری غرب به چالش کشیده شد. بجز شورای امنیت، بدنه اصلی سازمان ملل را کشورهای در حال توسعه تشکیل می‌دهند.
اما در پاسخ به این تقاضا، پاسخ قدرت‌های بزرگ مخصوصاً ایالات متحده و بطور ویژه در دوران ترامپ، جلوگیری از موقعیت یافتن موثر کشورهای در حال توسعه در سازمان ملل، و فراتر، بهم‌ریختن این نهادها و هنجارهای بین‌المللی بود. آمریکا از دوران بوش پسر، در بهم‌ریختگی نهادهای بین‌المللی و نظم بین‌المللی، عمده‌ترین نقش را داشته است. حمله آمریکا به افغانستان در ۲۰۰۱ و عراق در ۲۰۰۳، آغاز روندی از بهم‌ریختگی منطقه‌ای و بین‌المللی است که آمریکا عامل آن می‌باشد. این روند با برآمدن ترامپ، روند شتابانی گرفت و ‌بی‌تردید اوج آن در نطق مخرب او در همین اجلاس هشتادویکم می‌باشد.
تحلیل محتوای سخنان ترامپ روشن می‌کند که آمریکا با پدیده‌ای به عنوان نظم بین‌المللی بر پایه حقوق بین‌الملل، مشکل ساختاری دارد .در عین حال باید توجه داشت که مسائل بین‌المللی و فراملی روز به روز گسترده شده و هیچ کشوری توانایی مدیریت همه‌جانبه آنها را ندارد. از مسائل مربوط به تغییرات اقلیمی گرفته تا بحران‌های امنیتی در خاورمیانه و اروپا، ظرفیت مقابله ملی وجود نداشته و ندارد. از طرف دیگر سازمان‌های بین‌المللی موجود هم فاقد کشش لازم می‌باشند. به عبارت دیگر سازمان‌های بین‌المللی کهن مانند سازمان ملل متحد، نمی‌توانند آشفتگی‌های ایجاد شده را سازماندهی کنند و از سوی دیگر، امکان خلق و پیدایش نهادهای نوین فراگیر و جهانی جدید هم چندان نیست و از همه مهم‌تر، آمریکای ترامپ، ضد همکاری بین‌المللی و مخالف چندجانبه‌گرایی است.
در حال حاضر، جدیدترین موضوع فراملی و جهانی که به تعبیر کارشناسان، کهن است و تهدیدی عمیق تر از هر تهدید دیگر می باشد، هوش مصنوعی است. در سخنرانی‌های ایراد شده در مجمع عمومی هشتادویکم، نوعی اجماع جهانی را می‌توان در لزوم سازماندهی و وضع مقررات برای مدیریت هوش مصنوعی مشاهده کرد. اما ترامپ و دولت آمریکا در این خصوص موضع سرسختانه‌ای داشته و بیشتر بر حاکمیت ملی و نه همکاری بین‌المللی تأکید دارند.
خلاصه سخن، آشفتگی‌های بین‌المللی معاصر، ریشه در سیاست‌های ایالات متحده مخصوصاً آمریکای ترامپ دارد. اما باید در نظر داشت که در سطح بین‌المللی، آمریکا کنش‌گر مطلق نیست و نخواهد بود، و لذا ساختاری کهن مانند ملل متحد، علیرغم کاستی‌ها دوام حیات می یابد ولی از پیدایش و پویایی نهادهای نظم بخش دیگر نمی‌توان غافل بود. شاید بجای نظم واحد بین‌المللی با ترکیبی از نظم‌های چندگانه جهانی روبرو شویم.


نظرات شما