پیام سپاهان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ترامپ تصور میکند که تحریمهای اقتصادی کلیدِ گرفتن امتیازات بیشتر از تهران است، اما برخی تحلیلگران معتقدند که او با این کار خطر از دست دادن اهرم فشار خود را نیز میپذیرد.
دونالد ترامپ، رئیسجمهور ایالات متحده، جدیدترین پیشنهاد جمهوری اسلامی ایران برای پایان دادن به جنگ و بازگشایی تنگه هرمز را رد کرده است؛ او تصور میکند واشنگتن با صبر و انتظار، منافع بیشتری نسبت به پذیرش شرایط تهران در مقطع کنونی به دست خواهد آورد.
ترامپ روز شنبه به خبرنگاران گفت: «من پیشنهاد آنها را رد میکنم» و ادعا کرد که ایران خواهان توافق است زیرا «بهشدت در حال باختن است». ترامپ اظهار داشت: «آنها میخواهند توافق کنند و به نظرم این خوب است. من هم دوست دارم توافق کنم. اما آن توافق [پیشنهادی] قابل قبول نخواهد بود».
روز یکشنبه، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران، گفت که تهران به رغم واکنش اولیه ترامپ به پیشنهاد مذکور، هنوز پاسخی از طریق میانجیها دریافت نکرده است. در جدیدترین تلاشهای دیپلماتیک، قطر نقش میانجی را در گفتگوهای میان ایران و آمریکا در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک ایفا کرده است.
پیشنهاد هفتروزه ایران شامل مواردی همچون لغو محاصره دریایی بنادر ایران توسط واشنگتن، تعلیق تحریمهای فروش نفت ایران، آزادسازی حدود ۱۲ میلیارد دلار از داراییهای مسدودشده ایران و رعایت آتشبسی فراگیرتر در منطقه، از جمله در لبنان و یمن، بود. در آن صورت، ایران تنگه هرمز را بازگشایی کرده و مذاکرات با واشنگتن را برای دستیابی به توافقی نهایی آغاز مینمود. پیشنهاداخیر مشابه تفاهمنامهای (MoU) است که دو کشور در ماه ژوئن امضا کرده بودند که در نهایت فروپاشید و منجر به تشدید حملات، بهویژه در تنگه هرمز شد.
چرا ترامپ فکر میکند میتواند منتظر بماند؟
به نوشته الجزیره، به گفته کارشناسان، رد این پیشنهاد از سوی ترامپ نشان میدهد که اگرچه هر دو طرف همچنان بهطور علنی درِ دیپلماسی را باز نگه داشتهاند، اما در مورد اینکه چه کسی باید نخستین امتیازات را بدهد، همچنان اختلافنظرهای عمیقی دارند.
به گفته آندریاس کریگ، دانشیار کالج سلطنتی لندن: «محاسبات ترامپ نسبتاً ساده به نظر میرسد. او معتقد است که ترکیب محاصره دریایی و انزوای اقتصادی، سرانجام فشار شدیدی بر ایران وارد کرده است؛ بهطوری که پیشنهاد اخیر تهران نه پیشنهادی که واشنگتن باید آن را غنیمت بشمارد، بلکه نشانهای از ضعف است». کریگ اظهار داشت که استدلال ترامپ مبنی بر اینکه ایران «بهشدت در حال باختن است»، حائز اهمیت است؛ زیرا نشان میدهد او تصور میکند گذر زمان موقعیت چانهزنی ایالات متحده را تقویت میکند.
به نظر میرسد بخش کلیدی محاسبات ترامپ، مبتنی بر این باور است که تأثیر فشارهای اقتصادی بر ایران هنوز به پایان نرسیده است. دولت ترامپ با تشدید محاصره دریایی، اعمال تحریمهایی علیه درآمدهای نفتی ایران و تهدید به اعمال تحریمهای ثانویه علیه کشورهایی که با تهران تجارت میکنند، فشار اقتصادی بر این کشور را افزایش داده است. هفته گذشته، ایالات متحده تحریمهای هوانوردی علیه ایران اعمال کرد که منجر به اختلال در پروازها شد. این اقدام چند هفته پس از آن صورت گرفت که اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، از آغاز کارزار فشار اقتصادی علیه ایران خبر داد و وعده داد که منافع مالی تهران در سراسر جهان را هدف قرار دهد.
به گفته ریچارد ویتز، کارشناس ارشد غیرمقیم در کالج دفاعی ناتو، کاخ سفید ممکن است بر این باور باشد که میتواند «کمی صبر کند و شرایط بهتری به دست آورد». به باور او، در واشنگتن نگرانیهایی نیز در مورد ترتیب مراحل پیشنهادی از سوی ایران وجود دارد. واشنگتن احتمالاً چنین محاسبه میکند که «فشار اقتصادی در گذر زمان، دولت ایران را وادار به دادن امتیازات بیشتر خواهد کرد».
به گفته او: «این همان اتفاقی است که میتوان گفت یک دهه پیش رخ داد و به توافق هستهای سال ۲۰۱۵ منجر شد؛ چرا که دولت ایران به این نتیجه رسید که برای پایان دادن به تحریمهای اقتصادی، باید در قبال برنامه هستهای خود امتیازاتی بدهد». از این رو، ممکن است «در ماههای پیش رو شاهد نوع مشابهی از بدهبستان باشیم».
ایران میتواند ترامپ را با «هزینه» مواجه کند
با این حال، برخی تحلیلگران معتقدند که انتظار برای دستیابی به توافق، خطرات سیاسی قابلتوجهی نیز برای رئیسجمهور آمریکا به همراه دارد؛ زیرا ممکن است حزب جمهوریخواه او در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر شکست بخورد.
کریگ معتقدست مشکل ترامپ این است که گذر زمان تنها فشار بر ایران را افزایش نمیدهد و «ریسک ماجرا اینجاست که گذر زمان میتواند پیامدهای دوگانهای داشته باشد». به گفته کریگ، با نزدیک شدن به انتخابات میاندورهای، ترامپ نمیخواهد در وضعیتی قرار گیرد که گویی تنها برای دسترسی مجدد به آبراهی که آغاز جنگ در آن اختلال ایجاد کرده، دست به رفع محاصره، تعلیق تحریمهای نفتی و آزادسازی داراییهای ایران میزند، «اما هر هفته تداوم این وضعیت، به معنای افزایش قیمت انرژی، تداوم مخاطرات نظامی و تشدید فشار بر شرکای حوزه خلیج فارس است».
به گفته محمد المصری، استاد مؤسسه مطالعات عالی دوحه، پیشنهاد ایران را میتوان نوعی «امتیاز دادن به ترامپ» تلقی کرد، چرا که مسیری احتمالی برای کاهش قیمت نفت و گاز پیش از انتخابات فراهم میآورد. با این حال، او معتقدست که ایران ممکن است تصمیم بگیرد «ترامپ را بابت رد این پیشنهاد و فشارهای اقتصادی فزایندهای که بر کشور تحمیل شده، مجازات کند. آنها ممکن است به این نتیجه برسند که اکنون زمان تشدید تنشهاست... درست در حالی که انتخابات میاندورهای نزدیک میشود» و انتظار ترامپ برای گرفتن امتیازات بیشتر از ایران ممکن است «نتیجه معکوس» دهد.
به گفته کریگ، ترامپ «میخواهد تهران تنگه هرمز را بازگشایی کند، بدون آنکه واشنگتن مجبور به پرداخت بهای کامل اقتصادی و سیاسی مورد نظر ایران باشد. خطر اینجاست که او فشار و رنج ایران را با تمایل این کشور به تسلیم شدن اشتباه میگیرد. این دو مقوله یکسانی نیستند. اعمال فشار بیشتر لزوماً به معنای گرفتن امتیازات بیشتر نیست».
سیگنال دوگانه و خط قرمزهای بنیادین
به گفته کریگ، ایران در عوض میتواند هزینههای درگیری را برای رقبای خود افزایش دهد؛ اقداماتی که میتواند شامل استفاده از اهرم تنگه هرمز، زیرساختهای منطقهای و احتمالاً تنگه بابالمندب (تنگهای دیگر میان یمن و شاخ آفریقا) باشد.
کریگ هشدار داد: «این اقدام ممکن است نتیجه معکوس دهد. ترامپ تصور میکند که زمان برای ایران سریعتر از آمریکا رو به پایان است؛ اما تهران عکس این را باور دارد: اینکه قطر، عربستان سعودی، امارات، بازارهای جهانی انرژی و در نهایت خودِ ترامپ، آستانه تحمل کمتری در برابر اختلالات طولانیمدت دارند تا ایران در برابر مجازاتهای اقتصادی».
راس هریسون، کارشناس ارشد «مؤسسه خاورمیانه»، نیز به الجزیره گفت که تهران اکنون ممکن است «کمتر نگرانِ زیادهروی در اقدامات خود باشد تا نگرانِ دستکم گرفتنِ توان و موقعیت خویش». به گفته هریسون، تهران اکنون خطر تشدید تنش را کمهزینهتر از توافق زودهنگام یا نشان دادن تمایل به سازش میداند، بهویژه پس از واکنشی که واشنگتن به این پیشنهاد نشان داد.
به گفته یک کارشناس مسائل ایران، ایران در حال ارسال پیامی دوگانه — «دیپلماسی یا تقابل» — است؛ بدین معنا که ضمن ارائه پیشنهادی برای پایان سریع درگیری، بهوضوح اعلام میکند که در صورت شکست دیپلماسی، آماده ادامه مقاومت در برابر فشارهاست و ردِ پیشنهادها از سوی ترامپ، باعث میشود تهران بهجای ارائه امتیازات بیشتر، بر مواضع خود پافشاری کند. او افزود که ترامپ روی این مسئله حساب باز کرده که فشارهای مداوم سرانجام ایران را به تسلیم وامیدارد، اما واشنگتن ممکن است میان «فشار اقتصادی» و «تسلیم سیاسی» خلط کند.
او با اشاره به برنامه هستهای — که همچنان یکی از اصلیترین موارد اختلاف در مذاکرات است — گفت: «اقتصاد ایران تحت فشار شدیدی قرار دارد، اما تهران لزوماً تن به خواستههایی که آنها را خط قرمزهای بنیادین خود میداند، نخواهد داد. اگر تهران به این نتیجه برسد که واشنگتن هرگونه سازشی را که کمتر از امتیازات بسیار گستردهتر باشد رد خواهد کرد، ممکن است تهران به این جمعبندی برسند که انگیزهی چندانی برای ارائه یک راهکار خروج دیپلماتیک دیگر وجود ندارد». او با اشاره به اینکه دامنه مناقشه به جبهههای جدیدی کشیده شده، گفت: «پیامدهای تداوم رویارویی ممکن است تنها به خودِ ایران یا تنگه هرمز محدود نماند».
قمار بزرگ تهران بر روی عامل زمان
به گفته هریسون، تهران احتمالاً از اقدام ترامپ در رد پیشنهاد «اصلاً غافلگیر نشده» و این پیشنهاد را تا حدی راهی برای نشان دادنِ تمایل خود به مذاکره به مردم ایران و افکار عمومی آمریکا میداند. به گفته تحلیلگران، تهران درک میکند که رئیسجمهور آمریکا به دنبال راهی برای خروج از وضعیت فعلی است که بتواند آن را به عنوان یک پیروزی جلوه دهد.
به گفته کریگ: «ایران به شدت روی عامل زمان حساب باز کرده است... راهبرد این کشور حفظ فشار در سطحی است که ترامپ سرانجام به میز مذاکره بازگردد، و در عین حال، هزینه این خروج [برای او] به تدریج افزایش یابد. محاسبه ایران اساساً این است: توافق را ارزان به ترامپ ندهید، چرا که ممکن است او چند هفته یا چند ماه دیگر به شدت به آن نیاز پیدا کند».
هریسون اظهار داشت که پیشنهاد ایران «نمایشی از حسن نیت» بوده و هدف آن نشان دادن تمایل ایران به مذاکره، هم برای مخاطبان داخلی و هم برای افکار عمومی آمریکا، بوده است. به گفته کریگ، «طولانی شدن» مناقشه «محتملترین نتیجه» است. او افزود: «هر دو طرف به توافق نیاز دارند، اما در حال حاضر هر دو تصور میکنند که صبر کردن باعث بهبود شرایط توافقی خواهد شد که در نهایت به دست میآورند».
محتملترین سناریو؛ تشدید تنشهای بیشتر در راه است
بدین ترتیب، در شرایطی که فاصله ایران و آمریکا از دستیابی به توافق بیشتر میشود، به نظر میرسد تنشها در تنگه هرمز افزایش یافته است. به نوشته الجزیره، پس از آنکه ترامپ پیشنهادی برای توافق در مورد تنگه هرمز را رد کرد، نگرانیهایی مبنی بر ازسرگیری درگیریها میان آمریکا و ایران ایجاد شده و تنها ساعاتی پس از اعلام رد توافق از سوی ترامپ، صدای انفجارهایی در این آبراه شنیده شد.
به گفته آندریاس کریگ، راهبرد ایران در انجام حملات دریایی باعث شده تا هزینههای اقتصادی این درگیری فراتر از مرزهای این کشور گسترش یابد و اقدام بعدی ایران احتمالاً تلاشی برای افزایش فشار و هزینهها بر منطقه خلیج فارس خواهد بود، نه صرفاً تحمل فشارهای بیشتر آمریکا. به باور او: «این امر میتواند به معنای توقیف کشتیها در تنگه هرمز، حملات به زیرساختهای انرژی، افزایش فشار حوثیها در اطراف بابالمندب و اعمال فشار گروههای همسو با ایران بر مسیرهای جایگزین صادراتی عربستان باشد. ما هماکنون شاهد آن هستیم که چگونه فشار بر تنگه هرمز، دریای سرخ و زیرساختهای عربستان میتوانند بر یکدیگر تأثیر متقابل بگذارند».
کریگ اظهار داشت که همزمان با تلاش ایالات متحده برای منزوی کردن ایران از طریق تحریمها، تهران که قادر به واکنش متقابل مالی علیه واشنگتن نیست، ناچار خواهد بود به اعمال فشار و اقدامات قهریِ مستمر در تنگه هرمز تکیه کند. کریگ گفت: «محتملترین سناریو، ادامه وضعیت فرسایشیِ کنترلشده است، نه بازگشت فوری به کارزار هوایی گستردهای که در ماههای نخست شاهد آن بودیم. انتظار میرود در هفتههای پیشرو، شاهد حملات یا تلاشهایی برای حمله به نفتکشها، کشتیهای مرتبط با آمریکا و زیرساختهای منطقهای باشیم؛ اقداماتی که با حملات محدود آمریکا علیه تجهیزات دریایی، مواضع موشکی ساحلی، پهپادها یا شناورهای دخیل در آن عملیاتها پاسخ داده خواهد شد. این چرخه اقدامات تلافیجویانه هماکنون در منطقه هرمز دوباره شکل گرفته است».