پیام سپاهان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
محمد مهاجری بهعنوان دیگر چهره سیاسی که از جدیترین منتقدان عملکرد جبلی و جریان سیاسی حامی او در صداوسیماست، در گفتوگویی با «شرق» ارزیابی بسیار تندی از عملکرد پنجساله جبلی ارائه میدهد و به باورش، مدیریت کنونی صداوسیما نهتنها یکی از «ضعیفترین دورههای مدیریتی این سازمان»، بلکه به تعبیر این فعال سیاسی اصولگرا، «دورهای بیسابقه از ضعف مدیریتی بوده است؛ تا جایی که جبلی با اختلاف بدترین رئیس صداوسیما بوده و تا مدتها بدترین مدیریت صداوسیما خواهد ماند». مهاجری در پاسخ به این پرسش که آیا تعبیرهایی مانند «صداوسیمای میلی» یا «صداوسیمای جبلی-جلیلی» درباره این دوره را اغراقآمیز میداند، میگوید «بعید است در سالهای آینده رکوردی که جبلی در ضعف مدیریتی صداوسیما بر جای گذاشته، شکسته شود». فعال حوزه رسانه برای توضیح این ارزیابی به مسئله مخاطب اشاره میکند و میگوید «وقتی دبیر شورای انقلاب فرهنگی عنوان کرده که بین ۶۰ تا ۷۰ درصد مردم اصلا تلویزیون نمیبینند و از کاهش شدید میزان تماشای برنامههای صدواسیما سخن میگوید، این مسئله باید برای کسانی مانند جبلی و آن کارنامهاش یک معیار جدی باشد که تا چه اندازه موفق بوده است».
البته مهاجری یادآور میشود «مسئله اصلی در ارزیابی کارنامه پنجساله جبلی بر صداوسیما فقط ریزش جدی مخاطب نیست، بلکه مهمتر از آن، کیفیت مدیریت رسانه است»؛ چراکه از نگاه او، «جبلی در حوزهای که سابقه و تخصص بیشتری در آن دارد نیز عملکرد قابل دفاعی نداشته است که ناظر بر حوزه «خبر» است و در همین راستا این کارشناس حوزه رسانه خاطرنشان میکند «جبلی پیش از ریاست سازمان سابقه مدیریت در حوزه خبر داشته، اما به اعتقادش ضعفهای عملکردی صداوسیما در همین حوزه خبر نیز آشکارتر از دورههای قبلی است؛ یعنی جبلی اتفاقا در همان حوزه خبری که مدعی است، بیشترین ضعف عملکرد را دارد». بخش دیگری از انتقادات مهاجری متوجه ساختار تصمیمگیری در صداوسیماست و به تعبیر او «در دوره جبلی، سازمان عملا به مجموعهای تبدیل شده که گروهها و افراد مختلف در آن میتوانند بدون هماهنگی مؤثر با رأس سازمان، روایتها و مواضع خود را پیش ببرند». این چهره سیاسی اصولگرا در تعبیر تندی میگوید که نوعی «ملوکالطوایفی» در سازمان صداوسیما شکل گرفته است.
این تحلیلگر حوزه رسانه یکی از نشانههای وضعیت اسفبار صداوسیما در دوره جبلی را نحوه انتخاب میهمانان و کارشناسان تلویزیون میداند و تأکید دارد «برخی چهرهها در مقاطع خاص، بارها و بارها روی آنتن حاضر شدهاند» که از نظر مهاجری، «چنین رویکردی به جای آنکه تنوع دیدگاهها را افزایش دهد، دایرهای محدود از صداهای تکراری را بازتولید کرده است». این فعال سیاسی در ادامه به جملهای که پیشتر درباره عملکرد جبلی گفته بود، بازمیگردد؛ اینکه «هرکسی زودتر از خواب بیدار شود و زودتر خود را به صداوسیما برساند، میتواند روایت خود را بر آنتن غالب کند» و در تشریح بیشتر این تعبیرش خاطرنشان میکند «اساسا جبلی بهعنوان رئیس صداوسیما در تنظیم و کنترل سیاستهای محتوایی صداوسیما نقش تعیینکننده و کافی ندارد و جریانهای مختلف میتوانند بر آنتن اثر بگذارند». از نگاه مهاجری، این مسئله در شرایط بحرانی اهمیت بیشتری پیدا میکند. او میگوید «صداوسیما در دورهای که کشور با مجموعهای بیسابقه از بحرانها، اعتراضات، فوت رئیسجمهور، انتخابات زودهنگام، دو جنگ، شهادت رهبر و دیگر تحولات مهم روبهرو بوده، میتوانست به رسانهای برای انعکاس دیدگاههای طیف گستردهتری از همه ایرانیان تبدیل شود»، اما به باور او «با این کارنامه جبلی و جریان سیاسی حامی او، چنین فرصتی از دست رفته است».
مهاجری تأکید میکند که منظورش از همه ایرانیان، مخالفان و براندازان نیست، بلکه شهروندانی هستند که در چارچوب جمهوری اسلامی فعالیت سیاسی و اجتماعی دارند». این تحلیلگر سیاسی معتقد است «حتی در همین چارچوب نیز صداوسیما نتوانسته بازتابدهنده تنوع دیدگاههای جامعه باشد و در مواردی به جای تقویت انسجام اجتماعی، به گفته او، به افزایش شکافها کمک کرده است». فعال حوزه رسانه، ادبیات توهین و تهدید اخیر جبلی در دفاع از عملکرد خود را نیز مورد انتقاد قرار میدهد؛ بهویژه تأکید او بر اینکه اگر کسی انتظار عقبنشینی صداوسیما را دارد، «کور خوانده است». در همین راستا این فعال سیاسی میگوید «براساس یک ضربالمثل عربی، وقتی کسی در حال غرقشدن است، به هر خسوخاشاکی چنگ میاندازد. به نظر من، جبلی با این حجم از ناکامیها و انتقادهایی که متوجه عملکرد اوست، چارهای جز فرار رو به جلو و توهین و تهدید منتقدانش ندارد، درحالیکه جبلی باید چند سال پیش کلید صداوسیما را تحویل میداد و از سمت خود کنارهگیری میکرد».
مهاجری در ادامه، خطاب به جبلی افزود «دوستانه به ایشان توصیه میکنم ای کاش حیثیت و اعتبار خود را در این پنج سال هزینه یک باند یا جریان سیاسی حداقلی در صداوسیما نمیکرد. چون به باور من، ادامه این وضعیت، نه به مصلحت سازمان است و نه به سود شخص ایشان. بنابراین حتی در صورت پیشنهاد دوباره ریاست صداوسیما، پذیرش این مسئولیت نیازمند پاسخگویی در برابر وجدان فردی است. جبلی باید پیش از هر تصمیمی، در خلوت خود و در برابر خداوند، با این پرسش مواجه شود که در این پنج سال چه کرده و حاصل این دوره مدیریت چه بوده است و آیا توان و لیاقت حضور در صداوسیما را دارد؟».