چهارشنبه ۲۵ شهريور ۱۴۰۵

سیاسی

سرمقاله آرمان امروز/ ترامپ بازنده انتخابات است؟

سرمقاله آرمان امروز/ ترامپ بازنده انتخابات است؟
پیام سپاهان - آرمان امروز/ «ترامپ بازنده انتخابات است؟» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم بهشتی پور است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: دموکرات‌ها برای گرفتن ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - آرمان امروز / «ترامپ بازنده انتخابات است؟» عنوان سرمقاله در روزنامه آرمان امروز به قلم بهشتی پور است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
دموکرات‌ها برای گرفتن مجلس نمایندگان تنها به سه کرسی خالص نیاز دارند؛ رقمی به‌مراتب کوچک‌تر از چهار کرسیِ لازم برای تصاحب سنا. با این حال، این نتیجه فقط از محبوبیت ملی رئیس‌جمهور به دست نمی‌آید. بازترسیم حوزه‌ها، تمرکز کرسی‌های دموکرات در شهرهای بزرگ، تعداد دموکرات‌های حاضر در حوزه‌های ترامپ‌پسند، نامزدهای بازنشسته، و منابع مالی دو حزب، تبدیل رأی ملی به کرسی را تعیین می‌کنند.
با وجود این موانع ساختاری، منطق معمول انتخابات میان‌دوره‌ای به زیان حزب مستقر در کاخ سفید عمل می‌کند؛ به‌ویژه هنگامی که ارزیابی اقتصاد و هزینه زندگی منفی باشد. تحلیل سطح نخبه باید از دو خطای رایج پرهیز کند: نخست، نتیجه‌گیری از رأی ملی به نتیجه هر حوزه؛ دوم، نادیده گرفتن امکان آن‌که دموکرات‌ها مجلس را بگیرند اما سنا در اختیار جمهوری‌خواهان بماند. این سناریوی «کنگره دوپاره» در سال ۲۰۲۶ کاملاً محتمل است، به‌ویژه با توجه به این‌که آستانه پیروزی در مجلس (سه کرسی) به‌مراتب پایین‌تر از آستانه پیروزی در سنا (چهار کرسی) است.
اقتصاد مهم‌ترین متغیر ملی این انتخابات است، اما باید آن را دقیق تعریف کرد. نظرسنجی‌های پیو در تابستان ۲۰۲۶ نشان می‌دادند تنها حدود یک‌چهارم آمریکایی‌ها (۲۴ درصد) وضعیت اقتصاد را خوب یا عالی ارزیابی می‌کنند، رقمی که نسبت به ۲۸ درصدِ ژانویه همان سال نیز افت کرده است. موضوع‌های ملموس برای رأی‌دهنده—هزینه مسکن، مواد غذایی، انرژی، بیمه و دستمزد واقعی—معمولاً از شاخص‌های کلان در تعیین ادراک سیاسی اثرگذارترند. از این جهت، فشار هزینه زندگی می‌تواند به رأی تنبیهی علیه حزب حاکم تبدیل شود. در عین حال، رابطه میان اقتصاد و رأی مکانیکی نیست. قطبی‌شدن حزبی سبب می‌شود بسیاری از رأی‌دهندگان یک وضعیت اقتصادی مشابه را به‌گونه‌ای متفاوت تفسیر کنند. جنگ با ایران نیز باید نه به‌عنوان یک علت مستقل و قطعی، بلکه از طریق چهار کانال تحلیل شود: هزینه انرژی و تورم، ارزیابی از مدیریت بحران، تلفات یا طولانی‌شدن درگیری، و امکان بسیج یا فرسایش پایگاه‌های حزبی. موضوع‌هایی چون مهاجرت، سقط جنین، امنیت مرزی، تعرفه‌ها و سلامت نیز می‌توانند در ایالت‌ها و حوزه‌های متفاوت وزن‌های متفاوت پیدا کنند.
در نتیجه، مدل تحلیلی مناسب باید دست‌کم پنج متغیر را هم‌زمان بسنجد: ارزیابی از اقتصاد و عملکرد رئیس‌جمهور؛ رأی ملیِ فرضی برای کنگره؛ وضعیت نامزدها و حامیان مالی آنها؛ الگوی مشارکت میان‌دوره‌ای؛ و ساختار انتخاباتی هر ایالت یا حوزه. پیش‌بینی‌های رسانه‌ای و حتی بازارهای پیش‌بینی باید به‌عنوان برآوردهای مقید به زمان دیده شوند، نه واقعیت‌های قطعی.
سناریوی نخست: جمهوری‌خواهان هر دو مجلس را حفظ می‌کنند. در این حالت، دولت ترامپ از نظر قانون‌گذاری، بودجه و تأیید انتصابات با مانع کمتری روبه‌روست؛ هرچند اختلاف‌های درون‌حزبی، به‌ویژه در سنا، همچنان می‌تواند ظرفیت دولت را محدود کند.
سناریوی دوم: دموکرات‌ها مجلس نمایندگان را می‌گیرند، اما سنا جمهوری‌خواه می‌ماند. این محتمل‌ترین صورتِ تغییر محدود قدرت است، به‌ویژه با توجه به فاصله کوچک‌تر لازم برای پیروزی در مجلس نمایندگان . دموکرات‌ها در این مجلس می‌توانند دستورکار قانون‌گذاری، بررسی بودجه، تحقیقات و جلسات نظارتی را کنترل کنند، اما تصویب قوانین یا محدودیت‌های پایدار بر دولت معمولاً به همکاری سنا و، در بسیاری موارد، امضای رئیس‌جمهور نیاز خواهد داشت.
سناریوی سوم: دموکرات‌ها اکثریت هر دو مجلس را به دست ‌گیرند. این حالت ظرفیت نظارتی و چانه‌زنی آن‌ها را به شکل محسوسی افزایش می‌دهد، اما به معنای «فلج‌شدن» کامل رئیس‌جمهور نیست. رئیس‌جمهور همچنان از اختیارات اجرایی، دیپلماتیک و فرماندهی برخوردار است و سنا نیز برای پایان دادن به بحثِ بسیاری از لوایح به ۶۰ رأی نیاز دارد. بنابراین، واژه «سونامی آبی» فقط در صورت جابه‌جایی گسترده کرسی‌ها و نه صرفاً یک اکثریت شکننده مناسب است.


نظرات شما