پیام سپاهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
پنج سال پس از بازگشت طالبان به قدرت و سقوط کابل، افغانستان در نقطهای ایستاده که در ظاهر از جنگ فاصله گرفته اما همچنان با بحرانهای عمیق سیاسی، اقتصادی و اجتماعی دستوپنجه نرم میکند. در چنین شرایطی امیرخان متقی، وزیر امور خارجه طالبان، در گفتوگویی با روزنامه نیویورکتایمز، پیامی کمسابقه برای واشنگتن فرستاده است: طالبان میخواهد، فصل جنگ با آمریکا پایان یافته و فصل تازهای از تعامل آغاز شود؛ تعاملی که حتی میتواند به بازگشایی سفارت آمریکا و سرمایهگذاری این کشور در افغانستان منجر شود.
پیشنهاد به واشنگتن
متقی در این مصاحبه گفت، آمریکا میتواند سفارت خود را در کابل بازگشایی کند، حضور دیپلماتیکاش را حفظ و در پروژههای اقتصادی افغانستان سرمایهگذاری کند. او مشخصاً به منابع معدنی عظیم افغانستان، ساخت سدها و توسعه جادهها اشاره کرد؛ حوزههایی که پیش از بازگشت طالبان، میلیاردها دلار از سوی آمریکا و متحدانش برای توسعه آنها هزینه شده بود. این اظهارات را میتوان یکی از صریحترین پیشنهادهای علنی طالبان به واشنگتن در سالهای اخیر دانست. کابل اکنون تلاش میکند، تصویری متفاوت از خود ارائه دهد؛ حکومتی که میگوید جنگ پایان یافته، امنیت برقرار شده و افغانستان آماده ورود به مرحلهای تازه از همکاری اقتصادی و دیپلماتیک است. پیام طالبان به آمریکا در واقع یک معامله پیشنهادی نیز در خود دارد: کابل میخواهد واشنگتن بهجای مداخله نظامی و فشار سیاسی با دیپلماسی و سرمایه وارد افغانستان شود.
نگاه طالبان به ترامپ
براساس ارزیابی مقامهای سابق آمریکایی و افغان، طالبان دولت دونالد ترامپ را فرصتی ویژه برای شکستن بنبست روابط با غرب میداند. از نگاه رهبران این گروه، دولت ترامپ به تجارت و توافقهای عملیاتی علاقه بیشتری دارد و در مقایسه با دولتهای پیشین آمریکا، حساسیت کمتری نسبت به موضوع حقوق بشر نشان میدهد. طالبان میکوشد خود را حکومتی معرفی کند که پس از دو دهه جنگ، نظم و امنیت را در سراسر کشور برقرار کرده، فساد را کاهش داده و شرایط مناسبی برای سرمایهگذاری خارجی فراهم آورده است. اما با وجود این تلاشها، روند تعامل مستقیم با واشنگتن تاکنون پیشرفت چشمگیری نداشته است. پیشنهاد تازه متقی بنابراین تنها یک دعوت اقتصادی نیست؛ بلکه تلاشی برای تغییر محاسبات آمریکا درباره حکومت طالبان است.
۵ سال بدون جنگ
بازگشت طالبان در ۱۵ آگوست ۲۰۲۱ به چهار دهه جنگ داخلی گسترده پایان داد. این گروه توانست، کنترل تقریباً تمام قلمرو افغانستان را در دست بگیرد و سطحی از امنیت و ثبات سرزمینی را ایجاد کند که کشور طی چندین نسل تجربه نکرده بود. اما این ثبات با هزینهای سنگین همراه شده است. طالبان طی پنج سال گذشته بیش از صد فرمان الزامآور صادر کرده که ساختار سیاسی جمهوری پیشین را کنار زده و نظامی متمرکز و ایدئولوژیک ایجاد کرده است. در رأس این ساختار رهبری طالبان در قندهار قرار دارد و تصمیمهای سیاسی و اجتماعی از چارچوبی سختگیرانه و مذهبی پیروی میکنند. مهمترین پیامد این تحول، وضعیت زنان و دختران افغانستان است؛ موضوعی که به یکی از اصلیترین موانع عادیسازی روابط طالبان با جهان تبدیل شده است.
حذف زنان
افغانستان امروز تنها کشوری است که در آن زنان و دختران بهصورت نظاممند از تحصیل متوسطه و آموزش عالی محروم هستند. محدودیتهای گسترده بر اشتغال زنان، رفتوآمد و حضور آنان در عرصه عمومی نیز بخش بزرگی از جمعیت کشور را از زندگی مدنی کنار گذاشته است. محدودیتهایی که ابتدا در قالب تصمیمهای موقت اجرا میشدند به تدریج به مجموعهای دائمی از قوانین درباره پوشش، رفتار اجتماعی، آزادی بیان و حقوق زنان تبدیل شدهاند. همین مسئله موجب شده، کشورهای غربی و سازمان ملل شناسایی رسمی طالبان و کاهش تحریمها را به تغییر رفتار این گروه، بهویژه در زمینه حقوق زنان، مشروط کنند.
اقتصاد؛ ثبات روی کاغذ
طالبان برخلاف پیشبینیهای اولیه توانسته است، نوعی انضباط مالی در ساختار حکومت ایجاد کند. افزایش وصول مالیات، کنترل گمرکات و درآمدهای حاصل از تجارت زغالسنگ و مواد معدنی به حکومت کمک کرده که منابع مالی خود را تا حدی حفظ کند اما این ثبات مالی به معنای رفاه اقتصادی مردم نیست. پس از مسدود شدن ذخایر ارزی افغانستان و توقف بخش بزرگی از کمکهای توسعهای، اقتصاد کشور بهشدت کوچک شد. درآمد سرانه کاهش یافته و بیش از ۲۰ میلیون نفر همچنان برای تأمین نیازهای اساسی خود به کمکهای بشردوستانه وابستهاند. خشکسالی، سرکوب تجارت تریاک و بازگشت میلیونها مهاجر افغان از ایران و پاکستان نیز فشار بیشتری بر اقتصادی وارد کرده که زیرساختهای آن از پیش فرسوده است.
تهدید داعش
در عرصه امنیتی، طالبان توانسته تقریباً تمام رقبای داخلی خود را به حاشیه براند. جبهه مقاومت ملی افغانستان در مناطق محدودی فعال است و توان لازم برای تهدید جدی حکومت مرکزی را ندارد. اما داعش خراسان همچنان تهدیدی جدی محسوب میشود. این گروه با انجام حملات تروریستی، مقامهای طالبان، اقلیتهای مذهبی و منافع خارجی را هدف قرار داده است. طالبان در سالهای اخیر توانسته با استفاده از شبکه اطلاعاتی و امنیتی خود، شمار حملات بزرگ را کاهش دهد اما حضور گروههای مسلح و روابط تاریخی طالبان با برخی جریانهای غیردولتی همچنان یکی از موانع اصلی پذیرش این حکومت در جهان است.
دیپلماسی بدون شناسایی
طالبان در عرصه خارجی نیز مسیر متفاوتی را طی کرده است. هیچ کشور خارجی تاکنون «امارت اسلامی افغانستان» را بهطور رسمی به رسمیت نشناخته اما بسیاری از قدرتهای منطقهای، روابط کاری با کابل برقرار کردهاند. چین، روسیه، ایران، پاکستان و برخی کشورهای عربی حوزه خلیج فارس با توجه به منافع امنیتی، اقتصادی، مرزی و مسئله مهاجرت، تعامل با طالبان را ادامه دادهاند. پذیرش دیپلماتهای طالبان از سوی چین و امارات نیز نشانهای از حرکت تدریجی برخی کشورها به سمت عادیسازی روابط است. با این حال غرب همچنان بر حقوق بشر بهویژه وضعیت زنان بهعنوان شرط اصلی عادیسازی تأکید دارد.
آزمون بزرگ کابل
اکنون پیشنهاد امیرخان متقی به آمریکا میتواند یکی از مهمترین آزمونهای دیپلماتیک طالبان باشد. کابل میگوید، جنگ تمام شده و زمان سرمایهگذاری، تجارت و دیپلماسی فرا رسیده است. حتی منابع معدنی، سدها و جادهها را بهعنوان حوزههایی معرفی میکند که آمریکا میتواند بار دیگر در آنها حضور داشته باشد. اما واشنگتن باید میان دو واقعیت متناقض تصمیم بگیرد: از یکسو حکومتی که توانسته، کنترل داخلی خود را تثبیت کند و از سوی دیگر نظامی که محدودیتهای گسترده علیه زنان و آزادیهای مدنی اعمال میکند. پنج سال پس از سقوط کابل، طالبان در حفظ قدرت موفق بوده است؛ اما هنوز نتوانسته فاصله میان ثبات داخلی و مشروعیت بینالمللی را پر کند. شاید پیشنهاد تازه کابل به واشنگتن تلاشی برای پر کردن همین شکاف باشد؛ تلاشی که نشان میدهد، طالبان بیش از هر زمان دیگری بهدنبال خروج از انزوای بینالمللی است اما حاضر نیست برای رسیدن به آن از بنیانهای ایدئولوژیک نظام خود به آسانی عقبنشینی کند.