پیام سپاهان - روزنامه سازندگی / «معادله جدید هرمز» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم سیدجلال ساداتیان است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
تحولات چند ماه اخیر، یک واقعیت مهم را آشکار کرده است؛ تنگه هرمز دیگر همان آبراهی نیست که پیش از جنگهای اخیر شناخته میشد. اگر تا پیش از این، امنیت این گذرگاه راهبردی بر پایه قواعد تثبیتشده گذشته تعریف میشد اکنون معادلات جدیدی بر آن حاکم است؛ معادلاتی که نهتنها آینده تجارت جهانی بلکه موازنه قدرت در خلیجفارس را نیز تحتتأثیر قرار خواهد داد. در این وضعیت ایالات متحده نیز با وضعیتی روبهرو شده که خروج از آن آسان نیست. مجموعه تحولات از جنگهای اخیر گرفته تا بحرانهای ماههای گذشته، نشان داد بخشی از برآوردهای واشنگتن درباره ظرفیت ایران و واکنشهای منطقهای با واقعیتهای میدانی فاصله داشته است. در چنین شرایطی، دولت آمریکا همزمان با فشار بر ایران با محدودیتهای قابلتوجهی نیز روبهروست؛ از هزینههای نظامی و فشارهای داخلی گرفته تا انتخابات میاندورهای کنگره، انتقادات بینالمللی و نگرانی متحدان منطقهای از گسترش ناامنی. همین عوامل سبب شده که گزینههای واشنگتن نسبت به گذشته، محدودتر از آن چیزی باشد که در فضای سیاسی آمریکا تصور میشد.
در مقابل ایران نیز صرفاً بر توان نظامی تکیه نکرده است. تداوم اداره امور کشور، حفظ انسجام ساختارهای اجرایی، استمرار فعالیتهای اقتصادی و همراهی بخش قابلتوجهی از جامعه، مجموعه عواملی هستند که امکان مدیریت شرایط دشوار را فراهم کردهاند. هرچند مشکلات اقتصادی و مطالبات اجتماعی همچنان وجود دارد و قابل انکار نیست اما آنچه در ماههای اخیر مشاهده شد با تصویری که برخی از بازیگران خارجی از فروپاشی سریع وضعیت داخلی ترسیم میکردند، فاصله قابلتوجهی دارد. همین مسئله محاسبات بسیاری از بازیگران خارجی را دستخوش تغییر کرده است. در چنین فضایی، ابتکار ایران و عمان برای دستیابی به یک تفاهم درباره مدیریت تنگه هرمز میتواند فراتر از یک توافق دوجانبه باشد. اگر دو کشور بتوانند سازوکاری ایجاد کنند که ضمن تأمین امنیت کشتیرانی، دغدغههای امنیتی خود را نیز برطرف سازد، در عمل الگوی جدیدی از مدیریت منطقهای را به نمایش خواهند گذاشت. دو کشور این موضوع را بحران سرزمینی میدانند تا یک بحران بینالمللی. تهران و مسقط برای بهره بردن از مزیت استراتژیک این تنگه با دقت و حوصله مذاکره میکنند.
مسئله اصلی در این زمینه است که راه ورود هر کشتی از طریق ایران باشد و خروج آن نیز از طریق آبراه عمان صورت گیرد تا در مجموع، خطری مبنی بر تجهیز پایگاههای آمریکا صورت نگیرد. منافعی هم اگر برای دو کشور در عرضه خدمات وجود دارد به تهران و مسقط برسد. بهنظر میرسد این روش معقولی برای رسیدن به یک تفاهم است. هم ترامپ راهی پیدا کرده که از وضعیت فعلی رهایی پیدا کند و هم کشورهای غربی و دخیل در این ماجرا که با تأخیر ورود کالاها مواجه هستند. این راهحل میتواند به ایجاد امنیت و منافع دیپلماتیک برای ایران منجر شود و در صورت حصول نتیجه به نفع ایران خواهد بود. البته نباید دچار خوشبینی افراطی شد. تجربه روابط ایران و آمریکا نشان داده که هرگاه واشنگتن تصور کند فرصت مناسبی برای افزایش فشار یا تغییر موازنه به سود خود فراهم شده از بهکارگیری آن دریغ نخواهد کرد. از اینرو حفظ آمادگی، تقویت دیپلماسی و استمرار بازدارندگی همچنان ضرورتی انکارناپذیر خواهد بود. با این همه، مهمترین پیام تحولات اخیر آن است که دوران پیش از جنگ به پایان رسیده است.
حتی اگر عبور کشتیها دوباره روان شود و بخشی از نگرانیهای بازار جهانی انرژی کاهش یابد، شرایط تنگه هرمز دیگر به وضعیت سابق بازنخواهد گشت. از این پس هر کشتی که از این آبراه عبور میکند نه فقط از یک گذرگاه دریایی بلکه از میان معادلات تازهای عبور خواهد کرد که جنگ، دیپلماسی و واقعیتهای ژئوپلیتیکی جدید آنها را رقم زدهاند.