چهارشنبه ۱۴ مرداد ۱۴۰۵

سیاسی

ترامپ چطور زمین‌گیر شد

ترامپ چطور زمین‌گیر شد
پیام سپاهان - فرهیختگان/متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست علی ملکی| روز دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵ سرلشکر محسن رضایی به طور رسمی از طرح ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
علی ملکی| روز دوشنبه 12 مرداد 1405 سرلشکر محسن رضایی به طور رسمی از طرح «حمله زمینی آمریکا به ایران» و جزئیات شکست آن پرده‌برداری کرد. او در گفت‌وگویی که از تلویزیون پخش شد به تشریح این طرح پرداخت و سازوکار مقابله ایران با این تهدید را توضیح داد: «در روز‌های پایانی نبرد، موج‌های دقیق‌تری از حملات پهپادی و موشکی ایران به سمت پایگاه‌های آمریکا انجام شد که از جنگ 40 روزه هم شدیدتر بود.» رضایی در ادامه افزود که این حملات به حدی دقیق و شدید بود که در نتیجه آن، پایگاه آمریکا در کویت به شدت آسیب دید و اکثر نیرو‌ها از آنجا رفتند. در ادامه این حملات دفاعی، منطقه اربیل عراق به دلیل حملات کوبنده ایران از نیرو‌های آمریکایی تخلیه شد و سپس فرماندهان آمریکایی مستقر در اردن هم به سرزمین‌های اشغالی منتقل شدند و در نتیجه این تحولات، مرکز فرماندهی و پشتیبانی سنتکام از صحنه هدف‌گذاری در تنگه هرمز دور شد.
پس از امضای یادداشت تفاهم در ذهن آمریکایی‌ها چه می‌گذشت که اقدام به حمله به استان‌های جنوبی ایران کردند؟ ایران چطور این سناریو را در نطفه خفه کرد؟
سناریوی حمله زمینی
فقط هشت روز پس از امضای تفاهم‌نامه اسلام‌آباد میان ایران و آمریکا در 28 خرداد 1405، نخستین حمله نظامی ایالات متحده به خاک ایران در ۵ تیرماه ۱۴۰۵ آغاز شد. سنتکام مدعی شد در پاسخ به حمله ایران به یک کشتی تجاری در تنگه هرمز، «مواضع ذخیره‌سازی موشک و پهپاد و پایگاه‌های رادار ساحلی» ایران را هدف قرار داده است. اما موج اصلی و گسترده حملات از 16 تیر 1405 آغاز شد. در این روز، سنتکام به بیش از هشتاد نقطه در جریان عملیاتی چهارساعته در سراسر سواحل جنوبی ایران حمله کرد. شهر‌های بندرعباس، جزیره قشم، سیریک، بوشهر، جزیره بوموسی و مناطق حومه بندرعباس از نخستین اهداف این حملات بودند. در 21 و 22 تیرماه، شدت حملات افزایش یافت. صدای انفجار‌های پی‌درپی در بندرعباس، قشم، سیریک، جاسک، بوموسی و خارک شنیده شد و دست‌کم ۳۸ نفر به شهادت رسیدند. در 23 و 24 تیر، دامنه حملات گسترده‌تر شد. فرودگاه ایرانشهر در استان سیستان و بلوچستان، پل راه‌آهن شهرستان آق‌قلا در استان گلستان، پل‌هایی در شهرستان بندر خمیر و تأسیسات آب و برق در ماهشهر و چابهار هدف قرار گرفتند. هم‌زمان، نیروی دریایی آمریکا محاصره دریایی بنادر ایران را از سر گرفت. تا 7 مردادماه، حملات همچنان ادامه داشت و شهر‌های بندرعباس و جزیره کیش بار‌ها بمباران شدند. الگوی این حملات کاملاً منطبق بر دکترین آماده‌سازی حمله زمینی بود؛ ابتدا خنثی‌سازی رادار‌ها و پدافند هوایی، سپس انهدام توان موشکی و پهپادی، پاکسازی موانع دریایی و در نهایت ایجاد برتری هوایی و دریایی. دقیقاً همان پیش‌شرط‌هایی که برای هر عملیات آبی - خاکی و اشغال ساحلی ضروری است.
چرا سناریو شکست خورد؟
مقدمه‌چینی آمریکا برای حمله زمینی به ایران علی‌رغم شدت بی‌سابقه حملات به دو دلیل اصلی نتوانست به اهداف استراتژیک خود برسد.
اول. محدودیت‌های ژئوپلیتیک
مهم‌ترین مؤلفه‌ای که باید در تحولات بین‌الملل در نظر گرفت، موقعیت جغرافیایی است. تحلیلگران، ایران را یک قلعه طبیعی می‌دانند. رشته‌کوه زاگرس به طول 1600 کیلومتر از شمال‌غرب تا جنوب‌شرق و رشته‌کوه البرز در شمال، جزء مهم‌ترین موانع برای حمله زمینی به ایران هستند. فلات مرکزی ایران با ارتفاع متوسط ۹۰۰ متر، دو کویر بزرگ دشت کویر و کویر لوت در مرکز و بیش از ۳۹۰ قله بالای 2هزار متر از جمله بلندترین قله خاورمیانه، دماوند با ارتفاع 5 هزار و 700 متر، هر حرکت زمینی مهاجم را با چالش مواجه می‌کند. ایران با مساحت ۱٫۶ میلیون کیلومتر مربع، حدود چهار برابر بزرگ‌تر از عراق است؛ کشوری که تصرف آن در سال ۲۰۰۳ به بیش از 300 هزار نیروی آمریکایی نیاز داشت و حتی پس از آن هرگز به ثبات نرسید. ایران فقط ساحل جنوبی‌اش ۲۴۵۰ کیلومتر امتداد دارد که مزیت‌های بسیاری در اختیار قوای دفاعی کشور قرار می‌دهد. رشته‌کوه زاگرس هم تا خط ساحلی ادامه دارد که شناسایی و انهدام لانچر‌های متحرک موشک و پهپاد را از هوا تقریباً ناممکن می‌کند. پهپاد شاهد فقط به یک لانچر ساده برای پرتاب نیاز دارد و به راحتی قابلیت پنهان شدن دارد. چندی پیش جی‌دی ونس، معاون ترامپ گفته بود: «ما قرار نیست 150 هزار سرباز آمریکایی را زمینی بفرستیم.» این نشانه‌ای از دو شکاف بزرگ در اتاق جنگ آمریکا علیه ایران است: 1. شکاف سیاسی در تصمیم‌گیری و 2. شکاف اطلاعاتی میان درست و غلط واقعیت‌های ژئوپلیتیک ایران.
دوم. حملات ایران به تهدیدات در مبدأ
در مقابل، نیرو‌های مسلح راهبرد کاملاً متفاوتی را در پیش گرفتند؛ خنثی‌سازی تهدید از مبدأ. براین‌اساس رزمندگان ایرانی در موج‌های متوالی از همان روز‌های روشن‌شدن طرح عملیاتی آمریکا در حمله به جنوب، عملیات‌های گسترده موشکی و پهپادی متعددی علیه پایگاه‌های آمریکا در منطقه اجرا کردند. پایگاه هوایی علی‌السالم و کمپ‌های عریفجان، دوحه و اودیری در کویت، پایگاه شیخ عیسی و مقر ناوگان پنجم آمریکا در جفیر بحرین و پایگاه هوایی الازرق در اردن همه مورد حمله قرار گرفتند. ایران مدعی انهدام آشیانه‌های جنگنده‌های آمریکایی، نابودی مخازن سوخت، انبار‌های مهمات، رادار‌های پاتریوت، لانچر‌های موشکی هایمارس و پهپاد‌های پیشرفته MQ-9 شد. ایران همچنین تأسیسات رصد هوایی آمریکا در عمان و قطر را هدف قرار داد. این عملیات به‌علاوه بسته‌شدن تنگه هرمز و آسیب‌پذیری کامل زیرساخت‌های انرژی شرکای عربی آمریکا در برابر پاسخ‌های ایران، هزینه ادامه حملات را برای واشنگتن و متحدانش به طرز چشمگیری افزایش داد و عملاً هرگونه تهاجم زمینی را غیرممکن کرد.
تئوریسین‌های قدرت دریایی ایران
چطور ممکن است ابرقدرتی با بودجه نظامی 900 میلیارد دلاری، دارا بودن پیشرفته‌ترین تسلیحات تهاجمی و استقرار آن‌ها در چندکیلومتری خاک ایران از جهت‌های مختلف جغرافیایی، همچنان عاجز از بازگشایی تنگه هرمز باشد؟ پاسخ در حرکتی نهفته است که از سال‌ها قبل، معماران قدرت دریایی ایران شروع کردند و حالا پیشرفته‌ترین کشور‌های جهان ناتوان از شکست دیوار دفاعی مستحکم ایران هستند. حرکتی که از دهه‌ها قبل پی‌ریزی شده بود اما تا همین سال‌های اخیر و درگیری‌های هواپایه ایران و اسرائیل، کمتر کسی فکرش را می‌کرد که روزی دشمن به وسیله نیروی دریایی ایران در خلیج فارس به بن‌بست بخورد. ریشه اقتدار امروز در اندیشه دیروز است: «بستن تنگه هرمز برای ایران یک تهدید کاملاً عملی است.» این وعده رهبر شهید انقلاب در مهرماه سال ۱۳۶۴ و حضور ایشان بر عرشه ناوشکن البرز بود. همچنین اندیشه شکست دشمن هیچ‌گاه از ذهن و ضمیر فرماندهان ایرانی دور نشد: «اگر آمریکا جنگی علیه ما شروع کند، نه تنها تنگه هرمز ارث پدری ماست بلکه حتی ما در راستای دفاع از ملت و کشورمان به دریای سرخ و مدیترانه و آتلانتیک و... هم فکر کردیم.» سردار شهید قاسم سلیمانی تهدیدات دشمن در تنگه هرمز را پیش‌بینی کرده بود و حالا میراث او و همرزمانش قمار ترامپ در دست‌درازی به ایران را درهم کوبیده است. در این بین از نقش دیگر فرماندهان شهید نباید غافل شد. دریابان شمخانی یک‌ماه پیش از ترورش در روز ۱۰ بهمن ۱۴۰۴ اعلام کرد: «طرح عملیاتی دشمن را کشف کردیم و به‌طور کامل بر آن اشراف داریم و در زمان مناسب، ضربات لازم را به نقاطی وارد خواهیم کرد که این طرح را از نفس می‌اندازد.» سردار علیرضا تنگسیری هم در ۲۱ بهمن ۱۴۰۳ هشدار داده بود «به نقطه‌ای رسیدیم که نیروی دریایی دیگر نیاز ندارد برای شلیک موشک کروز به نزدیکی آب برود. » سرلشکر شهید حسین سلامی هم در ۲۱ خرداد ۱۴۰۴ تصریح کرد: «نیروی دریایی سپاه قادر است هم در نبرد‌های نزدیک دریایی و هم در نبرد‌های دوربرد به خوبی عمل کند. آمادگی رزمی نیروی دریایی سپاه برای واکنش به هر تهدید و پاسخ به هر سناریو کاملاً فراهم و مجهز شده است.»
رؤیایی که خاکستر شد
حملات 25 و 26 تیر به هرمزگان و تخریب پل‌های «گریوه» در مسیر بندرعباس - خمیر - لار، پل روستای لاتیدان (کلمتلی) در مسیر برگشت بندرعباس - خمیر – لار، دو پل در مسیر کهورستان – لار، پل روستای نیمه کار محور بندر خمیر – کشار - بندرعباس و پل روستای مارو در شهرستان خمیر با هدف اجرای عملیات زمینی بود و در واقع تمام مسیر‌های منتهی به هرمزگان در غرب و شرق و شمال این منطقه هدف قرار گرفته شد که راه‌های منتهی به این استان کاملاً فلج شود. حالا اما مشخص شده که سرعت واکنش ایران و ضربات هدفمند، آن پروژه را در لحظه با شکست مواجه کرده است. این البته تنها شکست آمریکا از ایران نیست. آن‌ها از نهم اسفند به طور ویژه در جنگ شکست خورده‌اند؛ اما این شکست‌ها در نقاطی بسیار ویژه‌تر هستند. یکی از شکست‌ها، در ماجرای اصفهان رقم خورد. روزی که (یکشنبه 16 فروردین) نیروی هوایی دشمن با پرنده‌های پیشرفته به بهانه نجات خلبان آمریکایی قصد انجام عملیاتی در جنوب اصفهان داشت اما شکست سختی خورد و پرنده‌هایشان همراه با رؤیای شکست ایران، خاکستر شدند.


نظرات شما