دوشنبه ۱۲ مرداد ۱۴۰۵

اقتصادی

کیهان نوشت: وقتی مدعیان اصلاحات سر عقل می‌آیند

کیهان نوشت: وقتی مدعیان اصلاحات سر عقل می‌آیند
پیام سپاهان - کیهان/متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست نشریات اجاره‌ای که تا دیروز نقطه قوت و دست برتر ایران در تنگه هرمز را ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
نشریات اجاره‌ای که تا دیروز نقطه قوت و دست برتر ایران در تنگه هرمز را «زمان‌‌مند» و «مقطعی» توصیف می‌کردند؛ با اعتراف به اینکه «گلوگاه اقتصادی» بخش گریزناپذیر تجارت جهانی است و تنگه جایگزین ندارد، خواهان دریافت «عوارض» شدند.
مدتی قبل رسانه آمریکایی «بلومبرگ» با تبعیت از پروتکل‌های جنگ رسانه‌ای، دست برتر ایران در تنگه هرمز را مقطعی توصیف کرد و مدعی شد: «عراق مسیر زمینی سوریه را جایگزین تنگه هرمز کرده است».
مدعیان اصلاحات که در کوچک‌انگاری توان ایران تبحر و در بزرگنمایی قوت دشمن استاد شده‌اند، برخلاف روال گذشته، این سیگنال را نادیده گرفته و علیه آن قلم زدند.
روزنامه زنجیره‌ای «اعتماد» نوشت: «در پسِ تمام طرح‌ها و سرمایه‌گذاری‌هایی که با هدف کاهش وابستگی به تنگه هرمز دنبال می‌شوند، یک واقعیت بنیادین ژئواکونومیک هفته است: گلوگاه‌های راهبردی را نمی‌توان حذف کرد ... اقتصاد جهانی نمی‌تواند از منطق گلوگاه‌ها فرار کند؛ زیرا ساختار تجارت بین‌المللی بر مجموعه‌ای از مسیرهای محدود اما فوق‌العاده حیاتی استوار است».
این روزنامه با اشاره به اینکه گلوگاه اقتصادی هرمز، «آلترناتیو» ندارد، ذیل تیتر «رؤیای حذف هرمز» نوشت: «هر بار که تنش‌های ژئوپلیتیکی در خلیج‌فارس افزایش می‌یابد، این پرسش دوباره مطرح می‌شود که آیا جهان می‌تواند وابستگی خود به تنگه هرمز را پایان بدهد؟ طی دو دهه گذشته، کشورهای منطقه میلیاردها دلار برای ایجاد مسیرهای جایگزین سرمایه‌گذاری کرده‌اند. عربستان سعودی با توسعه خط لوله شرق به غرب بخشی از صادرات نفت خود را به سواحل دریای سرخ منتقل کرده و امارات متحده عربی نیز با احداث خط لوله حبشان- فجیره تلاش کرده است بخشی از نفت خود را بدون عبور از هرمز به بازارهای جهانی برساند. در نگاه نخست، این پروژه‌ها نشانه آغاز دوران «پساهرمز» به نظر می‌رسند؛ اما واقعیت ژئواکونومیک بسیار پیچیده‌تر است. مسئله اصلی در یک واژه خلاصه می‌شود: مقیاس(Scale). حتی اگر تمامی خطوط لوله موجود با حداکثر ظرفیت عملیاتی کار کنند، همچنان فاصله چشمگیری میان ظرفیت آنها و حجم عظیم نفت و گازی که روزانه از تنگه هرمز عبور می‌کند، وجود خواهد داشت».
دیگر بلندگوی غرب‌ نیز بر سر عقل آمده و خواهان دریافت عوارض شد؛ سرمقاله روزنامه «شرق» با تغییر رویکرد- هرچند مقطعی- ضمن اشاره به انتفاع کشورهای حاشیه تنگه هرمز و باب‌المندب، دریافت عوارض را حقی طبیعی اما ضایع‌شده خواند و نوشت: «اقتصاد جهانی از تنگه‌ها سود می‌برد، اما هزینه توسعه کشورهای ساحلی را نمی‌پردازد».
این روزنامه ذیل تیتر «صندوق بین‌المللی توسعه کشورهای حاشیه تنگه‌ها»، دریافت «حق تردد» را حقی ذاتی دانست و افزود: «یمن، جیبوتی، سومالی، اریتره و سودان از فقیرترین کشورهای جهان هستند که در تنگه باب‌المندب و دریای سرخ قرار دارند؛ یعنی جایی که ثروت و سرمایه جهان از آنجا جریان دارد. اگر نظام بین‌الملل و سرمایه‌داری جهانی به‌جای این همه کشتار و خونریزی، «حق جغرافیایی» کشورهای ساحلی را از جریان‌یابی سرمایه جهانی در این منطقه در نظر می‌گرفت،‌ منطقه‌ در معرض بی‌ثباتی قرار نمی‌گرفت».
شرق با تأکید بر اینکه «کشورهای ساحلی نه‌تنها سهمی از درآمد تجارت حاصل از تنگه‌ها ندارند، بلکه هزینه‌های ناامنی و بی‌ثباتی را نیز متحمل می‌شوند»، نوشت: «هم‌اکنون، بیمه دریایی، خدمات سوخت‌رسانی، بازرسی و هدایت و... در انحصار چند شرکت بزرگ است؛ یعنی نه‌تنها از تجارت جهانی سود می‌برند، بلکه بیمه ژئواکونومیک آن را هم در اختیار دارند. داده‌ها نشان می‌دهد‌ سیستم سرمایه‌داری جهانی از طریق انحصار خدمات دریایی (به‌ویژه بیمه)، ارزش عظیمی را استخراج می‌کند؛ درحالی‌که کشورهای ساحلی (ایران، یمن، سومالی، اریتره، جیبوتی، سودان و...) نه‌تنها سهمی از این درآمد ندارند، بلکه هزینه‌های ناامنی و بی‌ثباتی را نیز متحمل می‌شوند».
این جریده با طرح این پرسش که «چگونه بخشی از ثروتی که از عبور تجارت جهانی از تنگه‌ها ایجاد می‌شود، به توسعه کشورهای ساحلی بازگردد؟» به وزارت خارجه توصیه کرد: «وزارت امورخارجه می‌تواند پیشنهاد ایجاد صندوق بین‌المللی توسعه خدمات دریایی در کشورهای حاشیه تنگه باب‌المندب و هرمز را ارائه دهد».
«بستن تنگه، از حرف تا عمل؟»؛ این تیتر به تحلیلی از «هم‌میهن» در مهرماه 1404 اشاره دارد؛ زمانی که طیف مدعی اصلاحات بلندگوی غرب بود و با انعکاس افکار دشمن، دست برتر ایران را غیرعملیاتی توصیف می‌کرد.
روزنامه هم‌میهن نوشت: از سال‌ها پیش و به‌خصوص بعد از جنگ 12روزه اسرائیل علیه ایران، ایران در تلاش است تا نشان دهد که واقعاً می‌تواند آزادی کشتیرانی را در تنگه هرمز مختل کند... متحدان کلیدی ایالات‌متحده در دهه ۱۹۸۰ به‌شدت به نفت خاورمیانه وابسته بودند. ترکیه ۷۸درصد، فرانسه ۲۴درصد و بریتانیا ۱۰درصد نفت خود را از این منطقه تأمین می‌کرد... در سال ۲۰۱۸، این اعداد بسیار کمتر شدند- به ترتیب ۷درصد، ۴درصد و صفر درصد. به استثنای ژاپن، کشورهایی که بیشترین آسیب را از اختلال در ترافیک دریایی در تنگه هرمز می‌بینند، کشورهایی نیستند که ایالات‌متحده تمایلی به کمک به آنها داشته باشد... در نتیجه، بعید است که این اقدام تأثیر موردنظر ایران را داشته باشد».
سال گذشته، هم‌میهن انسداد هرمز را کم‌اهمیت جلوه داد و آمریکا و متحدانش را مصون از پیامد‌ها دانست؛ اما «مارک وارنر»، سناتور ایالات «ویرجینیا» پس از بستن تنگه گفت: «قیمت بنزین به چهار دلار رسیده است و رئیس‌جمهور ترامپ هیچ برنامه‌ای برای آن ندارد»؛ برخلاف ادعای پیشین غربگرایان، آمریکا نه‌تنها از انسداد تنگه مصون نماند بلکه پس از بسته‌شدن هرمز عزا گرفت؛ مردم آمریکا مستقیماً عواقب ماجراجویی ترامپ را داده و پس از اعمال مدیریت ایران، هر گالن بنزین به نرخ ۴.۸ دلار رسید؛ در برخی از ایالات نیز نرخ 5 دلار حاکم شد.
اعمال مدیریت ایران در تنگه فقط روی نرخ اجناس و حامل‌های انرژی اثر نداشت؛ بلکه اعتبار شرکت‌های آمریکایی را نیز تحت‌الشعاع قرار داد؛ خبرگزاری آمریکایی «آسوشیتدپرس» چندی پیش خبر داد: «بسته‌شدن تنگه هرمز ارزش سهام هواپیمایی‌های آمریکایی را پایین آورد. سهام شرکت‌هایی که هزینه‌های سوخت سنگینی دارند، تحت‌تأثیر نگرانی‌ها از بالا رفتن مخارج، دچار افت شدیدی شد؛ ارزش سهام «امریکن ایرلاینز» ۸.۴ درصد سقوط کرد».


نظرات شما