پیام سپاهان - خراسان / «متغیرهای کلیدی و موثر بر دور تازه درگیریها کداماند؟»» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم محلل که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
سناریو و طرحی که آمریکاییها در روزهای اخیر دنبال می کنند، اعمال دورهای متعدد درگیری چندروزه و حداکثر چند هفتهای (با تناوب و شدت و ضعف) و سپس اعلام آتش بس است. از نظر دشمن، تجمیع هدف قرار دادن اهداف تاکتیکی از یکسو، و فرسایش درونی و عدم ترمیم جمهوری اسلامی ایران از سوی دیگر به همراه فشار حداکثری بر محور مقاومت میتواند منجر به اثرگذاری راهبردی شود. معادله هزینهها، تفاوت فناوری، اشراف اطلاعاتی، وضعیت اقتصادی و اجتماعی(تاب آوری)، نقش کشورهای عربی، حفظ و توسعه اهرمهای راهبردی و پیشبرد برنامههای آتی، کارزارهای دیپلماتیک و سیاسی و جنگ رسانهای، از متغیرهای کلیدی و تعیین کننده این قسمت جنگ هستند.
در ادامه، متغیرهای کلیدی موثر بر این راند از درگیری ها بررسی می شود:
۱. معادله هزینه ها: مهم ترین متغیر در زمانی که جنگ از حیث زمانی به فرسایش کشیده شده، تفاوت هزینه هایی است که بر هر طرف تحمیل می شود. این هزینه ها البته فقط مادی و مالی نیستند و شامل هزینه های غیرمادی نیز می شوند. در دورهای فوق نیز دشمن تلاش می کند تا خسارت های مادی زیادی به کشور ما به ویژه در حوزه زیرساختی به صورت انباشتی وارد کند. طبعا وقتی چنین شود، نفع اقتصادی و مالی ما از هر توافقی نیز خنثی می شود زیرا عملا هزینه ها و درآمدهای احتمالی سر به سر می شود. از سوی دیگر گذشت زمان و عدم تحقق اهداف راهبردی آمریکا و اسرائیل در مقابله با ایران، هزینه های اعتباری و غیرمادی دشمن را افزایش میدهد و غالبا به همین علت آن ها سعی می کنند با زدن ضربات تخریبی، فرسایش را به ضرر ما سازند.
۲. اهمیت فناوری های دقیق: در شرایط فعلی که ظاهراً وارد یک نبرد تمام عیار نشده ایم، به طور استاندارد تلاش ها بر کنترل تلفات غیرنظامیان و وارد کردن ضربات دقیق و خرد کننده بر گره های طرف مقابل استوار است. بنابراین در اینجا نقش فناوری اهمیت دوچندانی پیدا می کند. در این زمینه، به طور سنتی برتری با طرف مقابل است که آن را در حملات اخیر مشاهده کردیم که حملات شهپادی روز گذشته نیز نمونه ای از آن بود. با این حال، به رغم فشارهای فراوان، ما شاهد این بوده ایم که در حملات اخیر موشکی - پهپادی کشورمان، دقت هدف گیری های موشکی نیز خصوصا در اردن افزایش چشمگیری پیدا کرده است. این امر دست نیروهای مسلح را در انتخاب و
هدف گیری ها باز می کند.
۳. اشراف اطلاعاتی: این یک عرصه گسترده است اما در سطح عملیاتی؛ این که ما بدانیم کدام دشمن از کدام مبدأ و مسیر حملاتی ترتیب داده و تاثیر حملات ما چقدر است، از اهمیت برخوردار است. به دلیل آسیب های واردشده به مواضع راداری و هوایی و...، طبعاً اشراف ما کاهش خواهد یافت و ما گاهی مانند رخدادهای پنجشنبه شب این را می بینیم؛ اما از سوی دیگر و با وجود این ضربات و حملاتی که دشمن تلاش می کند برای کاهش اشراف ما در تنگه هرمز انجام دهد (مانند حملات مداوم به دکل های سیریک و ...) رصد مداوم عبورهای از کریدور جنوبی تنگه که با مجاهدت های خاصی صورت می گیرد، باعث شده که دشمن همچنان نتواند دید و کنترل ما را در این نقطه کور کند. یکی دیگر از شاهکارهای روزهای اخیر نیز حمله به سامانه های موشکی هایمارس در کویت بود که خود نیازمند اطلاعات لحظه ای از هدف بود. در صورتی که ما بتوانیم، سطح اشراف خود را افزایش دهیم و چرخه بازخورد خود از حملاتی را که به پایگاه های آمریکایی می شود، تکمیل و عمومی کنیم، این تاثیر زیادی در این نبرد خواهد داشت. به جز موضوعات اطلاعات نظامی و عملیاتی، شناسایی و تشخیص نیات دقیق دشمن در این مرحله توسط دستگاه های اطلاعاتی نیز باعث بازیگری هوشمند از سوی کشور خواهد شد.
۴. وضعیت اقتصادی - اجتماعی (تاب آوری): حقیقت این است که یکی از اصلی ترین متغیرهایی که دشمن روی آن شرط بندی کرده، همین موضوع فرسایش اقتصادی و اجتماعی جمهوری اسلامی ایران در اثر فشارهای وارده است که کمپین «خشم اقتصادی» که محاصره دریایی یکی از تاکتیک های آن است، در همین زمینه صورت می گیرد. هر چند در مدت کوتاه اخیر کشور توانست ۷۰ میلیون بشکه نفت را از خط محاصره عبور دهد (به این معنا که همه آن به خریدار نهایی فروخته نشده و بخشی از آن برای آینده ذخیره شده)، ۳۰ میلیون بشکه ظرفیت ذخیره سازی و بیش از ۳۰ کشتی کالای اساسی نیز وارد کند، اما دشمن با بازاعمال محاصره دریایی و فشارهای اقتصادی مکمل دیگر و البته وارد کردن هزینه های مادی در این حملات اخیر، سعی می کند این را خنثی سازد. همان طور که قبل تر هم اشاره شد، یکی از برآوردهای اصلی موساد این است که تداوم و تشدید این فشار در ماه های سپتامبر و اکتبر می تواند منجر به بروز شورش هایی در درون کشور شود. از سوی دیگر، وضعیت ذخایر نفتی آمریکا تعریفی ندارد و مدام رو به کاهش است. همچنین تداوم انسداد تنگه هرمز نیز باعث کاهش تولید نفتی کشورهای عربی خواهد شد. این وضعیت باعث می شود که در بازه مرداد تا آبان ذخایر استراتژیک به کف ۲۵۰ میلیون بشکه رسیده و به مرور کمبود فیزیکی نفت در بازار رخ نشان دهد. در صورت افزایش تقاضا و افزایش قیمت کاغذی نفت در بازه انتخابات میان دوره ای، تاب آوری دشمن نیز تحت تاثیر قرار خواهد گرفت. از این رو آن ها به دنبال فشار برای نتیجه زودهنگام در باز کردن کامل تنگه هرمز هستند. در همین بازه، نقش اهرم های پیشین یعنی تنگه هرمز، باب المندب و خطوط لوله و ایستگاه های پمپاژ سعودی افزایش خواهد یافت.
۵. نقش کشورهای عربی: در این زمینه، محاسبه کشورهای عربی این است که با دو ابزار میانجی گری و یا پرداخت پول به ایران، می توانند خود را از حملات ما در امان نگه دارند و در زمین آمریکا نیز بازی کنند. سه کشور اردن و کویت و بحرین که در این زمینه معاف هستند اما با حملات اخیر به پایگاه العدید قطر و بندر دقم عمان، این پیام صریحا صادر شد که میانجی گری نیز نمی تواند پوشش امنی برای آن ها فراهم کند. از سوی دیگر با خطای محاسباتی عربستان سعودی در یمن، دست محور مقاومت برای زیر ضربه بردن این کشور نیز باز شده است.
۶. فشار حداکثری به محور مقاومت: این پرونده ای است که باید در هر کشور جداگانه بررسی شود اما به طور کلی، رویکرد آمریکا در منطقه به سوی شکستن پیوندهای سیاسی و امنیتی و جغرافیایی محور مقاومت حرکت کرده و آن ها به نوعی به دنبال بازآرایی محیط منطقه ای از طریق مهندسی موازنه های منطقه ای و داخلی هر کشور هستند تا امکان نفوذ جدید برای آمریکا فراهم شود. سپردن پرونده سه کشور عراق، سوریه و لبنان به یک نفر یعنی تام باراک به عنوان سفیر آمریکا در ترکیه، خود نشانه ای از نوع مدنظر مدیریت واشنگتن بر پرونده های منطقه ای است. رژیم صهیونیستی نیز به جد مشغول ایجاد مناطق حائل و توسعه ارضی در هر ۴ جهت جغرافیایی است.
۷. کارزارهای دیپلماتیک: همزمان با همه رویکردهای فوق ما شاهدیم که آمریکا تلاش می کند با کارزارهای دیپلماتیک با تک کشور یا چند کشور، همراهی کشورهای منطقه ای و فرامنطقه ای را در نقشه های ضدایرانی جلب کند. بخشی از آن در قالب همان طرح فشار بر محور بوده و بخش دیگر نیز مختص جمهوری اسلامی است. طبیعتا جمهوری اسلامی ایران نیز باید ابزار دیپلماسی خود را به کشورهای مختلف در قالب روابط دوجانبه گسترش دهد. کما این که دیروز به دعوت ترامپ، الزیدی نخست وزیر عراق راهی واشنگتن شد و با ترامپ دیدار کرد.
۸. کارزارهای رسانه ای: در این مورد خاص نیز شاهدیم که هم رسانه های آمریکایی خصوصا آکسیوس و هم اداره تاثیرگذاری موساد، با شناسایی شکاف های سیاسی ایجادشده در داخل کشور، با روایت سازی و یا انتشار اخبار ناقض، جهت دار یا کذب به دنبال تعمیق شکاف های فوق هستند که هوشیاری بالایی از سوی همه می طلبد.
۹. اهرم های راهبردی و طرح های آتی: در این زمین خصوصا در حوزه تنگه هرمز و محاصره دریایی قبلا توضیحاتی ارائه کردیم و نیاز به تکرر مکررات نیست. اما در سطح عملیاتی، حفظ برگه ها و اهرم های خاص اهمیت دو چندانی دارد زیرا این تحلیل نیز صادق است که دشمن با عملیات های جاری، به دنبال تخلیه برگه ها و ظرفیت های ما باشد. از سوی دیگر، مقدمه چینی در جهت حملات زمینی نیز از سوی دشمن در حال انجام است که آن را هم در انتخاب اهداف و هم در لجستیک آن مشاهده می کنیم که خود نیازمند تحولات ادراکی در گام اول نسبت به حملات زمینی از سوی ماست.
۱۰. آخرین موضوع مهم دیگری که از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است، تلاش دشمن در جهت مدیریت شدت، زمان و مکان درگیری است. ما نباید اجازه دهیم که دشمن این چارچوب را مدیریت کند. تجربه نشان داده رویکرد کاهشی در این زمینه نیز چندان کارساز نیست و حداقل نمایش عملی اراده گسترش شدت، توسعه جغرافیایی و اطناب دوره زمانی درگیری، می تواند باعث بازنگری در محاسبات دشمن و کسب ابتکار عمل از سوی ما شود.