پیام سپاهان - کیهان / «محرم امسال سوزناکتر از هر سال» عنوان یادداشت روز در روزنامه کیهان به قلم حسن رشوند که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
امسال در حالی وارد محرم شدهایم که در کنار عزاداری برای سید و سالار شهیدان کربلا و 72 اسوه ایثار و از خودگذشتگی، در فراق امام شهید خود و خیل فرماندهان، دانشمندان و یاران جان بر کف آن عزیز سفر کرده هم عزاداریم. جنگ 12 روزه آمریکای جنایتکار و رژیم صهیونیستی خبیث در 23 خرداد آغاز و در 3 تیر1404 تنها دو روز مانده به محرم پایان یافت. سال گذشته ملت ایران در حالی وارد محرم و عزاداری برای سالار و سیدالشهداء میشدندکه محرم و عاشورای آن سال برای آنها حال و هوای دیگری داشت. از یکسو داغدار فرماندهان، دانشمندان و عزیزان خود بودند و از سوی دیگر با شروع مراسم عزاداری در بیت امام خویش آمده بودند تا دلتنگی و داغ فراق عزیزانشان را با دیدن چهره دلنشین ولیامر خود تسکین دهند، ولی به دلیل شرایط امنیتی خاص آن روزها و عدم حضور فیزیکی معظمله در حسینیه امام خمینی(ره)، سر درگریبان فقط ناله میکردند. شب عاشورا که شد و پردههای حسینیه کنار رفت و مردمی که چند روز بود دلتنگ سخنان آرامبخش و فضای عطرآلود حسینیه از وجود امام و مقتدای خود بودند، با دیدن چهره الهی، مصمم و دوست داشتنی امام خویش به وجد آمدند و انگار که همه غمهای این دو هفته جنگ به یکباره تمام شد. محرم 1404، بوی دیگری داشت. هرچند عزیزانی در بین ما نبودند، ولی دلخوش به پدر امتی بودیم که با بودنش آرام و با نفسش، نفس میکشیدیم و هر روز و شب از دهه محرم که زیارت عاشورا میخواندیم با خواندن این فراز زیارت عاشورا « اِنّی سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَکُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حارَبَکُمْ اِلی یَوْمِ الْقِیامَهِ»، هم دوستی و دشمنی خود با دوستان و دشمنان حسین بن علی(ع) را فریاد میزدیم و هم با امام حاضر خود و سلاله پاک شهید کربلا عهد میبستیم که همانگونه که با دوستان حسین بن علی(ع) دوست و با دشمنانش تا قیامت دشمنیم، با خامنهای عزیز تا قیامت بر همین عهد خواهیم بود. اما افسوس که دشمن خبیث با شنیدن صدای دل امت خامنهای عزیز در 9 اسفند1404، چنان داغی بر دلمان نشاند که تا عمرداریم این داغ را فراموش نخواهیم کرد. اما این را نیز میدانیم که جنگ 12روزه، 40روزه و چهار ماه ایستادگی در مقابل جنگطلبی و فشارهای تبلیغاتی و روانی آمریکا و رژیم صهیونیستی، این امت را بر عهدی که در زیارت عاشورا با حسین بن علی(ع) بسته و با خمینی کبیر(ره) و خامنهای شهید آن را مستحکم کرده، با امام حاضر خود خامنهای جوان و حکیم ادامه خواهد داد و همیشه با دوستانش دوست و با دشمنانش دشمن خواهد بود.
امسال با جنگ رمضان و شهادت امام شهیدمان، بغض ملت ایران و همه ملتهای عاشق امام شهید از همان نخستین شب اول محرم، وقتی چشمها به بیرقهای سیاه افتاد، ترکید و اشک برای سالار شهیدان ممزوج شد با اشک فراق برای رهبر و مقتدایمان که نزدیک به چهار ماه است دلهای امت رسولالله(ص) در سراسر گیتی در سوز نبودنش میسوزد. یقیناً امسال بیرقهای این محرم سیاهتر از همیشه دیده میشوند.
یک سال است که قامت این سرزمین خم نشده اما داغها روی داغها نشسته است. یک سال است که از رفتن تکتک مردانی که هرکدام ستونی از خیمه برافراشته انقلاب بودند، گذشته است. این محرم، نخلها را با عکسهایی از فرماندهان و دانشمندان شهید بستهاند که مویی سپید دارند که سلسله جنبان آنها رهبر شهید و مقتدای این امت بود. مردانی از جنس سلامی، باقری، حاجیزاده، رشید، موسوی، پاکپور که با چشمانی خسته از بیخوابی اما آتشی از عشق به اسلام، ولایت و خدمت خالصانه و بیمنت به مردم راه و رسمشان بود. امسال در چنین شرایطی ما در میان هیئتهای عزاداری جای خالی همه این مردان بزرگ را بیشتر از همیشه حس میکنیم. جای خالی مردانی که سالها در این مسیر، عَلَم حسین بن علی(ع) و انقلاب خمینی کبیر را از زمین برداشتند و پیش رفتند. جای خالی امام شهیدی که صدای دلنشین او سینهها را میلرزاند و ما را دلخوش به این میکرد که با نفس او زندهایم و نفس میکشیم و باز هزاران بار خدا را شاکریم که از همان جنس و با همان صلابت، امامی جوانتر به ما عطا نمود و به حیات ما در سایهسار ولایت استمرار بخشید. امسال جای خالی فرماندهانی که شبهای جمعه، به یاد دوران دفاع مقدس 8 ساله و به شوق دیدار یاران شهیدشان ضجه میزدند و مزد خدمت خالصانه خود را 40 سال بعد در جنگ 12روزه و رمضان گرفتند، کاملاً احساس میشود. به یاد شهیدان باقری، سلامی، حاجیزاده، کاظمی، محقق، دانشمندان هستهای جنگ 12 روزه و شهیدان جنگ رمضان؛ موسوی، شمخانی، پاکپور، نصیرزاده و سید و سالار آنها حضرت آیتالله العظمی امام خامنهای شهید (اعلی الله مقامه الشریف)، شهدای میناب و همه عزیزانی که در این دو جنگ و قبل از محرم سال گذشته و محرم امسال، ما را ترک و اکنون نزد پرودگار و شهید محرم سال 61 در آرامشاند.
نسلهای امروز را این شبها در خیابانها نگاه کنید؛ پیرمردانی که چهل سال، پنجاه سال است در عزای سیدالشهداء سینه میزنند و حالا برای هر ضربه، بغضی دارند که تا اعماق وجودشان را میلرزاند. جوانهایی که شاید محرمهای پیشین، وسط هیئات بعضاً بزلهگویی وشوخی میکردند ولی محرم امسال آنها را در حالی خواهیم دید که بیصدا در گوشهای اشک میریزند. کودکانی که برایشان سخت فهمیدنی است چرا عکس پدر روی بیرق هیئت چسبانده شده است و دانشآموزانی که هر سال محرم با هم قرار هیئت میگذاشتند و اکنون عکس دوستان مینابی خود را در روی کُتلهای عزاداری و سر دَر هیئتها میبینند.
این محرم متفاوت از همه محرمهاست. محرم امسال یک قصه دیگر هم دارد؛ قصه ایستادن. انگار هرکدام از این رفتنها، نسل تازهای را بیدار کرده است. هر فراقی، یادآور عهدی بوده که هنوز سرِ پا ایستاده است. این محرم، زینبیوار و پر از روایتهایی است که از بازماندگان به گوش میرسد. از همسرانی که با چشمانی اشکبار اما قامتی استوار، میگویند: «راضی به رضای خداییم» از مادرانی که با دستان لرزان، آخرین لباس عزای محرم فرزند خود را جمع کرده و در صندوقچه گذاشته و به یاد فرزندان خود به هیئت میآیند، از دوستان و سربازانی که دیگر از صدای دلنشین فرماندهان خود که نزدیک محرم که میشد دستههای عزاداری تشکیل میدادند و بدون توجه به درجات بالای نظامی خود میدانداری دسته عزای اباعبدالله را بزرگترین مدال افتخار خود میدانستند و اکنون با شهادتشان باید حسرت نبودنشان را در این محرم بخوریم و ملتی که اولین محرم است بدون حضور رهبر و مقتدای خود که بوی حسین بن علی(ع) را در همه این 37 سال رهبری حضرتش در محرمها از او استشمام میکردند و اکنون در این محرم باید بدون حضور فیزیکی حضرتش در هیئتهای عزاداری 10 شبانهروز سینه بزنند و اشک بریزند.
اینجا در میان این شلوغی اشکها، صدایی از دل تاریخ خواهد گفت: «اِنَّ الْعَزْمَ عَزْمُ الْحُسَیْن.» همانطور که امام حسین(ع) در آن ظهر عاشورا، تنها، اما استوار ایستاد، ملت مبعوث شده ایران در این روزهای سخت، محکم ایستاده است. با این تفاوت که عاشورای سال 61 هجری هیچگاه تکرار نخواهد شد، چون برخلاف حادثه کربلا یک امتی پای امام خویش ایستاده است و امتی که 108 شب در راه امام شهید و به فرمان امام حاضرخود آیتالله العظمی سید مجتبی خامنهای عزیز(مُدَّظِلُّه العالی) در میدان، خیابان و عرصه سخت دیپلماسی حاضر شده، لحظهای در حقانیت راهی که میپیماید تردید به خود راه نداده و محکم خواهد ایستاد.
بازار ![]()