پیام سپاهان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
با گذشت دو روز از اعلام تفاهمنامه، سکوت ناموجه در انتشار جزئیات سند، افکار عمومی و رسانهها را در ابهامی سنگین فرو برده است؛ حال آنکه تفاهم قابل دفاع، نیازی به پنهانکاری ندارد. طبق اصول قانون اساسی و نظر تفسیری شورای نگهبان، تصویب مجلس شرط مشروعیت هر تعهدی است و نباید دستاوردهای ارزشمند میدان در پیچوخم مذاکره تباه شود.
شامگاه یکشنبه، ۲۵ خرداد ۱۴۰۵، شورایعالی امنیت ملی در بیانیهای از حصول یک تفاهم مقدماتی با آمریکا برای ترک مخاصمه خبر داد. اکنون دو روز از اعلان این تفاهم سپری شده است، اما آنچه در فضای رسانهای و رسمی کشور سنگینی میکند، سکوت محض و عدم انتشار جزئیات این سند است. سخنگوی وزارت امور خارجه میگوید متن تفاهمنامه قرار است روز جمعه و پس از امضای نهائی منتشر شود و در مواضع خود به دستاوردهایی چون لغو محاصره دریایی، تعلیق تحریمهای نفتی و دسترسی به ۲۴ میلیارد دلار از اموال بلوکهشده کشور اشاره میکند.
خب، این مواضع و ادعاها روی کاغذ بسیار خوب و پسندیده است؛ به شرط آنکه ترامپ قمار باز سنت دیرینه و ذاتی «دبه کردن» را کنار بگذارد. اما پرسش مبنایی و اساسی اینجاست: اگر این تفاهمنامه تا این حد محکم، قابل دفاع و متضمن منافع ملی است، پس این همه پنهانکاری و معطل کردن افکار عمومی برای چیست؟! تفاهمنامهای که قابل دفاع است و حق ملت را استیفا کرده، نیازی به مکتوم ماندن ندارد. تجارب تلخ گذشته، بهویژه خسارت محض برجام، به ما آموخته است که لبخندهای دیپلماتیک ناگهان به خنجرهای زهرآگین مکر دشمن تبدیل میشوند. لذا روا نیست با سر دادن زودهنگام نغمه مستانه «پیروزی دیپلماسی»، چشم بر واقعیات ببندیم و افکار عمومی را در بیخبری نگاه داریم.
بازار ![]()
فرجام قمار ترامپ
برای درک واقعیت امروز، باید کمی به عقب بازگشت و اهداف شوم دونالد ترامپ، این قمارباز تروریست را بازخوانی کرد. در ۹ اسفند ۱۴۰۴، هنگامی که ترامپ شیپور جنگ را نواخت، با تکبر و فرعونیتی آشکار از واژه «surrender» (تسلیم بیقید و شرط)
برای ملت ایران استفاده کرد. او با یک مگاپروژه چند لایه و با اهدافی چون «براندازی نظام»، «تجزیه ایران»، «نابودی کامل برنامههای هستهای و موشکی» و «قطع بازوان راهبردی مقاومت»، حمله همهجانبه خود را آغاز کرد. او میخواست ایران اسلامی را بدون قید و شرط به زانو درآورد؛ میخواست، اما نتوانست و سرش به سنگ سخت مقاومت ایران کوبیده شد.
امروز پس از یک نبرد دلاورانه، ترامپ نه تنها به هیچکدام از آن اهداف توهمآمیز نرسید، بلکه در اثر انسداد تنگه هرمز، کشورش دچار بحران فلجکننده بنزین، انرژی و کمبود شدید ذخایر استراتژیک نفت شد. این گاوچران آمریکایی برای نجات اقتصاد آشفته خود و باز شدن رگ حیاتی هرمز، از سر عجز پای میز مذاکره نشست و با همان کشوری توافق کرد که ادعا داشت ظرف ۴ روز نابودش میکند!
ایران اسلامی ذرهای از برد موشکهایش کم نشد، ارتش و سپاه اسلحه را زمین نگذاشتند و در نهایت این ترامپ بود که برای توافق التماس کرد. بیوطنهای جیرهخوار و ضدانقلاب منتظر رژیمچنج نیز بار دیگر بیآبرو شدند و ملت ایران آبرومند و سربلند باقی ماند.
هرگونه توافقی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد
جریانهای مرعوب داخلی و شیفتگان غرب نباید دچار خطای محاسباتی شوند؛ این تفاهمنامه چک سفید امضا نیست. طبق اصول ۷۷ و ۱۲۵ قانون اساسی، هرگونه عهدنامه و موافقتنامه بینالمللی باید به تصویب مجلس شورای اسلامی برسد. با وجود این صراحت قانونی، متأسفانه همانند خسارت محض برجام، باز هم تمایل به دور زدن خانه ملت و کتمان جزئیات دیده میشود. رهبر شهید انقلاب در ماجرای برجام، برخلاف میل دولت وقت، بر ضرورت بررسی متن در مجلس تأکید کردند؛ چرا که عبور از فیلتر نمایندگان مردم، شرط مشروعیت هر تعهدی است.
ملت غیور و سرافراز ایران که در طول بیش از ۱۰۸ شب نبرد قهرمانانه، با ایثار و ایستادگی بینظیر خود در خیابانها میدانداری کردند، ولینعمتان اصلی این انقلاب هستند. روا نیست ملتی که در تلاطم سختترین روزها، سینه خود را در برابر هجمه همهجانبه دشمن سپر کردند، امروز در غبار بیخبری و پنهانکاری ناموجه مسئولان دیپلماسی باقی بمانند. آگاهی از کلیات و جزئیات تفاهمنامهای که با خون دل و مقاومت بیبدیل این ملت به دست آمده، کمترین حق قانونی و شرعی مردم است؛ چرا که تجربه نشان داده هر جا دستاوردهای میدان از صاحبان اصلی آن پنهان شد، بستر برای دبهکردن دشمن و خسارت محتوم فراهم گردید.
شاید برخی با بازیهای کلامی مدعی شوند «یادداشت تفاهم» تعهدآور نیست، اما اولاً متن اخیر واجد تعهدات سنگین است و ثانیاً طبق نظر تفسیری شورای نگهبان (آبان ۱۳۶۲) به امضای آیتالله لطفالله صافی گلپایگانی (دبیر شورا) «یادداشت تفاهم چنانچه ایجاد تعهد نماید، مثل قرارداد است و بایستی ضوابط مذکور در قانون اساسی نسبت به آن رعایت شود».
بنابراین، متن تفاهم باید پیش از امضا، کالبدشکافی و راستیآزمایی شود. دریغ کردن متن از نمایندگان مایه تأسف است؛ آن هم در شرایطی که دونالد ترامپ صراحتاً میگوید توافق را برای تصویب به کنگره میفرستد! در این میان، رئیسمجلس نیز صرفاً سخنگوی قوه مقننه است و به ویژه اکنون که خود به عنوان رئیس هیئت در تیم مذاکرهکننده حضور داشته، به طریق اولی نمیتواند به جای کل نمایندگان تصمیم بگیرد. روا نیست دستاوردهای میدان با خوشخیالی تباه شود؛ مجلس باید مانع از اجرای پنهانی سندی شود که نمایندگان ملت حتی از محتوای آن بیخبرند و بابت دلسوزیشان مورد طعنه قرار میگیرند.
دستها روی ماشه و چشمها با بیاعتمادی مطلق به دشمن
امضای یک متن روی کاغذ، هرگز و نباید به این توهم دامن بزند که همهچیز به پایان رسیده و وضعیت عادی شده است. ماهیت استکباری آمریکا و ذات گرگصفت باند تبهکار حاکم بر واشنگتن هرگز تغییر نکرده است. این تفاهم، فتحالفتوح نیست، بلکه صرفاً یک تنفس و موقعیتی برای تجدید قواست. فراموش نکنیم که ما برای این ایستادگی، هزینههای سنگین و جانکاهی پرداخت کردهایم؛ شهادت قائد امت، امام خامنهای و دیگر شهدای عزیز داغهای عظیمی است که بر سینه داریم. ما در شبهای تاریک جنگ در میدان و خیابان ایستادگی را تمرین کردیم تا امروز سربلند کنیم.
از سوی دیگر، متغیر خطرناک رژیم صهیونیستی کماکان فعال است. صهیونیستها صراحتاً اعلام کردهاند که التزامی به این تفاهم ندارند و به دنبال قطع بازوی راهبردی ایران یعنی حزبالله لبنان هستند. برای حفظ امنیت ملی، حلقه آتش ایران باید گرداگرد این غده سرطانی حفظ شود. همچنین ترامپ پس از پر شدن ذخایر نفت آمریکا و بعد از انتخابات نوامبر ۲۰۲۶، احتمالاً بار دیگر خوی تجاوزگری خود را بروز خواهد داد.
بنابراین، راهبرد اصولی جمهوری اسلامی روشن است؛ ما ضمن حفظ مطلق اهرمهای قدرت، قابلیت انسداد تنگه هرمز و بابالمندب را دستنخورده باقی داریم. همچنین با پرهیز از هرگونه تنشزدایی بیمبنا، نباید تحت تاثیر دیپلماسی لبخند وارد طرحهای خوشخیالانه با کشورکهای همپیمان اسرائیل شویم تا بانک اهداف ما در پاسخهای احتمالی آینده محدود و دچار محذوریت نشود. در نهایت، با حفظ بیاعتمادی مطلق و آمادهباش کامل، باید بدانیم که این تفاهم پایان کار نیست و خطر تجاوز و ترور همچنان وجود دارد؛ پس دستها باید روی ماشه بماند و برای هر سناریویی از جمله شروع مجدد جنگ، آمادگی صددرصدی خود را حفظ کنیم، چرا که پیروزی حقیقی در تکیه بر توان درونی و گوشبهزنگ بودن در برابر مکر دشمن است، نه دلخوش کردن به امضاهای بیتضمین دبهکنندگان.
تکرار شوهای تکراری ترامپ
برای درک عمیقتر ابعاد این رویداد، رصد و کالبدشکافی آخرین مواضع ذلیلانه سران کاخ سفید در حاشیه نشست گروه هفت و رسانههای آمریکایی، ابعاد پنهانی از دست برتر میدان را آشکار میسازد.
در همین رابطه، دونالد ترامپ، رئیسجمهور رژیم تروریستی آمریکا، در حاشیه نشست گروه هفت در فرانسه و در دیدار با امیر قطر، دست به یک معرکهگیری جدید رسانهای زد تا شکست ذلتبار خود در جنگ رمضان را پنهان کند.
ترامپ با لحنی عاجزانه که آن را در پشت الفاظ تند پنهان میکرد، مدعی شد: «تنها چیزی که برای من اهمیت دارد این است که ایران هرگز سلاح هستهای نداشته باشد و این موضوع صریحاً در توافق آمده است؛ اگر آنها به سمت سلاح هستهای بروند، تمام جهنم بر سرشان نازل خواهد شد!»
این لافزنی مضحک در حالی است که منع ساخت سلاح هستهای، فتوای شرعی و موضع همیشگی دکترین دفاعی ایران بوده و ترامپ عملاً یک متغیر بیارزش را به عنوان دستاورد به افکار عمومی آمریکا میفروشد. او حتی برای توجیه ناکامی خود ادعا کرد انگیزه اصلیاش از آغاز جنگ، همین مسئله هستهای بوده است!
رئیسجمهور قمارباز آمریکا که پیشتر سودای نابودی کامل ایران را در سر داشت، اکنون با تنزل آشکار زیادهخواهیهایش مدعی شد مرحله دوم مذاکرات آسانتر خواهد بود. او همچنین با حمله به سیاستهای باراک اوباما گفت: «ما برخلاف اوباما که میلیاردها دلار نقد با هواپیما به ایران داد، هیچ پولی در ایران سرمایهگذاری نخواهیم کرد.»
ترامپ در ادامه اظهارات متناقض خود، ضمن انتقاد از طولانی شدن جنگ اسرائیل با حزبالله و کشتار وسیع غیرنظامیان توسط این رژیم گفت: «لازم نیست برای زدن یک نفر، یک ساختمان مسکونی را ویران کرد.» او در موضعی منفعلانه که نشان از بنبست راهبردی واشنگتن و تلآویو در برابر بازوی قدرتمند مقاومت دارد، پیشنهاد کرد که اسرائیل رسیدگی به پرونده حزبالله را به سوریه واگذار کند؛ چرا که به زعم او، سوریه این کار را بهتر انجام خواهد داد!
اعتراف صریح ونس؛ عقبنشینی کاخ سفید از ترس موشکهای ایران و بحران سوخت
همزمان با لافزنیهای ترامپ، جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا، در مصاحبه با شبکه فاکسنیوز، ناخواسته پرده از دلایل اصلی عجز و التماس کاخ سفید برای آتشبس برداشت. ونس با اعتراف به ضربه فلجکنندهای که اقتصاد آمریکا در طول این جنگ متحمل شده است، گفت: «مردم آمریکا به شدت از قیمت بالای بنزین رنج بردهاند و رئیسجمهور قطعاً نگران این واقعیت بود. ما امیدواریم با این توافق، هزینه انرژی را نه فقط اکنون بلکه در درازمدت کاهش دهیم تا آمریکاییها از بنزین ارزان بهرهمند شوند و دیگر با خطر هرجومرج نسل گذشته مواجه نباشیم.»
معاون رئیسجمهور آمریکا با تکرار این ادعا که ایران طبق توافق نباید به سمت سلاح هستهای برود، صراحتاً لب به اعتراف گشود و ابعاد پنهان بازدارندگی ایران را فاش کرد. ونس اذعان داشت: «واشنگتن پس از حمله اسرائیل به بیروت، به شدت نگران پاسخ گسترده، وحشتناک و آخرالزمانی ایران بود.»
این اعتراف صریح نشان میدهد که بر خلاف ادعاهای کاخ سفید، غول بازدارندگی میدان و ترس از موشکهای سپاه، گاوچرانهای آمریکایی را مهار کرده و آنها را برای فرار از باتلاق خودساخته، پای میز تفاهم کشانده است.