پیام سپاهان - اصفهان – بازگشایی زایندهرود بار دیگر توجه به جایگاه تاریخی این رودخانه را برانگیخته؛ منابع مکتوب نشان میدهد زایندهرود شریان تمدنی و فرهنگی اصفهان در طول قرنها بوده است.
خبرگزاری مهر، گروه استانها - کوروش دیباج: بازگشایی دوباره زایندهرود در اصفهان، اگرچه در نگاه نخست رخدادی مرتبط با مدیریت منابع آب و مسائل زیستمحیطی به نظر میرسد، اما در لایهای عمیقتر یادآور پیوند دیرینه این رودخانه با تاریخ، فرهنگ و حافظه جمعی شهر است. زایندهرود در طول قرنها نهتنها شریان حیاتی اقتصاد و کشاورزی جلگه اصفهان بوده، بلکه در شکلگیری ساختار فضایی شهر، آیینهای اجتماعی، سنتهای معیشتی و حتی نظام حقوقی و مدیریتی آب نقش بنیادین داشته است. همین پیوند چندلایه سبب شده که ردپای زایندهرود در طیفی گسترده از منابع مکتوب ایران، از متون جغرافیایی و تاریخی گرفته تا سفرنامههای سیاحان و اسناد محلی، حضوری پررنگ و مستمر داشته باشد.
همزمانی بازگشایی مجدد جریان آب در زایندهرود، فرصتی فراهم کرده تا بار دیگر جایگاه این رودخانه در حافظه تاریخی و فرهنگی ایران بازخوانی شود. در همین چارچوب، خبرگزاری مهر در گفتگو با شعله وحدتپور، پژوهشگر حوزه اصفهانشناسی و دکترای مرمت بناهای تاریخی، کوشیده است نسبت میان زایندهرود، میراث مکتوب و میراث ناملموس شهر اصفهان را از منظر تاریخی و فرهنگی بررسی کند؛ نسبتی که نشان میدهد این رودخانه تنها یک پدیده طبیعی نیست، بلکه بخشی از شالوده تمدنی یکی از مهمترین شهرهای تاریخ ایران به شمار میرود.

زایندهرود را از منظر میراث تاریخی و مکتوب چگونه میتوان تعریف کرد و چه جایگاهی در تاریخ اصفهان دارد؟
اگر بخواهیم زایندهرود را صرفاً در قالب یک رودخانه تعریف کنیم، در واقع تنها به بخشی از حقیقت اشاره کردهایم. در چارچوب مطالعات تاریخی و میراث فرهنگی، زایندهرود را باید بهعنوان یک «عنصر تمدنی» در بستر فلات مرکزی ایران در نظر گرفت. فلات مرکزی ایران اقلیمی عمدتاً خشک و نیمهخشک دارد و در چنین شرایطی، وجود رودخانهای دائمی با حجم آب قابلتوجه، عامل تعیینکنندهای در شکلگیری سکونتگاههای انسانی بوده است. از همین رو، زایندهرود نهتنها منبع آب، بلکه بنیان شکلگیری الگوی زیست انسانی در جلگه اصفهان محسوب میشود.
بررسی میراث مکتوب ایران بهخوبی نشان میدهد که این رودخانه در طول قرنها نقشی فراتر از یک عارضه طبیعی داشته است. در متون جغرافیایی قرون نخستین اسلامی، در سفرنامههای سیاحان، در اسناد تقسیم آب، وقفنامهها و حتی در روایتهای ادبی و تاریخی، زایندهرود بهعنوان محور حیات شهری اصفهان توصیف شده است. این منابع نشان میدهند که بسیاری از جنبههای زندگی اجتماعی، اقتصادی و حتی آیینی مردم اصفهان حول محور این رودخانه شکل گرفته است.
از منظر تاریخ شهری نیز، زایندهرود یکی از مهمترین عوامل تعیینکننده سازمان فضایی اصفهان بوده است. مسیر گسترش محلات، شکلگیری باغها، احداث پلها و حتی ساختار باغشهری اصفهان در دوره صفوی، همگی در پیوند مستقیم با این رودخانه قابل فهم هستند. بنابراین وقتی از زایندهرود سخن میگوییم، در واقع درباره پدیدهای سخن میگوییم که در حافظه تاریخی شهر، همزمان جایگاهی طبیعی، فرهنگی و تمدنی دارد.
در منابع تاریخی پیش از دوره صفوی، زایندهرود چگونه توصیف شده و چه نقشی در شکلگیری شهر داشته است؟
برای درک بهتر جایگاه زایندهرود در تاریخ اصفهان، باید به منابع جغرافیایی و تاریخی دورههای اولیه اسلامی مراجعه کنیم. یکی از مهمترین این منابع، آثار جغرافیدانان مسلمان مانند ابنحوقل است که در قرن چهارم هجری قمری از اصفهان دیدن کرده و گزارشی نسبتاً دقیق از ساختار شهر ارائه داده است.
ابنحوقل در توصیف خود از دو مرکز اصلی سکونت در اصفهان، یعنی «جی» و «یهودیه»، یاد میکند. نکته قابل توجه در گزارش او این است که این دو مرکز شهری در فاصلهای نسبتاً قابلتوجه از زایندهرود قرار داشتهاند. این فاصله، که حدود چهار کیلومتر برآورد شده، نشان میدهد که در دورههای اولیه، شهر بهطور مستقیم بر ساحل رودخانه شکل نگرفته بود.
علت این مسئله را باید در شرایط طبیعی و جغرافیایی منطقه جستوجو کرد. اراضی شمال زایندهرود از نظر شیب زمین، جنس خاک و امکان توسعه شهری شرایط مناسبتری داشتند. در نتیجه، سکونتگاههای اصلی در این بخش شکل گرفتند و فضای میان شهر و رودخانه عمدتاً به باغها، مزارع و اراضی کشاورزی اختصاص یافت.
در چنین ساختاری، زایندهرود نقش شریان حیاتی اقتصاد کشاورزی منطقه را ایفا میکرد. آب این رودخانه از طریق شاخههای مختلف به اراضی کشاورزی هدایت میشد و تولید محصولات کشاورزی در جلگه اصفهان را امکانپذیر میکرد. بنابراین در این دوره، اگرچه شهر از نظر کالبدی فاصلهای با رودخانه داشت، اما حیات اقتصادی آن بهطور کامل به زایندهرود وابسته بود.

در چنین شرایطی که شهر فاصلهای با رودخانه داشت، تأمین آب شرب چگونه انجام میشد؟
یکی از منابع ارزشمند در این زمینه سفرنامه ناصر خسرو است که در قرن پنجم هجری قمری از اصفهان بازدید کرده است. او در توصیف این شهر، به نکته مهمی درباره منابع آب اشاره میکند. ناصر خسرو مینویسد که اگر در اصفهان چاهی به عمق حدود ده گز حفر شود، به آبی سرد و گوارا دست مییابند.
این گزارش نشان میدهد که زایندهرود نقش مهمی در تغذیه سفرههای آب زیرزمینی منطقه داشته است. در واقع، آب رودخانه پس از نفوذ در خاک، منابع زیرزمینی پایداری ایجاد میکرد که ساکنان شهر از طریق چاهها از آن بهره میبردند. این شیوه تأمین آب سبب میشد که شهر بتواند در فاصلهای از رودخانه استقرار یابد، در حالی که همچنان از منابع آبی آن بهرهمند باشد.
در کنار این مسئله، یکی از مهمترین سازوکارهای تاریخی مدیریت آب در اصفهان، شبکه «مادیها» بود. مادیها در واقع کانالهای آبرسانی سنتی بودند که آب زایندهرود را به شاخههای مختلف تقسیم و در سطح شهر و باغها توزیع میکردند. این شبکه آبیاری که قدمتی چند صد ساله دارد، نمونهای برجسته از دانش بومی مدیریت منابع آب در ایران به شمار میرود.
نظام تقسیم آب زایندهرود در گذشته چگونه مدیریت میشد؟
یکی از جذابترین ابعاد تاریخی زایندهرود، نظام پیچیده و در عین حال منظم تقسیم آب آن است. در طول قرنها، مردم اصفهان نظامی حقوقی و اجتماعی برای مدیریت آب ایجاد کردند که بر پایه مفهوم «حقابه» شکل گرفته بود.
در این نظام، هر محله، باغ، مزرعه یا حتی خانهای که به شبکه مادیها متصل بود، سهم مشخصی از آب داشت. این سهمها در اسناد رسمی ثبت میشد و نسل به نسل منتقل میگردید. به بیان دیگر، آب زایندهرود نهتنها یک منبع طبیعی، بلکه نوعی دارایی حقوقی به شمار میرفت که مالکیت و بهرهبرداری از آن قواعد مشخصی داشت.
اسناد مربوط به حقابهها، که بخشی از میراث مکتوب اصفهان محسوب میشوند، اطلاعات ارزشمندی درباره ساختار اجتماعی و اقتصادی شهر در اختیار پژوهشگران قرار میدهند. این اسناد نشان میدهند که مدیریت آب در اصفهان بر پایه نوعی نظم اجتماعی شکل گرفته بود و رعایت سهم هر فرد یا محله، نقش مهمی در حفظ تعادل اجتماعی داشت.
با انتقال پایتخت به اصفهان در دوره صفوی، چه تحولاتی در رابطه میان شهر و زایندهرود رخ داد؟
دوره صفوی را باید نقطه عطفی در تاریخ اصفهان دانست. زمانی که شاه عباس اول در اواخر قرن دهم هجری اصفهان را بهعنوان پایتخت برگزید، این شهر وارد مرحلهای تازه از توسعه شهری شد. جمعیت اصفهان در این دوره بهطور چشمگیری افزایش یافت و به یکی از بزرگترین شهرهای جهان آن زمان تبدیل شد.
در چنین شرایطی، نقش زایندهرود در ساختار شهری اصفهان اهمیت بیشتری پیدا کرد. توسعه شهر به سمت جنوب رودخانه گسترش یافت و برای نخستین بار ارتباطی منسجم میان دو سوی رودخانه شکل گرفت. احداث پلهای بزرگ و باشکوه صفوی، از جمله سیوسهپل و پل خواجو، در همین چارچوب قابل تحلیل است.
در واقع، اگر در دورههای پیشین شهر در فاصلهای از رودخانه قرار داشت، در دوره صفوی اصفهان به شهری رودخانهمحور تبدیل شد. زایندهرود به محور اصلی سازمان فضایی شهر بدل شد و باغها، کاخها، خیابانها و محلات جدید در پیوند با آن طراحی شدند.

پلهای تاریخی اصفهان چه نقشی در این تحول شهری داشتند؟
پلهای اصفهان تنها سازههای ارتباطی نبودند. در دوره صفوی، پلها به فضاهایی چندمنظوره تبدیل شدند که کارکردهای اجتماعی، آیینی و حتی تفریحی داشتند.
سیوسهپل یکی از شاخصترین نمونههای این نوع معماری است. این پل علاوه بر آنکه محور چهارباغ را به محلات جنوبی متصل میکرد، به فضایی برای تجمع مردم و برگزاری آیینهای عمومی تبدیل شده بود. در برخی منابع تاریخی آمده است که در مناسبتهای مختلف، مردم در این پل گرد هم میآمدند و مراسم و جشنهای عمومی برگزار میکردند.
پل خواجو نیز نمونهای دیگر از این معماری چندکارکردی است. این پل علاوه بر ارتباط میان دو سوی رودخانه، نقش یک سد تنظیمکننده آب را نیز ایفا میکرد. با بسته شدن دریچههای آن، سطح آب بالا میآمد و فضایی مناسب برای تفریح و قایقرانی در محدوده باغهای سلطنتی ایجاد میشد.
آیا زایندهرود در شکلگیری اقلیم شهری اصفهان نیز نقش داشته است؟
بدون تردید. یکی از ویژگیهای مهم شهر تاریخی اصفهان، پیوند میان آب، باغ و معماری است. زایندهرود و شبکه مادیها در ایجاد این ساختار نقش اساسی داشتند.
جریان آب در میان باغها و محلات، رطوبت هوا را افزایش میداد و اقلیم خشک منطقه را تا حدی تعدیل میکرد. این شرایط سبب شده بود که اصفهان در مقایسه با بسیاری از شهرهای کویری ایران، آبوهوایی معتدلتر داشته باشد. حتی در معماری سنتی اصفهان نیز تأثیر این شرایط دیده میشود؛ برای مثال، برخلاف شهرهایی مانند یزد، استفاده از بادگیر در اصفهان چندان رایج نبوده است.
به همین دلیل، بسیاری از جهانگردان اروپایی که در دوره صفوی از اصفهان دیدن کردهاند، از آن بهعنوان شهری سرسبز و باغگونه یاد کردهاند. این تصویر تا حد زیادی حاصل حضور زایندهرود و شبکه گسترده باغهای وابسته به آن بوده است.
در حوزه میراث ناملموس، چه آیینها و سنتهایی با زایندهرود پیوند داشتهاند؟
یکی از مهمترین جنبههای فرهنگی زایندهرود، حضور آن در آیینها و سنتهای اجتماعی مردم اصفهان است. در منابع تاریخی و سفرنامهها به جشنها و مراسمی اشاره شده که در کنار این رودخانه برگزار میشد.
یکی از مشهورترین این آیینها «جشن آبپاشان» یا «آبریزان» بود که در آغاز تابستان برگزار میشد. در این جشن، مردم در کنار زایندهرود گرد هم میآمدند و با پاشیدن آب به یکدیگر، نوعی آیین شادمانی جمعی را برگزار میکردند. برخی منابع تاریخی اشاره کردهاند که شاه عباس نیز گاه در این مراسم حضور پیدا میکرد.
جشن گلسرخی نیز از دیگر آیینهایی بود که در حاشیه زایندهرود برگزار میشد. در این جشن، مردم با گلهای سرخ به استقبال بهار میرفتند و مراسمی همراه با موسیقی، شادی و گردهمایی عمومی برگزار میکردند. این آیینها بخشی از میراث ناملموس اصفهان به شمار میروند و نشان میدهند که زایندهرود نهتنها در اقتصاد و شهرسازی، بلکه در فرهنگ عمومی شهر نیز نقشی اساسی داشته است.

زایندهرود چه نقشی در اقتصاد سنتی و صنایع دستی اصفهان داشته است؟
حاشیه زایندهرود در دورههای مختلف محل فعالیتهای اقتصادی متنوعی بوده است. بسیاری از صنایع سنتی اصفهان بهطور مستقیم به آب این رودخانه وابسته بودند.
برای مثال، صنعت قلمکارسازی که یکی از مهمترین هنرهای سنتی اصفهان است، در گذشته ارتباط نزدیکی با زایندهرود داشت. پارچههای قلمکار پس از چاپ باید شسته میشدند و آب زایندهرود بهترین گزینه برای این کار بود.
همچنین فعالیتهایی مانند قالیشویی، کتانشویی و حتی برخی کارگاههای رنگرزی در کنار این رودخانه انجام میشد. در عکسها و گزارشهای جهانگردان اروپایی در قرن نوزدهم، صحنههایی از این فعالیتها در حاشیه زایندهرود ثبت شده است که تصویری زنده از پیوند اقتصاد سنتی اصفهان با این رودخانه ارائه میدهد.
با توجه به این پیشینه تاریخی و فرهنگی، بازگشایی زایندهرود امروز چه معنایی برای اصفهان دارد؟
بازگشایی زایندهرود را نباید صرفاً یک رویداد زیستمحیطی تلقی کرد. این رخداد در واقع احیای بخشی از حافظه تاریخی و فرهنگی اصفهان است. برای مردمی که قرنها زندگیشان با این رودخانه پیوند خورده، جاری شدن دوباره آب در زایندهرود یادآور تداوم یک سنت تاریخی است.
از منظر میراث فرهنگی نیز زایندهرود را میتوان نوعی «متن زنده تاریخی» دانست؛ متنی که در طول قرنها در سفرنامهها، اسناد، وقفنامهها و روایتهای مردمی ثبت شده است. هر بار که آب در بستر آن جاری میشود، این متن تاریخی دوباره خوانده میشود و پیوند میان گذشته و حال شهر احیا میگردد.
به همین دلیل، توجه به زایندهرود تنها مسئلهای مرتبط با مدیریت منابع آب نیست، بلکه بخشی از مسئولیت ما در قبال میراث فرهنگی و تاریخی ایران است. اگر بتوانیم این رودخانه را نه فقط بهعنوان یک منبع طبیعی، بلکه بهعنوان بخشی از هویت تاریخی اصفهان درک کنیم، شاید بتوانیم در حفاظت و مدیریت آن نیز رویکردی پایدارتر و مسئولانهتر اتخاذ کنیم.