پیام سپاهان - فرهیختگان / فاطمه بهروزفخر، دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی با انتشار تصویر دو کودک از خانوادههای آسیب دیده از جنگ تحمیلی سوم که در هتل کتاب میخوانند نوشت:
تازه از هتلی که رفیقِ عزیزم در آن مشغول به فعالیت است برگشتم و هنوز کیفورم از وسواسش در انتخاب کتابها و تلاشش برای امانتدادن کتاب مناسبی به یکی از مادربزرگهای ساکن هتل.
بازار ![]()
شاید در نگاه اول، کتابخانه در هتلِ محل اسکان خانوادههای جنگزده کار غیرضروری بهنظر برسد. اما من فکر میکنم دقیقاً در همین لحظههاست که کتاب اهمیت پیدا میکند.
کتابخانه در نظر من فقط قفسه و کتاب نیست. کتابخانه انگار دارد به همهٔ آنهایی که به قفسههایش نزدیک میشوند، اعلام میکند که شما هنوز انسانید؛ نهفقط آسیبدیده یا بازماندهٔ جنگ.
راهاندازی کتابخانه در هتلها در نظرم تلاش کوچکی است برای حفظِ کرامت انسانی که خشونت جنگ قصد دارد آن را مخدوش کند یا به حاشیه ببرد.
ما گاهی فراموش میکنیم که جنگ فقط بدنها را زخمی نمیکند. تخیل، زبان، روایت و فرصت مکث و خواندن را هم زخمی میکند؛ و به همین دلیل است که در بسیاری از جنگها، کتابها هم مثل بدنها درهمشکسته میشوند.
حتی اگر نگاهی به تاریخ جنگها هم بیندازیم میبینیم که نابودی کتابخانهها همیشه بخشی از فاجعه بوده. چون حذف کتاب، فقط حذف کاغذ نیست، حذف حافظه و پیوند ناگسستی با پیشینه فرهنگی گذشته است. چرا راه دوری برویم؟ ما هنوز داغدار کتابخانهها و صفحه به صفحه کتابهایی هستیم که شنیدهایم در حمله مغول در آتش سوختهاند.
برای همین، ما احساس کردیم ساختن یک کتابخانهٔ کوچک، در هتلها، نوعی مقاومت در برابر حذفِ حافظه، تاریخ جمعی و روایتهای مشترک است. نوعی مقاومت در برابر تقلیل انسان به موجودی که فقط باید زنده بماند.