چهارشنبه ۶ اسفند ۱۴۰۴

سیاسی

سرمقاله سازندگی/ مهار سیاست عجولانه

سرمقاله سازندگی/ مهار سیاست عجولانه
پیام سپاهان - روزنامه سازندگی / «مهار سیاست عجولانه» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم روح‌الله اسلامی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: سایه‌ جنگ پدیده‌ای ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - روزنامه سازندگی / «مهار سیاست عجولانه» عنوان یادداشت روز در روزنامه سازندگی به قلم روح‌الله اسلامی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
سایه‌ جنگ پدیده‌ای اتفاقی نیست؛ محصول انباشتی از خطاهای محاسباتی، سوءادراک‌ها و بازی‌های نمایشی در سیاست بین‌الملل است. هنگامی که منطق نمایش بر منطق مصلحت می‌چربد، امکان لغزش به سوی درگیری ناخواسته افزایش می‌یابد. در چنین وضعیتی، دفاع از کشور به هر شکل ممکن یک اصل است اما این دفاع الزاماً به ‌معنای حرکت در مسیر جنگ نیست. عقلانیت راهبردی اقتضا می‌کند که همزمان با صیانت از امنیت ملی، راه‌های خروج، انعطاف و بازی برد-برد برای طرف مقابل نیز باز بماند. سیاست درست، سیاست بستن همه‌ درها نیست؛ بلکه هنر مدیریت صحنه‌ای است که در آن جنگ «ضروری» به‌نظر نرسد.
در همین چارچوب، شناخت الگوهای رفتاری بازیگران خارجی اهمیت می‌یابد. در نظریه‌های سیاست خارجی، رهبرانی که دچار کیش شخصیت‌اند بیش از آنکه به فرآیند و نهاد تکیه کنند به شهود، تصویر و بازنمایی متوسل می‌شوند. در این الگو، عکس تاریخی، تیتر رسانه‌ای و «به رسمیت شناخته شدن» جایگزین محاسبه‌ هزینه-فایده می‌شود. مطالعه‌ رفتار دونالد ترامپ نمونه‌ روشن این الگو است: تصمیم‌های عجولانه، علاقه به شگفتانه، تمایل به نمایش پیروزی و دشمنی هویتی با رقیبان داخلی. مواجهه‌ مؤثر با چنین الگویی نه در تشدید تقابل بلکه در مدیریت میل به بازنمایی است؛ یعنی ساختن صحنه‌ای که او احساس «برد» کند، بی‌آنکه ما بازنده‌ منافع حیاتی شویم. بن‌بست راهبردی، رهبر عجول را به سوی کنش‌های پرریسک سوق می‌دهد. وقتی همه‌ درها بسته است، شگفتانه‌ نظامی یا تصمیم غیرمنتظره جذاب‌تر می‌شود. بنابراین هدف اساسی سیاست خارجی باید این باشد که دشمن، حتی دشمن خصمانه، در بن‌بست مطلق قرار نگیرد. امکان خروج، امکان انعطاف و امکان روایت پیروزی کنترل‌شده باید وجود داشته باشد. این منطق، نه از سر خوش‌بینی بلکه دقیقاً از دل محاسبه‌ امنیت ملی بیرون می‌آید.
بازار
در این نقطه است که «دیپلماسی شگفتانه» به‌عنوان راه خروج از دور باطل تنش معنا پیدا می‌کند؛ دیپلماسی‌ای که عنصر غافلگیری را نه در میدان جنگ بلکه در میدان سیاست به‌کار می‌گیرد. مذاکره‌ مستقیم، اگر مدیریت‌شده، محدود و هدفمند باشد، می‌تواند سوءادراک‌ها را کاهش و روایت را تغییر دهد. شگفتانه‌ دیپلماتیک به‌جای شگفتانه‌ نظامی، هزینه‌ امنیتی را کاهش می‌دهد و ابتکار عمل را به‌دست می‌گیرد. در این چارچوب، بازنمایی اهمیت حیاتی دارد: گاهی یک دیدار مستقیم، یک پیام یا یک ابتکار اقتصادی می‌تواند بیش از ده‌ها بیانیه‌ تهدیدآمیز اثر بازدارنده داشته باشد. در این میان، یکی از اصول کلیدی مهار بحران، تفکیک هوشمندانه‌ میدان‌هاست. همسان‌سازی کامل ایالات متحده آمریکا و اسرائیل به بستن گزینه‌های دیپلماتیک می‌انجامد. تمایز تحلیلی میان این دو امکان مانور، مذاکره‌ اقتصادی و مدیریت روایت را فراهم می‌کند. سیاست عاقلانه، همه‌ بازیگران را در یک سبد نمی‌گذارد؛ بلکه با تفکیک امکان معامله و کنترل بحران را افزایش می‌دهد.
تاریخ سیاست ایران نیز نشان می‌دهد که «بازی کردن» و «منعطف بودن» نشانه‌ ضعف نیست. تجربه‌ احمد قوام در مواجهه با سادچیکف، نمونه‌ای کلاسیک از این منطق است: مذاکره، وعده، زمان‌ خریدن و درنهایت تغییر موازنه به‌نفع ایران، بدون ورود به جنگی ویرانگر. در دوره‌ معاصر نیز مذاکرات منتهی به برجام، فارغ از سرنوشت بعدی آن نشان داد که چگونه می‌توان از آستانه‌ درگیری عبور کرد، تنش را مهار و فضای تنفس اقتصادی و امنیتی ایجاد کرد. اینها همه بازی‌های پیچیده‌ای بودند که با «دادن و گرفتن امتیاز» و مدیریت روایت پیش رفتند.
در مقابل، باید توجه داشت که جنگ برنامه‌ریزی‌شده علیه ایران، تنها یک هدف ندارد؛ فرسایش نخبگان، تخریب زیرساخت‌ها و قفل‌کردن توسعه در یک چرخه‌ امنیتی. حرکت آگاهانه یا ناآگاهانه در این مسیر، دقیقاً بازی در زمین دشمنان ایران است. دفاع از کشور، الزاماً با پرهیز از جنگ غیرضروری معنا پیدا می‌کند. سیاستگذار عاقل، میان شجاعت و شتاب تفاوت می‌گذارد و می‌داند که حفظ نخبگان و زیرساخت‌ها، خود بزرگ‌ترین پیروزی است. از این منظر، سیاست خارجی شبیه شطرنج است، نه بوکس. در شطرنج، هدف مات‌کردن فوری نیست؛ هدف، کنترل صفحه، فداکاری حساب‌شده، کشاندن حریف به حرکت‌های قابل پیش‌بینی و در نهایت پیروزی بدون آشوب است. گاهی عقب‌نشینی یک مهره، مقدمه‌ حفظ شاه است. دیپلماسی شگفتانه، همان حرکت غیرمنتظره‌ای است که بازی را از دست حریف خارج می‌کند. در نهایت، مهار سیاست عجولانه، نه با تحقیر ممکن است و نه با تسلیم؛ بلکه با عقلانیت صحنه‌پرداز، انعطاف هوشمندانه و بازگذاشتن مسیر خروج برای طرف مقابل تحقق می‌یابد. دیدار مستقیم، مذاکره‌ اقتصادی، تمایز میدان‌ها و شگفتانه‌ دیپلماتیک، ابزارهایی هستند برای دور کردن سایه‌ جنگ. هدف نهایی، ساختن وضعیتی است که در آن همه بتوانند «برد» را روایت کنند، اما منافع حیاتی ایران محفوظ بماند. خدایا، ایران را از دشمنانش و از خطاهای محاسباتی در امان بدار.


نظرات شما