پیام سپاهان - اطلاعات / متن پیش رو در اطلاعات منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
دو تحلیلگر سیاست خارجی در گفتگو با اطلاعات به ارزیابی ابعاد مختلف گفتگوهای ایران و آمریکا در عمان، اهداف طرفین و سناریوهای پیشرو پرداختهاند.
در شرایطی که تحولات منطقهای و بینالمللی بار دیگر پرونده هستهای ایران و مناسبات تهران ـ واشنگتن را در کانون توجه قرار داده است، دور تازه گفتگوها در عمان با حساسیتهای فراوانی از سوی افکار عمومی، محافل سیاسی و ناظران خارجی دنبال میشود. برخی این روند را گامی در مسیر کاهش تنش و مدیریت بحران میدانند و برخی دیگر نسبت به کیفیت مذاکرات، دستورکار آن و چشمانداز دستیابی به توافق تردید دارند. در همین چارچوب، جمعی از تحلیلگران سیاست خارجی و مسئولان سیاسی در گفتگو با اطلاعات به ارزیابی ابعاد مختلف این گفتگوها، اهداف طرفین و سناریوهای پیشرو پرداختهاند.
محمد قاسم محبعلی، تحلیلگر مسائل بین الملل و سفیر سابق ایران در یونان و مالزی، در ارزیابی خود از مذاکرات اخیر عمان به خبرنگار اطلاعات گفت: این گفتگوها هنوز به معنای دقیق کلمه، مذاکرات تعریفشده و استاندارد تلقی نمیشود و با مشکلات متعددی در حوزه تشریفات، شکل مذاکرات و دستور کار مواجه بودهاند.
وی در توضیح این موضوع گفت: نخستین مساله، بحث تشریفات و همتایی هیاتها بود. دو هیات مذاکرهکننده از نظر سطح و جایگاه، همتراز یکدیگر نبودند. از یکسو، هیاتی متشکل از وزیر امور خارجه ایران و معاونان وی حضور داشتند و از سوی دیگر، طرف مقابل با عنوان نماینده ویژه رئیسجمهوری آمریکا و فرمانده نظامی این کشور در مذاکرات شرکت کرده بودند. این دو، از نظر همسطحی و آنچه در ادبیات دیپلماتیک به آن همتایی گفته میشود، قابل مقایسه نیستند.
به گفته این کارشناس، در ساختار سیاسی جمهوری اسلامی ایران، وزیر امور خارجه در برابر دولت، مجلس و نظام سیاسی کشور مسئول است و موظف به ارائه گزارش به مراجع عالی، از جمله مقام معظم رهبری است؛ در حالی که در طرف مقابل، صرفاً نماینده رئیسجمهوری آمریکا حضور داشته است.
محبعلی ادامه داد: در ایالات متحده، علاوه بر دولت، کنگره هم نقش تعیینکنندهای دارد. دولت در مفهوم وسیع، تنها کابینه و رئیسجمهوری نیست، بلکه کل ساختار حاکمیتی شامل قوه مقننه، مجریه، قضائیه، نهادهای سیاسی و حتی نظامی را در بر میگیرد. این مساله از ابتدا باید در سطح تشریفاتی و حقوقی مشخص میشد که ظاهراً با مشکلاتی همراه بوده است.
امکان سوءبرداشت طرفین در مذاکرات غیر مستقیم وجود دارد
مدیرکل سابق خاورمیانه و شمال آفریقاوزارت خارجه به شکل مذاکرات هم اشاره کرد و گفت: واقعیت این است که تا زمانی که مذاکرات بهصورت رودررو انجام نشود و طرفین مستقیماً و بدون واسطه سخنان یکدیگر را نشنوند، امکان برداشتها و تفسیرهای متفاوت وجود دارد. وجود واسطه در انتقال پیام، میتواند باعث تغییر معنا شود؛ حتی جابجایی ساده فاعل و فعل در یک جمله فارسی میتواند مفهوم را کاملاً تغییر دهد. وی تصریح کرد: وقتی پیام از یک هیات با واسطه منتقل میشود سپس به طرف مقابل میرسد و دوباره بازمیگردد، این زنجیره انتقال، زمینهساز سوءبرداشت است. در چنین شرایطی، هر طرف ممکن است پس از بازگشت به پایتخت خود، تفسیر شخصی خود را از مذاکرات ارائه دهد. حتی اگر توافقی هم حاصل شود، ممکن است تعابیر متفاوتی از آن وجود داشته باشد.
محبعلی با یادآوری تجربه برجام گفت: حتی در برجام که متن مکتوب و رسمی داشت، تفسیر ایران و طرفهای مقابل یکسان نبود. این نشان میدهد که نبود گفتگوی مستقیم، چه آسیبهایی میتواند به فرآیند مذاکرات وارد کند.
لزوم رعایت اصل همتایی در مذاکرات
مدیرکل سابق آسیای غربی وزارت خارجه با تأکید بر لزوم اصلاح روند مذاکرات اظهار داشت: اگر قرار است مذاکرات ادامه پیدا کند، پیش از هر چیز باید اصل همتایی رعایت شود. بهویژه طرف مقابل باید نماینده واقعی کل کشور آمریکا باشد، نه صرفاً نماینده رئیسجمهوری؛ تا در صورت دستیابی به توافق، سرنوشتی مشابه برجام تکرار نشود.
محبعلی همچنین دستور کار مذاکرات را سومین چالش مهم دانست و تصریح کرد: بهطور معمول، پیش از آغاز مذاکرات رسمی، کارشناسان در سطوح پایینتر بر روی دستور کار، چارچوبها و جزئیات فنی کار میکنند تا در سطح عالی، گفتگوها با انسجام و شفافیت بیشتری پیش برود.
وی با تاکید بر اینکه، آنچه تاکنون اتفاق افتاده، مذاکره به معنای واقعی کلمه نبوده و صرفاً در حد انتقال مواضع از طریق واسطه باقی مانده است، گفت: در عرف دیپلماتیک، بهویژه در مذاکرات حساس، پیش از آغاز گفتگوهای رسمی، کارشناسان در سطوح پایینتر بر سر دستور کار، اولویتها و چارچوب مذاکرات به توافق میرسند و سپس هیأتها بر اساس آن وارد مذاکره میشوند. نه اینکه هر طرف صرفاً مواضع خود را بیان کند و جلسه پایان یابد. آنچه در این مقطع رخ داده، دقیقاً همین انتقال مواضع بوده و نه بیشتر.
به گفته این کارشناس سیاست خارجی، هنوز مشخص نیست که آیا دستور کار مذاکرات مشخصاً بر موضوع هستهای متمرکز بوده یا خیر و اصولاً بدون تعریف دستور کار، نمیتوان انتظار پیشرفت واقعی داشت.
محبعلی با اشاره به چشم انداز آینده مذاکرات گفت: حتی اگر فرض کنیم توافقی هم صورت بگیرد، نمیتوان انتظار داشت که تحریمها بهطور کامل رفع شوند، چرا که تحریمها صرفاً هستهای نیستند؛ بخشی از آنها مربوط به آمریکا، بخشی اروپایی و بخشی در چارچوب سازمان ملل است، بهویژه با توجه به فعال شدن اسنپبک از سوی اروپایی ها.
موضوعات غیر هسته ای هم باید حل شود
وی با اشاره به اینکه مسائل اقتصادی و تحریمی باید در یک سبد جامع دیده و اولویتبندی شوند، گفت: اشتباه است که صرفاً روی موضوع هستهای توافق و سپس تصور شود سایر مسائل خودبهخود حل خواهند شد. تحریمها شامل موضوعات هستهای، موشکی، اتهامات مربوط به تروریسم، حقوق بشر، مسائل منطقهای، لبنان و گروههای موسوم به نیابتی است. اروپا هم در این میان بازیگر مهمی است. این مجموعه باید همزمان و مرحلهبندیشده مورد بررسی قرار گیرد.
نمیتوان به ثبات گفتار و رفتار ترامپ اطمینان کرد
سفیر سابق ایران با اشاره به تناقض در سیاستهای دولت ترامپ گفت: یکی از مشکلات اساسی این است که نمیتوان به ثبات گفتار و رفتار ترامپ اطمینان کرد. یک روز از مذاکره سخن میگوید و روز دیگر شرایط را جنگی توصیف میکند. آمریکا از طریق تهدید نظامی، اعزام ناوهای هواپیمابر و محاصره دریایی و هوایی، تلاش میکند مذاکرات را زیر سایه درگیری نظامی پیش ببرد؛ در مقابل، ایران نیز با اعلام آمادگیهای نظامی، به این فضا پاسخ داده است.
محبعلی تصریح کرد: در حال حاضر مشخص نیست که سیاست آمریکا مبتنی بر «صلح از موضع قدرت» و پیشبرد دیپلماسی با پشتوانه نظامی است یا اینکه هدف، گرفتن امتیازات مرحلهای از طریق مذاکره و در نهایت استفاده از ابزار نظامی در صورت لزوم باشد. حتی سناریوی سومی هم وجود دارد که هدف، صرفاً تغییر رفتار یا حتی فراتر از آن باشد. اینها سناریوهایی است که باید همزمان مورد بررسی قرار گیرد.
بحران های داخلی و خارجی دست مذاکره کننده را می بندد
این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به شرایط داخلی ایران توضیح داد: ایران همزمان با دو بحران مواجه است؛ یکی بحران داخلی شامل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و شکاف با نهادهای مدنی و دیگری بحران روابط خارجی، بهویژه با آمریکا و اسرائیل. این شرایط، دست مذاکرهکننده ایرانی را میبندد و باعث میشود طرف مقابل، اعتبار مواضع ارائهشده را زیر سئوال ببرد.
محبعلی تاکید کرد: وقتی از داخل کشور مواضع متناقضی مطرح میشود؛ از بیفایده بودن مذاکره تا آمادگی برای جنگ یا حتی تهدید به اقدام پیشدستانه، طبیعی است که این تهدیدها و مواضع از سوی طرف مقابل غیرمعتبر تلقی شود.
لزوم اصلاحات جدی در داخل
وی ادامه داد: اگر جمهوری اسلامی قصد دارد از موضع قویتری مذاکره کند، باید اصلاحات جدی در داخل انجام دهد تا طرف خارجی احساس کند مذاکرهکننده واقعاً نماینده کل کشور ایران است، نه صرفاً بخشی از حاکمیت؛ در غیر این صورت، این پرسش باقی میماند که طرف مذاکره دقیقاً نماینده چه کسی است؟
این کارشناس مسائل بین الملل با اشاره به اینکه ایران و آمریکا در نهایت نیازمند نوعی توافق عدمتخاصم هستند، گفت: به این دلیل که حتی با حل مسائل هستهای یا موشکی، امکان بازگشت تنشها با تغییر دولتها یا شرایط سیاسی وجود دارد. تجربه برجام نشان داد که تصور حلوفصل ساده و یکباره مسائل، نوعی توهم بوده است.
وی در جمعبندی سخنان خود گفت: مسائل میان ایران و آمریکا طی ۴۷سال انباشته و به گرههای کور تبدیل شدهاند. باز کردن این گرهها نیازمند برنامهریزی دقیق، بازسازی سیاست داخلی و خارجی و گفتگوی مستقیم و شفاف است؛ نه مذاکرات غیرمستقیم و انتقال صرف مواضع. در شرایط فعلی، نباید انتظار بیشتری از این روند داشت، چرا که آنچه رخ داده، هنوز مذاکره واقعی نیست.
بهشتیپور: تدبیر مذاکرات برای آرامش بخشی به جامعه است
حسن بهشتیپور، کارشناس ارشد روابط بینالملل هم معتقد است: تدبیر مذاکرات نوعی آرامشبخشی به داخل کشور بوده است. وی در گفتگو با اطلاعات درباره ارزیابی خود از مذاکرات عمان و نتایج آن اظهار داشت: اصولاً چنین تلقیای در ایران به وجود آمده است که ما فقط زمانی با طرف مقابل مذاکره میکنیم که حتماً قرار باشد به نتیجهای منجر به لغو تحریمها برسیم، یا زمانی مذاکره میکنیم که اعتماد وجود داشته باشد و مواردی از این دست. باید بگویم مذاکره در روابط بینالملل یک ابزار است و در شرایط مختلف میتوان از این ابزار در راستای حفظ منافع ملی کشور استفاده کرد .
وی افزود: گاهی ممکن است بدانیم طرف مقابل در حال برنامهریزی، مثلاً برای حمله است؛ اما آیا چون این را میدانیم باید اساساً مذاکره نکنیم؟ چنین قاعدهای وجود ندارد.
بهشتیپور ادامه داد: شما میتوانید آمادگی نظامی، اطلاعاتی و امنیتی خود را در بالاترین حد نگه دارید و در عین حال، برای اینکه به دنیا نشان دهید اهل گفتگو، مذاکره و راهحلهای سیاسی و حل مشکلات از طریق دیپلماسی هستید، وارد مذاکره شوید. اگر به نتیجه رسیدیم که فبها و اگر نرسیدیم ، چیزی از دست ندادهایم و به وضعی که در حال حاضر در آن هستیم، بازگشتهایم. نکته مهمتر این است که تدبیر مذاکرات نوعی آرامشبخشی به داخل کشور نیز هست. یعنی افکار عمومی اکنون به دلیل لشکرکشی آمریکا و فضاسازی شدید رسانههای غربی و شبکههای اجتماعی، غوغایی برای ترساندن مردم ایران برپا کردهاند و اگر وارد مذاکره شویدو نشان دهید که در حال تلاش برای رسیدن به نتیجه و حل مشکل از طریق دیپلماسی هستید، این خود تدبیر بسیار خوبی برای آرامشبخشی به جامعه است.
این کارشناس روابط بینالملل اظهار داشت: این آرامشبخشی هم واهی نیست، واقعی است و میبینیم که طرف مقابل وارد صحنه مذاکره شده است. باز هم تأکید میکنم، ولو اینکه بالاخره طرف در نهایت بخواهد به ما حمله کند، ما چرا باید دست روی دست بگذاریم؟ اگر این مذاکره موجب غفلت ما شود، یعنی باعث شود که چون مذاکره میکنیم خوشخیال باشیم و فکر کنیم دشمن به ما حمله نمیکند، هیچکس در ایران چنین فکری ندارد، بهویژه با توجه به تجربه خرداد و تیر امسال و جنگ ۱۲روزه که داشتهایم؛ بنابراین، تدبیری که در حال مذاکره است، براساس عزت، مصلحت و حکمت تلاش میکند از یک طرف آرامشبخشی در جامعه ایجاد کند و از طرف دیگر بحران را مدیریت کند و تنش موجود در روابط ایران و آمریکا را کاهش دهد. این خدمت بزرگی است که در حال انجام است.وی افزود: عدهای میخواهند ما را به جنگ بکشانند و دنبال جنگطلبی و برخورد هستند و میخواهند ایران را درگیر کنند که این امر به نفع کشور نیست. دشمن اگر به ما حمله کند، با همه امکانات مقابله خواهیم کرد، ولی نباید خودمان به استقبال جنگ برویم و تا آنجا که میتوانیم مدیریت کنیم و سعی کنیم این مشکل را از طریق دیپلماسی حل کنیم.
در حال گفتگو هستیم نه مذاکره
بهشتیپور با اشاره به اینکه درحال گفتگو هستیم و نه مذاکره، ادامه داد: رئیسجمهوری آمریکا در مصاحبهاش گفته است که چارچوب هستهای را پذیرفته است و دو طرف اعلام کردهاند که مذاکرات رو به جلو است و تلاش میکنند دور بعدی مذاکره نیز برقرار شود. به نظرم فعلاً مذاکرات در حد گفتگو است. ما یک دیالوگ داریم که به معنای گفتگو است و یکNegotiation داریم یعنی مذاکره. تفاوت این دو این است که در گفتگو دو طرف حرفهای خود را میزنند، ولی در مذاکره یک دستورکار مشخص را توافق میکنند و روی آن دستورکار معین صحبت میکنند. فعلاً در مرحله اول هستیم و فکر میکنم مرحله دوم بیشتر برای رسیدن به یک دستورکار مشترک برای مذاکرات است.
وی درباره اینکه آیا امکان دارد شروطی روی میز مذاکره بیاید یا سایه جنگ همچنان بر سر کشور وجود داشته باشد، اظهار داشت: اگر از منظر یک مسئول صحبت کنیم، آن مسئول نباید دلش خوش باشد که حملهای به ایران صورت نخواهد گرفت. همه امکانات باید بسیج شود که هماکنون نیز براساس اظهارات فرماندهان ،نیروهای مسلح در بالاترین سطح آمادگی قرار دارند. پس ما در مقابل سیاست چماق و هویج ترامپ، همه اقدامات احتیاطی را برای مقابله انجام میدهیم.
بهشتیپور افزود: اما از لحاظ برآوردها، چند سناریو میتوان در نظر گرفت. یکی آن است که بهطور طبیعی آمریکا ممکن است حمله کند، چرا که رئیسجمهوریاش فرد توسعهطلبی است و به هیچ چیزی نمیتوان اعتماد کرد. سناریوی دیگر این است که ترامپ واقعاً به این جمعبندی برسد که میتواند با ایران در یک چارچوب مشخص توافق کند تا در مرحله بعد با یک توافق اولیه، گامبهگام جلو بروند. فضای فعلی نسبت به دو هفته پیش بهطور قابلتوجهی مثبتتر است و این به معنای آن نیست که صرفاً به دلیل انجام مذاکرات چنین ارزیابی میشود، بلکه ناشی از نوع موضعگیریها ست. ترامپ عادتش این است که هم تهدید میکند و هم دم از مذاکره میزند و ایران دست او را خوانده است و متناسب با آن سیاست خود را تنظیم میکند .
بازار ![]()