پیام سپاهان - خراسان / «اقتصاد تئاتر در بن بست» عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم ناصر ارباب است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
اقتصاد تئاتر ایران سالهاست در چرخهای از بیثباتی، نبود حمایت مؤثر و کاهش مخاطب گرفتارشده؛ چرخهای که امروز بیش از هر زمان دیگری، حیات فرهنگی و حرفهای تئاتر را تهدید میکند. باوجود افزایش سالنهای خصوصی و رشد تولیدات نمایشی، وضعیت اقتصادی این هنر نهتنها بهبود نیافته، بلکه با موجهای تازهای از هزینههای تولید، کاهش توان مالی مخاطبان و نبود سازوکار حمایتی شفاف مواجه است.
یکی از مهمترین مشکلات اقتصادی تئاتر، نبود مدل مالی پایدار است. درحالیکه در بسیاری از کشورها تئاتر بر ترکیبی از حمایت دولتی، حمایت های مالی و فروش بلیت تکیه دارد، در ایران تقریباً همه درآمد گروهها به فروش بلیت وابسته است؛ آنهم در شرایطی که قدرت خرید مخاطب کاهشیافته و بلیتهای تئاتر برای بسیاری از خانوادهها در اولویت اقتصادی نیست. نتیجه این است که حتی اجراهایی باکیفیت و تبلیغات مناسب نیز با خطر بازگشت هزینههای اولیه روبهرو میشوند.
از سوی دیگر، هزینههای تولید سر به فلک گذاشته است؛ اجاره سالن، دستمزد عوامل، طراحی صحنه، نور، موسیقی، ساخت دکور و حتی هزینههای کوچکتری مثل رفتوآمد و تجهیزات، بر دوش گروهها سنگینی میکند. بسیاری از سالنها به دلیل هزینههای عملیاتی بالا، اجارههایی تعیین میکنند که خارج از توان گروههای مستقل است. در این شرایط، گروهها یا به سمت آثار کمدی با ریسک پایین میروند، یا عطای تولید را به لقایش میبخشند.
ابهام در نحوه تخصیص بودجه
بازار ![]()
مشکل دیگر، نبود حمایت دولتی هدفمند و عادلانه است. در سالهای اخیر هیچ گزارش شفافی از نحوه تخصیص بودجه تئاتر منتشرنشده است. چه گروههایی حمایت دریافت میکنند؟ معیار انتخاب چیست؟ سهم استانها از حمایتها چقدر است؟ هیچکدام روشن نیست. همین ابهام، بیاعتمادی میان گروههای تئاتری و نهادهای مدیریتی ایجاد کرده و امکان برنامهریزی حرفهای را از بین برده است.
در کنار این مشکلات، نبود استاندارد در قراردادها و دستمزدها اعتماد و امنیت شغلی هنرمندان را کاهش داده است. بسیاری از قراردادها هنوز شفاهی یا ناپایدارند و دستمزدها با تأخیرهای طولانی پرداخت میشود. هنرمندی که آینده مالیاش نامعلوم باشد، نمیتواند بر خلاقیت متمرکز شود و طبیعی است که از کیفیت آثار کاسته شود.
اقتصاد تئاتر، نیازمند سند ملی حمایت مالی
افزون بر این، تئاتر ایران هنوز نتوانسته بازار خارج از فروش بلیت بسازد؛ نه قرارداد حمایت مالی استاندارد وجود دارد، نه امکان فروش نسخه ضبطشده آثار، نه بازار آنلاین و نه فرصتهای درآمدزایی جانبی. درنتیجه، تئاتر برخلاف صنعت سینما، موسیقی یا نشر، تنها به یک منبع درآمد وابسته مانده است؛ منبعی که هرروز کوچکتر میشود.
در چنین وضعیتی، آینده اقتصاد تئاتر ایران بدون تدوین یک سند ملی حمایت مالی، شفافیت بودجه، اصلاح قراردادها و طراحی مدل اقتصادی جدید روشن نخواهد بود. این بحران بیش از هر زمان دیگری نیازمند پاسخگویی نهادهای صنفی و مدیریتی است. پرسش اصلی این است: چه نهادی قرار است سکان اصلاحات اقتصادی تئاتر را در دست بگیرد؟