دوشنبه ۲۰ مهر ۱۴۰۵

سیاسی

پیام گازوئیلی؛ چرا مسکو متحد همیشگی تهران نیست؟

پیام گازوئیلی؛ چرا مسکو متحد همیشگی تهران نیست؟
پیام سپاهان - روزنامه سازندگی/متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست کوروش احمدی| توافق دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین بر سر ارسال مغادیری ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
کوروش احمدی| توافق دونالد ترامپ و ولادیمیر پوتین بر سر ارسال مغادیری گازوئیل روسی به آمریکا، فراتر از یک معامله انرژی، نمونه و پرده‌ای از منطق حاکم بر سیاست خارجی رئیس‌جمهور آمریکا و نحوه عمل اوست؛ سیاستی که در آن، تصمیمی‌گیری‌ها چندان تابع اصول و موازین روشنی نیست. این اقدام خاص ترامپ قبل از اینکه ارتباطی به سیاست آمریکا در قبال اوکراین و روسیه داشته باشد عمدتاً تابع مصلحت سیاسی روز او و حاصل تلاش او برای عبور هرچند محدود و موقت از مشکل قیمت گازوئیل در آستانه یک تحول سیاسی مهم یعنی انتخابات نوامبر است.
ترامپ پیش از آنکه به یک راهبرد منسجم و اصولی ثابت پایبند باشد، سیاست را میدان معامله‌های مقطعی می‌بیند؛ جایی ‌که منافع کوتاه‌مدت و ملاحظات سیاسی می‌توانند بر تعهدات پیشین غلبه کنند. از آنجا که تناقض در رفتار او و اتخاذ تصمیم‌های ضدونقیض چندان عجیب نیست اقدام ناگهانی به واردات گازوئیل از روسیه را نیز نباید کاملاً غیرمترقبه انگاشت. ترامپ می‌تواند همزمان از فشار بر روسیه سخن بگوید و برای تأمین سوخت مورد نیاز آمریکا به پوتین متوسل شود و شخصاً تلفنی، معامله‌ای را با او به اصطلاح جوش دهد بدون اینکه مقید به ضوابط و راهبرد آمریکا در ارتباط با روابط دو کشور و روابط با دیگر کشورها باشد.
البته سابقه گرایش ترامپ به دوستی با پوتین به دوره نخست ریاست‌جمهوری او بازمی‌گردد. شباهت‌هایی در سبک رهبری اقتدارگرایانه این دو رهبر و مخالفت آن دو با نظم بین‌المللی لیبرال و نظام‌های سیاسی لیبرال، زمینه‌ای برای این نزدیکی فراهم کرده است. برخی نیز علاقه ترامپ به پوتین را بی‌ارتباط با هم‌نژادی و «فرهنگ مشترک سفیدپوستی» ندانسته‌اند. در دوره دوم نیز ترامپ در ارتباط با بحران اوکراین بیشتر شخصاً متمایل به تحت‌فشار قرار دادن ولودیمیر زلنسکی برای دادن امتیازهای ارضی به روسیه بوده است؛ امتیازهایی که می‌تواند به تثبیت دستاوردهای سرزمینی برای روسیه منجر شود و به تثبیت موقعیت سیاسی پوتین در داخل روسیه کمک کند.
با این‌ حال سیاست آمریکا در برابر مسکو فقط در کاخ سفید تعیین نمی‌شود. کنگره و حتی بخشی از جمهوری‌خواهان همچنان در قبال روسیه، موضعی سخت‌گیرانه دارند. تصویب تحریم‌های اخیر علیه مسکو در چنین فضایی در کنار توافق گازوئیلی ترامپ، شکاف میان رویکرد شخصی رئیس‌جمهور و بخش‌هایی از ساختار سیاسی آمریکا را نشان می‌دهد.
معامله گازوئیل با پوتین در شرایطی رقم خورده که به تصور ترامپ، قیمت سوخت در داخل آمریکا می‌تواند پاشنه آشیلی برای دولت او و موقعیت جمهوری‌خواهان در انتخابات باشد. توافق با پوتین، فرصتی تبلیغاتی در اختیار او می‌گذارد تا خود را رئیس‌جمهوری معامله‌گر و قادر به مهار بحران معرفی کند. اما میان تبلیغات سیاسی و اثر واقعی اقتصادی فاصله زیادی وجود دارد. نخستین محموله ۳۰۰‌ هزار تنی چیزی در حدود مصرف یک روز گازوئیل در آمریکا‌ست و روشن نیست که کاهش ۵‌ درصدی در قیمت گازوئیل بعد از اعلام خبر تا چه زمانی می‌تواند، دوام آورد.
اقدام روسیه نیز عمدتاً جنبه سیاسی دارد. مهم‌ترین دستاورد پاسخ مثبت پوتین به ترامپ، بازگذاشتن مسیر ارتباط با او‌ست. با این ‌حال توان مسکو برای اجرای تعهدات هنوز پرسش‌برانگیز است. حملات اوکراین به پالایشگاه‌های روسیه و گزارش‌ها درباره مشکلات تأمین سوخت در روسیه و واردات سوخت از هند، تردیدهایی درباره امکان انتقال سریع این حجم از گازوئیل ایجاد می‌کند. از آنجا‌که محموله‌ها قرار است در سه مرحله ارسال شوند، بعید است قبل از روشن شدن میزان و زمان تحویل بتوان از تأثیر چشمگیر آنها بر قیمت سوخت در آمریکا سخن گفت.
اما این معامله برای تهران چه معنایی دارد؟ یکی از محورهای اصلی اقدامات ایران در ماه‌های اخیر اعمال فشار بر بازار انرژی با هدف افزایش هزینه‌های اقتصادی بحران برای آمریکا و متحدان آن کشور و همه دنیا و ایجاد اهرم فشاری از این رهگذر بوده است. در چنین شرایطی هر اقدامی که بتواند، بخشی از فشار عرضه و قیمت سوخت در آمریکا را کاهش دهد از منظر ایران، اهمیت پیدا می‌کند. هرچند اثر توافق روسیه، با توجه به حجم محدود آن، نباید بیش از اندازه بزرگ‌نمایی شود اما صرف اقدام سیاسی پوتین حاکی از تلاش او برای حفظ رابطه با ترامپ به هر قیمتی است؛ گرایشی که تهران نباید نسبت به آن بی‌توجه باشد.
این واقعه و نیز اقدام چین به کاهش واردات حدوداً ۵‌ میلیون بشکه‌ای در روز بعد از شروع بحران تنگه هرمز نشان داد که این دو کشور سیاست‌های خاص خود را بر مبنای منافع خاص خود دنبال می‌کنند و ممکن است در لحظه‌ای که تهران روی یک اهرم فشار حساب باز کرده برای تأمین منافع اقتصادی یا سیاسی خود با واشنگتن کنار بیایند.
بنابراین توافق گازوئیلی به‌تنهایی به‌معنای چرخش کامل ترامپ به سوی روسیه یا پشت کردن قطعی به اوکراین نیست؛ اما نشانه روشنی از سیاست معامله‌محور او و پوتین است. این نشانه کوچکی است که مؤید یک قاعده عمومی و همیشگی است که حاکی از ابدی نبودن دوستی‌ها و پایان‌پذیر بودن دشمنی‌ها‌ست. برای ایران نیز پیام روشن است: همکاری با روسیه می‌تواند فرصت بسازد اما نمی‌تواند، تکیه‌گاهی همیشگی و محکم باشد.


نظرات شما