پنجشنبه ۱۶ مهر ۱۴۰۵

سیاسی

سرمقاله اعتماد/ وقتی سوگ زبان مشترک ملت‌ها می‌شود

سرمقاله اعتماد/ وقتی سوگ زبان مشترک ملت‌ها می‌شود
پیام سپاهان - اعتماد/ «وقتی سوگ زبان مشترک ملت‌ها می‌شود» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم علیرضا رجایی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: گاهی یک تصویر، بیش ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - اعتماد / «وقتی سوگ زبان مشترک ملت‌ها می‌شود» عنوان یادداشت روز در روزنامه اعتماد به قلم علیرضا رجایی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
گاهی یک تصویر، بیش از ده‌ها صفحه تحلیل سیاسی سخن می‌گوید؛ نه از آن جهت که تصویر تمام واقعیت را در خود جای داده است، بلکه به این دلیل که می‌تواند بخشی از واقعیت اجتماعی را آشکار کند که در هیاهوی سیاست کمتر دیده می‌شود؛ واقعیتی درباره انسان‌ها، روابط اجتماعی، احترام متقابل و ظرفیت یک جامعه برای حفظ ارتباط در دشوارترین شرایط. مراسم بزرگداشت مرحومه بدرالسادات عراقچی، خواهر سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران که عصر یکشنبه ۱۲ مهر ماه ۱۴۰۵ در مسجد نور تهران برگزار شد، در نگاه نخست یک مراسم سوگ و ادای احترام به خانواده‌ای داغدار بود، اما گزارش‌های منتشر شده از این مراسم، حضور رییس‌جمهور، رییس مجلس، جمعی از مسوولان کشوری و لشکری، چهره‌های سیاسی و مذهبی، اقشار مختلف مردم و شماری از سفرا و نمایندگان کشورهای خارجی مقیم تهران را نشان می‌دهد. مسعود پزشکیان و محمدباقر قالیباف نیز برای عرض تسلیت در این مراسم حضور یافتند. در گزارش‌های رسانه‌ای همچنین از حضور چهره‌هایی با پیشینه‌های مختلف سیاسی، ازجمله محمدجواد ظریف، اسحاق جهانگیری، محمدرضا باهنر، غلامعلی حدادعادل و دیگر شخصیت‌های سیاسی و اجرایی نام برده شده است. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا اهمیت این مراسم فقط در فهرست حاضران خلاصه می‌شود؟ به باور نگارنده، پاسخ منفی است. اهمیت اصلی را باید در معنای اجتماعی این «حضور» جست‌وجو کرد. البته باید میان واقعیت و تحلیل فاصله‌ای روشن گذاشت. حضور افراد در یک مراسم سوگ را نمی‌توان به معنای توافق سیاسی، همگرایی کامل یا شکل‌گیری اجماع درباره سیاست خارجی تلقی کرد. چنین نتیجه‌ای فراتر از شواهد موجود است. اما می‌توان پرسش دیگری را مطرح کرد؛ پرسشی از جنس جامعه‌شناسی و سرمایه اجتماعی: آیا جامعه هنوز ظرفیت‌هایی برای کنار هم ایستادن، با وجود تفاوت‌های سیاسی و فکری، دراختیار دارد؟ تصاویر مسجد نور دست‌کم زمینه طرح چنین پرسشی را فراهم می‌کند. از «چه کسی آمد» تا «معنای حضور» در تحلیل‌های خبری، طبیعی است که نخست بپرسیم چه کسی در یک مراسم حضور داشت. این همان چیزی است که خبر باید ثبت کند.
اما تحلیل اجتماعی یک گام جلوتر می‌رود و می‌پرسد: این حضور چه چیزی درباره جامعه به ما می‌گوید؟ جامعه فقط مجموعه‌ای از احزاب، دولت‌ها، نهادها و مواضع سیاسی نیست. جامعه از روابط انسانی تشکیل شده است؛ از خانواده، دوستی، فرهنگ، دین، آیین‌ها، خاطرات مشترک و تجربه‌هایی که انسان‌ها را حتی در صورت اختلاف سیاسی به یکدیگر پیوند می‌دهد. مراسم سوگ یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بروز همین پیوند انسانی است. در برابر فقدان یک انسان، بسیاری از مرزبندی‌های معمول برای لحظاتی در برابر یک واقعیت بنیادی قرار می‌گیرند: رنج و فقدان.انسان‌ها در چنین موقعیتی، پیش از آنکه سیاستمدار، مقام دولتی، منتقد، دیپلمات یا فعال سیاسی باشند، انسانند. همین نقطه می‌تواند اهمیت اجتماعی یک مراسم سوگ را توضیح دهد.
سرمایه اجتماعی؛ ثروتی که در بحران دیده می‌شود- در ادبیات جامعه‌شناسی سیاسی، سرمایه اجتماعی به اعتماد، ارتباط، همکاری، شبکه‌های انسانی و هنجارهایی اشاره دارد که امکان زندگی جمعی را تقویت می‌کنند. این سرمایه معمولا در روزهای عادی چندان دیده نمی‌شود. ارزش آن در روزهای بحران آشکار می‌شود؛ زمانی که جامعه با فشار، اختلاف، نااطمینانی و شکاف‌های سیاسی مواجه است.جامعه‌ای که همه پل‌های ارتباطی خود را از دست داده باشد، حتی اگر از نظر ساختارهای رسمی قدرتمند باشد، در مدیریت بحران با دشواری بیشتری روبه‌رو خواهد شد. در مقابل، جامعه‌ای که بتواند میان افراد و گروه‌های متفاوت، حداقلی از احترام، ارتباط و گفت‌وگو را حفظ کند، ظرفیت بیشتری برای عبور از بحران خواهد داشت. از این منظر، آنچه در مسجد نور دیده شد، می‌تواند یادآور یک مفهوم مهم باشد: ظرفیت اجتماعی برای حفظ ارتباط در دل اختلاف.این ظرفیت را نباید با وحدت سیاسی اشتباه گرفت.وحدت سیاسی یک مفهوم است و همزیستی اجتماعی مفهومی دیگر. جامعه می‌تواند متکثر باشد، اختلاف داشته باشد و درباره مسائل بنیادین سیاست داخلی و خارجی دیدگاه‌های متفاوتی ارایه کند؛ اما در عین حال، می‌تواند بر اصولی مانند کرامت انسانی، احترام متقابل، منافع ملی و ضرورت گفت‌وگو اشتراک داشته باشد.
دیپلماسی فقط پشت میز مذاکره نیست- از اینجا، موضوع به دیپلماسی می‌رسد. وقتی از دیپلماسی سخن می‌گوییم...
معمولا ذهن ما به وزارت امور خارجه، سفارتخانه‌ها، مذاکرات رسمی، توافق‌های بین‌المللی و دیدارهای سیاسی می‌رود. همه اینها بخش مهمی از دیپلماسی هستند، اما دیپلماسی در معنای گسترده‌تر، تنها مذاکره میان دولت‌ها نیست. دیپلماسی به ارتباط انسان‌ها و ملت‌ها نیز وابسته است. شناخت متقابل، احترام، ارتباطات فرهنگی، دانشگاهی، رسانه‌ای، علمی و اجتماعی، همگی می‌توانند در ایجاد شناخت میان جوامع نقش داشته باشند. از همین منظر، حضور سفرا و نمایندگان خارجی در یک مراسم سوگ را می‌توان از زاویه‌ای انسانی و ارتباطی نیز مورد توجه قرار داد. گزارش‌های منتشر شده از حضور نمایندگان شماری از کشورهای خارجی، ازجمله عربستان، ازبکستان، الجزایر، عمان و ارمنستان حکایت دارد.این حضور لزوما به معنای تایید همه سیاست‌های دولت میزبان نیست و نباید چنین تفسیری بر آن تحمیل کرد، اما می‌تواند نشانه‌ای از آن باشد که روابط انسانی و دیپلماتیک حتی در شرایط پیچیده سیاسی نیز ادامه پیدا کند و همین ارتباط، ارزشمند است.
اختلاف دولت‌ها؛ دشمنی ملت‌ها نیست- یکی از خطرناک‌ترین اتفاقات در روابط بین‌الملل زمانی رخ می‌دهد که اختلاف میان دولت‌ها به خصومت میان ملت‌ها تبدیل شود.در چنین شرایطی، انسان‌ها دیگر یکدیگر را به عنوان انسان نمی‌بینند، بلکه طرف مقابل را صرفا در قالب یک «دشمن» تعریف می‌کنند. این همان نقطه‌ای است که راه گفت‌وگو دشوار می‌شود، اما راه دیگری نیز وجود دارد.می‌توان پذیرفت که دولت‌ها ممکن است اختلافات جدی داشته باشند، منافع متفاوتی دنبال کنند و حتی در برخی مقاطع با یکدیگر وارد منازعه شوند؛ اما ملت‌ها الزاما دشمن یکدیگر نیستند. یک ایرانی می‌تواند با سیاست یک دولت خارجی مخالف باشد، بدون آنکه با مردم آن کشور دشمن باشد.همین تفکیک ساده، در شرایط بحرانی بسیار مهم است، زیرا حفظ مرز میان «اختلاف سیاسی» و «دشمنی انسانی» یکی از پایه‌های امکان صلح است.
مسجد نور؛ قاب کوچکی از یک مساله بزرگ- از این منظر، تصاویر مراسم مسجد نور را می‌توان یک «قاب اجتماعی» دانست؛ قابی که در آن چهره‌هایی با جایگاه‌ها و سوابق متفاوت، در یک موقعیت انسانی کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند. این قاب نمی‌گوید اختلافات سیاسی از میان رفته است. نمی‌گوید همه حاضران درباره سیاست داخلی یا خارجی یکسان می‌اندیشند. نمی‌گوید اختلافات گذشته فراموش شده است، اما می‌تواند یک سوال بسیار مهم را پیش روی جامعه بگذارد؛ آیا می‌توان متفاوت بود، اما دشمن نبود؟ به نظر می‌رسد پاسخ به این پرسش برای آینده جامعه بسیار مهم‌تر از آن است که بخواهیم از یک مراسم، نتیجه‌ای سیاسی و قطعی استخراج کنیم.
جامعه متکثر، جامعه دشمن نیست- یکی از اشتباهات رایج در نگاه به جامعه، این تصور است که وحدت به معنای یکسان‌اندیشی است. درحالی که جامعه پویا، جامعه‌ای است که در آن تفاوت دیدگاه وجود دارد. افراد ممکن است درباره اقتصاد، فرهنگ، سیاست داخلی، سیاست خارجی یا شیوه اداره کشور اختلاف‌نظر داشته باشند. این اختلاف‌ها لزوما تهدید نیستند. آنچه می‌تواند تهدیدکننده باشد، تبدیل اختلاف‌نظر به نفرت و حذف دیگری است.جامعه‌ای که بتواند اختلاف را تحمل کند، امکان گفت‌وگو را نیز حفظ کرده است و جامعه‌ای که امکان گفت‌وگو را حفظ کند، در برابر بحران‌ها ظرفیت بیشتری خواهد داشت.
رسانه؛ مسوولیت روایت کردن- در این میان، رسانه‌ها نیز نقش بسیار مهمی دارند. رسانه فقط وظیفه ثبت حضور افراد را ندارد؛ نحوه روایت یک رویداد نیز بخشی از مسوولیت رسانه‌ای است. می‌توان یک مراسم را صرفا به فهرستی از اسامی تبدیل کرد. می‌توان آن را به یک رقابت سیاسی فروکاست. اما می‌توان از آن، یک پرسش اجتماعی نیز استخراج کرد.رسانه می‌تواند اختلاف را توضیح دهد، بدون اینکه نفرت تولید کند. می‌تواند از منافع ملی سخن بگوید، بدون آنکه ملت‌های دیگر را دشمن ذاتی معرفی کند. می‌تواند از سیاست خارجی دفاع یا آن را نقد کند، بدون اینکه راه‌های ارتباط انسانی را ببندد. این نوع روایت، به‌ویژه در شرایط بحرانی، اهمیت زیادی دارد.
صیانت از دیپلماسی، صیانت از راه گفت‌وگوست- اگر بخواهیم از مراسم مسجد نور یک مفهوم راهبردی استخراج کنیم، شاید بتوان آن را در یک عبارت خلاصه کرد؛ صیانت از ظرفیت دیپلماسی. دیپلماسی زمانی می‌تواند کار کند که هنوز راه ارتباط وجود داشته باشد و راه ارتباط زمانی باز می‌ماند که همه پل‌ها را خراب نکرده باشیم. دیپلماسی فقط هنر مذاکره نیست؛ هنر حفظ امکان بازگشت به مذاکره نیز هست. گاهی ممکن است مذاکرات متوقف شود.گاهی ممکن است اختلافات شدید شود. گاهی ممکن است روابط سیاسی میان دولت‌ها دچار تنش شود. اما اگر ارتباط انسانی و امکان گفت‌وگو کاملا از بین نرفته باشد، هنوز راهی برای بازگشت وجود دارد. این همان سرمایه‌ای است که باید از آن صیانت کرد.
سخن پایانی- مراسم ختم خواهر وزیر امور خارجه، پیش از هر چیز مراسمی برای سوگ و تسلیت به یک خانواده بود و باید حرمت انسانی آن حفظ شود. اما تصاویر و گزارش‌های این مراسم، امکان تأمل درباره موضوعی بزرگ‌تر را نیز فراهم کرده است؛ ظرفیت جامعه برای حفظ همدلی و ارتباط در دل تفاوت‌ها. حضور مسوولان و شخصیت‌های سیاسی با پیشینه‌های متفاوت، حضور اقشار مختلف مردم و حضور شماری از نمایندگان دیپلماتیک کشورهای خارجی، به خودی خود یک اجماع سیاسی ایجاد نمی‌کند، اما می‌تواند تصویری از امکان ارتباط انسانی در جامعه ارایه دهد. شاید ارزش واقعی این تصویر نیز همین باشد. اینکه هنوز می‌توان انسان را پیش از موضع سیاسی او دید. هنوز می‌توان با وجود اختلاف، احترام را حفظ کرد. هنوز می‌توان مخالف بود، اما دشمن نبود. هنوز می‌توان از منافع ملی دفاع کرد، اما راه ارتباط با جهان را نبست و هنوز می‌توان میان دولت‌ها اختلاف داشت، بدون آنکه ملت‌ها را دشمن یکدیگر کرد. در جهانی که جنگ‌ها، بحران‌ها و شکاف‌های سیاسی می‌توانند ملت‌ها را از یکدیگر دور کنند، حفظ همین ظرفیت انسانی، خود نوعی سرمایه برای صلح است. مسجد نور شاید در ۱۲ مهر ماه میزبان یک مراسم سوگ بود؛ اما تصویری که از آن به جامعه رسید، می‌تواند حامل یک پیام بزرگ‌تر باشد؛ جنگ ممکن است میان دولت‌ها آغاز شود، اما صلح، پیش از هر چیز، از میان انسان‌ها آغاز می‌شود و شاید وظیفه امروز ما همین باشد؛ نه حذف اختلاف، بلکه مدیریت اختلاف؛ نه انکار منافع ملی، بلکه صیانت از راه‌های گفت‌وگو و نه تبدیل ملت‌ها به دشمن یکدیگر، بلکه حفظ پل‌هایی که فردای صلح از روی آنها خواهد گذشت.


نظرات شما