شنبه ۴ مهر ۱۴۰۵

سیاسی

سرمقاله آرمان ملی/ ضرورت عبور از بن‌بست

سرمقاله آرمان ملی/ ضرورت عبور از بن‌بست
پیام سپاهان - آرمان ملی/ «ضرورت عبور از بن‌بست» عنوان سخن روز در روزنامه آرمان ملی به قلم فریدون مجلسی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید: آنچه در گفت‌وگوها، اظهارنظر‌ها ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - آرمان ملی / «ضرورت عبور از بن‌بست» عنوان سخن روز در روزنامه آرمان ملی به قلم فریدون مجلسی است که می‌توانید آن را در ادامه بخوانید:
آنچه در گفت‌وگوها، اظهارنظر‌ها و سخنرانی‌های مجمع عمومی سازمان ملل از سوی سران کشور‌ها مطرح می‌شود، معمولاً دو کارکرد دارد؛ بخشی برای آماده‌سازی افکار عمومی داخل کشور و بخشی برای توجیه مواضع در خارج. اما در کنار این مواضع علنی، آنچه درباره ایران و آمریکا اهمیت بیشتری دارد، محتوای مذاکراتی است که میان کارشناسان و خارج از فضای رسانه‌ای جریان دارد.
باید دید طرف‌های درگیر درباره چه مسائلی گفت‌و‌گو می‌کنند و چه راه‌هایی برای خروج از وضعیت موجود بررسی می‌شود. ایران اکنون با مسئله‌ای خطیر مواجه است و عقلانیت ایجاب می‌کند تصمیم‌گیری نه بر اساس آرزو‌های دست‌نیافتنی، بلکه بر مبنای مسئولیت در قبال مردم و مصالح کشور باشد. تصمیم درست باید بتواند آرامش و آسایش را به زندگی مردم بازگرداند، کار و تولید را رونق دهد، کارخانه‌ها را فعال کند و بخشی از فشار اقتصادی را کاهش دهد. از سوی دیگر، ادامه این وضعیت برای کشور‌های منطقه نیز هزینه‌زاست. قطر نمونه روشنی است.
این کشور طی سال‌های گذشته با درآمد‌های نفت و گاز، توسعه اقتصادی و دیپلماسی فعال، جایگاه بین‌المللی خود را ارتقا داده، اما ادامه بحران و اختلال در مسیر‌های انتقال انرژی، منافع اقتصادی آن را تهدید می‌کند. قطر با وجود آسیب‌ها و اعتراض‌ها، تلاش کرده ارتباطات خود با ایران را حفظ کند. امارات و کویت نیز هر یک به شیوه خود در برابر شرایط موجود واکنش نشان داده‌اند.
عربستان و حتی پاکستان نیز به دلایل اقتصادی و منطقه‌ای نمی‌توانند نسبت به ادامه بحران بی‌تفاوت باشند. در سطحی گسترده‌تر، چین و دیگر قدرت‌های اقتصادی نیز از ادامه این وضعیت متضرر می‌شوند. مواضع این کشور‌ها یکسان نیست و برخی از آنها در سیاست منطقه‌ای خود را درگیری سیاست‌های اسراییل نمی‌کنند، اما حتی این کشور‌ها نیز از منظر منافع اقتصادی و امنیت انرژی، خواهان بازگشت ثبات به منطقه‌اند.
از همین رو، فشار برای پایان یافتن بن‌بست فقط از سوی همسایگان ایران نیست و مجموعه‌ای از اقتصاد‌های بزرگ جهان نیز از تداوم بحران آسیب می‌بینند. برآیند این وضعیت آن است که ایران می‌تواند از این نیاز عمومی برای پیشبرد منافع خود استفاده کند و مسیری را در پیش بگیرد که به تفاهم و مصالحه منجر شود.
در چنین شرایطی، امتیاز می‌تواند در برابر امتیاز قرار گیرد. رفع محاصره ایران، همزمان با کاهش محدودیت‌های موجود در مسیر‌های ارتباطی و انرژی منطقه، می‌تواند نقطه آغاز این روند باشد. پرسش مهم این است که آیا آمریکا و به‌ویژه ترامپ حاضر خواهند شد وارد مذاکره‌ای فشرده شوند؟ انتخابات میان‌دوره‌ای آمریکا را نباید تنها عامل تعیین‌کننده در این زمینه دانست. صرف‌نظر از وضعیت جمهوری‌خواهان و دموکرات‌ها، بعید است سیاست منطقه‌ای آمریکا به‌سرعت دستخوش تغییر بنیادین شود. ترامپ مواضع تندی دارد و ممکن است در مقاطعی سخت‌گیری بیشتری نشان دهد، اما مسئله اصلی همچنان نیاز طرفین به تفاهم است.
در شرایط کنونی، عقلانیت اقتضا می‌کند ابتدا خطر‌های فوری کاهش یابد و راه برای یک توافق مرحله‌ای باز شود. رفع محاصره ایران در برابر اقدامات متقابل برای کاهش محدودیت‌های موجود در خلیج فارس می‌تواند یکی از نخستین گام‌ها باشد. چنین اقدامی با ایجاد اعتماد و نشان دادن حسن‌نیت، زمینه مذاکرات بعدی را فراهم می‌کند. ورود به دور تازه مذاکرات نیز الزاماً به معنای عقب‌نشینی یک‌جانبه نیست؛ بلکه می‌تواند فرآیندی مبتنی بر امتیاز متقابل باشد؛ یک طرف امتیازی بدهد و در مقابل امتیازی دریافت کند و از این طریق، مسیر توافقی قابل اجرا گشوده شود.


نظرات شما