سه شنبه ۳۱ شهريور ۱۴۰۵

سیاسی

«زن، اسب، تفنگ»؛ بی‌بی مریم بختیاری از تاریخ به صحنه تئاتر می‌آید

«زن، اسب، تفنگ»؛ بی‌بی مریم بختیاری از تاریخ به صحنه تئاتر می‌آید
پیام سپاهان - اصفهان-نمایش «زن، اسب، تفنگ» به نویسندگی مهدی ایروانی و کارگردانی پویان عطایی، ۲ مهرماه با محوریت زندگی بی‌بی مریم بختیاری روی صحنه می‌رود؛ روایتی که از دل ۶ تا ۷ ماه پژوهش شکل گرفته است.
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - اصفهان-نمایش «زن، اسب، تفنگ» به نویسندگی مهدی ایروانی و کارگردانی پویان عطایی، ۲ مهرماه با محوریت زندگی بی‌بی مریم بختیاری روی صحنه می‌رود؛ روایتی که از دل ۶ تا ۷ ماه پژوهش شکل گرفته است.

خبرگزاری مهر، گروه استان‌ها - کوروش دیباج: بازنمایی یک شخصیت تاریخی در تئاتر، فقط انتقال زندگی یک فرد از کتاب به صحنه نیست؛ مسئله از جایی دشوار می‌شود که تاریخ، حافظه جمعی و درام هرکدام تصویری متفاوت از آن شخصیت پیش روی هنرمند می‌گذارند. بی‌بی مریم بختیاری نیز در چنین موقعیتی قرار دارد؛ شخصیتی که روایت‌های تاریخی و تصویری که در حافظه عمومی از او شکل گرفته، ظرفیت‌های متعددی برای تبدیل شدن به یک شخصیت نمایشی ایجاد می‌کند، اما هم‌زمان خطر قهرمان‌سازی ساده و فاصله گرفتن از واقعیت تاریخی را نیز به همراه دارد.
تئاتر تاریخی زمانی با چالش جدی‌تری مواجه می‌شود که بخواهد نسبت یک زن با قدرت، سنت، مبارزه، خانواده و هویت را در دل یک موقعیت تاریخی روایت کند. در چنین شرایطی، صحنه باید میان مستندات تاریخی و ضرورت‌های دراماتیک تعادل برقرار کند؛ نه آنکه شخصیت را صرفاً به بازسازی موزه‌ای از گذشته تبدیل کند و نه آنکه برای جذابیت نمایشی، تاریخ را به حاشیه براند.
نمایش زن، اسب، تفنگ به نویسندگی مهدی ایروانی با محوریت بی‌بی مریم بختیاری، قرار است ۲ مهرماه روی صحنه برود. پویان عطایی، طراح و کارگردان نمایش زن، اسب، تفنگ، درباره فرآیند پژوهش برای رسیدن به شخصیت بی‌بی مریم، معنای سه عنصر عنوان نمایش، نسبت سنت و پیشرفت، جایگاه زن و قدرت، حضور اصفهان در زبان اجرایی اثر و پرسش‌هایی که قرار است پس از تماشای نمایش در ذهن مخاطب شکل بگیرد، با مهر گفتگو کرده است.

پیام سپاهان

پویان عطایی،نمایش زن، اسب، تفنگ به نویسندگی
بی‌بی مریم بختیاری در حافظه تاریخی ایران، هم یک شخصیت تاریخی است و هم به واسطه روایت‌های متعدد، به چهره‌ای اسطوره‌ای تبدیل شده است. در نمایش زن، اسب، تفنگ، نقطه عزیمت شما بی‌بی مریم مستند و تاریخی بوده یا تصویری که در حافظه جمعی از او ساخته شده است؟ در فرآیند کارگردانی چگونه میان مستندات و ضرورت‌های دراماتیک مرزگذاری کردید؟
برای رسیدن به این شخصیت حدود ۶ تا ۷ ماه پژوهش کردیم و کتاب‌ها، مقالات و مطالب مختلف درباره بی‌بی مریم بختیاری را بررسی کردیم. تلاش ما این بود که زندگی‌نامه و مستندات مربوط به شخصیت را استخراج کنیم و آنچه در نمایش می‌بینیم، تا حد امکان با مستندات و تاریخچه‌ای که به آن رسیدیم، مطابقت داشته باشد.
در کنار این مسئله، برای ما مهم بود که شخصیت دراماتیک خودش را پیدا کند؛ یعنی صرفاً با یک بازسازی تاریخی مواجه نباشیم. تلاش کردیم ضرورت دراماتیک شخصیت در نمایش شکل بگیرد تا مخاطب هم از مواجهه با او لذت ببرد و هم با بخش‌هایی از زندگی بی‌بی مریم آشنا شود. برای من مهم بود که با یک قهرمان مواجه باشیم، اما نه یک قهرمان کلیشه‌ای؛ بلکه شخصیتی که از نگاه من می‌تواند برای مخاطب امروز نیز قابل افتخار باشد.
عنوان زن، اسب، تفنگ سه عنصر معنادار را کنار هم قرار می‌دهد. این سه عنصر در ساختار نمایش چه کارکردی دارند و چگونه به شخصیت بی‌بی مریم و پیشبرد درام متصل می‌شوند؟
زن برای من نماد زندگی، وطن و خانواده است. به اعتقاد من، زن اساساً با مفهوم هستی و شکل‌گیری جامعه پیوند دارد. اسب نیز عنصری نجیب است؛ نماد نجابت و ایستادگی و موجودی که با زندگی شخصیت اصلی ما عجین بوده و او در کنار آن زیست کرده است.
تفنگ وجه دیگری از این شخصیت را نشان می‌دهد؛ عنصری برای مقابله، ستیز، ایستادگی و مبارزه. این عنصر نیز با شخصیت اصلی ما پیوند داشته و او در این زمینه مهارت‌هایی داشته است. کنار هم قرار گرفتن این سه واژه، به دلیل سنخیتی که با موضوع نمایش و شخصیت اصلی دارند، به پیشبرد درام کمک می‌کند. در عین حال، هر سه وجهی از شخصیت را نشان می‌دهند و به ما اجازه می‌دهند قصه پرفرازونشیب زندگی بی‌بی مریم بختیاری را دنبال کنیم.

پیام سپاهان


نمایش آداب و رسومی را به چالش می‌کشد که از نگاه شما می‌توانند مانع پیشرفت مردم شوند. این نگاه چگونه با شخصیت بی‌بی مریم و نسبت او با فرهنگ و آیین بختیاری پیوند پیدا می‌کند؟
بی‌بی مریم بختیاری، به نسبت زمانه خودش، شخصیتی بسیار پیشرو بوده است. او اهل کتاب، علم، مطالعه و نوشتار بوده و از نگاه من نسبت به زمانه خودش جلوتر حرکت می‌کرده است. در عین حال، با وجود اینکه در یک ایل بختیاری زندگی می‌کرده، به آداب، آیین و سنن خودش وفادار بوده است.
آنچه برای من مهم است، جمع شدن این دو وجه در کنار یکدیگر است؛ یعنی احترام به فرهنگ و آیین، در کنار داشتن افقی روشن نسبت به جامعه و تاریخ و ایران. از نگاه من، احترام به سنت به این معنا نیست که هر سنتی باید بدون پرسش پذیرفته شود. بخشی از آیین‌ها ممکن است در نقطه‌ای مقابل پیشرفت قرار بگیرند یا به خرافه نزدیک شوند و شخصیت بی‌بی مریم می‌توانسته در برابر چنین وضعیتی موضع داشته باشد. این نگاه هم از زبان برخی شخصیت‌ها و هم می‌توانسته بخشی از تفکر خود بی‌بی مریم باشد.
در نمایش‌هایی که شخصیت تاریخی محور آنهاست، تبدیل شخصیت تاریخی به شخصیت نمایشی یکی از دشواری‌های اصلی است. در مورد بی‌بی مریم چه چیزی این فرآیند را برای شما ممکن کرد و آیا میان مستندات و نیازهای دراماتیک تعارضی وجود داشت؟
شخصیت تاریخی بی‌بی مریم به اندازه‌ای جذاب و دراماتیک است که برای نمایشی کردن آن، خود شخصیت ظرفیت زیادی در اختیار ما قرار می‌دهد. به نظرم ما در ایران قهرمانان واقعی زیادی داریم که گاهی به سادگی از کنارشان عبور می‌کنیم و زندگی‌شان سرشار از فراز و نشیب است.
بی‌بی مریم برای من شخصیتی است که ویژگی‌های مختلفی در او جمع شده است؛ یک زن مبارز، کتاب‌خوان، اهل علم، سوارکار و تیرانداز و شخصیتی که از نگاه من توانایی رهبری و فرماندهی نیز داشته است. همین مجموعه ویژگی‌ها امکان تبدیل یک شخصیت تاریخی به یک شخصیت نمایشی را فراهم می‌کند. در فرآیند اقتباس و دراماتورژی، خود این شخصیت تا حد زیادی ما را هدایت کرد و در بسیاری از بخش‌ها نه‌تنها تعارضی میان ویژگی‌های تاریخی و درام وجود نداشت، بلکه این دو با یکدیگر پیش می‌رفتند.
با توجه به اینکه نمایش در اصفهان اجرا خواهد شد، چه نسبتی میان جغرافیای تاریخی بی‌بی مریم و جغرافیای امروز اجرای اثر برقرار کرده‌اید؟ اصفهان در زبان اجرایی نمایش چه حضوری دارد؟
جغرافیای تاریخی شخصیت ما با جغرافیای امروز ایران پیوند دارد و مسئله زن نیز محدود به یک دوره تاریخی نیست و برای بشریت در دوره‌های مختلف اهمیت داشته است. اصفهان هم در نمایش از این جغرافیا جدا نشده است.
اگر مخاطب با اثر مواجه شود، حضور اصفهان را در بخش‌هایی از میزانسن، گویش و لهجه، بخشی از بازی‌ها و حتی صحنه خواهد دید. در بخشی از صحنه نیز از یک خط مرتبط با اصفهان استفاده کرده‌ایم. بنابراین تلاش نکرده‌ایم نمایش را مستقل و منفک از جغرافیای اصفهان طراحی کنیم؛ فرهنگ و جغرافیای اثر با فضای اجرای آن در هم آمیخته است.

پیام سپاهان


زن بودن بی‌بی مریم در نمایش با قدرت، تصمیم‌گیری و مناسبات اجتماعی او پیوند دارد. چگونه تلاش کردید این مسئله را بدون شعارزدگی یا قهرمان‌سازی ساده‌انگارانه روی صحنه ببرید؟
پشخصیت زن در نمایش ما عاری از شعار است، چون اساساً تلاش کردیم او را شخصیتی عملگرا ببینیم. قرار نبود درباره او اغراق کنیم یا صرفاً با شعار درباره قدرت زن صحبت کنیم. خود شخصیت و موقعیت‌هایی که در زندگی داشته، ظرفیت کافی برای شکل دادن به این بحث را دارد.
از نظر کارگردانی تلاش کردم لایه‌های مختلف زندگی این زن، از قدرت و تصمیم‌گیری گرفته تا مناسبات اجتماعی او، در چارچوبی منطقی و متناسب با شخصیت ارائه شود. برای من مهم بود که بی‌بی مریم صرفاً در یک موقعیت محلی باقی نماند و مسئله او بتواند به یک مسئله انسانی گسترده‌تر تبدیل شود، بدون اینکه برای رسیدن به این هدف در شخصیت اغراق کنیم.
شما هم‌زمان کارگردانی و طراحی صحنه، نور و موسیقی نمایش را بر عهده دارید. این تمرکز چه تأثیری بر زبان بصری و شنیداری اثر گذاشت؟
وقتی یک نفر چند مسئولیت را در یک اثر بر عهده دارد، باید از ابتدا نسبت خود را با هر بخش مشخص کند. طراحی صحنه برای من در مرحله پیش‌تولید و پیش از آغاز تمرین تعیین تکلیف شد. کارگردان باید پیش از شروع تمرین بداند با چه فضایی مواجه است و طراحی صحنه نباید تازه در جریان تمرین شکل بگیرد.
نور و موسیقی شرایط متفاوتی دارند. زمانی که ساختار اولیه اثر، میزانسن‌ها و بازی‌ها شکل گرفت، اسکیس‌های نور و طراحی موسیقی نیز وارد فرآیند شدند. تمرین به تدریج فضاهای نوری و موسیقایی را برای من روشن‌تر کرد. تلاش ما این بود که وجه بصری، شنیداری، دراماتیک، روایی و گفتمان اثر با یکدیگر هماهنگ باشند و زبان واحدی را در مواجهه با مخاطب شکل دهند.

پیام سپاهان


اگر زن، اسب، تفنگ را مواجهه‌ای معاصر با مسئله سنت، قدرت، زن و تغییر اجتماعی بدانیم، مهم‌ترین پرسشی که می‌خواهید تماشاگر پس از دیدن نمایش با خود ببرد چیست؟ این پرسش از ابتدا وجود داشت یا در تمرین شکل گرفت؟
فکر می‌کنم مخاطب پس از مواجهه با نمایش، با چند پرسش روبه‌رو خواهد شد. برای ما مهم بود که این مواجهه بتواند ذهن او را نسبت به بخشی از تاریخ، مناسبات اجتماعی، مسئله زن، هویت ایرانی و شناخت یک شخصیت تاریخی درگیر کند.
یکی از پرسش‌های اصلی برای من این است که با وجود قهرمانان واقعی در تاریخ، چرا گاهی سراغ قهرمانانی می‌رویم که از واقعیت فاصله دارند و شخصیت‌های واقعی خودمان را کمتر می‌شناسیم. مخاطب در نمایش با برشی از زندگی زنی مواجه می‌شود که از نگاه ما بخشی از فرهنگ و تاریخ ایران بوده و می‌توان درباره زندگی او تأمل کرد.
این دغدغه از پیش از آغاز تمرین‌ها وجود داشت، اما در جریان تمرین شکل پخته‌تری پیدا کرد. برای من مهم بود که نمایش فقط اطلاعاتی درباره یک شخصیت تاریخی ارائه نکند، بلکه چند پرسش را در ذهن مخاطب باقی بگذارد.


نظرات شما