پیام سپاهان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سعید احدیان، دستیار سیاسی رئیس مجلس| منطق امروز جمهوری اسلامی ایران در نزاع با آمریکا، هم جنگ و هم مذاکره برای ایجاد بازدارندگی است. این همان منطقی است که امروز دکتر قالیباف در نطق پیش از دستور خود به آن اشاره کرد. این منطق معتقد است باید با تمام توان نظامی و البته با عقلانیت استراتژیک، به دشمن ضربه زد تا او عقب برود و هنگامی که در موضع ضعف قرار گرفت، دستاوردهای نظامی را با مذاکره در قالب توافق تاکتیکی به دستاورد سیاسی و حقوقی تبدیل کرد. تاکتیکیبودن این توافق به معنای عدم اجرای تعهدات خودمان در توافق نیست، بلکه به معنای پیشبینی نقض عهد آمریکا و طراحی پیشینی و آمادگی برای مقابلهبهمثل با آن است، بهگونهای که از این فرایند، ما هر مرحله قویتر از قبل شویم و سطح بازدارندگی خود را به بازدارندگی پایدار برسانیم. بهعبارتدیگر، چرخه هم جنگ، هم مذاکره برای بازدارندگی، پاسخی به چرخه جنگ، مذاکره، سازش و دوباره جنگ دشمن است که آقای قالیباف در ابتدای جنگ بهعنوان راهبرد قدیمی اسرائیلیها و آمریکاییها افشا کرد و معتقد بود هدف ما باید خروج از این چرخه باشد. در قبال این ایده ضرورت خروج از چرخه جنگ، مذاکره، صلح و دوباره جنگ، عدهای اصل مذاکره را تخطئه کردند و دیگرانی هم بر مذاکره بدون اصرار بر جنگیدن اصرار کردند؛ اما راهحل واقعی که ایشان و دیگر مسئولان ارشد نظام برای خروج از این چرخه اعتقاد دارند، نهفقط جنگیدن و نهفقط مذاکرهکردن است.
حتی هم جنگیدن و هم مذاکرهکردن بدون داشتن هدف نیز نیست؛ بلکه هم جنگ و هم مذاکره با هدف توافقی تاکتیکی برای ایجاد فرصت برای تقویت مؤلفههای قدرت است که تنها راه بازدارندگی محسوب میشود. مصداق مهم این تئوری در تفاهمنامه اسلامآباد قابلمشاهده است که در آن ایران توانست با اقتدار و عقلانیت، از ظرفیت دیپلماسی استفاده کند و امتیازاتی را به دشمن تحمیل کند که به اذعان همه کارشناسان منصف، بازتاب واقعی شکست آمریکا در جنگ 40روزه و سند شکست آمریکا محسوب میشود.
اما نکته مهم تفاهم اسلامآباد فقط این نبود که سندی را به ارمغان آورد که نشانه شکست آمریکا در جنگ بود (که بهخودیخود منجر به تقویت یکی از مؤلفههای قدرت ایران و تقویت بازدارندگی ایران میشود) بلکه با این پیشفرض که دشمن تعهدات خودش را نقض میکند، تفاهمنامه اسلامآباد بهگونهای نوشته شد که با نقض عهد توسط آمریکا، ایران منافع بیشتری در تقویت مؤلفههای قدرت خود مانند افزایش تابآوری (با رفع محاصره 20روزه)، بازسازی توان نظامی (که منجر به حملات سنگین در اردن و... شد) و فشار مجدد اقتصادی به آمریکا به دست آورد. این فرایند باعث شده برخی مؤلفههای قدرت ایران در بازدارندگی تقویت شود و اکنون دوباره وارد مرحلهای شدهایم که باید با آمادگی برای جنگ، دشمن را دوباره به تفاهمنامه اسلامآباد مجبور کنیم و با تحمیل اراده خود، دشمن را وارد چرخه مذاکره و جنگ برای بازدارندگی که خود طراحی کردیم، بکنیم. این راهبرد ابعاد زیادی دارد که در فرصتهای دیگر باید به آن بپردازیم.