پیام سپاهان - کیهان /متن پیش رو در کیهان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
پیام صریح شلیک موشکهای بالستیک به سمت ناوهای آمریکایی و اجرای طرح «منطقه ممنوعه» در تنگه هرمز، ورود عملیاتی ایران به آرایش جنگی تهاجمی است؛ راهبردی هوشمندانه که با تحمیل هزینههای سنگین نظامی، حقوقی و اقتصادی، سناریوی محاصره دریایی دشمن را در آستانه فروپاشی قرار داده است.
رویارویی جمهوری اسلامی ایران و ارتش تروریستی آمریکا وارد فاز جدید و حساسی شده است؛ ایران برخلاف روایات ساختگی دشمن، سیاست دفاعی خود را به یک «آرایش کاملاً تهاجمی» ارتقا داده و با آمادگی کامل برای ورود به ابعاد جدیدی از نبرد، قواعد جدیدی را در صحنه ترسیم کرده است. نیروهای مسلح با دست پر در میدان حاضر شدهاند تا با برهم زدن محاسبات واشنگتن، هزینه ماجراجویی را به نقطهای غیرقابل تحمل برسانند؛ راهبردی هوشمندانه که بر دو محور کلیدی استوار است: «هدفگیری مستقیم نمادهای قدرت تهاجمی آمریکا» و «طراحی هوشمندانه منطقه ممنوعه جهت تحریم و مهار عملیاتی ناوگان متخاصم.»
یک تیر و چند نشان!
نیروهای مسلح در حال برنامهریزی و ارائه تاکتیکهای هستند که حلقه محاصره را میشکند. شلیک موفق و غافلگیرانه موشکهای بالستیک ساحلبهدریا به سمت ناو هواپیمابر و ناوشکن آمریکایی، افسانه شکستناپذیری و امنیت مطلق شناورهای تروریستی آمریکا را فرو ریخت. کشف، رهگیری و هدفگیری اهداف متحرک دریایی از ساحل در فاصلههای ۱۸۰ تا ۳۰۰ کیلومتری، توانمندی نادر و پیچیدهای است که ثابت کرد گره کور محاصره دریایی دشمن، تنها با «شمشیر اقتدار» باز میشود.
حمله کور پنتاگون به نفتکشهای ایرانی، نه نشانه قدرت، بلکه حاصل به هم ریختن محاسبات واشنگتن بود. اکنون سطح فناوری موشکی ایران به نقطهای رسیده که فراتر از اهداف ثابت، ناوهای چندمیلیارد دلاری آمریکا نیز به خوراکی آسان برای بالستیکهای نقطه زنش تبدیل شدهاند. ایران دیگر اجازه بازی موش و گربه و مدیریت زمان تا انتخابات نوامبر را به کاخ سفید نخواهد داد؛ محاصره باید در میدان شکسته شود.
از منظر عملیاتی و راهبردی، این اقدام صرفاً یک تلافی ساده نیست، بلکه ورود رسمیتیافته تقابل به مرحله «ممانعت از ورود و ضددسترسی» است. ناو هواپیمابر تنها یک بدنه فلزی نیست، بلکه قلعهای متحرک و مجهز به جدار دفاعی چندلایه، جنگ الکترونیک و سیستمهای پدافندی است. موفقیت زنجیره عملیاتی ایران در کشف، پردازش داده، انتقال اطلاعات هدفگیری و عبور از لایههای دفاعی، از یک فناوری پنهان و قدرتمند رونمایی کرد که محاسبات ریسکپذیری سنتکام را کاملاً به هم ریخته است.
پیام این شلیک کاملاً صریح است: نخست آنکه معادله از «تهدید» به «پاسخ بالفعل» ارتقا یافته است. دوم، تبدیل ناوها به اهداف دسترسپذیر، در آستانه انتخابات، هزینهتراشی سنگین سیاسی برای ترامپ است. سوم، جغرافیای نبرد به نفع ایران است؛ در حالی که واشنگتن باید خطوط لجستیکی خود را از هزاران کیلومتر دورتر پشتیبانی کند، چرا که ایران در آبهای خانگی میجنگد. در نهایت، این نبرد یک دوئل مالی پرهزینه برای پنتاگون ساخته است؛ جایی که شلیک موشکهای گرانقیمت «آمرام» و «سایدوایندر» از جنگندههای F35 صرفاً برای انحراف پهپادها و موشکهای کمهزینه ایرانی، ارتش آمریکا را در یک جنگ فرسایشی کمرشکن گرفتار کرده است.
ابتکار«منطقه ممنوعه»
در بعد دیگر این نبرد راهبردی، جمهوری اسلامی در پاسخ به تحرکات دشمن، دست به یک ابتکار حقوقی و عملیاتی زده است: تعیین «منطقه ممنوعه» جدید و الزام تمام شناورها به هماهنگی کامل با نیروی دریایی سپاه.
برخلاف شوهای تبلیغاتی ترامپ مبنی بر عادی بودن اوضاع، واقعیت میدان گواهی میدهد که تردد در این گلوگاه حیاتی انرژی رسماً از حالت عادی خارج شده و عبور بدون مجوز به معنای ورود به یک مسیر پرریسک و غیرعادی است. ایران با هوشمندی تمام، ابزار «مدیریت تردد» و «فهرست سیاه تحریمی» را جایگزین انسداد فیزیکی و غرقکردن مداوم کشتیها کرده است.
با قرار گرفتن نام یک شناور متخلف در لیست تحریمی ایران، شرکتهای بینالمللی بیمه از ارائه خدمات به آن خودداری کرده یا نرخهای فوقالعاده سنگینی را تحمیل میکنند که این مسئله هزینههای حملونقل را برای دشمن سرسامآور میکند. همزمان، پیشبرد دیپلماسی فعال و ایجاد کریدورهای مشترک با همسایگانی چون عمان، ابزار مدیریتی نیرومندی به دست تهران داده تا با اشتراکگذاری امنیت آبراه، ادعای واشنگتن مبنی بر انزوای ایران را باطل کند. در این میان، تبلیغات رسانههای غربی درباره مسیرهای جایگزین نیز صرفاً کارکردی روانی در جنگ تبلیغاتی دارد، چراکه ظرفیت جغرافیایی و موقعیت استراتژیک تنگه هرمز بهسادگی قابل جایگزینی نیست.
شکست محاصره، فراتر از ناوها و کشتیها، وابسته به قدرت مانور ایران بر سر سایر نقاط حساس منطقه است. ایران هنوز از تمام کارتهای خود استفاده نکرده است. مخازن بزرگ نفت متحدان منطقهای آمریکا در حاشیه خلیجفارس، به دلیل بستهشدن مسیرهای صادراتی طی ماههای گذشته، تا حداکثر ظرفیت پر شدهاند. این مخازن حیاتی، اهدافی بهشدت آسیبپذیر و پرریسک هستند که تنها یک جرقه نظامی میتواند کل ساختار انرژی منطقه و حامیان غربی-عربی واشنگتن را به آتشی ناشی از بنبست خودساخته بکشاند.
دست پر نظامیان؛ ضامن دیپلماسی عزتمندانه
آنچه امروز در پهنه نبرد دریایی میگذرد، اثبات این واقعیت است که موفقیت روی میز مذاکره یا عقبراندن دشمن از مسیر انفعال و سیگنال ضعف نمیگذرد. نیروهای مسلح با لغو یکجانبه قواعد بازی دیکتهشده از سوی واشنگتن، ابزار اقتدار را در اختیار کشور قرار دادهاند.
تثبیت این دستاورد راهبردی، نیازمند هوشمندی داخلی، حفظ انسجام ملی و مقابله با خط تحریف و سیاهنمایی است. ایران نشان داده است که نه تنها انفعال را نمیپذیرد، بلکه با ترکیب «کنترل سختگیرانه بر گلوگاه هرمز»، «پاسخ مستقیم نظامی به تجاوزات» و «هزینهسازی حقوقی-بیمهای برای متخلفان»، سناریوی محاصره دریایی را به باتلاقی پرهزینه برای ارتش تروریستی آمریکا و متحدانش تبدیل کرده است.