پیام سپاهان - فرهیختگان /متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
سید مهدی طالبی| تنگه هرمز در میدان نظامی و دیپلماتیک به عرصه نمایش اراده آهنین ایران تبدیل شده است. نیروهای مسلح آن را کنترل میکنند و دیپلماتهای وزارت امور خارجه در حال تثبیت حقوق کشور در آن هستند. روز گذشته (سهشنبه 3 شهریور 1405، 25 اوت 2026) جلوه مهمی از به کارگیری دیپلماسی در تحقق حقوق ایران با اتکا به تلاشهای نیروهای مسلح رخ داد. در جریان سفر «سید بدر بن حمد بن حمود البوسعیدی»، وزیر امور خارجه عمان به تهران، دو کشور نخستین بیانیه مشترکشان را درباره مذاکرات دوجانبه تعیین سازوکار عبور از تنگه هرمز منتشر کردند. در این بیانیه آمده است: «این رایزنیها بر اهمیت ازسرگیری دریانوردی ایمن از طریق تنگه هرمز با حفظ حاکمیت و حقوق حاکمیتی دو کشور متمرکز بود. دو وزیر با توجه به وضعیت کنونی تنگه هرمز که ناشی از جنگ اخیر و پیامدهای فاجعهبار آن است، چهارچوبی مرحلهبندیشده را مورد بحث قرار دادند که میتواند مبنایی عملی و قابلاجرا برای پیشبرد امور فراهم کند.» در بخشی از بیانیه مشترک، جملهای مشابه به برخی از بیانیههای پیشین آمده که بر مبنای بازگشایی یک کریدور موقت بهصورت فوری است؛ هرچند هرگونه گشایش منوط به عملکرد آمریکا و بازگشت به تعهداتش است. در این قسمت آمده است: «بر اساس این چهارچوب پیشنهادی، ایجاد یک کریدور دریانوردی موقت مشترک از طریق تنگه هرمز و توافق برای اجرای یک پروژه مشترک بهمنظور پاکسازی تنگه از مینها پیشبینی شده است.» بیانیه نشان میدهد توافق میان دو کشور کماکان نهایی نشده و تحت اراده ایران برای تثبیت بیشازپیش حقوقش در آینده ادامه مییابد. طبق بیانیه: «مذاکرات فنی میان دو طرف باهدف توافق بر سر یک کریدور دریانوردی دائمی و نحوه اداره آینده تنگه، همچنین ایجاد سازوکاری برای تبادل اطلاعات، مدیریت ترافیک و ارائه خدمات دریانوردی و امنیتی مربوطه ادامه خواهد یافت.»
شاخص سیاسی تنگه
تنگه هرمز، یک شاخص سیاسی مهم برای تعیین طرف پیروز جنگ است. آمریکا با باقی ماندن تسلط ایران بر تنگه نمیتواند اعلام پیروزی کند و تهران نیز با مانور بر روی این کنترل، هر استدلالی درباره شکستش را میشکند. اهمیت مذاکره و بیانیه مشترک ایران و عمان در زمینه شاخص سیاسی هرمز در تعیین پیروز جنگ 40 روزه در ادامه مورد بررسی قرار گرفته است.
1- اصل بروز تحول و تداوم آن در هرمز
اصل مذاکره یا بیانیه مشترک با عمان، درحالیکه پیشازاین و در تمام دهههای گذشته خبری از چنین مذاکراتی بر سر تنگه نبود، نشانهای از بروز تحول و برجستهشدن نقش کشورهای ساحلی تنگه است، همچنین تسلط نظامی ایران بر تنگه با تفاهمات سیاسی و حقوقی بعدی در حال طی یک سیر مداوم است.
2- بیرون نگه داشتن آمریکا از مذاکرات مستقیم
آمریکا در ابتدا تمایل داشت قضایای تنگه با مذاکره میان این کشور و ایران حلوفصل شود که با مخالفت ایران روبهرو شد، پس از آن از حضور آمریکا در مذاکرات سهجانبه یا چندجانبه جلوگیری شد. خارج نگهداشتن آمریکا از مذاکرات هرمز، یک شاخه از اهمیت سیاسی هرمز در تعیین واشنگتن بهعنوان طرف بازنده است.
3- حفظ حرکت طبق قانون و اصول
ایران با تسلط بر تنگه میتواند با تفاسیر مختلف، مدل متفاوتی پیشنهاد کند؛ اما تصمیم گرفت طبق اصول مشهور حرکت خود را تدارک ببیند. تهران بر اساس عبور بدون مخاطره از تنگه، با بروز تهدید از سمت آمریکا آن را مسدود کرد و پس از آن، عمان را که کشور جنوبی دارای ساحل در تنگه است، در مناسبات سهیم ساخت.
4- بالا و پایین کردن شأنیت دولتها
در جنگ اخیر، شأنیت دولتهای عربستان، امارات و کویت افول کرد؛ اما عمان که عملکرد مناسبتری داشت، در برابر آنها تقویت شد. حضور عمان در مذاکرات بر سر تنگه و افزایش نقش آن در تمام کریدورهای موجود حائز اهمیت است. کریدور آیمک گرچه زیرساختهایی در عمان داشت؛ اما عملاً امارات و رژیم صهیونیستی را ارتقا داده و دیگران در حاشیه قرار میگرفتند. اگر مسقط در بازی خود اشتباهات کریدور جنوبی را جبران کند، وضعیت متفاوتی خواهد یافت و اگر از بازیها بازگردد، مجدداً با تبعاتی مانند آنچه در بندر الدقم روبهرو شد، مواجه میشود.
نکات
در خصوص مذاکرات و هرمز نکاتی وجود دارند.
1- ایجاد الگو
آمریکا پس از جنگ با تفاهمنامه اسلامآباد و توافق سوئیس و عمان نیز از طریق گفتوگوهای تعیین سازوکار عبورومرور از تنگه هرمز موفق به تعامل با ایران شدند. دیگر کشورهای منطقه هم برای فعالیت باید وارد توافقات جامع و بزرگ با ایران شوند.
2- حتمی شدن اراده ایران
ایران چند نگاه به تنگه هرمز دارد. در صورت بروز جنگ آن را مسدود میکند، اگر تحریم شود یا مبالغی از آن مسدود گردد در تنگه پاسخ میدهد. از این رو هرمز در کنار مسئله موشکی، هستهای و منطقهای به بخشی از نظام بازدارندگی ایران تبدیل شده و ضلع چهارم آن است. از سویی ایران به طور مستقیم خواهان بهرهبرداری از تنگه برآمده است؛ دریافت عوارض تأمین امنیت و لزوم سرمایهگذاری بخشی از درآمد نفتی دولتهای منطقه در ایران از جمله این مواهب موردانتظار ایران هستند.
3- ضامن تنگه
دشمن ایده دورزدن تنگه را مطرح کرده است. ضامن عدم تحقق این طرحها فعالیت محور مقاومت است. تنگه هرمز و بابالمندب نهتنها برای بازدارندگی ایران و یمن که برای ایجاد چتر بازدارندگی بر بالای سر گروهها و جوامع مقاومت به کار میروند. محور مقاومت در جایجای منطقه در برابر هر طرحی برای دورزدن تنگه هرمز میایستد و دراینرابطه هیچ ملاحظهای با هیچ دولتی ندارد چه اینکه در نبرد کنونی نه با آمریکا و نه با دولتهای موافق و مخالف دیگر نداشته است.
4- توسعه همه بهجای ناموازنسازی منطقه
دشمن با تحریم و محاصره ایران و محور مقاومت و در مقابل تقویت حضور نظامی و اقتصادی خود در منطقه در پی ایجاد توسعه نامتوازن در منطقه بود تا در نهایت محور مقاومت سقوط کند. تنگه هرمز و ترتیبات آن ضامن اجرای توسعه متوازن و علیه توسعه نامتوازن است که میتواند ثبات منطقه را برهم بریزد.