پیام سپاهان - روزنامه سازندگی /متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
ابوالفضل خدایی| جنگ، این بار از آسمان و دریا به اقتصاد رسیده است. درحالی که صدای درگیریهای نظامی هنوز از تحولات منطقهای کنار نرفته، واشنگتن در حال آمادهسازی مرحلهای تازه از رویارویی با تهران است؛ مرحلهای که قرار است نه با موشک و جنگنده بلکه با تحریم، محاصره مالی و بستن آخرین روزنههای اقتصادی ایران پیش برود. اسکات بسنت، وزیر خزانهداری آمریکا، در گفتوگو با شبکه CNBC اعلام کرده که واشنگتن هفته آینده تحریمهای اقتصادی شدیدتری علیه ایران اعلام خواهد کرد. او این کارزار را «بزرگترین اقدام هماهنگ برای انزوای اقتصادی یک کشور در تاریخ جهان» توصیف کرده و مدعی شده که هدف آن، ایجاد فشار اقتصادیای است که در نهایت به فروپاشی جمهوری اسلامی ایران منجر شود. این اظهارات با واکنش لارنس نورمن، خبرنگار والاستریت ژورنال همراه شد. نورمن در شبکه ایکس نوشت که این «اولین بار پس از مدتهاست که یک مقام ارشد دولت ترامپ خواستار تغییر نظام در ایران شده است» سپس این پرسش را مطرح کرد که آیا این موضع به معنای بازگشت دولت آمریکا به اهدافی است که از ۲۸ فوریه دنبال میکرد.
هشدار ترامپ
دونالد ترامپ نیز این هفته در شبکه اجتماعی Truth Social از آنچه «جنگ اقتصادی و انزوای بیسابقه» علیه ایران خواند، سخن گفت. پیام او روشن بود: هیچ کشوری نباید از طریق بانکها، شرکتها، فرودگاهها یا نهادهای دولتی خود برای ایران «راه نجات» فراهم کند. دولت آمریکا این مرحله را بخشی از آنچه «Economic D-Day» علیه ایران نامیده، معرفی کرده است؛ تعبیری که نشان میدهد، واشنگتن قصد دارد فشار اقتصادی را از یک ابزار تحریمی معمول به ستون اصلی راهبرد خود علیه تهران تبدیل کند. ترامپ در گفتوگویی رادیویی نیز بار دیگر تأکید کرد که اگر برای جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هستهای لازم باشد «صد بار دیگر» به ایران حمله خواهد کرد.
او مدعی شد، توان موشکی و پهپادی ایران بهشدت تضعیف شده و اقتصاد کشور نیز در آستانه فروپاشی قرار دارد. جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا نیز از آغاز «مرحله جدیدی» در جنگ میان دو کشور خبر داد و صراحتاً گفت: «مؤثرترین ابزاری که برای اعمال بر ایران داریم، فشار اقتصادی است».
پاسخ ایران
پاسخ تهران نیز تند بود؛ وزارت امور خارجه ایران همزمان با سالگرد کودتای ۲۸ مرداد، تحریمهای جدید آمریکا را محکوم کرد و آنها را مصداق «تروریسم اقتصادی» و «جنایت علیه بشریت» دانست. وزارت امور خارجه تأکید کرد، ایران در دفاع از امنیت و منافع ملی خود و مقابله با فشارهای نظامی، اقتصادی، سیاسی و روانی آمریکا ثابتقدم است و با تکیه بر تجربه چند دهه مقاومت در برابر سیاست فشار، مداخله و تحریم از تمام ابزارها و ظرفیتهای خود برای مقابله با آنچه «دشمن آمریکایی- صهیونیستی» خوانده شده، استفاده خواهد کرد. اما مسئله فقط به واشنگتن و تهران محدود نمانده است؛ یکی از مهمترین حلقههای فشار اقتصادی در همسایگی ایران شکل گرفته است.
دروازهای که بسته شد
امارات متحده عربی از تعلیق کامل تجارت، مبادلات تجاری و تراکنشهای مالی با ایران خبر داده است؛ اقدامی که پس از مجموعهای از حوادث دریایی و اتهاماتی درباره شلیک موشکهای بالستیک از سوی ایران در منطقه صورت گرفته است. این تصمیم اهمیت ویژهای دارد. امارات پیش از این یکی از مهمترین شرکای اقتصادی غیرنفتی ایران و یکی از اصلیترین مراکز صادرات مجدد کالا به کشور بود. میلیاردها دلار مبادلات دوجانبه از مسیر این کشور انجام میشد و همین شبکه به ایران اجازه میداد، بخشی از آثار تحریمهای غرب را دور بزند. اکنون بسته شدن این مسیر میتواند تأمین کالاهای اساسی، نقلوانتقال پول و انجام معاملات فرامرزی را دشوارتر کند؛ درست در زمانی که اقتصاد ایران پس از ماهها بحران با تورم شدید، فقر، بیکاری و کمبود بنزین و انرژی دستوپنجه نرم میکند. روزنامه الاخبار در همین زمینه نوشته که واشنگتن پس از ناکامی در جنگ مستقیم با ایران، میدان تقابل را به کشورهای منطقه منتقل کرده تا با تحتفشار قرار دادن دولتهای خلیج فارس، آنها را وارد رویارویی اقتصادی و امنیتی با تهران کند؛ مسیری که به اعتقاد این روزنامه، میتواند بخشی از اهدافی که آمریکا در میدان نظامی به آنها نرسیده را از طریق فشار منطقهای دنبال کند.
شکست مذاکرات هرمز
در سوی دیگر بحران، تنگه هرمز قرار دارد؛ آبراهی که حالا به یکی از خطرناکترین نقاط روی نقشه ژئوپلیتیک جهان تبدیل شده است. مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری عمان برای یافتن سازوکاری جهت مدیریت عبور کشتیهای تجاری از تنگه سرانجام بدون نتیجه ماند. تلاش مسقط برای ایجاد چارچوبی بر مبنای مدیریت ۵۰-۵۰ آبهای سرزمینی میان خواستههای ایران و مخالفت آمریکا گرفتار شد. تهران خواستار دریافت هزینه عبور بود، درحالی که واشنگتن با هرگونه عوارض عبوری مخالفت میکرد. ایران شکست مذاکرات را نتیجه فشارهای آشکار و پنهان آمریکا بر میانجیهای عمانی دانست و تأکید کرد، دوران توافقهای یکجانبه به پایان رسیده است. با فروپاشی این مسیر دیپلماتیک، هرمز بار دیگر در مرکز بحران قرار گرفته است؛ جایی که آمریکا فشار دریایی شدیدی اعمال میکند و همزمان درباره هرگونه تلاش برای مختل کردن کشتیرانی بینالمللی هشدار میدهد.
اکتبر غافلگیرکننده!
در واشنگتن اما نگرانی دیگری شکل گرفته است؛ روزنامه واشنگتنپست مدعی شده، ایران ممکن است پیش از انتخابات میاندورهای نوامبر آمریکا با گسترش دامنه جنگ، حمله به نیروهای آمریکایی، اهداف انرژی یا کشتیها، فشار سیاسی بر ترامپ وارد کند. این روزنامه در مقابل، احتمال اقدام پیشگیرانه آمریکا علیه رهبری ایران، زیرساختهای انرژی و تأسیسات هستهای را نیز مطرح کرده؛ اقدامی که هدف آن جلوگیری از آن چیزی است که در فضای سیاسی آمریکا «غافلگیری اکتبری» نامیده میشود. ایبیسینیوز نیز از هشدار افبیآی به ادارههای پلیس در کالیفرنیا خبر داده و نوشته که ایران ممکن است در واکنش به حملات آمریکا، حمله پهپادی به سواحل غربی ایالات متحده را بررسی کرده باشد. این اطلاعات به نوشته این شبکه حتی پیش از حملات آمریکا و اسرائیل به ایران به دست مقامهای آمریکایی رسیده بود.
جنگی که هنوز تمام نشده
اکنون ایران در شرایطی وارد مرحله تازه فشار اقتصادی شده که از جنگ ۱۲ روزه سپس جنگ ۴۰ روزه، اقتصاد کشور با بحرانی عمیق مواجه بوده است. تورم سنگین، افزایش فقر و بیکاری و مشکلات مربوط به بنزین و انرژی، فشار بر زندگی روزمره مردم را به سطحی بیسابقه رسانده است. با این حال مسئله اصلی اینجاست: آیا فشار اقتصادی میتواند همان هدفی را محقق کند که جنگ مستقیم نتوانست؟ واشنگتن، بار دیگر همان مسیر آشنا را انتخاب کرده است؛ تحریم بیشتر، فشار بیشتر و تلاش برای بستن هر روزنهای که اقتصاد ایران بتواند از آن نفس بکشد. اما تجربه پنج دهه تحریم و فشار نشان داده که انزوای اقتصادی الزاماً به تسلیم سیاسی تهران منجر نمیشود.