پیام سپاهان - شرق /متن پیش رو در شرق منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
چین دومین اقتصاد بزرگ و بزرگترین واردکننده انرژی جهان، پس از لشکرکشی نظامی آمریکا در خلیج فارس، زیر اهرم فشار بزرگی قرار گرفته است؛ چیزی حدود نیمی از نفت مورد نیاز این کشور از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین میشود و دومین اقتصاد بزرگ جهان را بهشدت وابسته به تنگه هرمز میکند و از آن سو حدود 80 درصد تجارت چین به تنگه مالاکا وابسته است؛ تنگهای که هماکنون در کنترل نظامی آمریکاست و تحلیلگران میگویند در صورت تهدید تایوان، آمریکا میتواند این تنگه را مسدود کند و چین را زیر فشار بگذارد. حالا اما با انسداد تنگه هرمز و سایه آمریکا روی تنگه مالاکا، کابوس بزرگی برای چین رقم خورده است؛ کابوسی که شاید بتوان آن را جنگ پنهان آمریکا با چین دانست.
تنگه هرمز؛ شریان اقتصاد چین
جنگ آمریکا در خلیج فارس منجر به بستهشدن تنگه هرمز شده است؛ تنگهای که در کنار تنگه مالاکا، دو شریان حیاتی اقتصاد چین به شمار میآید. چین بزرگترین واردکننده نفت جهان است. چیزی حدود نیمی از نفت مورد نیاز چین از کشورهای حاشیه خلیج فارس تأمین میشود. براساس گزارش اداره کل گمرک چین، واردات روزانه نفت چین حدود ۴۲ میلیون تن و معادل ۱۰.۳ میلیون بشکه نفت در روز است و این رقم تا ۱۱.۵ میلیون بشکه در روز میرسد. عربستان با صادرات روزانه دو میلیونو 160 هزار بشکه در روز، بزرگترین صادرکننده نفت خام به چین است. پس از عربستان، روسیه با یک میلیونو 820 هزار بشکه، دومین صادرکننده بزرگ نفت به چین است و پس از این دو کشور، عراق با حدود ۱.۵ میلیون بشکه نفت و ایران با صادرات بین یک تا ۱.۵ میلیون بشکه نفت از صادرکنندگان بزرگ نفت به چین به حساب میآیند. امارات، کویت و عمان از دیگر صادرکنندگان مهم حوزه خلیج فارس به چین هستند. حالا اما تنگه هرمز مسدود و تأمین نفت و گاز چین از خاورمیانه کند شده است. گذشته از این، چین از سوی تنگه مالاکا زیر فشار آمریکاست.
تنگه مالاکا؛ نبض اقتصادهای شرق آسیا
تنگه مالاکا در جنوب شرق آسیا یکی از مهمترین آبراهههای جهان به شمار میآید. این تنگه راهروی آبی باریکی است که بین اندونزی، مالزی و سنگاپور قرار دارد و اقیانوس هند را به اقیانوس آرام و دریای چین جنوبی متصل میکند. تنگه مالاکا قیفیشکل است و بین سوماترا و شبهجزیره مالایا قرار دارد. طول این تنگه 800 کیلومتر و عرض آن بین 50 تا 320 کیلومتر متغیر است. در باریکترین نقطه عرض مالاکا فقط حدود 2.5 کیلومتر و عمق آن 23 متر است. چیزی نزدیک به یکچهارم محمولههای نفت خام جهان از تنگه مالاکا میگذرد و اگر بخواهیم سایر کالاهای تجاری را به نفتکشهای عبوری از تنگه مالاکا اضافه کنیم، سالانه حدود 100 هزار کشتی از این آبراهه میگذرد که 60 درصد تجارت جهانی را تشکیل میدهد. در واقع سالانه حدود 3.5 تریلیون دلار تجارت جهانی از این گذرگاه عبور میکند که این عدد معادل یکسوم تولید ناخالص جهان است.
نگاهی به جزئیات تجارت نفتی از تنگه مالاکا حاوی اطلاعات مهمی است؛ بر اساس گزارش اداره اطلاعات انرژی آمریکا، تنگه مالاکا از نظر حجم ترانزیت مواد خام از تنگه هرمز پیشی گرفته است و در حالی که حداکثر میزان نفت عبوری از تنگه هرمز، پیش از جنگ ایران و آمریکا حدود 20.9 میلیون بشکه در روز بوده است، میزان نفت عبوری از از تنگه مالاکا روزانه از 23.7 میلیون بشکه در روز تجاوز میکند.
همین گزارش تأکید میکند حدود ۶۰ درصد از مواد خام نفت و فرآوردههای نفتی خاورمیانه از تنگه مالاکا میگذرد و به دست مصرفکنندگان شرق دور میرسد. این پنج صادرکننده نفت و مواد خام نفتی خاورمیانه شامل پنج صادرکننده بزرگ عضو اوپک یعنی عربستان سعودی، عراق، کویت، امارات عربی متحده و ایران است. 40 درصد نفت و مواد خام عبوری از تنگه مالاکا از سوی چهار گروه صادرکننده ارسال میشود که شامل روسیه و آمریکاست. به علاوه اینکه تولیدکنندگان نفت منطقهای مانند مالزی و اندونزی و کشورهای آفریقایی هم برای صادرات نفت خود از این تنگه استفاده میکنند. مجموع تولید نفت دو تولیدکننده منطقهای، یعنی اندونزی و مالزی حدود 1.2 میلیون بشکه در روز است.
معضل مالاکا برای چین
اهمیت این ماجرا از آنجا نشئت میگیرد که چین بهشدت به تنگه مالاکا وابسته است. چین بزرگترین واردکننده نفت و گاز مایع جهان گرچه تلاش کرده است با تنوعبخشی به سبد انرژی مصرفی خود و پیشتازی در تولید انرژیهای تجدیدپذیر، وابستگیهای خود را در زمینه انرژی کاهش دهد، این کشور همچنان حدود 80 درصد انرژی مورد نیاز خود را وارد میکند تا چرخ دومین اقتصاد بزرگ جهان را بچرخاند. در این میان چین وابستگی شدیدی به تنگه مالاکا دارد؛ تنگهای که گرچه قابلیت جایگزینی با مسیرهای دیگر را دارد، کوتاهترین مسیر دسترسی برای اتصال دو اقیانوس است و مسیرهای جایگزین میتوانند بهشدت هزینه حملونقل دریایی را افزایش دهند. در حال حاضر بیشتر از ۸۳ درصد از واردات نفت چین و دوسوم از کل تجارت این کشور از تنگه مالاکا عبور میکند. به عبارتی، روزانه نزدیک به ۱۶ میلیون بشکه نفت از این آبراه میگذرد تا دومین اقتصاد جهان بتواند به حیات خود ادامه دهد.
وابستگی چین به تنگه مالاکا در شرایطی است که این تنگه در معماری امنیتی و نظامی آمریکا قرار گرفته است. ناوگان هفتم آمریکا که در اقیانوس آرام مستقر است، تسلط امنیتی و نظامی بر تنگه مالاکا دارد. این ناوگان یکی از قدرتمندترین ناوگانهای جهان به شمار میآید و دهههاست در شرق و جنوب شرق آسیا فعال است و در جنگهای کره و ویتنام نیز نقش مهمی ایفا کرده است. گذشته از این، آمریکا با هدف تأمین امنیت این آبراهه و جلوگیری از دزدی و تروریسم دریایی، پیمانهای نظامی متعددی با کشورهای ناظر بر امنیت تنگه مالاکا امضا کرده است.
به همین دلیل رهبران چینی بارها به حضور نظامی آمریکا در این منطقه اعتراض و بابت آن ابراز نارضایتی کردهاند. این نارضایتی در حدی بوده است که سالهاست در ادبیات راهبردی پکن، تنگه مالاکا با اصطلاح «معضل مالاکا» توصیف میشود؛ اصطلاحی که نخستین بار هو جینتائو، رئیسجمهور سابق چین، مطرح کرد.
البته تنگه مالاکا از دیرباز مورد توجه قدرتهای استعماری مانند هلند، پرتغال و بریتانیا بوده است و در سده ۱۹ میلادی، دزدان دریایی از آن به عنوان پناهگاهی برای تهدید کشتیهای تجاری هلندی و انگلیسی استفاده میکردند. هرچند در آن زمان نگاه قدرتهای استعماری به آبراههها و دریاها نظامی بود و به همین دلیل تسلط بر آبهای جهان و دسترسی به آبهای آزاد برای آنها یک معیار مهم نظامی و امنیتی به شمار میآمد، حالا به نظر میرسد ابعاد اقتصادی آبراههها بر ملاحظات نظامی چیره شدهاند یا دستکم اهمیتی همسطح آن پیدا کردهاند.
در این میان چین به عنوان دومین اقتصاد بزرگ جهان و بزرگترین واردکننده انرژی در جهان، وابستگی بیش از اندازه به دو آبراهه مهم هرمز و مالاکا دارد. پیش از این بارها آمریکا تهدید به بستن تنگه مالاکا کرده است؛ به گزارش NBC اخیرا شان اندروز، کاپیتان بازنشسته نیروی دریایی استرالیا، در توصیف سناریوی احتمالی درگیری آمریکا و چین گفت در صورت وقوع بحران، کنترل مالاکا میتواند به یک «عملیات دروازهبانی» تبدیل شود؛ به این معنا که برخی کشتیها اجازه عبور داشته باشند و برخی دیگر نه.
تحلیلگران میگویند ایالات متحده تهدیدی بالقوه برای جریان انرژی دریایی از طریق تنگه مالاکا تلقی میشود. در صورت وقوع یک درگیری، بهویژه بر سر تایوان، ایالات متحده میتواند با مختلکردن مسیرهای دریایی، انتقال نفت به چین را قطع کند. چین ابراز نگرانی کرده است نیروهای دریایی آمریکا که در نزدیکی تنگه مالاکا فعالیت میکنند، ممکن است انتقال محمولههای حیاتی نفت را مختل و عملا واردات حیاتی این کشور را قطع کنند. راهبرد دریایی آمریکا شامل گزینههایی برای محدودکردن دسترسی چین به آبراههای اصلی از طریق بهکارگیری زیردریاییهای تهاجمی و کشتیهای سطحی بوده است. آنها همچنین تأکید میکنند ادعاهای اخیر دونالد ترامپ در مورد کانال پاناما و الحاق گرینلند در مدار قطب شمال، بار دیگر یکی از کلیدیترین مفاهیم ژئوپلیتیک جهان را از دوره کلاسیک به صدر مباحثات نظامی و امنیتی بازگردانده است: «تسلط بر دریا». رافائل پی. پی. دوسون، تحلیلگر مسائل استراتژیک، در یادداشتی به بررسی این موضوع پرداخته است که چگونه امنیت دریایی و تسلط بر گلوگاههای جهان، سرنوشت قدرتهای بزرگ را رقم میزند و در این میان تنگه مالاکا برای چین، فراتر از یک مسیر تجاری، «شریان حیاتی» است. چین در حال حاضر با آنچه «مثلث مرگبار» نامیده میشود، دستوپنج نرم میکند؛ وضعیتی شامل رشد اقتصادی پرشتاب، کمبود شدید انرژی داخلی و به تبع آن، لزوم نظامیگری گسترده در آسیا. کارشناسان معتقدند این وابستگی فزاینده به تنگه مالاکا نهتنها امنیت انرژی چین را تهدید میکند، بلکه مبنای مشروعیت سیاسی داخلی حزب کمونیست چین را نیز در معرض ریسک قرار میدهد. ایالات متحده با درک این آسیبپذیری، از مدتها پیش استراتژی مهار را در دستور کار خود قرار داده است. تمرکز مجدد واشینگتن بر نیروهای نظامی در پایگاههای استراتژیک همچون گوام، دیهگو گارسیا و لوزون (فیلیپین)، در کنار ایجاد ائتلافهایی نظیر «کوآد» (QUAD) و «آکوس» (AUKUS)، در واقع تلاشی برای کنترل گلوگاههای دریایی آسیاست.
نظریهپردازان قدرت بر این باورند با تشدید رقابت میان پکن و واشینگتن، کنترل تنگه مالاکا به یکی از آخرین اهرمهای حیاتی واشینگتن برای مهار چین تبدیل شده است. در صورت وقوع هرگونه تنش در تایوان، احتمال محاصره دریایی چین و قطع دسترسی به منابع انرژی، یک سناریوی کابوسوار برای پکن محسوب میشود.