پیام سپاهان - اکو ایران /متن پیش رو در اکو ایران منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
خبرگزاری الجزیره در همین رابطه در گزارشی دیگر مینویسد که «پیمان دفاعی مشترک مکه» پرسشهایی را درباره تغییر موازنه قدرت در منطقه خاورمیانه برانگیخته است. کارشناسان گمانهزنی کردهاند که این توافق ممکن است آغاز شکلگیری یک ائتلاف منطقهای گستردهتر باشد که میان اسرائیل و ایران قرار گیرد و نسبت به هر دو طرف محتاط باشد.
اگرچه امضاکنندگان میکوشند در برابر تهدیدهای منطقهای پیام قدرت و وحدت ارسال کنند، همزمان در توصیف این پیمان بهعنوان یک ابزار بازدارنده نیز محتاط بودهاند. تحلیلگران خاطرنشان میکنند که سه کشور مراقب بودهاند دشمنان منطقهای خود را تحریک نکنند. همچنین هنوز مشخص نیست این پیمان تا چه اندازه اعضای آن را ملزم خواهد کرد در دفاع از شرکای ائتلاف خود وارد عمل شوند.
هارلن اولمن، رئیس شرکت مشاورهای کیلوون گروپ، به الجزیره گفت: «ما هنوز بیانیه مکه را ندیدهایم. بر این باوریم که در آن گفته شده حمله به یکی باید حمله به همه تلقی شود و عبارت "باید تلقی شود" نکته کلیدی است، زیرا این به معنای "الزاماً" نیست.»
تهدیدها نیز چندان دور از این کشورها نیستند. پاکستان از ماه فوریه درگیر مناقشه مرزی با افغانستان بوده و در مه ۲۰۲۵ نیز برای چند روز با هند، دیگر قدرت هستهای منطقه، تبادل آتش کرده است.
عربستان سعودی نیز از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در اواخر فوریه، بارها هدف حملات ایران و متحدان آن قرار گرفته است. ترکیه نیز سالهاست با گروههای مسلح کرد در داخل و خارج از خاک خود درگیر بوده است. تنشها با اسرائیل نیز افزایش یافته است. کارشناسانی مانند اولمن میگویند هنوز مشخص نیست پیمان دفاعی مشترک مکه چگونه ممکن است سه امضاکننده خود را وارد هر یک از این درگیریها کند.
اولمن همچنین میگوید: «فرض کنید انصارالله در یمن به عربستان سعودی حمله کنند؛ آیا این باعث ورود ترکیه میشود؟ آیا پاکستان را وارد درگیری میکند؟ این هنوز مشخص نیست.»
اعضای تازه؟
هنوز مشخص نیست که آیا پیمان دفاعی مشترک مکه ممکن است گسترش یابد و کشورهای دیگری مانند مصر، قطر، سوریه و امارات متحده عربی را نیز دربرگیرد یا نه.
مزایای چنین ائتلافی قابل درک است: کشورهای دارای اکثریت سنی در خاورمیانه اغلب دچار اختلاف بودهاند و برخی ناظران استدلال میکنند که همین مسئله دلیل ناتوانی آنها در مقابله با تهدیدهای اسرائیل و ایران بوده است؛ اما اختلافات گذشته، در کنار تفاوت منافع، باعث میشود گسترش این ائتلاف امری قطعی نباشد.
برای مثال، سوریه بر بازسازی پس از جنگ، پس از یک درگیری ۱۳ ساله ویرانگر، تمرکز دارد. موقعیت این کشور در مرز شمالی اسرائیل ممکن است باعث شود دمشق در پیوستن به پیمانی که میتواند از نظر اسرائیل منفی تلقی شود، تردید کند.
مصر نیز به همین ترتیب، بر اقتصاد و جلوگیری از بیثباتی داخلی تمرکز خود را نشان داده است. مصر در گذشته در پیوستن به یک ائتلاف دریایی تحت رهبری عربستان سعودی برای حفاظت از مسیرهای کشتیرانی منطقه تردید داشته است، زیرا نگران بود به یک درگیری منطقهای کشیده شود.
امارات متحده عربی نیز میتواند یکی دیگر از اعضای بالقوه ائتلاف عربستان، پاکستان و ترکیه باشد، اما مواضع این کشور در سالهای اخیر بارها با مواضع آن کشورها تفاوت داشته است؛ بهویژه درباره مسائلی مانند یمن و عادیسازی روابط با اسرائیل. نتیجه این عادیسازی روابط، یعنی توافقهای ابراهیم با حمایت آمریکا، یک مجموعه منطقهای دیگر را شکل داده است که بیشتر با اسرائیل همسو است و میتوان آن را رقیبی برای کشورهای عضو ائتلاف مکه دانست.
پیچیدگی روابط خاورمیانه، مشکلات ذاتی هر روایتی درباره ظهور یک نظم منطقهای تازه پس از پیمان روز جمعه را برجسته میکند. ائتلافها در منطقه طی دههها بارها تغییر کردهاند. ممکن است بار دیگر نیز تغییر کنند.
ارزیابی واقعی این ائتلاف زمانی انجام خواهد شد که واقعاً مورد آزمون قرار گیرد. اسرائیل و ایران نشان دادهاند که حاضرند وارد جنگ شوند و پیامدهای آن را بپذیرند. آیا عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان نیز حاضرند برای یکدیگر چنین هزینهای بپردازند؟
در خاورمیانه امروز، ممکن است سناریویی شکل بگیرد که آنها را مجبور به اتخاذ چنین تصمیمی کند و همین تصمیمها در نهایت روشن خواهد کرد که آیا واقعاً یک محور منطقهای سوم در حال ظهور است یا نه.