پیام سپاهان - خراسان / بزرگترین دستاورد حماسه تشییع عنوان یادداشت روز در روزنامه خراسان به قلم غلامرضا بنی اسدی که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
هر ملت، لحظهای دارد که تقویم را به دو نیم تقسیم میکند؛ نه با شمشیرِ شمارشِ ایام، که با حافظه معناخوانی. آن روز، دیگر روزی در امتداد روزهای پیش از خود نیست. به یک مرز بدل میشود؛ مرزی میان آنچه بود و آنچه خواهد شد. ایران نیز امروز به چنین لحظهای رسیده است. روزی که میلیونها نفر در بدرقه آخرین سفر رهبر خود، نه فقط برای وداع با یک انسان، که برای بازخوانی معنای یک عهد گرد هم می آیند. خیابانها بیش از آنکه محل عبور جمعیت باشند، صحنه عبور تاریخ اند. تاریخی که میخواهد خود را از نو تعریف کند. در این مسیر، سیاست را هم به همکاری می گیرد؛ چه سیاست، بیش از آنکه هنر قدرت باشد، هنر تولید معناست. قدرت، اگر نتواند به حافظه جمعی تبدیل شود، در گذر زمان فرسوده میشود، اما هنگامی که یک شخصیت سیاسی از مرز فردیت عبور کند و در هیئت رهبر شهید به بخشی از روایت ملی بدل شود، معادله های متعددی نیز دگرگون میشود. دیگر سخن از یک فرد نیست؛ سخن از نمادی است که هر نسل، آن را دوباره تفسیر خواهدکرد. لذا میتوان گفت تشییعِ پیکر شهید حضرت آیت ا... خامنه ای، نه پایان یک رویداد و حتی یک دوره حکمرانی که آغاز مسئولیت نسلی است مبعوث شده که باید میان احساس و عقل، میان سوگ و ساختن، پلی تاریخی بنا کند. اگر دیروز، رهبری محور انسجام بود، اینک به فرموده رهبر جدید انقلاب، «حضور عمّارگونه ملّت ایران به این نظام اعطا گشت» و اینک این ملت است که باید در بعثت خویش نشان دهد در ایران انسجام، ریشه در فرهنگ، نهادها و حافظه تاریخی دارد. در این رهگذار وظیفه ما نیز سنگین و بسیار سنگین است چه رسانه در چنین بزنگاهی، صرفاً گزارشگر حادثه نیست؛ معمار حافظه است. آینده ملتها را تنها تصمیمهای اتاقهای قدرت نمیسازند بلکه روایتهایی شکل می دهند که از میدان، از خیابان، از خانهها و از ذهن مردم برمیخیزد. اگر روایت ملی بتواند اندوه را به امید و فقدان را به مسئولیت تبدیل کند، آن روز، تاریخ صفحه ای دیگر از پیروزی به نام ملت مبعوث شده خواهد نوشت. ایران تمدنی نیز نه از خاکستر سوگ، بلکه از سرمایه اجتماعی برمیخیزد. تمدنها با سنگ و سیمان ساخته نمیشوند؛ با اعتماد ساخته میشوند. اعتماد، همان سرمایهای است که اگر در لحظههای بزرگ بازتولید شود، میتواند دهههای آینده را نیز مدیریت کند. حکمرانی آینده، بیش از هر زمان دیگری، نیازمند آن است که مشروعیت خود را نه فقط از قانون، بلکه از توانایی ایجاد همبستگی، کارآمدی و امید بگیرد. از منظر راهبردی، مهمترین پیام تشییع، تنها خطاب به بیرون از مرزها نیست که خود نیز خطاب آن هستیم. هرگاه جامعهای بتواند در اوج اختلافها، پای پرچم کشور به اجماع برسد، امنیتش و ماندگاری اش تضمین خواهد شد.
دو گانه ای که دیگر تنها محصول قدرت نظامی نیست؛ محصول سرمایه فرهنگی و همبستگی مدنی است. چنین کشوری، پیش از آنکه در مرزهای جغرافیا مستحکم باشد، در مرزهای ذهنی شهروندانش استوار شده است.
شاید بزرگترین دستاورد حماسه حضور در تشییع، این باشد که مفهوم رهبری از یک جایگاه حقوقی، به مسئولیتی همگانی ارتقا یافت. هر ایرانی، باید خود را حامل بخشی از آینده ایران ببیند. آیندهای که در کنار رهبری جدید باید بر شانههای یک ملت بنا شود. تاریخ، در کنار شخصیت های بزرگ و دارای کاریزما از بعثت ملت ها هم فراوان می گوید. اشخاص با همه بزرگی شان، فصلهای کتاباند، اما ملت، خود کتاب است. و اگر ایران بتواند در هر نسل، میان میراث گذشته و ضرورت آینده آشتی برقرار کند، آنگاه هر بدرقهای، آغاز راهی تازه خواهد بود؛ راهی که مقصد آن، استمرار ایران بهعنوان یک تمدن زنده، پویا و آیندهساز است.