سه شنبه ۵ اسفند ۱۴۰۴

سیاسی

هم اقتدار هم گشودگی سیاسی؛ ارزیابی روزنامه اصولگرا از تجمعات دانشجویی اخیر

هم اقتدار هم گشودگی سیاسی؛ ارزیابی روزنامه اصولگرا از تجمعات دانشجویی اخیر
پیام سپاهان - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست زهرا طیبی| ورود «دنیس رایت» کاردار سفارت انگلیس و هم‌زمان سفر «نیکسون» ...
  بزرگنمايي:

پیام سپاهان - فرهیختگان / متن پیش رو در فرهیختگان منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
زهرا طیبی| ورود «دنیس رایت» کاردار سفارت انگلیس و هم‌زمان سفر «نیکسون» معاون رئیس‌جمهور آن‌هم چند ماه بعد از کودتای آمریکایی 28 مرداد 1332 صحنه را تا حد زیادی شفاف کرد که تمام تلاش دولت مصدق برای ملی شدن صنعت نفت به دست رژیم کودتاچی در حال نابودی است. هم‌زمان با ورود نیکسون به دانشگاه، دانشجویان در مقابل این اتفاق سکوت نکردند، حاصل این اعتراض دسته‌جمعی به نمایش حضور قدرت‌های بیگانه بعد از کودتای آمریکایی، شهادت مهدی شریعت رضوی، احمد قندچی و مصطفی بزرگ‌نیا بود. اتفاق تلخ 16 آذر 32 در تاریخ ثبت کرد که دانشگاه و دانشجو در جامعه ایرانی، از کنار نفوذ بیگانه بی‌تفاوت عبور نخواهد کرد. همین اتفاق بود که نشان داد برخلاف تلقی عمومی، دانشجو نسبت به واقعیت آنچه در جامعه‌اش می‌گذرد بی‌تفاوت نیست و پای حقیقت و عدالت می‌ایستد. سلسله اتفاق‌ها پس از 16 آذر 32 که نهایتاً منتهی به انقلاب 57 شد، دانشجو را تبدیل به صدای بیدار جامعه کرد و این نگاه را در فضای عمومی ایجاد کرد که گوش دانشجو نسبت به مسائل و مشکلات جامعه حساس است، واقعیت را فریاد می‌زند و اعتراضش نه جدای از جامعه که در طول خواسته‌های جامعه است. اگر با همین چهارچوب به جایگاه فعلی دانشجو و جنس اعتراض‌هایش نگاهی بیندازیم، نکاتی قابل تامل قابل طرح است. این روز‌ها دانشگاه عرصه بروز اعتراض‌ها و واکنش‌هایی است که برخی از آن‌ها نسبتی با فضای دانشگاه و تصویری که از دانشجو ارائه می‌شود، ندارد. با این حال نمی‌توان آنچه در چند روز اخیر در کف برخی دانشگاه‌های تهران گذشت را رویدادی تک‌خطی دید و حکم کلی برای آن صادر کرد. 
اقلیت معترض چه می‌گویند؟
اگر واقعیت آنچه این روز‌ها در دانشگاه می‌گذرد را صرفاً از زاویه دوربین‌های مهندسی‌شده و تنظیم‌شده رسانه‌های فارسی‌زبان خارجی نبینیم، اصل اعتراض دانشجویان در فضای دانشگاه را نباید نادیده گرفت. تلاش رسانه‌های فارسی‌زبان بر مصادره هر اعتراضی به نفع پروژه تعریف‌شده خودشان است تا گزاره چندپارگی جامعه را محقق کنند. اما در این میان باید به چند گزاره اساسی توجه کرد؛ نمی‌توان انکار کرد که اعتراضات و نارضایتی‌ها در میان دانشجویان به‌عنوان طبقه‌ای از جامعه وجود دارد و از قضا فضای دانشگاه را برای بیان اعتراضات مناسب می‌داند. این گزاره هم قابل‌انکار نیست که بخشی از جمعیت حاضرشده در کف دانشگاه نیز نسبت به واقعیت آنچه در جامعه در حال وقوع است، آگاه نیست. 
در میان جمعیت دانشجویان، اقلیتی محدود حضور داشتند که شعار‌هایی به نفع صهیونپهلویسم‌ها می‌دادند و همچنین ساختارشکنی‌ها و اقدامات خشونت‌بار نیز در میان اقلیتی از آن‌ها قابل‌مشاهده بود. براین‌اساس نمی‌توان تمام اعتراض دانشجویان را در چند روز اخیر، اعتراضی سلطنت‌طلبانه دانست؛ چرا که شعار‌ها هم صرفاً محدود به موضوع خاصی نبود. در مواجهه با این فضای اعتراضی، البته جو دانشگاه یکپارچه نبوده و در نقطه مقابل هم طیفی از دانشجویان مقابل ساختارشکنی‌ها و فحاشی‌های طیف اندکی از درون دانشگاه ایستادند. بااین‌حال دانشگاه صحنه بروز رویداد‌ها و اتفاقات تلخی بود که فاصله آن با فضای واقعی دانشگاه به‌مثابه محیطی آکادمیک علمی و فرهیخته، بسیار زیاد بود. 
با کدام نسل از دانشجویان مواجهیم؟
جدای از فراوانی جمعیت حاضر و تعدد اعتراضات رخ داده است باید به این سؤال اساسی پاسخ داد که این جنس واکنش در فضای دانشگاهی عموماً در کدام نسل از دانشجویان و در چه رده سنی، رخ داده است. آنچه از جمعیت حاضر می‌توان فهمید آن است که اعتراضات، در میان نسل نسبتاً جوان دانشگاه که کمتر از دو سه سال از ورود آن‌ها به فضای دانشگاهی می‌گذرد رخ داده که عموماً متولدین 82 تا 85 هستند. آنچه این روز‌ها در دانشگاه می‌گذرد را می‌بایست باتوجه‌به ویژگی‌های خاص این نسل تحلیل کرد؛ 1. این دهه به‌واسطه فاصله زیادی که با تاریخ معاصر منتهی به انقلاب دارد، عموماً با رویداد‌های تاریخی بیگانه است. باوجوداین فاصله، هم روایت‌های دقیق و قابل‌فهم برای این نسل به آنان منتقل نشده و هم خودشان تمایلی به خوانش تاریخ نشان ندادند. نتیجتاً آنکه این نسل با بخش زیادی از تاریخ انقلاب و رویداد‌های پس‌وپیش از آن ناآشناست و آنچه در ذهن او از تاریخ پیش از انقلاب جا افتاده، روایت‌های دست‌کاری و مهندسی‌شده است و به همین جهت نگاه او نسبت به اکنون و واقعیت کنونی، نیز عموماً جهت‌دار و حاوی خوانش‌های خطاست. 
2. اتمسفری که این نسل در آن تربیت شده و رشد یافته، متمایز و متفاوت از نسل‌های گذشته بوده است. این نسل بیش از آنکه شناختش از واقعیت را در ارتباط با محیط بیرونی و چالش‌های آن فهم کرده باشد با چرخ زدن در دیتاسنتر‌ها و محیط پلتفرمی به شناختی از جهان اطرافش دست پیدا کرده است. به همین جهت تمایلات، علایق و حتی نگاه او به جامعه ایدئالش کاملاً تحت تأثیر این شناخت پلتفرمی قرار دارد و احتمال آنکه میان تمایلات واقعی او، حکمرانی و اساساً محیط کنونی، فاصله‌ای وجود داشته باشد که زمینه نارضایتی او را فراهم کند، چندان دور از ذهن نیست؛ چرا که جهان ایدئال او در محیط پلتفرمی شکل گرفته و ترسیم شده است. 
3. حرکت این نسل به سمت ارتباط پلتفرمی با فاصله گرفتن سطوح مختلف حکمرانی از مطالبات این نسل، زمینه افتراقات آن‌ها را فراهم کرده است. به این معنی که تلاشی برای برقراری دیالوگ با این نسل و آشنا کردن او با واقعیت‌های جامعه و تشریح علل بروز مشکلات یا وجود نداشته و یا آنقدر کم بوده که این شکاف نسلی را تقویت کرده و آنان را به سمت تعارض برده است. براین اساس ریشه برخی از تفاوت نگاه را می‌بایست در کم‌توجهی به برقراری ارتباط با این نسل جوان جست‌وجو کرد. 
دانشگاه با اعتراض چگونه برخورد کند؟
دانشگاه یکی از بستر‌هایی است که می‌تواند به‌مثابه مرهمی برای این شکاف‌ها و افتراقات ایجادشده، عمل کند. به این معنا که در مرزی میان شنیدن اعتراض و برخورد با هنجارشکنی حرکت کند. دانشگاه باید فضای باز سیاسی برای طرح اعتراضات و نظرات دانشجویان را فراهم کند و اصل حرف آن‌ها را بشوند و این امکان را فراهم کند که دانشجو شنیده شود. اما فراهم‌کردن فضای باز سیاسی برای طرح نظرات دانشجو به این معنی نیست که دانشگاه در مقابل هر هنجارشکنی و رفتار خشونت‌آمیزی دور از شأن دانشگاه سکوت کند. اگر نهاد دانشگاه در این موقعیت نتواند فضایی برای طرح اعتراض مسالمت‌آمیز، فراهم کند تا اعتراض پیش از شروع به فحاشی و توهین برسد، امکان‌ها برای طرح مطالبات و اعتراضات مسالمت‌آمیز هم محدود می‌شود. راه جلوگیری از به حاشیه رفتن مطالبات واقعی دانشگاه این است که با حرکت‌هایی که این نهاد علمی را به سمت هنجارشکنی می‌برد، برخورد جدی صورت گیرد. اگر اعتراض دانشجویی به سمتی برود که عده‌ای قلیل دست به استفاده از سلاح سرد و چاقو بزنند، باید برخوردی جدی و بدون تعارف با خاطیان صورت گیرد؛ چرا که آسیب این قبیل اقدامات نه‌فقط متوجه آن اعتراض یا آن دانشجو که متوجه کل جامعه دانشگاهی می‌شود و تصویر واقعی دانشجو را مخدوش می‌کند. دانشگاه در مواجهه با اعتراض نباید آن‌قدر فضا را محدود و بسته نگه دارد که امکان شنیدن صدای واقعی دانشجو فراهم نشود و نه آن‌چنان فضا را ر‌ها کند که هر فردی به نام دانشجو، محیط دانشگاه را به ابتذال بکشد. 
علل بروز وضعیت کنونی چیست؟
در سطحی کلان‌تر و در نگاه به برخی از دانشجویان حاشیه‌ساز که به‌جای اصالت دادن به فضای دانشگاه، مسیر دردسازی را پیش می‌گیرند، این سؤال طرح می‌شود که آیا لازم است در فرایند جذب دانشجو در دانشگاه‌های دولتی و روزانه تغییراتی ایجاد کرد؟ بر مبنای آماری که پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان منتشر کرده است، 60 درصد صندلی دانشگاه‌های دولتی در اختیار سه دهک بالای درآمدی است به این معنی که بخش زیادی از صندلی‌های دانشگاه‌های دولتی در اختیار قشری قرار دارد که از امکانات و تمکن مالی خوبی برخوردار است و با اتکا به طبقه و هزینه مالی از سد کنکور عبور کرده است و نکته حائز توجه آنکه به‌محض ورود به دانشگاه سودای مهاجرت یا پله کردن دانشگاه دولتی را در سر دارد و به دنبال آن نیست که در ازای سرمایه‌گذاری دولت، دانش خود را در کشور صرف کند. طبیعتاً این رویه هم موجب ازدست‌رفتن استعداد‌ها و هزینه می‌شود و هم عملاً دانشگاه و فضای آکادمیک از نیرو‌های تربیت‌شده دانشگاه‌ها تهی می‌شود. در این موقعیت این سؤال ایجاد می‌شود که آیا ضروری نیست در سازوکار جذب دانشجو تجدیدنظری صورت گیرد تا ضمن رعایت عدالت آموزشی، فضای آکادمیک کشور فرصت جذب دانشجویانی را پیدا کند که به دنبال ارتقای فضای علمی داخل کشور هستند؟ 
در کنار ضرورت توجه به تغییر سازوکار جذب دانشجو، سیاست‌زدایی از فضای دانشگاه هم اتفاق دیگری است که در وقوع رویداد‌های این‌چنینی اثرگذار بوده است. منفعل‌شدن کنش تشکل‌ها در سال‌های اخیر، ممانعت از انجام‌شدن اقداماتی که فضای سیاسی حاکم بر دانشگاه را فعال، پویا و سرزنده نشان دهد موجب شده تا فضای دانشگاه‌ها نسبت به رویداد‌ها و اتفاق‌های اثرگذار، خنثی و تا حد زیادی بی‌واکنش عمل کند. در نقطه مقابل، دانشجو و تشکل‌های دانشجویی نیز در رقم‌خوردن این موقعیت مؤثر بودند، عدم انتقال دغدغه‌های دانشجویان و ارائه‌نکردن تصویر درست از جایگاه دانشجو در هنگامه وقوع رویداد‌ها موجب شده که دانشگاه و دانشجو نتواند کنش صحیح و درست را هنگامی که اعتراض یا سخنی دارد را پیدا و تعریف کند. نتیجه این سیاست‌زدایی از فضای دانشگاه بروز رادیکالیسم و رفتار‌های خارج از عرف در دانشگاه است که جایگاه دانشجو و دانشگاه را به ابتذال می‌کشاند. 
بازار


نظرات شما