پیام سپاهان - روزنامه سازندگی / متن پیش رو در سازندگی منتشر شده و بازنشرش در آخرین خبر به معنای تاییدش نیست
“کایا کالاس”، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا میگوید: اروپا خواهان جنگ جدیدی در خاورمیانه نیست. پیش از او، رئیسجمهور ایتالیا نیز با حمله نظامی آمریکا به ایران مخالف کرده بود. وزیر خارجه انگلیس نیز به ایالات متحده توصیه کرده بود که به جای حمله، با ایران مذاکره کند
درحالی که تنشهای نظامی میان ایران و ایالات متحده در هفتههای اخیر بهطور محسوسی تشدید شده و اعزام تجهیزات و جنگافزارهای جدید ارتش آمریکا به منطقه خاورمیانه، نگرانیها را در پایتختهای اروپایی افزایش داده است، اتحادیه اروپا تلاش میکند خود را بهعنوان بازیگری فعال در مسیر دیپلماسی معرفی کند. «کایا کالاس» مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، با هشدار درباره خطرات یک درگیری تازه در منطقه، اعلام کرده که بروکسل آماده است به روند دیپلماتیک میان تهران و واشنگتن کمک کند و از هرگونه تشدید بحران جلوگیری بهعمل آورد. او تصریح کرده که وضعیت کنونی متشنج است و اروپا خواهان جنگ جدیدی در خاورمیانه نیست؛ موضعی که بازتابدهنده نگرانیهای عمیق قاره سبز نسبت به پیامدهای یک تقابل نظامی مستقیم میان ایران و آمریکاست.
این موضعگیری در شرایطی مطرح میشود که نشانههای فزآیندهای از احتمال درگیری دیده میشود و لحن مقامات آمریکایی علیه تهران بهطور بیسابقهای تند شده است. در همین فضا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا با بازنشر ویدئویی از اظهارات مارک لوین، مجری و تحلیلگر محافظهکار آمریکایی، بار دیگر بر شک و تردیدها درباره رویکرد واقعی واشنگتن نسبت به مسیر دیپلماسی افزود. لوین در این ویدئو هشدار داده است که هرگونه عقبنشینی در برابر ایران، میتواند این کشور را در بلندمدت به پیگیری اهداف هستهای خود ترغیب کند و حتی خواستار «تغییر رژیم» در ایران شده است. او همچنین مدعی شده بود که فشارهای اقتصادی، نظام سیاسی ایران را در آستانه فروپاشی قرار داده و تنها یک تهدید نظامی معتبر و بزرگ میتواند تهران را وادار به عقبنشینی کند.
بازار ![]()
حمایت ضمنی ترامپ از این دیدگاهها و بازنشر آنها در شبکههای اجتماعی، آن هم در آستانه سومین دور مذاکرات هستهای با ایران در ژنو، این پرسش را تقویت کرده که آیا دولت آمریکا واقعاً بهدنبال یک توافق پایدار است یا از دیپلماسی بهعنوان ابزاری برای افزایش فشار استفاده میکند. این تناقض آشکار میان تهدید و مذاکره، متحدان اروپایی واشنگتن را در موقعیتی پیچیده قرار داده است. با این حال برخی کشورهای اروپایی مانند بریتانیا و ایتالیا صراحتاً مخالفت خود را با هرگونه اقدام نظامی علیه ایران اعلام کردهاند. «ایووت کوپر» وزیر خارجه بریتانیا تأکید کرده که آمریکا باید با ایران مذاکره کند، نه اینکه به این کشور حمله کند. «جورجیا ملونی» نخستوزیر ایتالیا نیز با اشاره به خطرات دستیابی ایران به سلاح هستهای، هشدار داده است که در شرایط کنونی دستیابی به توافق و پرهیز از اقدامات بیثباتکننده اهمیت حیاتی دارد. مقامهای ارشد فرانسه نیز پیشتر اعلام کرده بودند که گزینه نظامی علیه ایران، ترجیح پاریس نیست و راهحل دیپلماتیک باید در اولویت قرار گیرد.
مخالفت اروپا با تشدید درگیری میان ایران و آمریکا تنها یک موضع سیاسی ساده نیست بلکه ریشه در تفاوتهای عمیق در فلسفه راهبردی، ملاحظات اقتصادی و نگرانیهای امنیتی دارد. درحالی که کشورهای اروپایی، بهویژه اعضای گروه موسوم به E3 شامل فرانسه، آلمان و بریتانیا، نگرانیهای آمریکا درباره برنامه هستهای ایران و نقش منطقهای این کشور را تا حد زیادی مشترک هستند اما مداخله نظامی را آغازگر یک فاجعه منطقهای میدانند که پیامدهای آن بیش از همه متوجه اروپا خواهد شد. برخلاف ایالات متحده که از نظر جغرافیایی از اثرات فوری یک جنگ در خاورمیانه دور است، اروپا در خط مقدم پیامدهای ثانویه چنین درگیریای قرار دارد؛ از موجهای احتمالی مهاجرت گرفته تا اختلال در تأمین انرژی و افزایش تهدیدهای امنیتی در داخل خاک اروپا.
از منظر اقتصادی نیز اروپا بهشدت نسبت به شوکهای ناشی از بحرانهای خاورمیانه آسیبپذیر است. پیشبینیها برای سال ۲۰۲۶ نشان میدهد که یک درگیری گسترده میان ایران و آمریکا میتواند، قیمت نفت برنت را بهطور چشمگیری افزایش دهد و بار دیگر تورم را در منطقه یورو شعلهور کند. در چنین سناریویی، رشد اقتصادی اتحادیه اروپا ممکن است به حدود ۰.۹ درصد کاهش یابد و اقتصادهای صنعتی بزرگی مانند آلمان و ایتالیا بیشترین آسیب را متحمل شوند. افزون بر این تحریمهای ثانویه آمریکا که شرکتهای خارجی را بهدلیل تجارت با ایران تهدید به مجازات میکند، شرکتهای اروپایی را در موقعیتی دشوار قرار داده است؛ آنها باید میان بازار ایران و نظام مالی آمریکا یکی را انتخاب کنند. تجربه گذشته نشان داده که حتی تلاشهای اتحادیه اروپا برای محافظت از شرکتهای خود از طریق قوانین مسدودکننده در برابر سلطه مالی آمریکا، کارایی محدودی داشته و بسیاری از بانکها و شرکتهای اروپایی را وادار به عقبنشینی از بازار ایران کرده است.
در همین حال، برخی چهرههای برجسته آمریکایی نیز نسبت به کارآمدی گزینه نظامی ابراز تردید کردهاند. «دیوید پترائوس» رئیس پیشین سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا گفته است که حتی در صورت حمله نظامی به ایران چنین اقدامی لزوماً به تغییر نظام سیاسی این کشور منجر نخواهد شد و رهبری ایران احتمالاً از مواضع خود کوتاه نخواهد آمد. او با تأکید بر اینکه ضربه زدن به برنامه موشکی یا نیروهای امنیتی ایران ممکن است اهداف کوتاهمدت را تأمین کند، هشدار داده که این اقدامات به تغییر ساختار قدرت در تهران منجر نخواهد شد. پترائوس همچنین برنامه هستهای ایران و حمایت این کشور از گروههای منطقهای را تهدیدی جدی برای متحدان آمریکا در خاورمیانه دانسته و گفته است که در صورت عدم انعطاف ایران، واشنگتن ممکن است به نمایش گسترده قدرت نظامی متوسل شود.
«ریچارد هاس» رئیس پیشین شورای روابط خارجی آمریکا نیز با نگاهی انتقادیتر، سیاستهای تهدیدآمیز دولت ترامپ را زیر سوال برده است. او معتقد است که تهدیدهای نظامی نتوانسته ایران را به عقبنشینی وادار کند و دولت آمریکا فاقد یک استراتژی روشن درباره پیامدهای اقدام نظامی است. هاس هشدار داده است که تشدید محدود زور میتواند به یک چرخه تصاعدی منجر شود و در نهایت آمریکا را به یک درگیری گسترده بکشاند، بدون آنکه برنامهای دقیق برای مدیریت چنین جنگی وجود داشته باشد. به گفته او، گره زدن موضوعات غیرهستهای مانند برنامه موشکی، سیاست داخلی ایران و فعالیتهای منطقهای به هرگونه توافق هستهای، دستیابی به توافق را تقریباً غیرممکن میکند.
در چنین فضایی، تحرکات دیپلماتیک نیز ادامه دارد. براساس گزارشها، علی لاریجانی دبیر شورایعالی امنیت ملی ایران قرار است به عمان سفر کند و دور سوم مذاکرات ایران و آمریکا نیز احتمالاً در ژنو برگزار خواهد شد. سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران اعلام کرده که موضوع غنیسازی یکی از حساسترین محورهای مذاکرات است و دو طرف از مواضع یکدیگر آگاه هستند. او تأکید کرده که راهحل قابل دستیابی است اما مذاکرات نباید از طریق رسانهها پیش برده شود و در حال حاضر تمرکز ایران صرفاً بر پرونده هستهای است. در همین حال، اسماعیل بقایی، سخنگوی وزارت خارجه ایران گمانهزنیها درباره توافق موقت را بیاساس دانسته و گفته است که تهران هنوز در مرحله تدوین دیدگاهها قرار دارد.
با این حال، فضای مذاکرات تحتتأثیر تهدیدهای آشکار واشنگتن قرار دارد. ترامپ به تهران مهلتی ۱۰ تا ۱۵ روزه داده است تا به توافق برسد و هشدار داده است که در غیر این صورت با پیامدهای بسیار بد مواجه خواهد شد. گزارشها حاکی از آن است که تلاش دیپلماتیک کنونی ممکن است آخرین فرصت پیش از اقدام نظامی مشترک آمریکا و اسرائیل باشد؛ سناریویی که در صورت تحقق، میتواند خاورمیانه را وارد مرحلهای بیسابقه از بیثباتی کند.
در مجموع، اروپا تلاش میکند میان نگرانیهای امنیتی مشترک با آمریکا و هزینههای بالقوه یک جنگ تعادل برقرار کند. از نگاه بروکسل، دیپلماسی نهتنها بهترین گزینه بلکه تنها گزینه قابل مدیریت است. تجربه جنگهای گذشته در خاورمیانه نشان داده که مداخله نظامی اغلب پیامدهایی غیرقابل پیشبینی دارد و بحرانهای انسانی، اقتصادی و امنیتی گستردهای را بهدنبال میآورد. برای اروپا که هنوز با پیامدهای بحران مهاجرت، شوکهای انرژی و تهدیدهای امنیتی دستوپنجه نرم میکند یک جنگ دیگر در خاورمیانه میتواند بهمعنای ورود به دورهای تازه از بیثباتی باشد. از همینرو، موضع اتحادیه اروپا در مخالفت با تشدید تنش و حمایت از دیپلماسی نه صرفاً یک انتخاب سیاسی بلکه ضرورتی راهبردی برای حفظ ثبات داخلی و منطقهای این قاره است.