پیام سپاهان - همشهری / «رقاصی در قبرستان و چاقوکشی در دانشگاه» عنوان یادداشت روز در روزنامه همشهری به قلم محسن مهدیان است که میتوانید آن را در ادامه بخوانید:
فیلمهای رقص بالای سر قبر جانباختگان را که دیدم، بیش از هر چیز دلنگران خود عزاداری شدم و از آن هم بیشتر دلنگران متوفی.
هرقدر میخواهید برقصید، اما متوفی ـ هر که باشد ـ حرمت دارد.
حرمت او امروز دعاست، قرآن است، صلوات است. نیازش خیرات است؛ وگرنه هرقدر خواستید برقصید.
فیلمهای فحاشی و چاقوکشی در دانشگاه را هم دیدم و همان حس به من دست داد.
بازار ![]()
اینجا مگر دانشگاه نیست؟ مکان علم حریم ندارد؟
دانشگاه اگر حرمت نداشته باشد، چه چیزی در این سرزمین حرمت خواهد داشت؟
واقعیت این است که دشمن نخستین چیزی را که میگیرد، «هویت» است؛ هویت خودمان، خاکمان، دینمان و ریشهمان.
بیهویتی است که به توهین به پرچم و قرآن و دعا و مسجد میانجامد.
انسان وقتی از هویت تهی شد، مرزها فرو میریزد؛ تا آنجا که دیگر نه حرمتی میماند و نه خط قرمزی.
جریان ضدوطنی خارجنشین را ببینید.
اگر دست به هر کاری میزند ـ از دعوت به تحریم اقتصادی گرفته تا استقبال از فشار نظامی علیه کشور خودش ـ ریشه در نداشتن هویت دارد. تعلقی به این خاک و این مردم ندارد و طبیعی است که لبالب از شیادی شود.
و یا به اربابان همین انسانهای حقیر نگاه کنید.
یک سو کودککشی در غزه را رقم میزنند و سوی دیگر تعرض به کودک در جزیره اپستین.
فاصله خونریزی در غزه تا خونخواری در جزیره اپستین را «بیهویتی» پر میکند. بیهویت شدی، هویتت شیطان میشود. اصلا سبک اهریمن این است که تو را تهی از خود کند تا خودش را پر کند.
چنین جریانی همان گسست را اینجا هم تبلیغ و ترویج میکند.
خاطرتان هست نخستین صحنههای آغاز آن اغتشاشات چه نمادی داشت؟
همان عکس معروف در کف بازار؛ تصویری که با سرعت قهرمانسازی شد و بهعنوان
«پسر شجاع ایران» دستبهدست شد.
بعدها مشخص شد که پشت پرده ماجرا و فرد قهرمان، یک شیطانپرست تمامعیار است.
جمع بیهویت خاصیت مسخکنندگی دارد؛ بهویژه وقتی هدایتش در دست جریانهای مزدور و نفوذی باشد. اما دقت کردهاید هرکس را از آن جمع بیرون بیاورند، اغلب میگوید: «نفهمیدم چه شد.»
به هویتش که برمیگردد، تازه خودش را میبیند.
اینجا همانجاست که رهبر انقلاب میگویند فرزند ماست؛ چون هویت دارد. وارد پروسه بیهویتیاش میکنند که سنگ بزند و فحش دهد.
در برخی صحنههای آشوب دیدیم که عدهای مسکرات و مواد مصرف میکنند. چرا؟
برای اینکه بیخود شوند، بیهویت شوند و از «خود» فاصله بگیرند.
اما حقیقت این است که این بیخودی فقط با ماده آغاز نمیشود؛ از ذهن شروع میشود؛ از رسانههای اجتماعی.
پس راه چیست؟
راه، فریادزدن هویت است. یادآوری مرزهاست. حفظ حرمتهاست. بازگرداندن انسان به «خود» اصیلش؛ به خاک، به عقل، به ایمان، به حرمت.
اگر هویت بماند، حرمت هم میماند و جامعهای که حرمت دارد، سقوط نمیکند.
اینجاست که «چه باید کرد» در فریادزدن هویت در شبکه اجتماعی است. اینکه نظام حکمرانی چه نقصهایی دارد به کنار، اما نقش من و ما در کمککردن به فرزندان این خاک، فریاد هویت است.